14- بررسی معماری شهر بیرجند

نوشته شده توسط مدیر سیستم. Posted in مقالات صفحه نخست

 


Demo Image

  زهره بزرگنیا
چاپ شده در: نشريه"معمار"شماره 22
تاریخ انتشار:پائیز 1382


       براي شناخت و معرفي معماري يك شهرابتدا بايد بگوييم كه منظور،معماري سنتي وبومي شهر،و مربوط به گذشته تا اوايل دوره پهلوي دوم است؛زيرا معماري امروز در بيشتر شهرها و نقاط مختلف كشور يك شكل وهمانند است ونياز به بررسي مستقلي درسراسر كشور دارد و در اينجا به آن پرداخته نمي­ شود. هر اثر معماري داراي دو بخش عملکرد و زیبائی شناسی است.

 يك: عملكرد

الف) بناهاي خصوصي

ب) بناهاي عمومي

مسكوني

بناهاي مذهبي

بناهاي عام­المنفعه

گورستان­ها

بناهاي حكومتي

1- اقشار مرفه

1- معابد و آتشكده­ها

1- دروازه­، برجها و بارو و حصار

1- بقاع متبركه

1- كاخ­ها

2- اقشار مياني

2- كليساها و كنيسه

2- بازار و بازارچه و سرا

2- برج مقبره­ها

2- باغشاه

3- اقشاركم درآمد

3- مساجد و مدارس

3- حمام

3- امام­زاده­ها

3- ارگ

 

4- تكايا

4- پل، بند و سد و سيل­بند

4- مقبره بزرگان­علم­و­ادب

4- قلاع

 

5- حسينيه­ها

5- كاروانسراها و زائرسرا

 

 

 

6- مصلي­ها

6- آب انبار و قنات و چاه و يخچال و آسياب

 

 

 

 

7- منار و كبوتر خان و ميل

 

 

 

 

8- ميادين و فضاهاي شهري

 

 

 

       اثر معماري مي ­تواند عملكرد خصوصي يا عمومي داشته باشد. وجه خصوصي آن شامل مسكن است و وجه عمومي، بناهاي مذهبي، بناهاي عام­ المنفعه و بناهاي حكومتي را در برمي­ گيرد.

       عملكرد بنا بجز دو وجه فوق، وجه ديگري نيز دارد كه آقاي مهندس محمد بهشتي رئيس سازمان ميراث فرهنگي بيان كرده ­اند و در اينجا به آن اشاره مي­ كنم.

‌‍”... وجه مخاطب مرتبه معماري وجهي است كه در اين دنيا در غربت به سر مي­ برد. معماري پاسخگوي اين وجه است و اگر بنا رنگ و بويي از آن وطن مألوف داشته باشد، انسان در آن آرامش مي ­يابد.“

       اين تعريف نشان مي ­دهد كه اصولاً تحليل اثر معماري از طريق گفتار و نوشتار به سختي ممكن است و شايد تنها راه براي درك يك اثر حس كردن فضا در مكان باشد.

 

دو زيبائي شناسي

در جدول زير، عناصري كه شكل ظاهري بنا را مي­ سازند و آن را زشت يا زيبا  نمايش مي­ دهند آورده شده است.

زيبايي شناسي

تركيب و نوع مصالح

نظم و تقارن

تناسبات

تنوع

تزئينات

هماهنگي با محيط

حجم و تعادل

 

       جهت ارزش­گذاري بنا در بررسي اين عناصر ضرورت تام دارد يعني:

  • شناخت نوع مصالح و تركيب و نحوه بكارگيري آنها در ساختمان.
  • تحليل شكل و فرم پلان، احجام و اجزا ساختمان و استخراج ضوابط انتظام آن.
  • بررسي تناسبات و تعيين سطوح پر و خالي در نما و نسبت آنها باهم.
  • مشاهده تزيينات بنا از قبيل آجركاري، كاشي­كاري، سنگ­كاري، چوب­كاري و ... و تحليل اشكال و نقش­ها و ساخت و بافت و تركيب رنگ­ها.
  • شناخت تكنيك برپايي ساختمان شامل تفكيك قسمتهاي باربر و جداكننده.
  • انواع طاق و قوس.
  • نحوه هماهنگي يا ناهماهنگي اجزاء باهم و با محيط و طبيعت اطراف.
  • و ...

