58- مسکن شهري در اقليم سرد (پنج شهر آذربایجان)

نوشته شده توسط مدیر سیستم. Posted in سایر مقالات عمومی

Demo Image

 زهره بزرگ نیا

اين گزارش به بررسي معماري مسکن در پنج شهر از منطقه آذربايجان شامل: اردبيل، مراغه، ميانه، علمدار گرگر و مياندوآب پرداخته است. يافته ها در انتهاي هر بخش جمع بندي شده و در نهايت مسکن در اين پنج شهر (اقليم سرد) مورد مقايسه و تحليل قرار گرفته است.

اردبيل

در شهر اردبيل ابتدا چهار واحد مسکوني با ارزش مورد تحليل قرار گرفته که عيناً از گزارش طراحي فضاهاي شهري در بافت قديم اردبيل جلد¬پنجم نقل شده است، سپس پنج نمونه خانه قديمي معمولي، سه نمونه خانه مياني(حد فاصل قديم و جديد حدود بيست تا سي سال گذشته) مورد بررسي قرار گرفته است.

بررسي چند واحد مسکوني با ارزش در بافت قديم

نمونه شماره يک : منزل مرحوم ميرهاشم ابراهيمي

نوع نقشه صليبي است. فضاي حياط و ساختمان چنان به هم درهم آميخته¬اند که در بخش مرکزي، بويژه مقابل تالار، جدا نا¬پذ¬ير مي¬باشند. ترتيب قرارگيري فضاها به گونه¬اي است که بعد از عبور از ورودي با هشتي ساده _ که بطور غيرمستقيم به حياط مربوط مي شود _ اتاقها و تالار که حياط را محاصره کرده¬اند در مقابل قرارمي¬گيرند. ارتباط فضاي خارج و داخل ساختمان از طريق گوشوار صورت مي¬گيرد. اين فضا در معماري مسکن بومي منطقه نقش ارزنده¬اي دارد و آن فضايي است مياني که مرحله¬اي براي ورود به فضاي اصلي خانه يعني تالار و اتاقها مي¬باشد، مطبخ نيز بگونه¬اي غيرمستقيم به آن راه مي¬يابد. با توجه به چگونگي قرارگيري گوشواره¬ها چنين مشخص است که هر فضاي اصلي براي اتصال خود به خارج احتياج به فضايي فرعي و اوليه دارد که اين نقش را دهليزها و گوشواره¬ها ايفاء مي¬کنند. نقشه خانه در حالت کلي خويش قرينه است و با هندسه¬اي محکم و زيبا عدم تقارن زمين را در کناره شرقي با اختصاص دادن ورودي فرعي (خدمات)، مطبخ و يک گوشوار برطرف نموده است.

حياط در محور مرکزي خويش حوض و در دو سمت آن باغچه¬اي دارد که نشانه ادامه سنت ساخت حياط در خانه¬هاي ايراني است. ديوار حياط بلند و با طاقنماهايي فضاي کوچک آن را وسعت بخشيده¬اند. خانه يک طبقه است و تالار ارتفاعي بيش از ساير فضاها دارد. تزئينات جالب اين خانه دويست ساله در تالار اصلي وارسي¬هاي زيباي آن از امتيازات ديگر اين خانه مسکوني است.

فضاهاي خدماتي به غير از انبار هيزم که در زيرزمين قرار دارد، در منتها اليه ساختمان و در دو سمت تالار در يک منطقه طراحي شده است. قولچه و آشپزخانه فضاهاي خدماتي هستند که فضاهاي اصلي را پشتيباني مي¬کنند.

اصلي¬ترين عنصر که بر تمامي فضاها تسلط دارد تالار است. حالت مرکزي تالار، وسعت و شکل صليبي آن بسيار تناسب دارد. مصالح بکار گرفته شده از آجر است که با بند کشي توپر بر روي نما پرداخته شده است.

نمونه شماره دو منزل ميرفتاحي در تازه ميدان

حياط حالت مرکزيت دارد و گوشوارها را به ترتيب: ورودي اصلي خانه، ورودي¬ها به ساختمان و اتاقي در ارتباط با بيروني خانه تشکيل مي¬دهد. تالار بزرگ آن نسبت به محور خانه قرينه است و با دهليزهاي کناري نوع سنتي مسکن در ناحيه مرکزي ايران را به خاطر مي¬آورد. سقفها دوپوش و پنجره¬ها از دو لايه داخلي و خارجي تشکيل شده¬اند. تمامي سطح زيربنا را زيرزمين تشکيل داده است که نقشي اساسي در جهت تهويه و جلوگيري از افزايش رطوبت در بنا دارد و به عنوان انبار هيزم و ديگر وسايل نيز به کار مي¬رود. نوع ارتباط فضاهاي خدماتي از طريق دهليز در گوشه بنا برقرار مي¬شود و نحوه ارتباط چندان با آنچه در منزل ابراهيمي ديديم متفاوت نيست. به هر حال گويا اين منزل¬ در سير تحول مسکن در اردبيل به دنبال منزل ابراهيمي و متأثر از آن ساخته شده است. تأثير نقشه¬هاي صليبي در اردبيل بسيار است

از جمله در مجموعه صادقي در محله اوچدکان خانه اندروني آن دقيقاً به اين شيوه بنا شده است.

تناسب به کار رفته در نوع قاب¬بندي پنجره¬ها و آجرکاريها در نماي ساختمان بسيار منطقي و زيباست. ارتفاع ساختمان با ابعاد افقي حياط کاملاً متناسب است. جهت¬گيري ساختمان بگونه¬اي است که بهترين و بيشترين نور و گرماي خورشيد را در طول روز به خود اختصاص مي¬دهد. خانه ابراهيمي و اين خانه و تمامي منازل قديمي که در اصول ساخت سنتي معماري و شهرسازي دوران خويش در اردبيل شکل گرفته¬اند جهت خود را دقيقاً با آب و هواي منطقه تطبيق داده¬اند. حسينيه دلجو با حياط خويش در محله تابار بر طبق بررسي به عمل آمده بهترين جهت را در شهر براي ابراز الگوي مناسب جهت تعميم آن به تمامي شهر به خود اختصاص داده است. با ترسيم اين جهت و مقايسه آن با واحدهاي مسکوني، با ساخت سنتي، در شهر اردبيل مي¬توان گفت که: در يک هماهنگي کامل ابنيه در شهر جهت گرفته¬اند.

نمونه شماره سه خانه صادقي

منزل صادقي نمونه کاملي ازخانه¬هاي اعياني اردبيل است، احداث مغازه¬ها درکنار گذر فانتازيا که اين گذر خود در جهت تقابل با محلات کهن اردبيل شکل گرفت و تمايل تعدادي از اعيان و اشراف راجهت هويت بخشيدن به يک راسته جديد شهري در زمان خويش به منصه ظهور رسا¬ند از يک سو، و از ديگر سو، احداث خانه¬هاي مسکوني مجلل به گونه¬اي که پيوند هميشگي بازار با بافت مسکوني در شهر را برملا سازد، الگويي مناسب از طراحي فضاهاي مسکوني در کنار فضاهاي تجاري را به نمايش مي¬گذارد.

دو ورودي يکي اختصاصي و ديگري براي دسترسي مستقيم به حياط در محور آن، تالاري تو در تو با غلام گردشها و دهليزهاي وسيع و همچنين طنبي بزرگ در ﭘشت تالار، مصالح به کار رفته در داخل و خارج بنا، همگي نشان از تمايل صاحبخانه براي ساختمان منحصر به فرد يک واحد مسکوني دارد. از مشخصات بارز بنا تمهيداتي جهت مبارزه با سرماي سخت اردبيل است: جدا سازي اتاقها و ارسي¬هاي ضلع شمال شرقي بنا توسط راهرويي که علاوه بر اين نقش دالاني عبوري براي دسترسي مستقيم به فضاي ﭘوشيده اصلي خانه را داراست و ادامه اين فضا در قسمت انتهاي ضلع شمالي در ﭘشت تالار، طنبي و دهليزها، ﭘوششي دو لايه را به وجود آورده¬اند که به مانند ساخت ﭘنجره¬هاي دو لايه

ساختمان در نماي بيروني طراحي شده¬اند.

پنجره¬هايي کوچک که با پيموني متکي بر تقسيم بندي ها در ارسي (آئينه ها) به کار رفته در خانه¬هاي قديمي¬تر ساخته شده¬اند، اگر چه از سنت ديرين ساخت " ارسي " در تالار به گونه¬اي تخطي شده باشد. اما به هر حال با زندگي جديد دوران خويش منطبق است. فاصله زماني ساخت اين مسکن با خانه ابراهيمي حدود 150 سال است و به درستي مي-توان روند تغيير و دگرگوني طرح و شکل مسکن را با توجه به مؤمن بودن به اصول طراحي و ساخت فضاهاي مسکوني در شهر اردبيل با مقايسه اين دو نمونه بررسي نمود.

نماي زيبا با رخ بام آجرکاري شده اين ساختمان و رنگ آميزي نماي آن با قرمز آجري، زيبايي بيشتري به فضاي حياط با حوض مرکزي و باغچه¬هاي بزرگ کناري آن بخشيده است.

نمونه شماره چهار مجموعه مسکوني مبشري در مرکز محله اوچ دکان

گرچه تعداد مجموعه¬هاي خصوصي مسکوني در اردبيل چندان نيست و آنچه هست مخروبه و يا در حال تخريب مي¬باشد، اما آنچه باقي مانده حکايت از سنتي ديرين در مجموعه سازي فضاهاي مسکوني ﭘدرسالار در اين شهر دارد.

مجموعه مسکوني مبشري در مرکز محله اوچ دکان و متصل به مجموعه مسکوني صادقي است. معمولا ً معتبرترين خانه¬هاي مسکوني در مراکز محلات ساخته شده¬اند و اين مجموعه نيز از اين قاعده مستثني نيست. مجموعه مبشري متشکل از درگاه ورودي بسيار زيبا با هشتي آن، اندروني و بيروني، اصطبل و مطبخ بزرگ مي¬باشد. براساس نقشه برداشته شده در واقع مجموع آنچه را که در گونه شناسي مسکن سراغ گرفته¬ايم در اين مجموع دستگاه ساختماني مي¬توانيم بيابيم.

حياط بيروني گرچه با فضاهاي مختصر خويش چهره خانه¬اي متوسط براي طبقه اي نه چندان مرفه را به نمايش مي گذارد، اين قسمت در دو طبقه بنا شده است و دو ورودي يکي به خارج از خانه و ديگري به سمت اصطبل در ﭘشت آن ديده مي شود. نوع نقشه سه قسمتي است، در قسمت مياني دهليز ورودي منتهي به ﭘلکاني براي رفتن به طبقه دوم و درد و طرف آن اتاقها قرار گرفته¬اند. در جبهه ديگر، اين ¬سه قسمت عبارتند از: ورودي اصلي مجموعه، تالاري کوچک (سه آينه) و در سمت ديگر آن دهليزي که ارتباط طبقه بالا را با مطبخ برقرار مي¬سازد. ساختمان اندروني نمونه کاملي از گونه غالب مسکن در بافت قديم اردبيل است: تالاري با هفت آينه و مخارجه يا شاه¬نشين و در ﭘشت آن مطبخ بزرگي که از طريق دهليزهاي وسيع به اتاقهاي جانبي متصل است. محور مرکزي حياط بر محور تالار مرکزي منطبق است. تالار در انتهاي خود به سه قسمت تقسيم شده است: در قسمت مياني شاه نشين تالار و در دو سمت آن "قولچه¬ها" قرار گرفته¬اند. مطبخ نيز از طريق ﭘلکان جانبي به زير زمين ارتباط دارد. در مجموعه حياط سومي نيز براي خدمه در نظر گرفته شده است که مستقيماً با حياط اندروني ارتباط دارد. اتاقها در اين قسمت دوطرفه و بيشتر در تابستانها مورد استفاده بوده است. مجموعه صادقي نيز به مانند اين مجموعه داراي سه حياط اندروني، بيروني و خدمه است. به اين ترتيب در الگوي ساخت مجموعه¬هاي مسکوني سلول کاملي از يک نظام شهري نهفته بوده ¬است: حرکت، سکونت و خدمات. قرارگيري اين مجموعه در کنار ميدان بزرگ مرکز محله اوچ دکان موجب گرديده بود که چند واحد تجاري هم به مجموعه و هم به مرکز محله هويتي سنتي ببخشد: همزيستي کار و زندگي.

