62- معرفي چند روستا در خراسان جنوبي

نوشته شده توسط مدیر سیستم. Posted in سایر مقالات عمومی

Demo Image

معرفي چند روستا در خراسان جنوبي
زهره بزرگنیا
آذر ماه 1390
مقاله شماره 61

استان خراسان جنوبي واقع در خاوركشور، از شمال به استان خراسان رضوي از خاور به كشور افغانستان ،از جنوب به استانهاي سيستان و بلوچستان و از باختربه استان يزد محدود است. مركز اين استان شهر بيرجند بوده كه در شماره 22 نشريه معمار سال 1382در مقاله اي بنام " معماري بيرجند"و درباره شهر قاين واقع در 100كيلومتري شمال بيرجند در نشريه معمار شماره53سال 1387بنام"معماري قاين " ودرباره شهر خوسف واقع در باختر بيرجند در نشريه معمار شماره 62سال1389 تحت عنوان "شناخت اجمالي بافت تاريخي خوسف" و در باره شهر زيبا و تاريخي آن بشرويه واقع در شمال باختري بيرجنددر نشريه معمار شماره65 سال1389بنام "معماري بشرويه" مطالبي آورده شده است. اين استان بسيار بكر و ناشناخته بوده و پس از تفكيك استان خراسان به سه استان در سال 1383 و مستقل شدن جنوب آن تحت عنوان خراسان جنوبي، مورد شناسائي قرار گرفته است. در استان خراسان جنوبي به غير از شهرهاي بالا روستاهاي شگفت انگيزي نيز وجود دارد كه بطور خلاصه به معرفي آنها مي پردازيم:

روستاي ماخونيك:

روستاي ماخونيک يکي از هشت روستاي شگفت انگيز ويژه مردم شناسي کشور، چون ابيانه، ماسوله، کندوان و ميمند بوده که توسط سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري استان خراسان جنوبي کتابي در يازده فصل شامل، بازي، تفريح، سرگرمي، کشاورزي، باغداري، دامداري، فنون شکار، صنايع دستي، ارتباطات و حمل و نقل، ظواهر زندگي، ادبيات عامه، زبان و گويش، باورهاي عاميانه و آئين و مراسم درباره آن در دست تهيه است.
اين روستا فاقد زيبايي هاي روستاهائي كه در بالا از آنها نام برده ايم است ولي زندگي بسيار ابتدائي مردم و كوتاهي قد آنها موضوع قابل توجهي جهت تحقيق و ريشه يابي در اين روستا مي تواند باشد.
روستاي ماخونيک يکي از 239 روستاي شهرستان سربيشه در دهستان "درح" كه نزديک به مرز ايران و افغانستان قرار دارد است. سربيشه در 66 کيلومتري و ماخونيک در حدود 143 کيلومتري خاور شهر بيرجند واقع است.

شکل نامنظم و ارگانيک از ويژگي هاي بافت اين روستاست. ساختمان هاي مسکوني بر روي شيب تپه ها بنا شده اند. مصالح بکار رفته درساختمانهاي اين روستا سنگ و گل و پوشش سقف پوشال و کاهگل است اتاق ها پنجره ندارند و هر اتاق يک خانه محسوب مي گردد. سقف اتاق ها کوتاه و دوده زده است چون در آن آتش مي افروزند. لوازم زندگي مردم از يک يا دو چراغ علاء الدين يک گاز پيک نيکي يک يا دو آفتابه و چند کاسه آلومينيومي و کتري تشکيل شده است. در اين روستاهدف مردم تنها زنده ماندن است، به همين دليل در حقيرترين خانه هاي ممکن با حداقل وسايل، زندگي مي کنند. سه نمونه خانه در ماخونيك مورد بررسي قرار گرفت خانه نمونه يك (شكل يك) از سه اتاق يا خانه تشكيل شده كه اتاق سمت راست به يك پيرزن و دواتاق سمت چپ وكزگوسفندي (آغل گوسفند) به خانوار ديگري تعلق دارد.

