61- رودخانه و شهر

نوشته شده توسط مدیر سیستم. Posted in سایر مقالات عمومی

Demo Image

رودخانه و شهر
زهره بزرگنیا

"از زمان هاي بسيار دور، انسان به رودخانه ها كشانده مي شد زيرا رودخانه ها آب مورد نيازش را فراهم مي كردند و او را قادر مي ساختند تا قوت خود را از زمين به دست آورد. در سپيده دم تاريخ، اولين اجتماعات كشاورز در كنار رودخانه ها شروع به بهره برداري از زمين كردند و عنان طبيعت را بدست گرفته و در كنار رودهاي بزرگ جهان باستان بود كه تمدن هاي رودهاي بزرگ شكوفا شدند و مسير تاريخ را دگرگون ساختند. از اين تمدن ها گاه تحت عنوان "تمدن هاي رودخانه اي" نام برده مي شود زيرا رودخانه ها عامل تعيين كننده در توسعه آنها بودند، درست همان طور كه فنون انقلابي بهره برداري از ساير عناصر طبيعت در تكامل تمدن هاي ديگر چون تمدن هاي عصرنو سنگي، عصر مفرغ و عصر آهن نقش تعيين كننده داشتند.

تمدن هاي بزرگ رودخانه اي كه از نظر اقتصادي متكي به كشت آبي حبوبات بودند و از جوامع پر جمعيت و شهري تشكيل مي شدند در دشت هاي آبرفتي واقع در كنار يا بين رودخانه هاي عمده قرار داشتند از اين رو رودخانه-هاي زرد و آبي، گنگ و دجله و فرات و نيل به ترتيب مهد تمدن هاي چيني، هندي، سومري/بابلي و مصري بودند.

مراحل گوناگون توسعه تمدن اروپايي در ساحل رودخانه هاي كوچكي چون تيبر، راين، سن، تيمز و دانوب تحقق يافت. امّا براي تعيين آن دسته عوامل جغرافيايي كه تمدن اروپايي را قادر به توسعه مداوم ساخت لازم است به زمينه هاي ارتباطي ديگري جز حوزه هاي رودخانه ها و بويژه به درياها يا به قول تاريخ نويس معاصر فرانسوي" فرناند بردل"، به ((دشتهاي سيال)) نظر افكنيم. مهم ترين اين درياها مديترانه است كه اروپائيان نخستين فرهنگ هاي خود را در حاشيه آن بنا نهادند.

آنها شبكه تجارتي مهمي بوجود آوردند و فرآيندي از توسعه را آغاز كردند كه نهايتاً آنان را از سواحل مديترانه به اقيانوس اطلس و ساير اقيانوسها رهنمون ساخت."

به رغم كوچكي رودخانه ها در اروپا، سواحل آنها از زيباترين و غني ترين امكانات طبيعي براي ايجاد سيما و لبه فضاهاي شهري به شمار مي آيند و بهمين دليل براي آنها برنامه ريزي و طراحي خاص انجام شده تا با استقرار كاربريهاي مورد نياز سازگار با بستر طبيعي شهر ضمن حداكثر بهره وري از اين منبع، امكان حفاظت اكولوژيك شهر نيز فراهم گردد.

متأسفانه از اين امكان طبيعي در بسياري از شهرهاي ايران استفاده نمي شود و اين لبه هاي بسيار حساس به حال خود رها مي شوند تا با ساخت و سازهاي بدون برنامه و گاهي غير مجاز مورد تخريب قرار گيرند و فرصت بهره وري از اين پديده يگانه در شهرها از دست مي رود.

رودخانه ها كه زماني منشأ حاصلخيزي در نظر گرفته مي شدند به مثابه راههاي آبي اهميت تازه اي يافته اند. آنها كه روزي خمير مايه تمدن ها را تشكيل مي دادند اكنون نقش معتدل تري را بر عهده گرفته اند. آنها ديگر تأثير تعيين كننده بر جهان صنعتي ندارند، جهاني كه آنها را صرفا" از ديد اقتصادي به عنوان راههاي ارتباطي در نظر مي گيرد.1