خانه هاي قديم معمولي

نمونه شماره پنج

خانه نمونه پنج که نزديک قبرستان سابق هفت تن (هنرستان رازي) و نبش کوچه قهرمان واقع است کوچکترين واحد مسکوني مورد بررسي است. مساحت آن حدود 60 مترمربع ¬بوده و از دو فضاي اصلي دهليز (ايوان دردار _ فضاي تقسيم) و يک اتاق تشکيل شده که هر دو فضا رو به سمت جنوب¬غربي دارند. در زيرزمين اين خانه آشپزخانه و انبار قرار دارد و فضاي ارتباطي نشيمن و آشپزخانه و سرويس، حياط است. به رغم ديوارهاي قطور به اين علت که از شمال به حياط همسايه، از شرق به کوچه و از جنوب به حياط ارتباط دارد و تنها سمت غرب آن به ساختمان محدود است داراي زمستانهاي بسيار سرداست. پنجره¬ها در حدود سي سانتي متر ي کف نصب گرديده¬اند. 

شغل رئيس خانوار کشاورزي و تعداد ساکنين اوليه آن (5) نفر بوده از فضاي باز (حياط) در تابستانها براي شستشو و آشپزي استفاده مي¬نمايند. سطح تعداد فضاهاي آن براي ساکنين بسيار کم و عمر ساختمان بيش از سي سال است.

مصالح¬ عمده خشت و تيرچوبي (چهارتراش) و نماي آن آجري، جنس در و پنجره¬ها چوبي با کف¬سازي اتاق ودهليز و اندود داخلي گچ است. به تصوير مراجعه شود.

نمونه شمار ه شش

خانه نمونه شش در ضلع جنوبي کوچه جمعه مسجد واقع و مساحت آن حدود 100مترمربع است. اين خانه از سه فضاي دهليز و يک اتاق و يک ﭘستو تشکيل شده که فضاي دهليز و نشيمن رو به سمت جنوب شرقي (جهت مناسب از نظر اقليم) قرار دارند. اين واحد فاقد فضاي مجزايي به عنوان آشپزخانه بوده و از دهليز براي آشپزخانه استفاده مي¬شود.

شغل رئيس خانوار آزاد و تعداد ساکنين خانه چهار نفر است از فضاي باز (حياط) در هنگام مهماني براي شستشو و براي آشپزي استفاده مي¬نمايند. ساکنين خانه از جهت استقرار بنا ابراز رضايت نموده اظهار مي¬دارند که در زمستان گرم و در تابستان خنک است. مصالح عمده آن خشت و تيرچوبي است که روي تيرچوبي¬ها پارچه نصب کرده-اند و در و پنجره¬ها چوبي، کفسازي اتاقها و اندود داخلي گچ و نماي آن آجر، کف حياط و حوض سيماني بوده، بر اثر آسفالت کوچه، کف خانه نسبت به کوچه در سطح پايين¬تري قرار گرفته (حدود 6 ﭘله) است.

نمونه شماره هفت

خانه نمونه هفت در حوالي جمعه مسجد (شمال غربي) واقع و مساحت آن حدود 160 مترمربع است. اين خانه دو طبقه از يک دهليز و دو اتاق در دو سمت راست و چپ (پذيرايي و نشيمن) تشکيل شده که آشپزخانه و پستو در پشت آن واقع گرديده پله تيزي دهليز را به طبقه فوقاني متصل مي¬نمايد. در طبقه اول يک اتاق بر روي نشيمن قرار دارد. فضاهاي اصلي خانه رو به جنوب (متمايل به شرق) واقع است و انبار در زير پذيرايي آن موجوداست.

درحال حاضر دو خانوار _ يک خانم مسن صاحبخانه و يک خانوار سه نفره _ درآن زندگي مي¬کنند که با هم نسبتي ندارند شغل رئيس خانواده مستاجر، راننده است.

نمونه شماره هشت

خانه نمونه هشت در محله ارمنستان در کوچه محمديه در انتهاي يک بن بست قرار دارد. مساحت آن 300 مترمربع بوده ترکيب فضائي آن تقريباًً مشابه خانه نمونه سه بوده، يعني از يک دهليز و دو اتاق در سمت جنوب (جبهه اصلي ساختمان) تشکيل يافته و آشپزخانه و پستو در پشت اين فضاها واقع گرديده¬اند. دهليز فضاي مرکزي خانه بوده ودو طبقه از آن طريق بهم مرتبط مي¬گردد. طبقه اول نيز شامل يک اتاق است که بر روي دهليز ساخته شده است.

شغل¬ رئيس خانوار آزاد و تعداد ساکنين فعلي خانه 4 نفراست. از فضاي باز (حياط) براي شستشو لباس و ظروف استفاده مي¬کنند. فضاهاي آن براي ساکنين فعلي کفايت مي¬کند ولي در صورت ازدواج فرزندان و آوردن عروس، خانه ناکافي خواهد بود.

مصالح عمده آن خشت و تيرچوبي (توفال کوبي شده)، نماي آن آجري، جنس در و پنجره¬ها چوبي و دو جداره بوده ،اندود داخلي و کفسازي گچ و کفسازي حياط از سنگ است. ساختمان بيش از سي سال عمر دارد.

نمونه شماره نه

اين خانه نيز در کوچه جمعه مسجد قرار داشته کامل¬ترين نمونه مورد بررسي خانه¬هاي قديمي بوده که از يک تالار و دو دهليز در سمت چپ و راست آن و دو اتاق در سمت ديگر دهليزها در جبهه اصلي و پستو و حمام (نوساز) و مطبخ در پشت فضاهاي اصلي تشکيل يافته است. دهليز غربي فضاي رابط بين قسمت¬هاي مختلف خانه بوده که به وسيله پلکاني به قسمت فوقاني (طبقه اول) مرتبط است. طبقه اول نيز از سه اتاق تشکيل يافته که در حا ل حاضر يک خانواده در آن ساکن هستند و يکي از اتاق¬ها به آشپزخانه تخصيص داده شده است.

قسمت جنوبي خانه (باريکه سازي) که بعداً به آن اضافه گرديده نيز از يک دهليز و دو اتاق و يک انبار و يک توالت تشکيل شده است. مساحت آن حدود 550 مترمربع بوده، ورودي آن داراي يک دالان است که پس از بالا آمدن سطح کوچه تخريب گرديده و بوسيله هفت پله به حياط متصل مي¬گردد. جهت فضاهاي اصلي آن به سمت جنوب شرقي است.

رئيس خانوار کارمند بازنشسته است و در حال حاضر سه خانوار شامل پدر و دو پسر با خانواده¬شان در آن ساکن هستنند. از فضاي حياط براي شستن لباس و بازي بچه¬ها استفاده مي¬نمايند.

تعداد فضاها براي سه خانوار کافي بوده ولي قديمي بودن و نداشتن تأسيسات مدرن از مشکلاتشان است. اتاقها از نظر نورگيري و استفاده از انرژي خورشيدي مناسب است.

مصالح عمده آن خشت و تيرچوبي (توفال کوبي) و اندود داخلي و کفسازي اتاقها گچ است. نماي آن آجري و داراي تزئينات مختصري است. در و پنجره¬ها چوبي و فاصله پنجره¬ها چوبي و فاصله پنجره¬ها ازکف حدود سي سانتيمتر است. کف اتاق¬ها سه پله مرتفع با کف حياط فاصله داشته کف حياط بعداً با موزاييک پوشانده شده است.

در کتاب اردبيل در گذرگاه تاريخ تحليلي از واحدهاي مسکوني قد¬يمي آمده که به علت دقيق و کامل بودن مطلب عيناً آورده شده است :

”برخي از آثاري که به ندرت از دورانهاي گذشته در اين شهر باقي مانده حکايت از آن دارد که طراحان و سازندگان آنها اطلاعات وسيعي در کار خود داشته¬اند. اين آثار معمولاً به صورت اماکن مذهبي و حمام و کارونسرا است و برخي از خانه¬هاي اعيان و اشراف سابق نيز با سبک معماري قابل توجهي بنا گرديده است."

سبک اين خانه¬ها بر پايه تقارن بوده بدين معنا علي الاصول در وسط ساختمان تالار بزرگي به شکل مستطيل مي¬ساختند و در پشت آن به درازاي تالار آشپزخانه را که به آن مطبخ مي¬گفتند، به وجود مي¬آوردند. تالار محل پذيرايي بود و بزرگ آن به امکانات مالي و موقعيت اجتماعي صاحبخانه بستگي داشت.

امروز بزرگي و کوچکي خانه¬ها و اتاق با متر سنجيده مي¬شود ولي در آن تاريخ بزرگي تالارها را با تعداد پنجره¬ها آن که در طول مستطيل و رو به جنوب قرار داشت، مي¬سنجيدند و به جاي پنجره نيز کلمه آينه به کار مي بردند، مثلاً مي¬گفتند که تالار فلان خانه 7 يا 9 يا 11 آينه است.

قسمتي از تالارها را در طول ضلع شمالي به سه قسمت مي¬کردند. قسمت وسط را که اندکي از سطح تالار بلندتر مي¬شد (مخارجه) مي¬گفتند و جزو تالار منظور مي¬داشتند ولي طرفين آن را به صورت دو اتاق کوچک درآورده در ورودي زيبايي متناسب با زيبايي تالار بين آنها و تالار مي¬گذاشتند و به آنها صندوق خانه و گاهي (قولچا) مي¬گفتند.

بعضي از ثروتمندان دو تالار يکي پشت ديگري مي¬ساختند و آنها را به جاي ديوار با پنجره¬هايي زيبا که شيشه¬هاي رنگين داشتند از هم جدا مي¬نمودند، در اين صورت يکي از تالار و ديگري را طنابي مي¬گفتند و در اردبيل آن را به صورت (طنبي) تلفظ مي¬کردند.

در طرفين شرقي و غربي تالار دو دهليز بزرگ و وسيع منظور مي¬داشتند در کنار هر يک از آنها و روبروي تالار يک اتاق مي¬ساختند. هر دهليز با يک درگاه وسيع که در ضلع جنوبي داشت به حياط خانه مربوط مي¬شد و در ورودي براي ساختمان به حساب مي¬آمد. در شمال دهليز يک در آدمي را به مطبخ هدايت مي¬کرد و يک پلکان ديگر براي رفتن به طبقه دوم ساخته مي¬شد.

در طبقه دوم چهار بالاخانه وجود داشت که دوتا از آنها روي دهليز و اتاق شرقي و دوتاي ديگر روي اتاق دهليز سمت غربي تالار بود و چون پوشش سقفها عموماً با تيرهاي چوبي صورت مي¬گرفت از ساختن طبقات ديگر در بالاي تالار و طنابي و مطبخ خودداري مي¬گشت و براي حفظ زيبا¬يي ظاهر معمولا ًسقف آنها بلندتر ساخته مي¬شد. زير تالار اغلب زيرزميني بود و در قسمتي از آن حوضي با چاه آب و تلمبه دستي به چشم مي¬خورد. اين کار براي آن بود که در زمستان سرد اردبيل که حوض آب در حياط يخ مي¬بست، شستن دست و صورت و گرفتن وضو براي اهل خانه در آنجا ميسر شود.

زيرزمين با دري به حياط مربوط مي¬شد و در ديگري هم به مطبخ داشت و بدون آنکه آدمي مجبور شود از راه حياط بدانجا برود با پايين رفتن چند پله به زيرزمين مي¬رسيد.

مطبخ محوطه بزرگي بود که به شکل مستطيل در پشت عمارت قرار داشت. در وسط آن تنوري براي پختن¬ نان مي¬ساختند و در طرفين آن دو انبار براي ريختن هيزم و ذغال منظور مي¬کردند. در پشت ديواري مشترک بين تالار و مطبخ بود تخته بند بزرگي نصب مي¬كردند و ظروف و لوازم آشپزخانه را روي آن مي¬چيدند. سمت مقابل تخته¬بند معمولاً جاي پخت و پز بود.

در يک طرف آن اجاق¬ها را مي¬ساختند و در طرف ديگر کوره¬هاي گلي بزرگ و کوچک براي پختن غذا تعبيه مي¬نمودند. در فاصله بين اجاقها و کوره¬ها، جايي مانند حوضچه کوچک مي¬ساختند و آنرا با يک مجري به چاه فاضلاب مربوط مي¬کردند و آنجا را که براي شستن ظروف و ريختن آب و غيره بود حمام خانه مي¬ناميدند.

مصالح ساختماني غالباً از خشت و آجر و آهک بود ولي پي¬هاي خانه¬ها را هميشه با سنگ و آهک مي¬گرفتند. و نماي ساختمان را تا ازاره يعني تا زير پنجره¬ها با سنگ حجاري شده و از آن به بالا با آجر مي¬ساختند و جرز آجرها را با گچ بند مي¬کشيدند و سالهاي بعد که نماي ساختمان بر اثر باد و باران و آفتاب و گرد و خاک رنگ خود را مي¬باخت روي

آجرها را با رنگ روغن به رنگ آجري و روي بندها را نيز با رنگ سفيد نقاشي مي¬کردند. حياط بزرگي در جلوي ساختمان منظور مي¬داشتند و در وسط آن حوض سنگي بزرگي به وجود مي¬آوردند که بوسيله تلمبه دستي از چاه آبي که در کنار آن کنده بودند پر مي¬کردند. در دو طرف حوض باغچه مي¬ساختند و درختان و گلهاي آنها را با آب حوض آبيا¬ري مي-نمودند. قسمت خالي بين عمارت و حوض و باغچه¬ها را با آجرهاي خطايي فرش مي¬کردند.