خانه نمونه دو نيز از دواتاق و يك تنور تشكيل شده است. (شكل دو) خانه نمونه سه از يك اتاق و محلي براي شير آب تشكيل شده و فضاي كوچك غير محصوري در مقابل خانه مشاهده مي شود (شكل سه) در مجموع مي توان گفت كه تقريباً تفاوتي بين زندگي انسان ماخونيکي با انسان عصر نوسنگي وجود ندارد. ارتفاع خانه ها حدود يک متر و نيم و ارتفاع در خانه حداکثر يک متر است که از تخته ساخته شده است. خانه خانوارهاي پر جمعيت تر از دو تا سه اتاق (خانه) تشکيل شده و حصار کوتاهي با حدود سي سانتيمتر ارتفاع حريم خصوصي خانه را تعيين مي کند. هر چند عدد خانه، يک تنور و آبريزگاه دارند حصار برخي از خانه ها حدود يک متر مي شود. آغل و مرغداني ارتفاعي کوتاه تر از خانه ها داشته و در مجاورت خانه قرار دارند. طويله بزرگي در خارج از روستا قرار دارد که همه مردم روستا از آن استفاده مي کنند و هر ساله در بهار به پاکسازي آن مي پردازند و کود حاصله را تقسيم مي کنند.  

مردم ماخونيک حدود 10 سانتيمتر از متوسط مردم ايران کوتاهتر هستند ولي ناميدن اين روستا به سرزمين لي لي پوت ها كه اخيراً باب شده صحيح نيست. کوتاهي قد، بيشتر شامل افراد كهنسال و ميانسال است. به دليل رسيدگي مسئولين خانه بهداشت به زنان باردار و در اختيار قرار دادن قرص آهن به آنها و قطره آهن به کودکان و ساير تمهيدات ديگر اکنون قد جوانان و نوجوانان تغيير کرده ونسبة معمولي به نظر مي آيند.

مردان ماخونيکي پيراهن و شلوار سفيد به تن مي کنند و عرق چين سفيدي نيز بر سر مي گذارند پيراهن آنها بلند و چاکدار است (پهر) و تا روي زانو مي آيد. زنان نيز عرق چين و دستمال به سر مي-کنند. مردم اين روستا اهل تسنن بوده و به رعايت اصول و فروع دين بسيار پاي بند هستند.

روستاي چنشت:

در 38 کيلومتري خاور شهر بيرجند در جاده بيرجند– زاهدان و در فاصله 20 کيلومتري شهر مود و 45 كيلومتري سربيشه راه روستاي"چنشت" به سمت جنوب از جاده اصلي جدا مي شود. اين راه، کوهستاني و در فصول مختلف سال زيباست. زمستانها برفگير بوده و در پائيز بوته هاي پربار زرشک، زيبايي خاصي به منظره اطراف مي بخشد و در فصل بهار و تابستان مسير، نسبتاً سرسبز است و درختان کاج و بَنِه و انواع بوته هاي گياهان صحرائي در اطراف مشاهده مي شود. روستاهاي چهکند، فُنود، هريوند و مزارکاهي در بين راه قرار دارند که در مزارکاهي مقبره بي بي زينب خاتون با زائر سراي مجاورش بر فراز کوه"باقران" ساخته شده که احتمالاً به دوران قبل از اسلام تعلق دارد. بعد از عبور از رصدخانه ،جاده دوشاخه مي شود و جاده سمت چپ به روستاي چنشت منتهي مي شود.
ساكنين روستاي چنشت با تكدي گري در زاهدان ،مشهد ،نكا ،ساري و حتي تهران زندگي مي گذرانند و فرهنگ آنها بسيار شبيه به كولي هاست .
روستاي چنشت داراي معماري سنگي با پوشش بام از چوب است و در و پنجره خانه ها به رنگ سبز يا آبي، درست مشابه لباس زنان روستا است. (براي توضيح بيشتر به نشريه بن شماره71-73 دي و بهمن 1386 مراجعه شود.) خانه نمونه يك از سنگ و آجر ساخته شده و اندود كاهگل روي آن كشيده اند. پوشش سقف خانه از تير چوبي است و در گوشه مطبخ يك اجاق قرار دارد. در قسمتهايي از خانه بجاي ديوار، سنگ کوه بهمان شکل طبيعي مشاهده مي شود. ساکنين خانه يک زوج مسن هستند. (نقشه شماره يک)
خانه نمونه دو منزل "حاج ميري" که خانه اي دو طبقه است. طبقه همکف آن ورودي و طويله (مالدان) و طبقه اول آن بخش زندگي و بخش پذيرايي قرار دارد خانه شامل، اتاق، آشپزخانه، حمام، انبار، تنورخانه و آبريزگاه است. ورودي قسمت ميهمان با چهار پله به کوچه مرتبط مي شود، طاقچه هاي اتاق ها تزئين شده و ظروف چيني روي طاقچه و کمد و غيره چيده شده و کاملاً نشان مي داد که صاحبخانه از رفاه نسبي برخوردار است. (نقشه شماره دو)مصالح بنا ازسنگ و آجر و پوشش سقف تير چوبي است كه با ساقه هاي گياه روي آن را پوشانده اند.