در بسياري از شهرهاي اروپايي از رودها و آبراهه ها به عنوان راه و يا شاهراه استفاده شده است مثلاٌ قايق ها و كشتي هايي كه از" گراند كانال" در شهر ونيز عبور مي كنند ضمن جابجايي مسافر و كالا ،عابرين را با نماي شهري زيبايي مواجه مي نمايند. اين كانال مانند يك معبر عريض در شهر عمل مي كند كه نماي شهري آن يكي از زيباترين نماهاي شهر محسوب مي گردد و هيچ معبر يا خياباني در اين شهر زيبا با آن قابل مقايسه نيست. در كنار" گراند كانال" ساختمان كاخ ها و كليسا هاي متنوع و متعددي مشاهده مي شود و حتي بناهاي مسكوني با زيباترين نماي ممكن در كنار كانال خودنمايي مي كنند بطوري كه در هيچ لحظه اي نمي توان از آن چشم برداشت.

در اين مطلب به نحوه برخورد به رودخانه در دو شهر پاريس و رم پرداخته شده و اين دو شهر مورد مقايسه قرار گرفته اند.

شهر رم و روزخانه تیبر

"مبداء پيدايش رم شهر هفت تپه، دهكده هايي چند بوده كه توسط قبايل لاتين پس از كوچ از كوههاي جنوب شرقي به دشت تيبر، آنها را بنا نمودند. شش تپه از اين هفت تپه كه در واقع چيزي جز پشته هايي خاك كه بالاتر از سطح دشت سيلابي تيبر و در ساحل چپ (خاور) آن نيستند عبارتند از پالاتين، كاپيتولين، كائليان، اسكونلين، ويمينال و بالاخره كويرينال، اين تپه ها در تورفتگي يا دره اي كه در زمان هاي دور مردابي بوده واقع شده اند. تپه هفتم اونتين در جنوب اين گروه واقع شده است. مهم ترين دو تپه اين مجموعه عبارتند از پالاتين، كه محل سكونت اوليه روميان بوده و كاپيتولين كه محل سكونت قبيله سابين بوده است."

تاريخ شهر رم به حدود سه هزار سال قبل مي رسد (سال 753 ق از م) و يكي از قديمي ترين شهرهاي جهان محسوب مي گردد.

در واقع هسته اوليه شهر در خاور رودخانه تيبر و با فاصله اي از آن شكل گرفته كه شامل مجموعه"فورو رومانو"،" كلوزئوم"، باغها و حمام هاي" كاراكالا"، طاق نصرت"كنستانتين"، سيرك" ماسيمو" و محوطه "پالاتاين" است اين مجموعه در حوالي جزيره كوچكي كه در وسط رودخانه" تيبر" واقع شده است قرار دارد.

رودخانه تيبر بطول 406 كيلومتر سومين رودخانه بلند ايتاليا است كه از كوه آپنين سرچشمه مي گيرد و به درياي مديترانه مي ريزد از ميان شهر رم عبور مي كند و پل هاي زيادي در اين شهربر روي آن ساخته شده است.

شهر رم در قرون وسطي به سمت شمال باختري و به سمت رودخانه تيبر گسترش يافته و بوسيله پل معروف "سن آنجلو" به قصر "سن آنجلو "و "واتيكان" در غرب رودخانه "تيبر" متصل مي گردد. (قصر سن آنجلو در خاور واتيكان قرار دارد).

"از زمان نيكلاي پنجم ساختن ميداني در مقابل اين پل، وجهة همّت پاپ ها بود. در نقشه بوفاليني از رم (1551) اين ميدان، فروم پونتين و در نقشه فالدا (1676) پياتزادي پونته خوانده شده است"

"در بين سالهاي 1503 و 1513 جوليوس دوّم در هر يك از دو كنار رودخانه تيبر خيابان ساخت: خيابان لون-كارا در طرف راست ‌‌}خاور{ و خيابان جوليا در طرف چپ }باختر{ اين رودخانه"و اين اولين قدم در توجه ويژه به رود تيبر است و پس از آن پل هاي زيادي به نام پل صنعتي، سابيچيو، پالاترينا، گاريبالدي، سيستو، مانيتوو ليمندو دو طرف رودخانه را بهم مرتبط مي نمايد" در آخرين دوره هاي، رنسانس بود كه پاپ ها خاصه پاپ «پل سوّم» (1549-1534) با موفقيت ميدان پونته را با ايجاد خيابان هاي كوتاه و مستقيم به جاده هايي كه از قرون وسطي يا دوره رنسانس در شهر وجود داشتند،‌ ‌‍‌}متصل نمود{ به اتمام رسانيدند. چنين خيابانهاي شعاعي و كوتاه- خيابان پائولو را به خيابان جوليا كار برامانته مي برد و خيابان “پانيكو” كه به خيابان “كرناري” متصل مي گشت تا آن دوره بي نظير بود. و بالاخره يكي از اصلي ترين خيابان هاي دوره رنسانس در رم خيابان “تري نيتاتيس” بود كه از ميدان پونته به خيابان تُردي نُنا" كه به جانب شمال رم ادامه مي يافت آغاز مي گشت."