اين سبک خانه¬ها مخصوص اعيان و اشراف بود ولي براي طبقات متوسط، خانه¬هاي کوچکتري مي¬ساختند و اين خانه¬ها معمولا ًعبارت از دو اتاق و يک بالا خانه و يک مطبخ بود. در وسط دو اتاق دهليز قرار داشت که در ورودي آن به حياط باز مي¬شد و راهروي اتاقها نيز از اين دهليز بود. در انتهاي راهرو دري به مطبخ باز مي¬شد و در سمت ديگر آن پلکاني آدمي راه خانه¬اي که روي دهليز مي¬ساختند راهنمايي مي¬نمود، مطبخ و حياط نيز متناسب با وسعت عمارت بود و اگر حوضي در محوطه آن ساخته مي¬شد کوچکتر از حوض خانه¬هاي پيش گفته منظور مي¬گرديد. اين بناها بيشتر با خشت بود و فقط در نماي آنها آجر به کار مي¬رفت.

خانه¬¬هاي مياني

نمونه شماره ده

خانه نمونه شماره ده در يکي از معابر شمالي جنوبي در شمال قبرستان غريبان واقع است. مساحت آن حدود هشتاد مترمربع مي¬باشد و از يک دهليز و دو اتاق در جوانب آن تشکيل يافته است، مطبخ و پستو در پشت فضاهاي اصلي واقعند. هر چند کوچه با جهت تعيين شده در مطالعات اقليمي منطبق بوده و طبق اظهار نظر ساکنين در زمستانها وضع کوچه نسبت به ساير نقاط شهر بهتر است، ولي با توجه به اينکه هر واحد مسکوني از سه طرف با فضاي باز در ارتباط است و در اين نمونه تنها سمت غرب آن، با ساختمان همسايه مجاور است داراي زمستانهاي بسيار سرداست.

شغل رئيس خانواده علافي و تعداد ساکنين آن چهار نفر هستند، از فضاي باز (حياط) براي شستشو و گاهي آشپزي استفاده مي¬کنند.

مصالح به کار رفته در اين ساختمان آجر و تيرآهن و نماي آن از سيمان اندود داخي از گچ است. کف اتاقها با

آسفالت پوشيده شده و حياط از موزاييک است. در و پنجره¬ها در اين نمونه از چوب بوده و عمر تقريبي ساختمان 20سال است.

اتاقها نمور بوده و علت آن را بالا آوردن سطح حياط قيد مي¬کنند.

نمونه شماره يازده

خانه نمونه يازده نيز در يکي از معابر شمالي _ جنوبي واقع در شمال قبرستان غريبان است. مساحت آن حدود 200 مترمربع است و از يک دهليز و دو اتاق تشکيل مي¬شود که همگي از نور جنوب شرقي استفاده مي¬نمايند.

در قسمت جنوب حياط حمام و توالت و آشپزخانه، بعلاوه يک دهليز و يک اتاق که بعداً براي پسرشان ساخته¬اند، قرار دارد. دهليز در اين نمونه نيز رابط بين فضاهاي ديگر بوده و پس از آن حيا¬ط نقش تقسيم کنند¬ه را ايفا مي¬نمايد.

شغل رئيس خانواده مغازه¬دار (خامه فروش) است و دو خانوار 9و4 نفره در آن ساکن هستند. قبل از احداث آشپزخانه در بخش جنوبي حياط در دهليز آشپزي مي¬کردند و خانه فاقد فضاي آشپزخانه بود. تعداد اتاقها براي ساکنين فعلي کم مي¬باشد. يک انباري در زير اتاق پذيرايي وجود دارد.

مصالح به کار رفته در اين ساختمان آجر، تيرچوبي و تيرآهن است، نماي آن سيماني، اندود داخلي و کف اتاقها از گچ، جنس در پنجره¬ها فلزي و کفسازي حياط از موزاييک مي¬باشد. عمر ساختمان حدود 20سال است.

نمونه شماره دوازده

خانه نمونه دوازده در کوچه محمديه در محله ارمنستان واقع و مساحت آن حدود 250 مترمربع است. هرچند اين نمونه ازخانه¬هاي دوران مياني بوده (عمر ساختمان حدود 12 سال است) ولي ديگر از نقشه دهليز و اتاق تبعيت ننموده و داراي پلان¬هاي رايج در کل کشور است که از هال و سه اتاق خواب و پذيرايي و آشپزخانه و سرويس به دور آن تشکيل شده است. اين خانه براي دو طبقه (دو واحد مسکوني) طراحي گرديده که ورودي آن در پا گرد پله است. قسمت زيرين خانه را پارکينگ و انباري تشکيل مي¬دهد.

شغل رئيس خانواده دبير و تعداد ساکنين آن پنج نفر هستند جهت آن رو به جنوب شرقي است. مصالح عمده اين ساختمان آجر و تيرآهن، اندود داخلي گچ و نماي آن سيمان است. دربها چوبي و پنجره¬ها فلزي است و دور تا دور اتاقها يک رديف موزاييک شده ولي کف اتاقها آسفالت است.

در نهايت مي¬توان گفت که فرم غالب در خانه¬هاي مياني همان دهليز و دو اتاق در جوار آن بوده که رفته رفته دهليز جاي خود را به هال داده است جهت غالب استقرار بنا در نمونه¬هاي بررسي شده جنوب شرقي بوده و ترکيب مطلوب واحدها در کنار يکديگر به هم پيوسته بودن آنها و کاهش سطوح مرتبط به فضاي باز است.

جمع بندي

بافت کهن شهر اردبيل از مجموعه محلاتي (6 محله) تشکيل يافته که در حال حاضر نيز به رغم اينکه از سال 1307 به بعد با احداث خيابانهايي چند پاره گرديده ¬هنوز هويت خود را تا حدودي حفظ نموده است، ضمن اينکه در بافت مياني و بافت حاشيه¬اي نيز تقسيم به محلات حفظ شده به طوري که در حال حاضر اردبيل جمعاً از چهل محله قديمي و نوساز تشکيل يافته ¬است.

در بافت کهن شهر اردبيل از ميادين، تکيه¬ها، ساباط¬ها و ساير فضاهاي شهري که در شهرهاي حاشيه کوير، مانند يزد و کاشان و يا شهرهاي اقليم گرم و نيم مرطوب مانند شوشتر و دزفول ديده مي¬شود اثري نيست، تنها چند ميد¬ان با فضاهاي جمعي در اطرافشان مشاهده مي¬گردد. احداث چنين مياد¬يني در بافت مياني و حاشيه¬اي ديده نشده است.

با مطالعه¬اي که بر روي بافت¬هاي گوناگون شهر انجام شد مشخص گرديد که جهت غالب معا¬¬¬¬بر از جنوب غربي به شمال شرقي (جهت شيب طبيعي) شهر بوده جهت اکثر واحدهاي مسکوني به سمت جنوب شرقي است.

در معابر شهر تزيين و يا نماسازي به ندرت مشاهده مي¬شود و تنها سردر ورودي برخي از منازل داراي چنين تزييناتي است، ولي به محض ورود به خانه¬ها با تزيينات آجري و پنجره¬هاي چوبي خوش نقش مواجه مي¬شويم.

نمونه واحدهاي مسکوني مورد مطالعه در سه دوره نشان داد که فرم متراکم و فضاهاي مرتبط که معمولاً دهليز نقش تقسيم کننده را ايفا مي¬نمايد، فرم غالب واحدهاي مسکوني در دوره قديم و مياني شهر بوده است و به طور اتفاقي سبک تهراني هال مرکزي و فضاهاي اطراف آن که در نمونه¬هاي جديد ساز مشاهده مي¬گردد و تا حدودي ادامه منطقي پلان¬هاي دوره قديم و مياني است، در آن به چشم مي¬خورد.

در مراجعه به برخي از منازل مسکوني با ارزش اغلب ساکنين خانه مدعي¬اند که سبک خانه از منازل روسي اقتباس گرديده است. اين بدان معناست که يا سبک فوق بر فرهنگ و سنت¬هاي محلي ساکنين اردبيل منطبق بوده و يا آن را با تغييراتي با نيازهاي خود هماهنگ نموده¬اند. احداث هشتي يا دالان و يا نصب پرده در ورودي و در واحدهاي مسکوني بزرگ و وجود دهليز مهمان که با تالار در ارتباط است نشانه¬هايي از رعايت سنت در اين واحدهاست.

تقسيم فضايي به صورت امروزه که فضايي مختص خواب يا پذيرايي يا نشيمن را ضروري مي¬داند، تنها در يک نمونه از منازل مسکوني مورد بررسي مشاهده گرديد. ولي در پلان¬هاي اخذ شده از شهرداري از اين نوع الگو تبعيت شده است، در نمونه¬هاي قديمي و مياني فضاي نشيمن داراي چند عملکرد بوده بدين ترتيب که شبها به خواب و روزها به نشيمن اختصاص داشته است. امروزه در مجموع تمايل به سبک تهراني در اکثر قشرها مشاهده مي¬گردد.

تلفيق اين دو سبک (سبک سنتي رايج در شهر و سبک تهراني)، جدا نمودن بخش پذيرايي از زندگي روزانه و حفظ حريم زندگي خصوصي، اختصاص فضاهاي مجزا به فرزندان که رفته رفته نياز به آن احساس مي¬گردد، آوردن بخش تأسيسات (توالت و حمام) به داخل خانه، استفاده از پنجره¬هاي کوچک و احياناً دو جداره، خودداري از احداث سايه¬بان و پيش آمدگي¬هايي که استفاده از انرژي خورشيد را کاهش مي¬دهد، مواردي است که رعايت آنها در فراهم نمودن زمينه آسايش ساکنين مؤثر خواهد بود.

مراغه

به منظور شناخت معماري مسکن و سير تحولات آن در شهر مراغه از منازل مسکوني در نقاط مختلف و از دوران مختلف ساخت و ساز شهر نمونه¬هايي انتخاب و مورد بررسي قرار گرفته¬اند که ذيلاً ملاحظه خواهد شد.

در برداشت نمونه¬هايي قديمي، از چند مورد خاص موجود در شهر _ که ¬هم اکنون عملکردي غيرمسکوني چون اداري و آموزشي و غيره دارند _ به دليل عموميت نداشتن معماري آنها خودداري و سعي شده است نمونه¬ها متعلق به اقشار بزرگتري از جامعه باشند تا نتايج به دست آمده قابل تعميم و مقايسه باشد.

نمونه شماره يک

مساحت تقريبي اين منزل حدود 250 مترمربع است. ساکنين اوليه خانه 8 نفر بوده¬اند و در حال حاضر در اين خانه 2خانوار سکونت دارند. تعداد ساکنين فعلي آن 2نفر صاحبخانه و 5 نفر مستأجر هستند. اين بنا در سال 1316هجري شمسي احداث گرديده است و داراي دو بخش بيروني و اندروني بوده که قسمت اندروني صاحبخانه و در قسمت بيروني مستأجر زندگي مي کند.

ساختمان اندروني حدود 80 سانتيمتر از کف حياط سنگ و بقيه از گچ بوده و دور درها و پنجره¬ها با قاب آجر تزيين شده¬اند. درها و پنجره¬ها چوبي و داراي تزئينات ساده و زيبايي هستند.

کف حياط با موزاييک فرش شده، حوضي 8 ضلعي در ميان حياط و چهار باغچه در چهار گوشه آن قراردارد.

قسمت بيروني نيز دو طبقه و شامل طبقه همکف و اول بوده ساختمان بيروني نيز با سقف شيرواني و نماي تماماً آجر بنا گرديده است که در قسمت حد فاصل شيرواني و پنجره¬ها داراي تزئينات آجري است.

ساختمان بيروني در طبقه دوم به سمت کوچه داراي پنجره¬هايي است که همگي داراي نرده فلزي هستند.کف خانه نسبت به کف کوچه در سطحي پايين تر قرار گرفته است.

اين¬ خانه يکي از کاملترين نمونه¬ها با فضاي بيروني و اندروني بوده که در حال حاضر بيروني ديگر عملکرد سابق را نداشته و به خانه مستقلي که در اختيار خانواده ديگري است تبديل شده است.

حياط اندروني بوسيله يک دالان با کوچه مرتبط مي¬گردد. نام فضاهاي تشکيل دهنده اندروني عبارتنداز:

دهليز، اتاق، انبار، سرسرا، دالان، انبارهيزم، انبارنان، مطبخ و حياط. با توجه به دياگرام فضاهاي اندروني به اين نتيجه مي¬رسيم که به غير از حياط که مرکز ارتباطات خانه ¬است. دهليز نيز داراي مرکزيت ارتباطي درجه 2 بوده و سرسرا در مرحله سوم اين درجه¬بندي قرار مي¬گيرد.

