9- بررسي عوامل تخريب باغات و اراضي كشاورزي جنوب شهر بیرجند

نوشته شده توسط مدیر سیستم. Posted in سایر مقالات عمومی

Demo Image

 زهره بزرگ نیا
چاپ شده در: فصلنامه "شهر"23
تاریخ انتشار: پائیز 1381

       شهرستان بيرجند در شرق كشور، در بين ارتفاعات پراكنده بيابان هاي ايران مركزي قرار گرفته است. اين شهرستان كه در جنوب استان خراسان قرار دارد از سمت شمال به شهرستان قائن از سمت شرق به كشور افغانستان از جنوب به شهرستان نهبندان و استان كرمان و از غرب به شهرستان طبس و فردوس محدود است. بيرجند در بين راه مشهد- زاهدان قرار دارد و فاصله آن از مشهد 486 و از زاهدان 470 كيلومتر است.

       شهر بيرجند در مركز دشت بيرجند با ارتفاع 1400 متر قرار گرفته و از اطراف توسط كوه هاي نسبتاً مرتفع احاطه شده است. بر طبق نقشه تقسيمات چهارگانه اقليمي در ايران (دكتر حسن گنجي) بيرجند در محدوده اقليم فلات مركزي قرار گرفته است (خشك و بياباني با زير اقليم سرد) و از مشخصات بارز آن مي توان به تابش شديد آفتاب، آسمان صاف، رطوبت كم و نبود و يا كمبود ابر در آسمان اشاره كرد.

       شهر بيرجند بر روي چند تپه بنا شده كه در حدود 100 متر ار اراضي اطراف مرتفع تر است. هسته اوليه شهر به احتمال قوي ميدان چهار درخت بوده كه به آن «ميان ده» نيز مي گفتند. اين ميدان در بين راهي قرار گرفته كه قلعه پائين شهر را كه بر روي يك تپه قرار داشته به قلعه بهارستان در مركز فعلي شهر متصل مي كرده است. اين دو قلعه احتمالاً مجاور دو دروازه شهر قرار داشتند. مسجد جامع شهر كه متعلق به قرن ششم هجري است نيز در اين ميدان واقع است.

بازار شهر كه جنبه تجاري برون شهري آن قوي تر از خود شهر است در حاشيه مسيل شمالي (خيابان جمهوري اسلامي) كه در گذشته نيز نقش راه (جاده) را ايفا مي كرده بنا شده و حد فاصل محور چهار درخت كه بخش مسكوني شهر بوده در جنوب و محور بازار در شمال به تدريج پر شده است.

نكته قابل توجه اين است كه شهر اوليه را تماماً بر روي اراضي ناهموار و تپه اي ساخته اند و اراضي مسطح و آبگير را به باغات و اراضي كشاورزي اختصاص داده اند. به طوري كه باغات عناب و زرشك و توت بخشي از هويت بيرجند محسوب مي شده است.

      اين روش استقرار در بسياري از شهرها و روستاهاي ايران مشاهده گرديده است. اولين عكس هوايي بيرجند مربوط به سال 1335 نيز نشان مي دهد كه بافت مسكوني شهر بر روي تپه هاي همجوار مسيل و به صورت متمركز استقرار يافته و باغات و اراضي كشاورزي از جنوب بافت را در بر گرفته است. در نقشه هوايي سال 1344 مشاهده مي­گردد كه توسعه بعدي شهر به سمت شمال تا كانال كبوتر خان و سپس به سمت شرق متمايل گشته است. رشد شهر در فاصله سال 1335 و 1344 بسيار ناچيز بوده و همچنان جنوب شهر به باغ و اراضي كشاورزي اختصاص داشته است. در نقشه سال 1344 مشاهده مي گردد كه اولين حركت در جهت تعريض و پيش روي به سوي باغات و اراضي كشاورزي توسط ساختمان بهداري علم، بيمارستان، شركت سهامي قند مهستان، دبستان نوبنياد، نوانخانه، هنگ ژاندارمري و شير و خورشيد سرخ يعني بخش دولتي بوده است.