ديوارهاي آشپزخانه تنها گچ و خاك شده ولي اتاق ها سفيد هستند. آشپزخانه نيز داراي تعداد زيادي تاقچه بزرگ و كوچك و اجاق است. از صحن كه روي طويله قرار گرفته است نيز براي آشپزي و شستشو استفاده مي شود.

اين روستا در درّه اي قرار گرفته که اطراف آن بوسيله باغات احاطه شده است (نقشه شماره سه) به دليل کوهستاني بودن منطقه و محدوديت زمين، خانه ها بر روي کوه وکمر ساخته شده و در بسياري از خانه ها کوه بخشي از پي يا ديوار خانه را تشکيل مي دهد. توسعه روستا در مسير جاده و در سمت شمال-شرقي و بصورت خطي است. تعدادي از خانه هاي جديد نيز مانند خانه هاي قديمي حياط نداشته ولي داراي ايوان هستند و از اتاق هاي متعدد و تودرتو تشکيل شده اند، و داراي تزئينات بسيار زياد و باسمه اي مشابه نقاشي هاي روي كاميون ها هستند. مصالح مصرفي بيشتر همان تير چوبي، سنگ و آجر است ولي استفاده از پروفيل و ورق براي در و پنجره ها و سنگ پلاك در نماي خانه هاي جديد نشانگر گرايش به تغيير در كيفيت ساختمانها هستند. در و پنجره ها فلزي و با رنگ سبز يا آبي تزيين شده اند که از معماري و بافت قديم روستا اقتباس شده است.

به دليل محدود بودن زمين تعداد ساباط در اين روستا بسيار زياد و چشمگير است بطوري كه تقريباً كوچه بدون ساباط مشاهده نمي شودومعمولا"روي ساباط اتاقي ساخته شده است كه به يكي از واحدهاي مسكوني همجوار ساباط تعلق دارد. كوچه ها باريك و به هنگام زمستان و ريزش برف، مردم براي عبور و مرور با مشكل مواجه بوده و خواهان آسفالت كوچه ها هستند، بافت روستا در بخش قديمي بسيار فشرده است و بناهاي عمومي ندرتاً در آن ديده مي شود مردم چنشت از تحصيل استقبال نمي کنند و در حال حاضر اين روستا تنها دو ديپلمه و يک دانشجوي رشته حقوق دارد. در اينجا آمارطلاق بسيار بالااست چون ماههاي طولاني مردان براي گدايي به شهر مي روند و همسران آنها تنها هستند و تحت تاثير وعده وعيدهاي ديگران، از همسر خود جدا مي شوند و با ديگري ازدواج مي کنند بهمين دليل در بسياري از خانه ها چندين كودك وجود دارند که گاهاً با يکديگر نسبتي ندارند. گاهي اين طلاق ها قبل از عروسي صورت مي گيرد و يک دختر قبل از رفتن به خانه بخت دو الي سه مرتبه عقد مي شود و طلاق مي گيرد و گاهي دوزوج ، پس از يک ماه همسران خود را طلاق داده و با يکديگر عوض مي نمايند و يا مردي که زنش اغفال شده است زنش را طلاق مي دهد و همسربرادرزنش را عقد مي کند.

در بين مردم و در زمان تکدي گري دزدي هم مجاز است و ساكنان اين روستا از اين کار نيز روي-گردان نيستند. بعضي از مردان، همسران و کودکان خود را نيز به گدايي مي برندو تعدادي هم از روستاهاي اطراف پيرزنان و دختربچه ها را اجير نموده و با خود به گدايي مي برند ولي عموميت ندارد. باغداري به عهده زنان روستا است. (بيل زدن و هرس کردن درختان با مردان، دادن آب و کود و برداشت محصول به عهده زنان است.)

روستاي خور:

شهر خوسف با معماري زيبا و دست نخورده كويري آن درحدود 43 كيلومتري باختر شهر بيرجند واقع است .روستاي خور در حدود 45 كيلومتري باختر شهر خوسف و بر سر راه بيرجند طبس واقع شده است.جاده روستااز جاده اصلي به سمت جنوب منشعب مي شود.
روستاي خور از توابع بخش خوسف، شهرستان بيرجند، در 88 کيلومتري باختر بيرجند قرار دارد. اين روستا از شمال باختري به روستاهاي سروآباد و نوغاب، از خاور به پاسگاه خور و مزرعه علي آباد و از جنوب خاوري به پادگان نيروي هوايي محدود مي‌شود. اقليم آن گرم و نيمه خشک است. آب و هواي روستا در فصل بهار مطبوع، در تابستان گرم و در زمستان سرد و خشک است.
تنها آب انبار و قلعه قديمي روستا از قدمت کهن آن حکايت دارد.مردم روستاي خور به زبان فارسي با لهجه محلي خوري سخن مي‌گويند.
بيشتر درآمد مردم اين روستا از فعاليت‌هاي زراعي، دامداري، باغداري و اشتغال در امور خدماتي تأمين مي‌شود. اکثر زنان و دختران روستاي خور، ضمن همکاري در فعاليت‌هاي کشاورزي، به توليد صنايع دستي به ويژه به قالي‌بافي مي‌پردازند. محصولات عمده كشاورزي اين روستا گندم، جو، پنبه، کنجد و زعفران است. باغداري رونق نسبي دارد و زردآلو، توت و گردو از مهم‌ترين محصولات باغي آن است. مراتع سرسبز و غني، رونق دامداري و توليد لبنيات را ميسر كرده است.

روستاي خور در ميان دشت قرارداشته و بافت مسکوني متمرکزي داردكه از دو محله" بالا ده" و" پائين ده" تشكيل شده كه هر يك داراي تعدادي مسجد هستند مسجداصلي بالا ده" مهدوي" و مسجد پائين ده" عسگري" ناميده مي شوند. بافت قديمي روستا، از شرايط اقليمي و جغرافيايي منطقه تأثير پذيرفته است.

خانه‌هاي گلي با سقف گنبدي، حياط مرکزي، بادگيرهاي يك طرفه، اتاق‌هاي مشرف به حياط، هشتي و دهليز، ديوارهاي قطور باطاقچه هاي متعدد، باغچه‌هاي ميانسرا، فضاي سرپوشيده و نيمه بازي بنام" صوفه "و انباري كه به گويش محلي به آن "پرخو"مي گويند به گونه‌اي هماهنگ و منجسم، سازگار با شرايط آب و هوايي و اقليم منطقه طراحي و اجرا شده‌اند. چند بناي تاريخي مانند قلعه، آب انبار، مسجد، حسينيه، حمام،سك سك(قنات خور)كه از داخل روستا عبور مي كند و… در بافت قديمي روستا به جا مانده‌اند كه بيشترآن‌ها احتمالا" از آثار دوره صفوي هستند. مصالح عمده به کار رفته در ساخت اغلب خانه‌هاي روستا، خشت، گل، چوب و سنگ بوده، پوشش نما از كاهگل و اندود گچ و ازاره آن از آجر خفته و راسته است. بافت روستا کاملاً تحت تأثير معماري نواحي کويري و بسيار شبيه به معماري خوسف است.

قلعه خور، از خشت ساخته شده و در مجاورت روستا قرار دارد. اين قلعه، بر روي صخره‌اي به ارتفاع 5 تا 10 متر بنا گرديده است در اطراف قلعه خور به منظور تأمين امنيت خندقي مشاهده مي شود. مصالح عمده به کار رفته در ساخت اين قلعه، خشت ،گل ،آجر و گچ است.

براي دسترسي به ورودي آب انبار خور، که احتمالاً در دورة صفويه و هم زمان با حمام، مسجد و بافت تاريخي خور احداث شده است بايد از يک مسير طبيعي و رسوبي عبور کرد. برخلاف ساير آب انبارها، اين آب انبار راه پله ندارد و براي دسترسي به آب آن، عبور از دالاني در زير کوه ضروري است.

مصالح به کار رفته در ساخت اين آب انبار شامل آجر، سنگ و ملات آهک و ساروج است. ديگربنا‌های تاريخی وبا ارزش معماری روستای خور، برج و خانه کربلائی خدابخش نخعی، خانه هاي مهدی حسينائی، اسماعيل تقوی، محمدحسن شاه وردی، عباس‌شاه وردی، حاجی رضا زنگوئی، غرشمال ها، محمد حسين و عليرضا مالكي، حوض انبار خور، آب انبار قبرستان خور،حسينيه خور، مسجد عسگری،مسجد مهدوي، حمام قديمی ، آسياب آبی و آسياب بادی را مي توان نام برد.كروكي خانه محمد حسين و عليرضا مالكي ترسيم شده كه نشان دهنده نمونه اي از خانه هاي روستاست.