در اين نمونه ارتباط خطي بين فضاها کاملاً به چشم مي¬خورد، به طوري که از فضاي ناهارخوري فعلي با طي قطرخانه و عبور از فضاهاي نشيمن و دهليز و غيره مي¬توان به مطبخ بدون ورود به فضاي حياط، دست يافت.

ساختمان بيروني نيز ورودي مستقل خود را داشته که از يک طرف به پلکان طبقه فوقاني و از طرف ديگر به حياط بيروني راه دارد، قسمت بيروني که در سمت غرب زمين احداث گرديده به سمت جنوب و غرب داراي پنجره است.

مرکزيت خانه با سرسراي طبقه فوقاني است و کليه فضاها يعني دو اتاق پذيرايي، انبار و پلکان به آن ارتباط دارند. با توجه به مطالب فوق مي¬توان نتيجه گرفت که عامل اقتصادي بر فرهنگ و سنت غالب شده و فضاي بيروني را به واحدي جدا و مستقل مبدل نموده است که اين خود مي¬تواند در طراحي مسکن آينده نقش مهمي را ايفا نمايد.

با توجه به جهت قرارگيري اين ساختمان مشاهده مي¬شود که روابط بيروني و اندروني با معبر اصلي در درجه اول اهميت و تابش آفتاب در اتاق¬ها در درجه دوم اهميت قرار دارند.

نمونه شماره دو

مالک اوليه خانه و تعداد ساکنين آن 7 نفر بوده¬اند. مساحت تقريبي آن حدود 350 مترمربع هستند و حدود 45 سال پيش احداث گرديده است.

اين خانه نيز داراي دو بخش بيروني و اندروني است. اندروني در سمت شمال زمين قرار گرفته و داراي سه طبقه شامل: طبقه همکف و طبقه اول هستند. سقف آن با شيرواني پوشيده شده و نما تا ارتفاع 5/1 متري از سنگ و بقيه با آجر است و تزئينات ساده و زيبايي در آن به چشم مي¬خورد. پنجره¬ها چوبي و در ارتفاع 20الي 30 سانتيمتري از کف اتاق قرار گرفته¬اند. درب بزرگ چوبي ورود به دهليز و پنجره¬ها داراي تزيينات ساده و تقسيمات زيبايي مي¬باشد. قوس پهن و عقب نشستن در و وجود 5 پله در قسمت ورودي خانه موجب تأکيد بر اين عنصر در نما مي¬گردد. در اين خانه با وجود نظم معيني که در نماسازي آن به چشم مي¬خورد از قرينه¬سازي سنتي خبري نيست.

حياط خانه با آجر و در بخشي با سنگ پوشيده شده، حوض خوش ترکيبي در وسط حياط و چهار باغچه در چهار کنج آن به چشم مي¬خورد. نماي ديوار غربي حياط آجري و ديوار شرقي گچي مي¬باشد.

قسمت بيروني در جوار مطبخ و انبار آرد در سمت جنوب زمين احداث گرديده است و برخلاف نمونه يک که پنجره و ديد از قسمت بروني به حياط و اندروني وجود نداشت، در اين خانه از بسته و بدون ارتباط بودن دو بخش آن خبري نيست. به عکس تمام فضاهاي پذيرايي (بيروني) به سمت حياط پنجره داشته و در يک قسمت به سمت کوچه جنوبي نيز پنجره دارد.

نماي اين قسمت نيز آجري و سقف آن شيرواني است و به رغم کيفيت اجرا و تزئينات داخلي که نسبت به قسمت اندروني به مراتب بيشتراست از نماي ساده¬تري برخوردار مي¬باشد، تا ارتفاع80 سانتيمتر آن از سنگ و بقيه از آجر پوشيده است، پنجره¬هاي چوبي با تقسيمات ساده و شيشه¬هاي سفيد و رنگي، درهاي چوبي با تزيينات شيار مانند جنس مرغوب، نرده پله¬هاي چوبي و خراطي شده در آن به کار رفته است. سرسراي قسمت بيروني با پنجره¬اي به سمت کوچه و بيرون مرتبط مي¬شود. اين منزل داراي دو ورودي است که يکي از آنها از داخل کوچه به دالان و پس از آن به حياط مي¬رسد و ورودي اصلي خانه مي¬باشد، ديگري ورودي مستقيم از خيابان است که در سالهاي اخير باز و احداث شده است. دالان نقش مرتبط کننده بيروني و اندروني با خارج را ايفا مي¬کند.

نام فضاهاي تشکيل دهنده اندروني عبارت است از: نشيمن، دهليز، انبار، اثاثيه، انبارآرد، انبار ميوه، انبار رختخواب و حياط، با توجه به دياگرام روابط درمي¬يابيم که حياط، مرکز ارتباطي خانه بوده و پس از آن دهليز و سرسرا نقش تقسيم فضاها را به ترتيب ايفا مي¬نمايند.

انبارهاي متنوع و متعدد دليلي بر رفاه عادي نسبي ساکنين خانه و پر استفاده بودن آنها در شرايط خاص زماني مي¬باشد. دالان، فضاي رابط بين بيروني و اندروني است و اين تنها فضاي مشترک بين دو قسمت خانه مي¬باشد. مطبخ، انبار آرد، انباري و حمام که تازه ساخته شده است و نيز توالت و غيره در جوار قسمت بيروني مي¬باشند.

پله و سرسرا در قسمت بيروني مرکزيت داشته و مهمان¬خانه و ناهارخوري و انبار رختخواب با آن ارتباط دارند. به رغم تغييرات زيادي که در چند سال اخير در سيستم زندگي مردم ايران رخ داده در سيستم زندگي ساکنين اين خانه در ارتباط با روابط فضاها تغيير زيادي به چشم نمي¬خورد و تنها تغيير ايجاد ارتباط مستقيم اندروني با کوچه مي¬باشد.

نمونه شماره سه

مالک قبلي اين خانه خرده مالک بوده و مالکين فعلي آن شغل ثابتي ندارند. امروزه در اين ¬منزل 2 خانوار سکونت دارند. تعداد ساکنين اندروني 5 و تعداد ساکنين بيروني 4 نفر مي¬باشد. مساحت تقريبي آن حدود 250 متر مربع است. قسمت اندروني دو طبقه و شامل زيرزمين و همکف مي¬باشد پوشش سقف تيرچوبي و کاهگل و نماي ديوارها کاهگلي است. پنجره¬ها بوسيله آجر قاب گرفته شده¬اند، قرنيزي 40 سانتي متري از سنگ دورتادور ساختمان را فرا گرفته، درها و پنجره¬ها چوبي است و نسبت به دو نمونه قبلي از کيفيت پايين¬تري برخوردار است. نماي ساختمان فاقد هرگونه تزئيني مي¬باشد و تنها سردر ورودي آن آجرکاري شده است.

کف حياط از آجر مفروش و حوض لوزي شکلي در ميان آن است. دو طرف حوض باغچه قرار دارد.

بيروني نيز در طبقه فوقاني سرويس¬هاي اندروني واقع است، نماي بيروني از آجر و تزئينات ساده مي-باشد، در بقيه قسمتها نما کاهگل با تقسيمات آجري است. قسمت بيروني از نظر کيفيت و نوع مصالح نسبت به اندروني در سطح بالاتري قرار دارد. دربهاي چوبي اندروني داراي تزئينات مي¬باشد. کفسازي از آجر است و در قسمت پاگرد پله-ها و دالان منقش مي¬باشد. سقف قسمت بيروني نيز مانند اندروني با تيرچوبي و کاهگل پوشيده شده است.

اين نمونه منزل¬ها به علت آنکه بيروني فاقد توالت مستقل است نسبت به دو نمونه قبلي از استقلال کمتري برخوردار است. در اين نمونه نيز دالان تنها فضاي مشترک بين بيروني و اندروني است و تنها ارتباط خانه را با معبر عمومي تأمين مي¬کند. حياط نيز بالاجبار نقش ¬ارتباطي بين دو قسمت را ايفا مي¬نمايد.

با توجه به دياگرام روابط بعد ازحياط، دهليز را در بخش اندروني مي¬توان مرکز ارتباطات منزل دانست. در قسمت اندروني نيز سرسرا همان خاصيت را دارد. پراکندگي فضاها در دو جهت ساختمان و عدم ارتباط داخلي بين طبقه همکف زيرزمين در اندروني از خواص عمده نمونه¬هاي بررسي شده مي¬باشد. در اين مورد هم مانند منزل نمونه يک به چيرگي جنبه اقتصادي بر فرهنگي برمي¬خوريم و آن تقسيم خانه به دو واحد مسکوني است.

اندروني شامل دهليز، 2 اتاق انبار، انبارهيزم، انبارآرد، مطبخ، انبار ذغال و توالت مي¬باشد و بيروني شامل سرسرا، پلکان و 2 اتاق پذيرايي است. در حال حاضر عملکرد سابق کاملاً تغيير کرده و سرسرا در بيروني تبديل به آشپزخانه و نشيمن در قسمت اندروني به اتاق پذيرايي مبدل شده است.

المان بالکن که در اين نمونه ديده مي¬شود براي استفاده از نور آفتاب و فضاي باز در قسمت بيروني در نظر گرفته شده و به شکلي طراحي گرديده است که به حياط اندروني بطور مستقيم ديد نداشته باشد.

جهت استقرار بنا در شمال غربي و جنوب شرقي زمين مي¬باشد.

نمونه شماره چهار

اين منزل و نمونه بعدي دو نمونه کاملاً مستضعف نشين بوده که ساکنين هر دو از متقاضيان سازمان ¬زمين شهري مي¬باشند. مالک اين خانه بنا و در حال حاضر به علت کهولت سن بيکار است و با همسر، پسر، عروس و 5فرزند آنها زندگي مي¬کند پسر که متقاضي زمين است راننده ميني بوس مي¬باشد. مساحت اين خانه حدود70 مترمربع و عمرآن حدود60 سال است.

ساختمان دوطبقه است، پوشش سقف تيرچوبي با کاهگل، نماگچ کاري (سفيد شده) و در و پنجره¬ها ساده و از چوب مي¬باشند. تنها تزئيني که در اين خانه به کار رفته و آن نيز داراي عملکردي قابل استفاده است طاقچه¬هاي متعدد در کنار هم مي¬باشند که نمونه¬اي از آن ترسيم شده است.

کف حياط از موزاييک است و يک حوض و سه باغچه30 ×30سانتي¬متري در کنار ديوار حياط به چشم مي¬خورد.

با توجه به امکانات مالي ضعيف در اين خانه ديگر از بيروني و اندروني خبري نيست، فضاي دالان در ورودي¬ها که تاکنون از عناصر ثابت در نمونه¬هاي مورد بررسي بوده¬اند در اين نمونه نقش خود را به يک عنصر غيرمعماري يعني پرده داده است تا حياط را ازديد غريبه¬ها محفوظ دارد.

تمام فضاهاي اين خانه حداقل ابعاد خود مي¬باشد. پنجره¬ها در ارتفاع 20 الي 30 سانتي متري از کف زمين قرار دارند.

کف اتاق¬ها از آجر فرش شده و ارتفاع آن تا زيرسقف حدود 5/2متر مي¬باشد.

حياط دراين منزل نيزمرکزارتباطي است.فضاي دهليزبا خصوصيات قبلي خود دراين خانه به چشم نمي¬خورد ولي اتاق کوچک کنارپلکان همان نقش واسطه بين فضاي سرد بيرون وداخل را ايفا مي کند.به غيرازحياط که مرکز خانه است ارتباط بين بقيه فضاها با هم بصورت خطي است و اين بيشتردرطبقه اول به چشم مي¬خورد.مطبخ دراين نمونه به علت کوچکي فاقد تنوراست.

اين منزل نمونه جالبي براي نشان دادن استفاده حداکثرازفضاي حداقل مي¬باشد.

جهت استقرار بنا در شمال غربي و جنوب شرقي و جنوب غربي زمين مي¬باشد.

نمونه شماره پنج

درحال حاضر2 خانوار در اين منزل سکونت دارند مالک خانه کار گرو سرپرست يک خانوار 5 نفري است و مستأجر نيز که متقاضي زمين مي¬باشد کارگر عکاسي است و 7عائله دارد. مساحت تقريبي زمين اين خانه حدود 140 مترمربع مي¬باشد.

به علت وجود نم زياد، کف اتاق¬ها بر روي يک طاق چوبي بنا شده¬اند که به آن فضا در اصطلاح محلي "جهنمي" مي¬گويند. به رغم رعايت اين مسئله تمام اتاق¬ها را نم فرا گرفته است.

در اين نمونه نيز مانند ساير نمونه¬ها حياط مرکز ارتباطي خانه مي¬باشد دهليز در مرحله بعدي قرار مي-گيرد. دالان رابط بين داخل و خارج خانه بوده و نسبت به ساير فضاهاي آن از بزرگي و شخصيت خاصي برخوردار است. جهت استقرار بنا در چهار طرف حياط شمال شرقي، جنوب شرقي، شمال¬غربي و جنوب غربي و زمين مي¬باشد.