در نقشه هوايي سال 1360 يعني 16 سال بعد، اين تخريب و پيش روي به سمت جنوب علني تر و گسترده مشاهده مي شود و اين در حالي است كه امكان توسعه شهر به سمت شمال و شمال شرق و جلوگيري از تخريب باغات و اراضي كشاورزي وجود داشته است.

در سال 1363 كه طرح جامع شهر تهيه مي گردد، جهت توسعه را به سمت جنوب توصيه مي نمايد و بدين ترتيب در واقع تير خلاص به حيات باغات و اراضي كشاورزي توسط آن شليك مي شود. در حال حاضر در بين ساخت و سازهاي شهري چند لكه سبز به نام باغ اكبريه، پارك توحيد و باغ رحيم آباد به صورت نمونه و يادگارهايي از گذشته نه چندان دور باقي مانده است.

در گزارش «طرح حفاظت شهر بيرجند» كه گزارش نهايي آن توسط مهندسين مشاور طوس آب تهيه شده آمده است: گسترش شهر بيرجند در سال هاي اخير مورد نقد و بررسي قرار گرفته و مطرح گرديد كه شهر قديمي كه گسترش شرقي- غربي داشت به لحاظ وجود زهكش هاي طبيعي از خطر سيلاب در امان بود. توسعه شهر به سمت اراضي جنوبي و حركت به پائين دست مخروط­هاي افكنه، نواحي توسعه يافته را درمعرض جريان هاي سيلابي قرارداد».

يعني توسعه به سمت جنوب و جنوب شرقي نه تنها موجب تخريب باغات و اراضي كشاورزي گرديد، بلكه خود شهر را نيز در معرض خطر سيل و عوارض ناشي از آن قرار داد. آيا اين سرنوشت محتوم همه باغات و اراضي كشاورزي همجوار با شهرهاست؟ آيا ميتوان جلوي ساخت و ساز در دشت كشاورزي علي آباد واقع در جنوب شرقي بيرجند را كه منابع آب شهر را نيز در دل خود دارد و تا كنون تعداد زيادي از چاه ها به علت آلودگي به فاضلاب خانگي از طريق چاه­هاي جذبي از رده خارج شده اند را گرفت؟ تا زماني كه مسئولين و مجريان قانون خود را موظف به اجراي آن نمي دانند پاسخ منفي است.

كميسيون ماده پنج در سال 1371 سطحي معادل 700 هكتار از اراضي اين دشت حاصل خيز را وارد محدوده نمود![1] كه 300 هكتار آن جهت توسعه دانشگاه كه در شرق اين دشت قرار دارد، در نظر گرفته شد و مابقي به
فضاي سبز حفاظتي! اختصاص داده شد ولي به تدريج حدود 200 هكتار آن به عنوان كاربري مسكوني به سطح شهر افزوده شد. دانشگاه آزاد اسلامي 63 هكتار از اراضي دشت فوق را تحت تملك خود گرفت، دانشگاه پيام نور 51 هكتار،
اداره كل راه و ترابري 11 هكتار، ايستگاه راديو و تلويزيون 5/15 هكتار و ... با نگاهي دوباره به عكس هوايي سال 1335 و باغات جنوب شهر بيرجند عمق فاجعه مشاهده مي شود. باغات از بين رفتند ولي نقشه هاي خاك شناسي و مسئولين اداره كشاورزي شهادت مي دهند كه اراضي اطراف شهر بيرجند (شرق، جنوب و غرب) بسيار حاصلخيز هستند و توانمندي زيادي براي كشاورزي و جنگل كاري دارند آن ها را حفظ كنيم![2]



[1]. افزايش محدوده در سطحي تقريباً معادل سطح خود شهر

[2]. مأخذ: طرح جامع شهر بيرجند، مهندسين مشاور زيستا