روستاي شوکت آباد:

روستاي تاريخي شوكت آباد در 5كيلومتري خاور شهر بيرجند و در شمال جاده زاهدان واقع است.اين روستاكه در دهستان باقران قرار دارد متعلق به امير شوكت الملك علم بوده كه درحال حاضر در اختيار اداره اوقاف قرار دارد.بافت مسكوني روستا بسيار متراكم و واحدهاي مسكوني نسبته كوچك بوده داراي حياط مركزي وبام گنبدي هستند .اين بافت در شمال روستا واقع است عمارت اربابي كه شامل مجموعه اي از بناها هستند در جنوب روستا واقعند و حد فاصل بافت مسكوني روستا و خانه اربابي فضاي مشجري است كه بنا به گفته اهالي استخر بوده است .خانه اربابي باغ مشجري است كه عمارت زيباي آن در حال حاضربه مهمانسرا،استادسراو رستوران تبديل شده است.اين باغ متعلق به دوره قاجاريه بوده نمونه كامل يك باغ ايراني با درختان بلندتزئيني و ميوه و پياده راه سنگفرش بوده، بناي آن مجموعه اي است از فضاهاي متنوع معماري، كه به تركيب فضاي باز نيمه باز و بسته مي توان اشاره كرد.

اين بنا داراي يك حوضخانه با بام گنبدي است كه در مركز گنبد، كلاه فرنگي با پنجره هائي كه از اطراف آن بخشي از نور حوضخانه تامين مي شود مشاهده مي گرددكه داراي تزئينات گچي است .پوشش بام عمارت طاق و تويزه و مصالح عمده بنا خشت وآجر و چوب و گچ است.
از دیگر فضاهای مهم تشکیل‌دهنده این مجموعه می‌توان به اندرونی یا محل خصوصی خانواده ارباب اشاره کرد. اين بخش که در جنوبی‌ترین قسمت مجموعه قرار گرفته از لحاظ معماری و طرح به بعضي از خانه‌های مسکونی واقع در بافت قدیم بیرجند بي شباهت نيست ولي داراي حياط مركزي است كه در حال حاضر استاد سرا است. از مهم‌ترین تزئینات این عمارت می‌توان به قاب‌های گچی ايوان اندرونی، رخبام‌های تزئینی و طاق‌نماهای اطراف حوضخانه اشاره کرد.

از عناصر معماری مهمی که مربوط به مجموعه بوده اما در فاصله500 متری از باغ قرار دارد يخچال طبیعی است که از خشت و گل ساخته شده است.اطراف استخرخشك شده حدفاصل روستا و خانه اربابي، واقع در مقابل در شمالي باغ را درختان توت احاطه كرده و جوي آبي از پاي درختان عبور مي كندمصالح بكار رفته در منازل روستا بيشتر خشت و گل بوده، بام ها گنبدي و ارتفاع خانه ها اندكي كوتاه تر از حد معمول است.روستا داراي مسجدزيبائي است كه جزئي از مجموعه اربابي محسوب مي شودو مناري قطور دارد كه مشابه آن كمتر ديده شده ،مصالح بكار رفته در مسجد خشت و چوب ،بام آن گنبدي و گهواره اي و نماي آن از آجر است ،صراحي هاي سفالي دست انداز بام را تشكيل مي دهد.

آجر نماي منار خفته و راسته بوده ، بنا داراي تزئينات مشبك آجري است. همانطور كه گفته شد خانه هاي روستائي در شمال، استخر و مسجد در ميانه وباغ شوكت آباد (بيروني و اندروني) در جنوب روستا واقع است.معماري بافت روستا ومجموعه اربابي بسيار متفاوت است و وجوه مشترك زيادي با هم ندارند.
پايان سخن:همانطور كه ملاحظه شد هر يك از روستاهاي معرفي شده ويژگي خاص خود را داشته و به رغم كويري بودن منطقه با تفاوت هاي جغرافيائي و اقليمي اندك ، تنوع بسيار زيادي در معماري و الگوي زيستي آنها مشاهده مي شود.ماخونيك با زندگي ابتدائي و كوتاهي قد ساكنين ،چنشت با معماري كوهستاني و نحوه اشتغال وفرهنگ غير معمول ،خوربا معماري كاملا"كويري و شوكت آباد با مجموعه اربابي برجسته آن چهره متنوع منطقه را به نمايش مي گذارد.غير از روستاهائي كه در بالا به آنها اشاره كرديم شهرستان هاي فردوس ونهبندان و روستاي فورگ با قلعه تاريخي آن ،روستاي چهكندوبندهاي تاريخي استان يعني بند دره و بند عمرشاه از نقاط قابل توجه و قابل مطالعه اين منطقه به شمار مي روندكه در فرصت ديگر به معرفي آنها خواهيم پرداخت.