نمونه هاي شماره 6 تا 10

اين پنج منزل نمونه از قسمتهايي مربوط به دوره مياني ساخت و ساز شهر برداشت شده¬اند. در نمونه شماره 6 که بيش از ده سال عمر دارد به عناصر معماري جديدي چون گاراژ و گلخانه نسبت به نمونه¬هاي قبلي برخورد مي¬کنيم، از قسمت بيروني خبري نيست و به طبقه دوم بصورت مستقل ساخته شده است. پنجره¬ها فلزي و فاصله کمي تا کف اتاق _ حدود20 سانتيمتر دارد. نماي ساختمان از داخل حياط، آجرگري بدون بند کشي و به انتظار سيمانکاري تا

زمان بهبود وضع اقتصادي مالک رها شده،ولي نماي ساختمان ازسمت کوچه به صورت موزاييکي سيمانکاري گرديده است.

نمونه شماره 7 که 28 سال پيش ساخته شده فاقد بيروني است ،اما عناصر معماري دردوقسمت شمالي و جنوبي زمين مستقرشده اند،ورودي ،دالان مربوطه ،حمام و رختکن ،توالت، آشپزخانه و يک مغازه درقسمت جنوبي قراردارد و قسمت شمالي داراي دوزيرزمين است که ازحياط به آن راه داشته واستفاده انبارازآنها مي¬شود ونيز شامل و طبقه روي آن (طبقه همکف و اول) که طبقه اول نقش بيروني با تعاريف گذشته،و مهمانخانه وپذيرايي با تعاريف امروزه را دارد و طبقه همکف – که استفاده نشيمن ازآن مي¬شود ودرحقيقت همان اندروني است – مي¬باشد.پنجره¬ها چوبي و نما آجري مي¬باشد اما فاقد تزئينات نمونه¬هاي گذشته است.در مورد اين نمونه مي¬توان گفت المان¬ها و عناصر معماري گذشته با نحوه استقرار تقريبا ًمتفاوتي نسبت به نمونه¬هاي قديم ترکنارهم قرار گرفته اند.

نمونه شماره 8 ده سال پيش ساخته شده و مساحت آن 200 متر مربع مي¬باشد.نماي خارجي آن سيما ن موزائيک و پنجره¬ها فلزي است.در اين منزل فضاها ويژگي نمونه¬هاي پيشين را ندارند وبه نظرمي¬رسد ايجاد عناصرسازنده مسکن متداول امروز، يعني¬هال،نشيمن،آشپزخانه ،خواب،پذيرايي و گاراژدرطرح وساخت فضاها مورد نظربوده است،اما درجايگزيني آنها گاهي معيارهاي گذشته بر معيارهاي امروزي فائق آمده است. بدين ترتيب ملاحظه مي¬شود که اتاق پذيرايي باخصلتي مشابه "بيروني"درطبقه اول ودورازآشپزخانه و فضاي نشينمن درطبقه همکف قرارداده شده است.

منازل شماره 9و10 نمونه¬هايي فقرنشين هستند که هرکدام دو خانواررا درخود جاي داده¬اند و هردو متقاضي زمين ازسازمان زمين شهري هستند .

نمونه¬هايي ازمنازل مسکوني تازه ساز

بعدازتصويب طرح جامع شهرطبق ضوابط تعيين شده بايد کساني که قصد احداث ساختمان دارند، پس ازتهيه نقشه و ارائه آن به شهرداري پروانه ساختمان دريافت دارند. از اين تاريخ اکثر ساختمانهاي احداث شده ازسبک و طرح ساختمان¬هاي متداول ساير نقاط ايران که اصطلاحا ًبه سبک تهراني معروف هستند ، تبعيت نموده¬اند. خصوصيت عمده ومشترک اين منازل¬عبارت است از: يک هال مرکزي که سالن پذيرايي و نهارخوري (اکثرا ًبه صورت L)واتاقهاي خواب وآشپزخانه و سرويسها دراطراف آن چيده شده اند.ارتباط کليه اجزاءساختمان ازطريق اين هال مرکزي که اکثرا ًکاربرد نشيمن نيز دارد،صورت مي گيرد.

اين منازل¬اکثرا ًدردو طبقه مستقل ساخته و ياپيش بيني شده اند درصفحه بعد 4 پلان نمونه از اين منازل که بازپرونده-هاي شهرداري استخراج گرديده است،به نظر مي¬رسد.

جمع بندي

1- سقف شيرواني که دردهه¬هاي اخيرعموميت يافته مربوط به قشر متوسط ومرفه جامعه است و خانه¬هاي مربوط به اقشار كم درآمدبا تيرچوبي و کاهگل پوشيده مي¬شود.

2- قسمتهاي باربرساختمانها ازقديمي ترين نمونه موجود يعني گنبد سرخ (542 هجري –حدود 850 سال پيش) تا نمونه¬ها ي امروزي را آجرتشکيل مي¬دهد0

3- نماي معمول درساختمان¬ها کاهگل وآجراست که نسبت به ميزان درآمد خانواده،ميزان به کارگيري ونحوه استفاده هريک ازآنها تعيين مي¬گردد. براي مثال¬ازنمونه¬هايي با نماي ساده آجري تا باتزئينات وآجرکاري¬هاي زيبا همگي درشهرديده مي¬شود.

4- دروپنجره¬ها تا حدود بيست سال پيش،عموماً چوبي بوده که نحوه تهيه وکيفيت آن نيزبه سطح درآمد اشخاص بستگي داشته است.

5- مسئله خصوصيات فضا وارتباط آن با معبرعمومي ازعمده ترين مسائل جهت تهيه پلان معماري بوده وحداکثرمنازل بيروني واندروني ديده مي¬شده است،به اين ترتيب که بيروني به سمت کوچه يا خيابان و اندروني درپشت آن قرار داشته است.

6- به رغم سردي هوا مسئله نورگيري و استفاده ازآفتاب تحت الشعاع مورد 5 اين گزارش،قرار گرفته¬است وجهات چهارگانه نقش تعيين کننده¬اي درشکل¬گيري منازل ندارند.

7- دالان و يا فضاي واسط بين داخل و خارج ازچنان اهميت ويژه¬اي برخورداراست که غيرقابل انکارمي¬باشد.

8- استفاده ازدهليزنيزکه رابط بين دواتاق مجاوراست درکليه منازل عموميت دارد.

9- فضايي به عنوان فضاي خواب درهيچيک ازنمونه¬هابه چشم نمي¬خورد،ولي انباررختخواب از ضروريات هرخانه است.معمولاًدراتاق نشيمن – غذاخوري و خواب ومطالعه و.... صورت مي¬گيرد.

10- وجود مهمان خانه (فضاي پذيرايي) به صورت يک فضاي مجزا درمنازل مسکوني شهرکاملاًجا افتاده وضروري است.

11- انبارهاي متعددازميوه وگندم وآرد ولوازم منزل گرفته تا هيزم وذغال وغيره درکليه منازل به چشم مي¬خورد.

نماي ساختمانهاي جديد

ساختمانهاي جديد درمراغه ازتيرآهن و آجروسيمان با نماي سنگ ساخته شده است.درمورد ساختمانهاي قديمي نيزاستفاده ازسنگ گاهي به چشم مي¬خورد،ازآن جمله است ساختمان را ه آهن که نماي آن کلا ًازسنگ مي¬باشد. آجربه کاررفته درعموم ساختمان¬ها آجر قرمزمي¬باشد ودر بسياري ازنمونه¬ها نماي موزائيک نيزبه چشم مي¬خورد،شيرواني ازسقف¬هاي بسيارمعمول است درحال حاضرازرابيتس به¬عنوان پوشش زيرشيرواني استفاده مي-شود. براي پوشش روي خرپاي چوبي گاهي به جاي ورق شيرواني ازايرانيت يا ورق آهن موج دارنيزاستفاده مي-شود.

نورگيري¬هاي داخلي –که باسقف شيشه اي مسدود مي¬شود- و تلفيق شيشه و شيرواني دراين شهربه فراواني به چشم مي¬خورد. درنواحي حاشيه شهردرساختمان¬هاي نوسازهنوزهم تيرچوبي براي پوشش نهايي کاهگلي ديده مي¬شود.ازترکيب اسکلت فلزي و خرپاي چوبي براي پوشش شيرواني با اتصال بسيارضعيف که بعضاًتوسط يک ميخ 10 سانتي تامين مي¬شوددرساختمان¬هاي جديد به کرات استفاده شده است.سنگ گردويي وچيني ازسنگهاي معمول سا ختمان است که به کارگيري آن د رقرنيزکفسازي داخل ساختمان ،پله ،کف پنجره ،نما وغيره ديده مي¬شود.

تزئينات و تقسيمات زياد درپنجره¬هاو درهاي چوبي ،آهني و آلومينيومي به چشم مي خورد مانند نمونه¬هاي زير:

کنسل¬ها طبقه دوم بر روي کوچه و گذرولاينفک معماري امروزمراغه است.گاهي اين کنسل¬ها باشکستگي وبه شکل مثلث ديده مي¬شود که عموماً به علت شرايط آ ب وهواو قطعه¬بندي زمين است. دربعضي ازنمونه¬هاي اين کنسل بدون ريشه بوده وبا اتصال ضعيفي به ستون متصل است .

با توجه به مصالح بکاررفته درساختمان¬هاي¬ قديمي مشاهده مي¬شود که قسمتهاي باربر ساختمان¬ها ازقديمي¬ترين اثري که درشهرموجود است (گنبد سرخ 542 هجري قمري –حدود850 سال قبل)تا امروزرا آجرتشکيل مي¬شود براي پوشش سقف بناها اغلب ازتيرچوبي با پوشش کاهگل و به ندرت ازگنبد استفاده شده است دربيست سال اخيراستفاده ازشيرواني براي پوشش بام بسيارمعمول شده وهنوزهم با اندک تغييراتي رايج است.

درسالهاي اخيرسقف¬هاي مسطح با استفاده ازتيرآهن با رويه آسفالت وطاق ضربي درساختمانهاي جديدمعمول شده که با توجه به وضعيت اقليمي وبارندگي زياد استفاده ازاين سيستم غالبا ًبا اشکالاتي همراه است.از جمله ديگرپوششها استفاده ازتيرچه بلوک درچند سال اخيراست که به علت کمبود تيرآهن مورد توجه قرارگرفته است.

میانه

دربررسي¬ها ومطالعات اين بخش نخست نگرشي به چند نمونه ازخانه¬هاي موجود درشهر خواهيم داشت که دونمونه آن قديمي،سه نمونه مياني ويک نمونه نوسازاست . لازم به تذکراست که کروکي خانه¬هاي قديمي ومياني ويک نمونه نوسازازمحل برداشت شده و نمونه¬هاي جديدسازبا استفاده ازنقشه¬هاي موجود درشهرداري موردتحليل قرارگرفته¬است.

خانه¬هاي قديمي

نمونه شماره يک

خانه نمونه يک در کوچه نيري (کوچه نجارها)و درامتداد راسته بازارواقع است ،منزل متعلق به حاج عزيزرحيم زاده بوده ومدتي غلام يحيي در آن زندگي مي کرده است.صاحب خانه تاجر و تعداد ساکنين اوليه آن ده نفر بوده¬اند.

سقف خانه از تيرچوبي،ديوارها ازخشت،نماي سمت حياط از آجر و گچ و نماي کوچه از خشت و کاهگل است.قاب دور پنجره هاازآجرولبه بالايي بنا داراي مختصرتزئينات آجري مي¬باشد،درو پنجره¬ها چوبي وديوارحد فاصل،با ساختمان مجاوردو طبقه ارتفاع دارد،پنجره¬ها داراي کشيدگي ارتفاعي،تقسيمات کوچک وحدود سي سانتيمترفاصله ازکف اتاق¬مي باشند.اندودداخلي بنا ازگچ است.

ساختمان¬دردو طرف حياط و به صورت دوطبقه احداث گرديده ،بخش شمالي طبقه همکف شامل يک دهليز،يک اتاق،پلکان ومطبخ است(سقف مطبخ بلند وتاطبقه دوارتفاع دارد).طبقه اول شامل يک اتاق ويک دهليزمي-باشد.بخش جنوبي ساختمان درطبقه همکف شامل توالت،انبار،يک اتاق، قهوه خانه ،و پلکان به طبقه اول¬است ،و طبقه اول شامل يک اطاق و قهوه خانه مي¬باشد.حياط به شکل مربع بوده وباغچه¬هاي درميان آن قراردارد.

نمونه شماره دو

خانه نمونه دو درمحله حاج مراد واقع است.سقف آن ازتيرچوبي ،ديوارها خشتي ،و نماي سمت حياط (قسمت غربي)درطبقه همکف آجري و درطبقه اول سمت کوچه ازکاهگل مي¬باشد.نماي ساختمان شرقي ازآجر،درو پنجره¬ها چوبي وتقسيمات کوچک وقاب آجري است ،ساختمان فاقد شکل سنگي و طبقه همکف آن نمور مي¬باشد.بلندترين قسمت ساختمان داراي مختصرتزئينات آجري بوده و ورودي بنامشخص وداراي تزئينات آجري است.پوشش کف حياط ازسيمان واندود داخل بنا ازگچ مي¬باشد. فاصله کف اطاق تا پائين¬ترين نقطه پنجره حدود سي سانتيمتر است.