مجموعه بنا هاي رم باستان درخاور رودخانه تيبرتوسط پنج محور به خيابان ساحلي مرتبط مي گردد.

محور شماره يك به مجموعه باغهاي" ويلا بورگز" در خارج از حصار قديم شهر، محور دوّم به كليساي "سن آگوستينو"، ميدان جديد و" پانتئون"، محور سوم به" كمپيدليو"، ميدان" ونيز"، چشمه" فونتانا "و ميدان "اسپانيا"، محور چهارم به مجموعه" فورو رومانو" و "كلوزئوم" و محور پنجم به باغها و مجموعه حمام هاي" كاراكالا "منتهي مي گردد.ودر باختر رودخانه همان طور كه گفته شدتنها واتيكان شامل ميدان وكليساي سن پيتر، نمازخانه سيستين ،و قصر سن آنجلو قرار دارند.

به اين ترتيب مشاهده مي شود كه به رغم احداث پل هاي متعدد ،به دليل ويژگي هاي سمت خاور كه هسته اوليه شهر را در آن سمت موجب گشته ،دو سوي رودخانه از نظر وزن بناهاي تاريخي و رشد شهر در دوران هاي مختلف يكسان نبوده و سمت خاور رودخانه از اهميت بيشتري نسبت به باختر آن برخوردار است.

شهر پاريس و رودخانه سن

"اولين نشانه هاي سكونت بشر در منطقه پاريس به 4200 سال پيش از ميلاد باز مي گردد. 250 سال پيش از ميلاد اين منطقه محل سكونت قوم پاريسي ها شد و 52 سال پيش از ميلاد مسيح، شهر به دست امپراتور روم افتاد. در اين دوران پاريس به لوتس (لوتتيا) تغيير نام داد و همراه با شكوه امپراتوري روم رشد پيدا كرد".

در دوران حكومت رومي ها بر شهر، معابد، حمام ها، قصرها و سالن هاي تئاتر زيادي در شهر ساخته شد.

اما سقوط امپراتوري رم و حمله" ژرمن ها" در قرن سوم ميلادي پاريس را از شكوه انداخت. پس از آن شهر به تدريج از سوي ساكنانش ترك شد و تنها اتفاق مهمي كه برايش افتاد بازگرداندن پاريس، نام قديمي اش به آن بود.

در سال 987 "هوگو كاپه" كه كنت پاريس بود به عنوان پادشاه فرانسه انتخاب شد و سلسله "كاپسيان "را بنيان نهاد؛ در همين تاريخ پاريس براي اولين بار به عنوان پايتخت فرانسه انتخاب شد.

" شهر پاريس در دوره حيات رومي خود كه به نام لوتتيا شهرت داشت اساسا" يك مجتمع زيستي دو بخشي بود: ساكنين اصلي گالي آن در مكان فعلي ايل دو لاستيه كه گذري كليدي و استراتژيك بر روي سن بود ساكن بودند."

"لوتتيا كه تنها حصار ساده اي داشته، طي حملات وحشيانه گل در سالهاي 253 الي 280 بخش ساحلي چپ رودخانه(جنوب) آن به كلي منهدم گرديد. هنگامي كه شهري كه امروز پاريس خوانده مي شود در حدود سال 360 ميلادي بنياد گشت به" ايل دولاستيه" نقل مكان كرد زيرا كه احداث ديواري پيرامون آن بر استحكامات دفاعي رودخانه مي افزود. از اين

هسته ثانويه جزيره اي، توسعه شهر پاريس تا قرن دوازدهم و بر اساس دواير منخدالمركز مشخص ادامه يافت. حلقه هاي توسعه يافته، هر يك توسط سيستم هاي دفاعي متوالي مشخص شده است".