       نحوه برخورد ما براي معرفي معماري شهرها تاكنون بدين صورت بوده است كه براي شروع كار ابتدا به شناخت بناهاي نمونه­ وار و تك بناهاي بارز و انتخابي آن پرداخته، و سپس به تركيب و همجواري آنها توجه كرده ­ايم. نحوه تركيب اين همجواريها در نهايت هويت بافت شهري را نشان مي­دهد. و عرصه شهرسازي و شناخت فيزيكي شهر از اينجا آغاز مي­ شود. زمينه ضرور براي شناخت سازمان شهري بررسي تاريخچه، موقعيت طبيعي و محل استقرار آن است. سازمان شهر در واقع اسكلت يا استخوان بندي شهر را معرفي مي­ كند و موقعيت هسته اوليه شهر، رابطه آن با عناصر شهري از جمله مسجد جامع و بازار و دروازه­ها و راهها و مراحل رشد و توسعه شهر را نشان مي­ دهد؛ همچنين، ساير موارد از جمله اينكه آيا شهر برج و بارو و حصار و خندق داشته، و اگر داشته محل آنها حدوداً كجا بوده ؛ تقسيمات محله ­­اي به چه صورت بوده است و محله ­ها داراي مركزي هم بوده ­اند يا نه. هر مركز محله شامل چه فضاهاي شهري و چه بناهايي است. يكي از ابزارهاي اين بررسي استفاده از نقشه­هاي هوايي شهرها كه در مقاطع زماني مختلف توسط سازمان نقشه ­برداري تهيه شده و معمولاً در مقياس  و  است و نيز نقشه ­هاي آماري بسيار كارساز است. براي انجام اين بخش از كار دانستن نام­هاي اصلي (اوليه) معابر و مكان­ها ضروري است و بدون آن بافت قديم شهر مجهو ل الهويه خواهد بود و هر مكان مانند دانه تسبيحي كه رشته آن گسيخته و به گوشه­اي رها شده است مي­ ماند. 

پس از دست­يابي به اطلاعات فوق، زمنيه شناخت اثر معماري نيز كامل­تر مي­ شود، زيرا در رفت و برگشت از معماري به شهرسازي و از شهرسازي به معماري شناخت عميق­تر مي­ گردد و هويت هر بنا در ارتباط با مجموعه اطراف آن برجسته  مي­ شود.

 

بررسي واحدهاي مسكوني

       انتخاب واحدهاي مسكوني عمدتاً به منظور دست­يابي به ضوابط اجرا شده در شهر و تعيين الگويي جهت طراحي براي اقشار مختلف و ارائه ضوابط شهرسازي انجام گرفته و بايد نمونه­ هاي انتخابي شامل همه اقشار ساكن در شهر مي­ گرديد.