ساختمان داراي فضاي ورودي باسردربوده و تنها قاب دوردرورودي داراي شکل سنگي است. بنا دردو طرف حياط درسمت شرق وغرب مي¬باشد. قسمت واقع درغرب زمين درطبقه همکف شامل ورودي ودهليزوپلکان طبقه اول و يک اتاق نشيمن ودرطبقه اول شامل پذيرايي ونشيمن است.

قسمت واقع درشرق زمين شامل نانواخانه ،حمام و پلکان طبقه اول وچوبداني است طبقه اول شامل دو اتاق مي¬باشد. قسمت چوبداني و اتاق روي آن نسبت به کل بنا نوسازتربوده ودروپنجره آن فلزي است. ساختمان توالت ازکل بنا مجزا ودرکنارحياط مي¬باشد. باغچه¬اي به شکل مستطيل در گوشه¬اي ازحياط به چشم مي¬خورد. شغل ساکن قبلي ساختمان خياط و تعداد ساکنين آن نه نفربوده است. قدمت اين بنابيش ازچهل سال مي¬باشد. ساکن فعلي آن معلم وتعداد ساکنين فعلي شش نفرمي¬باشد.

خانه¬هاي ميا ني

نمونه شماره سه

خانه نمونه سه درجنب پارک کودک قرارداشته سقف آن ازتيرچوبي و ديوارهاي آن آجري با پنجاه سانتيمترسنگ سکل است. درو پنجره¬ها چوبي وبا تقسيمات کوچک است،بنا يک طبقه وشامل فضاي ورودي باسردروتزئينات اتاق نشيمن،پذيرايي واتاق عروس ،انباري،دهليز،آشپزخانه،توالت وحمام است.

در اين نمونه ،تکنيک ساخت نسبت به ساختمان¬هاي قديمي پيشرفت نموده استفاده ازسنگ سکل درقسمت بنا مختصرتزئينات آجري دارد وپوشش کف حياط ازموزائيک است. پايين¬ترين نقطه پنجره مانند نمونه¬هاي قديم حدود سي سانتيمتر ازکف اتاق بلندتراست. درحياط يک باغچه وحوض به چشم مي¬خورد. دراين نمونه درزيربزرگترين اتاق يک زيرزمين قراردارد که ازآن به عنوان انباري استفاده مي¬شود. درحال حاضردو خانوار دراين ساختمان ساکن هستند. حدود سي سال ازعمرساختمان مي گذرد. تعداد ساکنين خانه چهارنفروشغل مالک مکانيک و ابزار فروش است.

نمونه شماره چهار

خانه نمونه چهاردرخيابان شهيد ميانه چي کوچه فاطميه جنب دبيرستان فاطميه (کوچه فرمانفرمايان سابق)قرار دارد. سقف آن تيرچوبي وکل ساختمان ازآجراست. درورودي بنا فلزي و درو پنجره¬ آن از چوب است. مساحت آن بسيار کم وحدود 60 مترمربع بوده بنا يک طبقه و شامل دو اتاق ويک آشپزخانه ودر يک سمت و توالت وانباردرسمت ديگرحياط است قسمت اتاقها داراي سي سانتيمترسنگ سکل است. ورودي حياط مشخص و داراي سردرولي فاقد تزئينات آجري است. تعداد ساکنين فعلي بناچهارنفروشغل صاحبخانه آموزگار است.

نمونه شماره پنج

خانه نمونه پنج درمحله حاتمي پشت بهداري و تقريبا ًمقابل کوچه سينماي سابق واقع و ساختمان دردو قسمت شرق وغرب ساخته شده است.سقف هردوبنا ازتيرچوبي، ديوارها ازخشت،نماي ساختمان شرقي ازسيمان و ساختمان غربي ازآجر است. هردوساختمان حدود سي سانتيمترسنک سکل دارد. پنجره¬ها فلزي و درهاي آن چوبي است. پوشش کف حياط ازسيمان و حياط فاقدحوض وباغچه است.مساحت زمين حدود 328 مترمربع بوده وچهارخانوار(پدرو سه پسر) درآن ساکن هستند. شغل پدرپاسبان بازنشسته وتعداد کل ساکنين16 نفر. دربناي شرقي دوخانوارساکن هستند که هرکدام يک اتاق داشته دردهليزمشترک اند. درآشپزخانه،مرغ داني ،انبار،حمام و توالت کل خانوارها مشترک هستند. درساختمان¬غربي نيزدوخانوارساکن اند که هرکدام داراي يک اتاق ودردهليزمشترک هستند. ورودي داراي سردرو فاقد هرگونه تزئينات مي¬باشد.

خانه¬هاي جديد ساز

نمونه شماره شش

خانه نمونه شش نيزدرمحله حاتمي قرار دارد. سقف آن تيرآهن،درآهني و پنجره¬هاآلومينيومي و نماي بنا ازسيمان است.مساحت آن حدود 60 مترمربع (طبقه همکف حدود چهل مترمربع وطبقه اول حدود50 مترمربع)است.طبقه همکف شامل دو اتاق وپلکان اول بوده و طبقه اول شامل يک نشيمن، آشپزخانه،حمام ،توالت وانباراست. ساختمان داراي زيرزميني است که ازسمت کوچه وحياط دوپلکان به آن منتهي مي شود به عنوان انبارمورد استفاده قرارمي¬گيرد.

طرح ساختمان بيشترحالت معماري روستايي را دارد که درچهارچوب شهراجرا گرديده است. تعداد ساکنين آن سه نفرخواهند بود و بنا درحال ساخت است. يک توالت کوچک درگوشه حياط احداث شده است. بنا از سمت جنوب وغرب نورمي¬گيرد.

جمع بندي

  درنمونه¬هاي برداشت شده درشهرميانه مشخص مي¬شود که درواحدهاي مسکوني از الگوي يک دهليزويک -يادواتاق استفاده شده¬است.مصالح به کارررفته درابتدا خشت و تيرچوبي با نماي ترکيب آجر وگچ ويا آجربوده که به تدريج جاي خودرابه تيرآهن وسيمان وآجرداده است. تزئينات مختصرو ابتدايي آجري درسردرها ونماي ساختمان¬ها به چشم مي¬خورد. درها وپنجره¬ها ابتدا چوبي ودردوران اخير فلزي شده است.

هويت يا مشخصه قابل توجهي درمعماري وخصوصاًمسکن شهرميانه مشاهده نشده است.

علمدار گرگر

بررسي کيفيت معماري درشهر

از يک طرف با توجه به پيشينه روستاي شهرکه آثارآن کم وبيش هنوزمشاهده مي¬گردد و ازطرف ديگراقليم خاص منطقه که داراي زمساتانهاي سرد وطولاني و تابستانهاي معتدل است و باد چندان مزاحمي هم ندارد (باد مزاحم منطقه شمال شرقي به جنوب غربي است که به گفته اهالي درشهر چندان اثري ندارد. شايد اين به دليل ارتفاعات شمالي وشمال شرقي شهرباشد)درمعماري شهر علمدارگرگرو نيز باتوجه به تطورات آن درطول زمان درمجموع مي توان سه دوره را تميزداد : معماري روستايي اوليه معماري دوره انتقالي فرهنگ روستايي به شهري، و معماري تابع الگوي معماري متداول شهرو پيروي ازالگوي رايج شده شهرهاي بزرگ.

اول :معماري روستايي اوليه

اين نوع معماري همانندتمامي الگوهاي مسکوني روستايي دراقليم هاي مشابه درکشورمي¬باشد. بعدازچند اتاق ساده درکنارهم که همگي رو به حياط دارندتشکيل يافته است که درمرحله کاملترردرميان اتاقها راهرويي قرارگرفته تا ورود به اتاق¬ها ازطريق آنها انجام گيرد ومستقيما ًازطريق حياط صورت نگيرد. معمولاًاين اتاقها درمناسبترين وجوه زمين ازنظراقليم (درعلمدارگرگرپشت به شمال وشمال غربي واقع شده تا بيشترين آفتاب را درزمستان گرفته و درتابستان ازآفتاب مزاحم غربي درامان باش)واقع شده اند. با افزايش امکانات ساکنين فضاهاي خدماتي ازقبيل توالت،دستشويي ،حمام و رختکن وانباردروجوه نامناسب قطعه زمين (معمولا ًپشت به شرق ياجنوب شرقي ياجنوب)احداث مي¬گردند.

نمونه شماره يک

خانه نمونه يک درضمن گرفتن مناسبترين جهات تابش خورشيد دروجه شمال شرقي و شمال غربي زمين که ازنظراقليمي مناسبند و شامل يک سري اتاق دريفي و يک راهرو که درميان آنها به وجود آمده مي¬شود درسمت جنوب شرقي واحدهاي خدماتي را دارا مي¬باشد که ورودي واحد مسکوني ازميان اين دوبخش مي¬گذرد و اين سه وجه ساخته شده درمجموع حياط مرکزي را دربرمي¬گيرند. همگي فضاهاازحياط مستقيماًورودي دارند که نشان دهنده فرهنگ روستايي سنتي ساخت آن مي¬باشد.

نمونه شماره دو

خانه نمونه دوکه قطعه زميني بسيارکوچک واقع دريک سه راهي است فقط ازيک اتاق،يک راهرو درسمت شمال شرقي ويک توالت درگوشه مقابل حياط تشکيل شده است. ازگوشه تنگ زمين هم به عنوان يک واحد تجاري درسرسه راهي استفاده شده است.

نمونه شماره سه

خانه نمونه سه که ازروستاي علمدارمي¬باشد بافت نمونه وازروستايي با دو اتاق و يک راهرو درميان آنها و يک پستو درپس يکي ازاتاقها و ايوان کوچکي درجلوي راهرو مي-باشد درسمت مقابل اتاقها آشپزخانه و دورتر ازآن توالت قرار دارد .جهت گيري کلي قطعه به طرف جنوب¬غربي نشاندهنده تابعيت ازمعبرو شکل قطعه زمين وعدم توجه به جهت مناسب اقليم و کلا ًفرهنگ عقب مانده معماري روستايي آن است.

نمونه¬هاي فوق که به هسته روستاي علمدارتعلق دارند نشاندهنده بافت روستايي دامنه¬اي آن و قطعات زمين به اشکال نامنظم است.

نمونه شماره چهار

خانه نمونه چهارکه درهسته روستايي گرگرواقع شده است درمناسبترين جهت اقليمي منطقه، يعني درجنوب با گردش حدود 5/22 درجه به سمت شرق واقع شده است. درسمت شمالي زمين يک اتاق باپستو،يک راهرو با انتهاي بزرگتربه عنوان انباري ويک ايوان درجلوي اتاقها ازسمت حياط تشکيل شده¬است. درسمت جنوب يک آشپزخانه ويک سرويس بهداشتي واقع شده که درميان آنها راهروي ورودي واحد مسکوني واقع است.

نمونه شماره پنج

خانه نمونه پنج که درگرگرواقع است خانه روستايي مفصل¬تري است که اتاق¬هاي آن داراي پستو وشکل منظم هستند. قرارگيري ايوان به سه طرف بسته و به شکل سرپوشيده درجلوي اتاقها و راهروي ورودي ميان اتاق-هانشان ازنمونه معماري کاملتري دارد. توالت ،حمام و آشپزخانه درسمت مقابل و حياط نسبتا ًوسيع نيزنشان دهنده وضع اقتصادي نسبتا ًبهترمالک آن است.

استفاده کردن ازگوشه¬اي اززمين به عنوان واحد تجاري دربسياري ازقطعات که درکنارمعبراصلي واقع شده-اندديده مي¬شود.

دوم : معماري د وره انتقالي فرهنگ روستايي به شهري (دوره ميانه)

در اين دور ه به مرورترکيب فضاهاپيچيده ترو منطقي ترشده وآشپزخانه نيزدرکناراتاقها قرار گرفته است.

نمونه شماره شش

درخانه نمونه شش که درحد واسط اين دوره انتقالي است آشپزخانه درکنارراهروي ورودي ولي درسمت اتاقها يعني درشمال قطعه زمين واقع شده واتاقها نيزدرطرفين يک ايوان سرپوشيده واقع شده¬اند.درسمت مقابل سريس¬هاي بهداشتي شامل توالت،حمام ورختکن ودرگوشه ديگرحياط انباري بنا گشته است.