" شهر پاريس از بدو تأسيس تنها داراي يك راه عبوري بر روي رودخانه سن بوده است. اين راه عبوري از دو پل جداگانه كه بخش مركزي" ايل دو لاستيه" را به سواحل شمالي و جنوبي متصل مي كرد تشكيل شده بود .طي قرون وسطي در طول اين دو پل مانند پل لندن و پونته وكيو كنوني بر روي رودخانه آرنودر فلورانس، ساختمان هاي بسياري ساخته شد."

در اواخر قرن 12 اتفاقات بنياديني در پاريس اتفاق افتاد؛ كرانه چپ رودخانه سن (جنوب )پررونق شد و با دانشگاه و چند موسسه آكادميك به مركز آكادميك پاريس تبديل شد. در همين سال ها تجارت در كرانه سمت راست(شمال) رودخانه رونق گرفت.

در قرن نوزدهم اين شهر شاهد اتفاقات تاريخي زيادي بود. انقلاب صنعتي، امپراتوري دوم فرانسه و دوره طلايي اروپا كه از اواخر قرن نوزدهم شروع شد و تا جنگ جهاني اول طول كشيد و در آن تمامي قدرت هاي اروپايي در صلح به سر مي بردند باعث تحولات عظيمي در ساختار شهر پاريس شد.

در اين دوره حمل و نقل ريلي در شهر ايجاد شد كه همين باعث افزايش حضور ساكنان اطراف شهر در آن گرديدو جمعيت آن را بيشتر كرد. در دوران امپراتوري دوم فرانسه و حكومت ناپلئون سوم، طرح شهري "هاوس مان" كه يك معمار شهري بود در آن شهر اجرا شد." 

 

رود قابل كشتي راني" سن "بطول 776 كيلومتري از" بورگويي" سرچشمه مي گيرد و به كانال" مانش" سرازير مي شود اين رودخانه از شهر پاريس عبور مي كند. هسته اوليه شهردر جزيره اي واقع در آن به نام" سيته" شكل گرفته و پس از آن در جوار اين رودخانه، شهر توسعه يافته است.اين رودخانه داراي دو خيابان ساحلي ممتد است كه پل هاي متعددي بر اين دو خيابان عمود شده اند و در دو سوي پل هاي مهّم مجموعه ها يا بناي مهّم قرار گرفته اند مثلاً در دو سوي پل "لِنا" قصر"شايلو" در باختر و برج" ايفل" در خاور، در يك سوي پل" آلكساندر" سوّم قصر كوچك و بزرگ و در سوي ديگر (Invalids) و در يك سوي پل" كنكورد"،"ابليسك" و ميدان" كنكورد" و باغهاي" تويلري" و در سوي ديگرAssembell Notionale و در دو سوي پل" رويال- كادوس" و هنر، كاخ و موزه" لوور" در شمال و مدرسه" بوزار "و موزه" ارسي"در جنوب و در يك سوي پل" آوستر ليتز" باغ و موزه علوم طبيعي و در سوي ديگر اپراي" باستيل" قرار گرفته است. 

خيابان" شانزه ليزه" از ميدان" كنكورد "در كنار رودخانه" سن" آغاز و به سمت غرب كشيده شده و به ميدان "اتوال" منتهي مي شود. ميدان" اتوال"نيز با چهار انشعاب به خيابان ساحلي شمالي رود" سن" دسترسي مي يابد. 

به اين ترتيب مشاهده مي شود كه پيدايش هسته اوليه اين دو شهر كه يكي(رم) در فاصله اي از رودخانه شكل گرفته و در دوّمي(پاريس) در جزيره اي در وسط رودخانه بر مراحل توسعه و شكل شهر تأثير گذاشته بطوري كه اهميت بافت و فضاهاي شهري در رم بر ساحل خاوري شهر متمركز است در حاليكه در پاريس دو طرف هر يك از پل ها تقريبا" اهميت يكساني داشته و خيابان ساحلي دو سوي رودخانه نيز اهميت واحدي را داراست.با نگاهي به نقشه هاي امروز دو شهر نيز مي توان اين تفاوت را مشاهده نمود .هرچند كه بدون ترديد در تمام مراحل تغييرات يكسان و هم زمان صورت نگرفته ولي در نهايت در هر دو شهر حاصلي يكسان داشته است.