       ابتدا رولوه و يا كروكي از واحدهاي مسكوني انتخابي تهيه گرديده و در كروكي­ها مشخص مي­ شود كه هر واحد مسكوني بطور معمول از چه فضاهايي تشكيل شده و ارتباط فضاها باهم و با فضاي باز چيست. جهت استقرار فضاها با توجه به اهميت آنها به كدام سو است. مثلاً در شهرهاي دزفول و شوشتر در استان خوزستان شبستان و شوادان از اهميت ويژه­ اي برخوردار است در حاليكه شوادان در فرهنگ معماري هيچ نقطه ديگري از ايران به چشم نمي ­خورد؛ يا جاي آشپزخانه (مطبخ) در منازل دو شهر فوق خالي است و يا سطح بسيار كوچكي را در خانه­ هاي بسيار بزرگ و اعيان نشين اشغال مي­ كند در حاليكه همين فضا در شهر اردبيل فضائي بسيار بزرگ و اصلي است كه معمولاً در پشت اتاق اصلي (تالار) استقرار داشته و گاهي با پلكاني به فضاي حوضخانه كه در زيرزمين ساخته مي ­شد مرتبط مي ­شود. و در مناطق با اقليم معتدل مي­ بينيم كه فضاي سرويس از جمله مطبخ از بخش سكونت كاملاً مجزاست (يعني نه اهميت آن مانند شهر اردبيل است و نه به اندازه خوزستان بي اهميت) و در دو سوي مقابل هم نسبت به حياط قرار دارند و يا در بخشي از مناطق كويري منازل تابستان­ نشين و   زمستان ­نشين دارند. رولوه و يا كروكي توسط ترسيم مقطع و يا نماي ساختمان تكميل مي ­گردد كه از اين راه ارتفاع بنا، نحوه پوشش سقف، نوع مصالح و ساخت و بافت نما ... نيز مشخص مي­گردد. تهيه چند عكس مناسب و گويا از داخل فضاها و نماي ساختمان نيز مي ­تواند تا حدودي اين اطلاعات را در اختيار قرار دهد.

تحقيق حاضر از بررسي 16 واحد مسكوني نمونه همراه با عكس و مشخصات هر ساختمان اعم از عمر بنا، نوع پوشش سقف، نوع مصالح، تزئينات و ... حاصل گرديده است.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

بررسي و استنتاج

مشخصات 16 واحد مسكوني فوق كه در جدول شماره يك آورده شده است به شرح زير جمع بندي مي ­گردد.

 

سقف

پوشش سقف در همه واحدهاي مسكوني به صورت گهواره ­اي و گنبدي است و در قسمت تارمي (ايوان مقابل اتاقها) سقف مسطح، و جنس سقف چوبي توفال كوبي شده است. در تصاوير صفحه بعد – كه نماي عمومي شهر بيرجند را نشان مي­ دهند – انواع پوشش سقف در اين شهر ديده   مي­ شود.

 

مصالح

مصالح عمده در ساخت بناهاي اين شهر خشت است و سقف­ها و بخشي از ديوارهاي آن با كاهگل پوشيده شده ­اند. نماي اصلي هر مكان نمايي است كه رو به حياط دارد و پوشش آن از آجر، و در برخي موارد تركيبي از گچ و آجر است. در سكل بعضي از ساختمانها از سنگ استفاده شده است. مانند خانه نمونه يك، با اينهمه به طور كلي، سكل نيز ‌از آجر است، اما طرحي متفاوت نسبت به ديگر قسمتهاي نما دارد.

 

تزئينات

       بيشتر واحدهاي مسكوني بررسي شده تزيينات آجري دارند. اسامي انواع آجرهاي به كار رفته در نماي اين واحدها حاشيه، لوله، چهار و شش هستند كه با اشكال متفاوت در كنار هم قرار مي­ گيرند و تزيينات در نماي واحدهاي مسكوني را   مي­ سازند. (شكل شماره يك)

       نقش­هاي به كار رفته در نما خفته و راسته (نماي داخلي واحد نمونه يك)، جناغي (نماي شرقي و ورودي واحد نمونه يك) و نقش­ه اي متنوع ساخته شده از آجر، حاشيه، لوله، چهار و شش (نماي ديگر نمونه ­ها) است.

 

 

 

 

 

 

 

       در خانه نمونه سه، آجركاري ديوارهاي همجوار ورودي از سمت حياط با آجر خشتي و نقش قناس فرش تزيين شده است. ستونهاي مدور خانه نمونه چهار از آجر مخصوص ستون گرد است. تزيينات خانه نمونه 5 آجري، و تزيين ديوارهاي حياط تركيب آجر و گچ است.