نمونه شماره هفت

خانه نمونه هفت کما بيش مشابه نمونه بالاست با اين تفاوت که يکي ازاتاقها طويلترشده و بايک انباري مرتبط گشته که احتمالاًبه صورت مهمانخانه هم ازآن استفاده مي¬شود. يک هال هم درميانه پديدار شده که نشاندهنده رسوخ الگوهاي معماري شهري متداول مي¬باشد. ايوان سه طرف بسته هم که عملکردمناسب وجوابگوي احتياجات-است،درواحدهايي که امکانات مادي ايشان اجاره مي داده بناشده است. توالت وانباري درسمت مقابل هنوزحاکي از فرهنگ سنتي ساخت مي¬باشد .

جهت قرار گيري کلي باچرخش ازسمت جنوب به شرق مناسبت ترين جهت اقليم را انتخاب کرده است.

نمونه شماره هشت

خانه نمونه هشتم ازهمين دست است.جهت قرارگيري به سمت جنوب است وحتي ازفضاهايي که درسمت کوچه شرقي قرارگرفته پنجره اضافي هم گرفته نشده است. يک هال ورودي نيزدرجواردرورودي ايجاد گشته است.

نمونه شماره نه

خانه نمونه نه هم ازهمين گروه است بافضاها و زمين حداقل و جهت گيري کلي به سمت شر ق که درسمت جنوب شرقي يک ايوان بزرگ هم دارد.

نمونه شماره ده

خانه نمونه ده ازاين گروه است با اين تفاوت که درسمت معبر دو مغازه ايجاد شده است(اصولاًبسياري ازخانه هايي که درجوارمعبر اصلي قرارگرفته اند به احداث واحد تجاري اقدام نموده اند ،به همين دليل تعداد واحد تجاريددرشهر بيش ازمورد نياز مي¬باشد).برروي اين دو مغازه دو اتاق درسمت شرق بنا درطبقه بالا ايجاد شده که باپلکاني به حياطمرتبط است و دردو سمت شرق و غرب پنجره دارد.

نمونه شماره يازده

خانه نمونه يازده هم ازنمونه¬هاي معماري همين دوره است با جهت گيري جنوب شرقي وايجاد واحدهاي تجاري دربرجنوب غربي درکنارخيابان.

معماري دوره اخيربا الگوي متداول شهري به پيروي از الگوهاي بساز بفروش رايج درشهرهاي بزرگ صورت گرفته است.

سوم : معماري دوره اخيريا الگوي متداول شهري به پيروي ازالگوهاي بسازبفروش رايج درشهرهاي بزرگ

اين دوره که با تحولات اخير کشورو تشديد موج شهرنشيني و افزايش وتکامل امکانات و ابزارساخت و گسترش فرهنگ شهرنشيني و معماري شهري رايج همراه بوده است،تاثيرات خود رابرروي ساخت فضاها گذارده است.معماري اوليه همانطورکه ذکر شد ازچند اتاق ساده درسمت مناسبتراقليمي وتوالتي درگوشه مقابل آن درحياط تشکيل مي¬شده به مروربا افزايش امکانات به ساخت آشپزخانه وسپس حمام ورختکن وانباردرسمت مقابل اتاقها مبادرت شده است. دردوره انتقال ازفرهنگ روستايي به شهري ابتدا آشپزخانه درسمت اتاقها ودرکنارآنها قرار گرفته و ايوان وهال هم کم کم به آن افزوده شده است.سپس بانزديک شد ن به دوران اخيرتوالت وحمام هم به کنارآشپزخانه درهال اصلي منتقل شده است.

اين تحول با رشد بهداشتي و امکان تهيه وسايل بهتر و تهويه مناسب براي اين فضاها همرا ه بوده است.

نمونه شماره دوازده

خانه نمونه دوازده ازاين گروه است که داراي يک هال با توالت وحمام ورختکن وانبارو آشپزخانه درپشت اتاقها است و سه اتا ق وراهروي ورودي روبه سمت اصلي (شرق)دراطراف ايوان سرپوشيده قرارگرفته اند،ولي سرويس درگوشه حياط به پيروي ازسنت گذشته هنوزبافي است. درضمن هال و فضاهاي خدماتي هم جاي مناسب و فکر شده خودرا اشغالل نکرده اند و ازتهويه مناسب برخوردارنيستند.

اما حتي همين الگوي نامناسب شهري شده معماري اوليه هم تداوم نمي¬يابدتا عيوب آن برطرف شده وبه مرورجوابگو و مناسب شود،بلکه يک باره الگويي کپي شده ازمعماري متداول بسازبفروش شهري جايگزين آن مي¬شود.

خانه نمونه سيزده يک خانه کامل ازاين گونه خانه¬هاي بسازبفروش است که مي¬توانست درتبريزياتهران يا هرشهرديگري ساخته شود وهمين قدرنيز نسبت به سنت و فرهنگ اقليم محلي بي تفاوت بافي بماند.

اين نمونه داراي يک هال مرکزي است که به دورآن پاسيو،فضاهاي خدماتي واتاق و مهمانخانه¬اي به سمت ايوان وحياط وزيرزميني درزيرآنها قرارگرفته است.

جمع بندي

دريک نتيجه گيري کلي مي¬توان گفت که درمعماري معمول اين شهرعمد تاًاتاقهادرجهت آفتابگير(گاهي دو جهت)قراردارد و درپس آنها گاهي پستوهم ايجاد شده است. اخيرا ًايوان سه طرف بسته هم رايج گرديده است که بيشتردرتابستانهامورداستفاده قرارمي¬گيرد. آشپزخانه¬ها معمولاًدرسمت جنوب يا غرب واقع بوده اند که به مروربه کنارمجموعه اصلي منتقل شده¬اند. توالت هم که ازعناصراصلي اوليه ودرگوشه حياط بوده است به مروربا رختکن وحمام کامل شده وسپس به درون واحد مسکوني(کنارهال)انتقال يافته¬است. کناراين مجموعه معمولاًانباري هم ساخته مي-شود.

احداث واحد تجاري درواحدهاي مسکوني که درجوارخيابان واقع¬اند، بسياررايج است. درمعماري متاخرشهربه مروربا افزايش امکانات مادي اهالي و رسوخ فرهنگ شهري متداول، مهمانخانه هم ازعناصر اصلي واحدهاي مسکوني شده است.

جهت گيري غالب چنانچه گفته شد به سمت جنوب و جنوب شرقي است به خصوص درساخت و سازهاي اخيرکه درمنطقه گرگر بيشترازعلمداررعايت گرديده است ودليل آن دربلندي بودن روستاي علمداراست ،به علاوه دراين منطقه شکل پستي وبلندي زمين وجهت معابرنيزتعييين کننده بوده است.

میاندوآب

معرفي واحدهاي مسکوني

نمونه شماره يک

خانه نمونه يک درخيابان شهيد علي اکبرعباس پور،کوچه تبريزي واقع است مصالح آن ازآجروآهن، کف اتاق وحياط ازموزائيک ،ودروپنجره فلزي وداراي سکل سنگي است.عمرساختمان حدود سي سال¬وداراي ،آب، برق،تلفن و پنکه سقفي مي¬باشد.تعدادساکنين فعلي آن چهارنفر،مالک داروخانه دارو مستاجرکارمند پست است. اين واحد مسکوني ازاتاق پذيرايي،خواب،نشيمن ،آشپزخانه، 2انبار،حمام و توالت تشکيل شده است(پلان تهراني)وفاقد خصوصيات ويژه محلي مي¬باشد.حهت استقرارفضاها سمت جنوب غربي مي¬باشد.

نمونه شماره دو

خانه نمونه دو درخيابان 17 شهريور،کوچه شهيد سومايي قرارداشته مصالح آن آجرو تيرچوبي بوده داراي سکل سنگي ودروپنجره چوبي است.عمرساختمان حدود بيست سال مي¬باشد،سه خانواردرآن ساکن هستند که يکي سبزي فروش است وتعدادساکنين آن بخش5نفر،ديگري زنداني است وتعداد ساکنين آن بخش3نفروسومي ميوه فروش بوده وتعداد ساکنين آن بخش2 نفرمي¬باشد.

اين واحد ازدوبخش تشکيل شده که دردوطرف حياط احداث گرديده¬اند،قسمت جنوبي ازدهليز، دواتاق ويک انبارتشکيل يافته وازترکيب فضاهاي واحدهاي مسکوني درسايرشهرهاي آذربايجان (مراغه ،اردبيل و ...)تبعيت مي-کندفاقد آشپزخانه وحمام مي¬باشد و روبه سمت قبله دارد.

نمونه شماره سه

خانه نمونه سه نيزدرخيابان 17 شهريور،کوچه شهيدسومايي قراردارد.

مصالح آن آجرو تيرچوبي است و داراي سکل سنگي با دروپنجره چوبي مي¬باشد.عمرساختمان حدود سي سال است ودوخانوارردرآن ساکن مي¬باشندسرپرست يکي ازدو خانوارملامين فروش وديگري کارگرساده است،تعداد ساکنين هريک ازدو بخش4 نفرمي¬باشد.مساحت اين خانه60 مترمربع است.

اين واحد ابتدا ازدهليزو دواتاق تشکيل شده بوده واتاق سوم بعداًبه آن افزوده شده است (ترکيب واحدهاي مسکوني درآذربايجان)مطبخ آن درزيرزمين قراردارد. اين بنا به سمت شمال شرقي و شمال غربي احداث شده است.

جمع بندي

شهرمياندوآب فاقدواحدهاي مسکوني باارزش و قديمي است،و دو نمونهدووسه ازواحدهاي مسکوني قديمي شهرمي¬باشند.اين بناها فاقد هرگونه تزئينات هستندوازابتدايي ترين ترکيب¬ها تشکيل شده¬اند.

بناهاي قديمي شهرمعمولاًداراي نماي آجري بوده سقف آن مسطح ومصالح استفاده شده درآن آجرو تيرچوبي مي¬باشد. استفاده ازسنگ درسکل وگاهي درتزئينات جزيي بناهاي عمومي مشاهده مي¬گردد.درواحدهاي مسکوني مياني ازسقف شيرواني استفاده شده است. استفاده ازسنگ دربناهاي نوسازبسياررايج گشته وکيفيت بناهاي نوساز قابل قبول مي¬باشد.

اين شهرازنظرفضاهاي شهري نيزبسيارفقيراست وفاقد مراکزمحلهاي ميادين وميدانچه¬ها و غيره مي¬باشد.

نتيجه گيري اوليه ازويژگيهاي مسکن دراقليم سرد (پنج شهر آذربايجان)

اين بررسي¬ها شامل: شناخت قياسي فضاها وارتباط آنها بايکديگر،مصالح وپوشش سقف، تزئينات وفرم دربنا خواهد بود.

شناخت قياسي فضاهاي بناهاي مسکوني

اردبيل

ساختمان¬هاي مسکوني قديمي بيشتردرسمت شمال زمين احداث شده و دونمونه ازواحدهاي مسکوني مورد بررسي درسمت جنوب ياشرق حياط نيز ساختمان داشته اند،منازل فاقد بيروني و اندروني بوده وتحت تاثيرمعماري همسایگان شمالی است.

از مدول يک دهليزو يک اتاق (شکل يک)تبعيت شده وواحدهاي بزرگترشامل يک دهليزو يک اتاق ويک پستو (شکل دو)،يک دهليزو يک اتاق ويک پستو ويک مطبخ (شکل سه) ،يک دهليزودو اتاق وسايرملحقات (شکل چهار)و دودهليزودواتاق ويک تالاروسايرملحقات(شکل پنج)است.

اين به هم فشردگي فضاها درواحد مسکوني ومجتمع شدن ساختمان¬هابه¬غيرازتاثيرپذير¬ي ازمعماري کشورهای شمالی به علت شرايط حاداقليمي است که داشتن حداقل سطح تماس بافضاي بازرا طلب مي¬نمايد.

 جدا نبود ن تاسيسات ازبخش زندگي(مطبخ و حمام )ازخصوصيات ويژه مسکن دراردبيل است که آن نيزازعوامل فوق الذکرناشي گرديده است.

درپلان¬هاي دوره مياني نيزازمدول يک دهليزو يک اتاق استفاده شده است که به تدريج به پلان تهراني درنمونه¬هاي جديد تغييرخصوصيت داده است.

مراغه

اکثر ساختمان¬هاي مسکوني مراغه دوبخش است ودربعضي ازنمونه¬ها بخش جنوبي به بيروني اختصاص داده شده¬است.ازمدول يک دهليزو يک اتاق استفاده شده که دربعضي ازنمونه¬ها کاملترگرديده است.استفاده ازحياط مرکزي واستقرارفضاهاي زندگي دراطراف حياط ازخصوصيات ويژه معماري مراغه است که احتمالاًبه علت معتدل¬تربودن¬هواي اين شهر نسبت به اردبيل مي¬باشد.

درواحدهاي نوسازپلان تهراني جايگزين فرم¬هاي قبلي گرديده است.مطبخ ازبخش زندگي کاملاً مجزاست و تاسيسات مکان ويژه¬اي براي خود دارند.