تزيينات خانه نمونه 6 نيز تركيب آجر و گچ، و نقشهاي تزييني آجري آن به شكل سرو، قلب وارونه و مربع هايي است كه روي قطر ايستاده­ اند.

تزيينات خانه نمونه 7 خفته راسته از طرف ضلع باريك آجر است. در خانه نمونه 8 تزيينات آجري نمونه­ هاي قبل ديده نمي­ شود.

       خانه نمونه 9 تا ارتفاع حدود 120 سانتيمتر آجر خفته راسته از طرف ضلع باريك آجر است و نقشهاي آجري ديگر آن از انواع آجر ذكر شده است كه به شكل مربع هايي روي قطر ايستاده­ اند.

       خانه نمونه 10 نيز مانند نمونه 8 فاقد تزيين است. خانه­ هاي نمونه 11 و 12 و 16 از پرتزيين ترين نمونه هاي بررسي شده هستند و تزيينات آنها از آجر مدور ستوني با نقشهاي متنوع آجري، تركيب آجر و گچ، نقش خفته راسته و قوسهاي تزييني گچي تشكيل شده است. در لبه بام كليه واحدها، براي اينكه كاهگل شسته نشود، به ترتيب دو رگ آجر ساده، يك رگ نيم گرد، يك رگ سرلوح، و روي آن يعني بر روي يك رگ آخر يك رديف آجر چيده شده است، سرلوح يا كله گرگي مي­ تواند نقشهاي متنوعي داشته باشد (شكل شماره دو).

 

 

 

  

آنچه مي­توان از نماي اين ساختمان ها دريافت، اين هاست:

توجه خاص به ورودي و سردر، تفاوت نقش يا مصالح در شكل و ديگر قسمتهاي نما، تزيينات آجري در اطراف پنجره­ها، (قاب آجري) تقسيم يك سطح يا ديوار مسطح به سطوح كوچك تر با تغيير نقش و جنس مصالح (نماي شرقي خانه نمونه يك)، (تصاويري از خانه نمونه دو و سه) رعايت تقارن و ريتم در نماي ديواري كه ورودي اصلي ساختمان در محور آن مستقر شده است و تأكيد بر آن (محور تقارن) با احداث يك پله دو طرفه در مقابل ورودي، ايجاد تارمي در مقابل اتاقهاي اصلي، استقرار حوض با طرحهاي متنوع در مركز فيزيكي حياط و احداث باغچه­هايي در اطراف آ‌ن و ايجاد تفاوت و تنوع در مصالح كفسازي.

 

انوع قوس 

قوسهاي به كار رفته در نماهاي شرقي، داخلي و ورودي واحد مسكوني نمونه يك همگي قوس كماني است (شكل شماره سه). در خانه نمونه دو، نعل درگاهها به طور عمده قوس تخت، درهاي ورودي اتاقها از سمت حياط قوس كماني، ودر ورودي قوس مربع شكسته است (شكل شماره چهار).

در خانه نمونه سه، سردر ورودي، آجركاري نماي ديوار داخلي و قوس ورودي حياط كماني با خيزهاي متفاوت است. نعل درگاه پنجره­ها نيز در اين نمونه قوس تخت است.

قوسهاي خانه نمونه چهار نيز كماني بوده، ستونهاي گرد آن با آجر مخصوص ستون گرد تهيه شده است. نعل درگاه درها و پنجره هاي نيز در اين نمونه قوس تخت است.

قوس ورودي خانه نمونه پنج قوس كماني تيز، و نعل درگاهها قوس تخت، و طاقچه هاي حياط قوس كماني است.

قوسهاي خانه نمونه شش كماني، و نعل درگاهها تخت است.