ميانه

درميانه نيزمانندمراغه ساختمان¬هاي مسکوني معمولاًدوبخش است ولي به علت کوچکي واحدها وفقرعمومي از فضاي مجزاي بيروني و اندروني خبري نيست.

ازمدول يک دهليز ويک اتاق استفاده شده است ومطبخ مانند نمونه¬هاي اردبيل وبرخلاف مراغه بابخش زندگي ادغام گرديده وگاهي بافضاي زندگي يکي شده است.

درشهرميانه نيزبه تدريج پلان تهراني جايگزين پلان¬هاي قديمي شده است.

علمدار- گرگر

درعلمدار- گرگرنيزساختمان دردو ياسه طرف حياط احداث شده وحياط نقش ارتباط دهنده به فضاها رادارد.دراين شهراکثراًبخش جنوبي به تاسيسات اختصاص داده شده¬است.مدول يک دهليزو يک اتاق دراين شهرنيزمورداستفاده قرارگرفته است. وجود ايوان درمعماري اين شهرمختص به خود بوده و احتمالاًهواي معتدل-ترياطولاني تربودن دوران اعتدال هوا عامل آن بوده است.

مياندوآبمياندوآب

دراين شهرازواحدهاي مسکوني قديمي نمونه¬اي مشاهده نشدوهمه مربوط به دوره مياني بودنداستفاده ازمدول دهليزواتاق دراين شهرنيزرعايت شده¬است.

مطبخ بخشي ازفضاي زندگي است و ترکيب بيروني و اندروني دراين شهرمشاهده نگرديد. دراينجا ضروري است اشاره¬اي کوتاه به علت تغييرترکيب پلان¬هاي سنتي به پلان تهراني صورت گيرد. استفاده ازمدول يک دهليزو يک اتاق،جدايي تاسيسات ازبخش زندگي ديگرنه ممکن است و نه اقتصادي ،راحتي نسبي زندگي در پلان¬هاي تهران خود به خود حياط مرکزي وفضاهاي گسترده دراطراف آن راازرده خارج نموده است. ولي قطع ارتباطگذشته با امروزراشايد بتوان به اين دليل دانست که تکنيک¬ها ومصالح جديدي که غرب به آنهادست يافته درخود غرب نيزارتباطباگذشته راقطع نموده حال چه رسد به کشوري مانند ايران که دستيابي به آن تکنيکها ومصالح به طورناگهاني و خلق الساعه وارد آن شده است.درنتيجه استفاده ازپلان تهراني اجتناب ناپذيربوده ومقابله با آن نه ممکن است ونه عملي.

مصالح وپوشش سقف

اردبيل

درنمونه¬هاي قديمي اين شهرمصالح عمده خشت وتيرچوبي است و نماي آن آجري بوده ، دروپنجره¬ها ازچوب و کف پوش اتاقها ازگچ است. تيرچوبي درسقف گاهي چهارتراش و درنمونه¬هايي سقف توفال کوبي شده است. ازاره ساختمان به طورمعمول ازسنگ وتا زيرپنجره است اين سنگها گاهي حجاري شده نيزبوده¬اند،آجرکاري نما با بند کشي گچي است.

اتاقها داراي طاقچه¬هاي متعدد و گنجه بوده که احتمالاًوجود گنجه¬هاردپاي معماريهمسایگان شمالی است .دروپنجره¬ها درمنازل اعيان نشين دوجداره بوده که يکي ازشيشه و ديگري ازچوب مي¬باشد که آنهم ملهم ازمعماري غيربومي و انطباق آن باشريط حاد اقليمي است.

سقفها دراين شهرمسطح و درنمونه¬هاي جديد سازمصالح عمده آن تيرآهن و آجراست. استفاده ازسيمان درنما نيزبه وفورديده مي¬شود.

مراغه

درمراغه سقف واحدهاي مسکوني اقشارمياني بيشترشيرواني ودراقشارپائين تيرچوبي و کاهگل است.نمونه¬هاي قديمي ازخشت وتيرچوبي بانماي آجرساخته شده¬اند،درنمونه¬هاي جديد اين مصالح جاي خود رابه آجروآهن وسيمان داده¬اند .ا¬زاره سنگي به ارتفاع5/1 متردرمراغه نيزمشاهده مي¬گردد. پنجره¬ها چوبي و درارتفاع 20 الي 30 سانتي متري ازکف اتاق قرارگرفته¬اند.نرده¬هاي داخل بناچوبي واتاقها داراي طاقچه¬هاي متعدداست. کف حياط درنمونه¬هاي قديمي آجرفرش و درنمونه¬هاي جديدسازموزاييک مي¬باشد. نماي سنگ درساختمان¬هاي اخيربسيارمعمول مي¬باشد ،سنگ گردوئي و چيني ازسنگ¬هاي معمول ساختمان است که درقرنيز،کفسازي داخل ساختمان،پله ،کف پنجره و نما استفاده مي شود.

ميانه

نمونه¬هاي قديمي شهرميانه همه ازخشت وتيرچوبي هستند و نماي آنها ترکيبي ازآجروگچ است. آجرکاري درنمابيشتردراطراف پنجره¬ها (قاب)وستونها ديده مي¬شود.ازاره سنگي دراين شهرنيزمشاهده نمي¬گردد. به¬علت بالابودن سطح آبهاي زيرزميني ديوارهاي بيشترمنازل نموراست. درواحدهاي جديدسازازآجروآهن¬استفاده شده ولي به علت پايين بودن کيفيت بنا استفاده ازمصالح دست دوم و ترکيب آجروبلوک وترکيب تيرآهن وتيرچوبي به وفورمشاهده مي¬گردد.

علمدارگرگر

مصالح رايج دراين شهرنيزخشت وتيرچوبي است که به تدريج جاي خود رابه¬آجروبلوک و تيرآهن داده-است.سقفها دراين شهرمسطح است.

مياندوآب

سقف ساختمانها دراين شهرنيزمسطح است. مصالح عمده درگذشته تيرچوبي وخشت بانماي آجري و امروز تيرآهن وآجرباسکل سنگي است.دروپنجره¬هاي چوبي نيزبه تدريج جاي خود را به فلزداده¬اند.

تزئينات و فرم

اردبيل

ساختمانهاي بافت قديم اردبيل به غيرازواحدهاي مسکوني باارزش که داراي درهاي ارسي وشيشه¬هاي رنگي وتزئينات گچي بسيارزيبا درداخل بناهستند بقيه داراي تزئينات اندک بوده و چهره شهردرمجموع ودرظاهر فاقد اين تزئينات بوده ونمود خارجي آن اندک است. پنجره¬ها نيزداراي تزئينات مختصري است.وآجرکاري حقيري درنماي اکثرواحدهاي مسکوني خصوصا ًسردرها مشاهده مي¬گردد.منزل آقاي مناف زاده که يکي از نمونه¬هاي باارزش معماري اردبيل است داراي تزئيناتي درپنجره¬ها،درهاوديوارهاي محوطه¬حياط است،که درتصاويرمشاهده مي¬گردد. اين تزئينات درواحدهاي جديدسازبه¬حداقل ميزان خود مي¬رسد. دراين شهرسردرهاي تزئين شده انگشت شماراست.

مراغه

درنماي واحدهاي مسکوني شهرمراغه تزئيناتي مشاهده مي¬گردد.اين تزئينات درداخل بنا نيزمشاهده مي-شود.استفاده ازنرده چوبي خراطي شده،درهاي چوبي داراي تزئينات ساده وزيبا،کفسازي وحوض¬هاي شکيل ازآن جمله-اند.سردرها درمراغه اکثراًداراي تزئينات مختصرآجري است .درنماي ساختمان گاهي ازترکيب آجروگچ نيزاستفاده شده-است.چهره شهربه علت وجود تزئينات درسردرها و غيره درظاهرآراسته ترازاردبيل است.

اين تزئينات درزمان معاصرنيزبه نوعي ديگربه چشم مي¬خورد.براي مثال تقسيمات درپنجره¬ها،درهاي چوبي،آهني وآلومينيومي بسيارزياداست وداراي تزئينات فراواني است . استفاده ازشيشه¬رنگي نيزبسيارمعمول است.

ميانه

درشهرميانه ساختمان¬ها به علت فقرعمومي فاقد تزئينات است ومختصرتزئينات آجري درسردرها نماي ساختمان¬ها مشاهده مي¬گردد.قاب آجري دورپنجره¬ها ودرها درنماي گچي رانيزشايد بتوان بخشي ازتزئينات دربناهاي اين شهرمحسوب نمود.

علمدارگرگر و مياندوآب

ساختمان¬هاي اين دوشهر فاقد هرگونه تزئيني است.

جمع بندي

يک :مکان ساخت بنا و نورگيري

ازبررسي چهل چهارنمونه ،جدول و نتايج زيرحاصل مي شود.

■ از 44 نمونه مورد بررسي 19% ساختمان¬ها درشمال ،17% در شمال شرقي و 16% در شمال غربي زمين (درمجموع 52% درشمال)زمين احداث شده اند.7/6% درجنوب ، 12% درجنوب شرقي و 12% درجنوب غربي(درمجموع 7/30 % درجنوب)زمين احداث شده اند.7/6 % درشرق و 6/10% نيزدرغرب زمين ساخته شده¬اند.

■ از44 نمونه مورد بررسي21 واحد يک طرفه ،16 واحد دوطرفه ،6 واحد سه طرفه و 1 واحد چهارطرفه بوده¬است که درصدها به¬ترتيب عبارتند از: 7/47% ، 3/36% ، 7/16% و 3/2% .

دو :تراکم و تعدادطبقات

ازبررسي چهل وچهارنمونه ،جدول و نتايج زيرحاصل مي¬شود.

 

 

                                اردبيل

                                      مراغه

1

2

3

4

5

6

7

8

9

10

11

12

1

2

3

4

5

6

7

8

9

10

تراکم ساختماني

60

56

73

58

54

44

56

49

57

55

49

51

62

96

97

145

80

80

94

118

185

60

تعداد طبقات

1

1

1

1

1

1

5/1

5/1

5/1

1

1

1

5/1

2

2

2

1

2

2

2

2

1

 

 

                 ميانه

                                             علمدارگرگر

    مياندو آب 

جمع

1

2

3

4

5

6

1

2

3

4

5

6

7

8

9

10

11

12

13

1

2

3

 

تراکم ساختماني

142

100

60

75

65

150

73

67

40

65

40

30

52

30

47

100

36

55

70

58

63

75

تعداد طبقا ت

2

2

1

1

1

2

1

1

1

1

1

1

1

1

1

2

1

1

1

1

1

1

■ 9 واحد تراکم تا 50% ،30 واحد تا 100% ،4واحد تا 150% ،يک واحد بيش ازس150% داشته اند که درصد ها عبارتند از :

20 درصد تا 50% ،68 درصد تا 100 % ،9 درصد تا 150 %و 2 درصد بيش از 150%.

■ يک طبقه 28 واحد ، 5/1 طبقه 4 واحد و دو طبقه 12 واحد بوده¬اند که درصدها عبارتند بوده¬انداز:

يک طبقه 64% ، 5/1 طبقه 9% ودو طبقه 72%.

سه : تزئينات داخي و خارجي

از بررسي چهل وچهارنمونه ، جدول و نتايج زيرحاصل مي شود.

■ درشهراردبيل90 درصد بناها حداقل داراي طاقچه بوده و50% حداقل داراي دونوع تزئين هستند.اين نسبت درمراغه به ترتيب 80 % و 25 % ، در ميانه 67 درصد و 33 درصد بوده است. علمدار گرگرو مياندوآب فاقد هرگونه تزئين هستند.

■ بيشترين تزئين مربوط به نمونه شماره دو اردبيل بوده وپس ازآن نمونه شماره دومراغه بيشترين تزئينات راداشته است. تصاوير ضميمه نمونه¬هايي ازتزئينات درشهراردبيل ومراغه رابه نمايش گذاشته است.

چهار : فرم¬هاي کلي پلان دردوره¬هاي مختلف و تغييرات آنها

اکثرپلان¬ها ازمدول اتاق ودهليزتبعيت مي¬کرده ودرحال حاضرهمه پلان¬ها ازسبک تهراني تبعيت مي¬کنند.

پنج : تاثيرپذيري ازاقليم

همانطور که گفته شد پلان¬ها متراکم و ارتباط نزديک فضاهاي گرمازا مانند مطبخ بابخش زندگي خصوصاً در شهر اردبيل ،استفاده نسبتاًمناسب از انرژي خورشيد،د وجداره کردن پنجره¬ها، کوچکي ابعاد درهاو پنجره¬ها که ارتباط با فضاي خارج را به حداقل مي¬رساند و ديوارهاي قطور را مي¬توان دلايلي برتاثيراقليم برمعماري اين منطقه محسوب نمود. اين تاثير پذيري ومقابله باعوامل اقليمي قابل قیاس با نمونه¬هاي موجود در دزفول و شوشتر و ياحاشيه کوير و حتی گیلان و مازندران نبوده بسيار ضعیف ؛ابتدائی ومحدود است.