در قوسهاي خانه نمونه هفت، حدفاصل ستونها كماني، نعل درگاهها كماني تيز، و برخي از نعل درگاهها تخت است.


 

 

در خانه نمونه هشت، قوسهاي ساباط و سردر ورودي و قوسهاي حدفاصل ستونهاي مربع آجري كماني، و نعل درگاهها تخت است.

قوسهاي حدفاصل ستونهاي مدور در خانه نمونه نه كماني، و نعل درگاهها تخت است.

در خانه نمونه ده، قوسهاي حدفاصل ستونهاي مربع آجري كماني، و نعل درگاهها تخت است.

در خانه نمونه يازده، قوسهاي حدفاصل ستونهاي مدور آجري كماني، و نعل درگاهها تخت است.

در خانه نمونه دوازده، قوسهاي طبقه بالا دايره، و قوسهاي سردر ورودي اتاق اصلي خنچه­پوش تخت، و نعل درگاهها تخت است.

در خانه نمونه شانزده، قوسهاي حدفاصل ستونهاي مدور آجري قوس كماني، و قوس ورودي دالان مقابل تارمي قوس كلاله ده و دوازده، و نعل درگاهها قوس هلالي است.

 

شمار ساكنان

شمار ساكنان واحدهاي مسكوني متفاوت، و از 2 تا 11 متغير است.

 

مساحت زمين

حداقل مساحت در واحدهاي بررسي شده 260 مترمربع، و حداكثر آن 560 مترمربع است.

 

پوشش كف

كف اكثر واحدهاي مسكوني بررسي شده آجرفرش (قناس فرش) است كه در بعضي نمونه­ها اين نقش با آجرهاي مكعب مستطيل قاب شده­اند، مانند خانه شماره 6. در وسط حياط همه واحدها حوضي قرار دارد كه راه عبور اطراف آن از سيمان پوشيده شده است و باغچه­هايي پيرامون آن قرار دارند. حوضها كه با گل آهك و ساروج (آهك و شن و خاكستر) ساخته    شده­اند، اشكال متنوعي داشته­اند: دو كله يا چهار كله مربع، دو كله يا چهار كله مستطيل، دو كله نيم دايره، بيضي، مربع، مستطيل و لوزي (به شكل شماره هفت مراجعه شود).


 

 



نام، شمار و ارتباط فضاها

شمار اتاق­هاي شانزده نمونه بررسي شده از 3 تا9 است. بيشترين درصد مربوط به واحدهاي 7 اتاقه (31%) و پس از آن 6 اتاقه (25%) است. همه اين واحدها داراي سالن هستند (نوعي راهرو يا دهليز).

سالنها پس از حياط و تارمي در ارتباط بين فضاها نقشي اساسي دارند (ارتباط حداقل 2، و حداكثر شش فضا در  نمونه­هاي بررسي شده). 56% واحدها داراي يك سالن، 5/37% داراي دو سالن، و 5/6% داراي سه سالن هستند.

همه واحدها دست كم داراي يك مطبخ و 5/37% داراي دو مطبخ هستند. اين وضعيت بدان سبب پيش آمده است كه در حال حاضر دو خانوار در يك واحد مسكوني زندگي مي­كنند. بدين صورت كه بخشي از فضاي زندگي (اتاقها) به مطبخ دوم تبديل شده است. ارتباط مطبخ و انبارها با ديگر قسمت­هاي خانه از راه حياط يا سالن است. به طور كلي، در پلان خانه­هاي قديم، در همه نقاط، از مدول يك اتاق و يك ايوان تبعيت شده، و با درخواست كارفرما به شمار اين فضاها افزوده مي­شده است (شكل شماره هشت). 37% اين واحدها با پلكاني دو طرفه به حياط راه پيدا مي­كنند. در بعضي از نمونه­ها اين پلكان به تارمي، و در برخي ديگر به سالن، راهرو يا دهليز منتهي مي­شود. از خصوصيات بارز تركيب فضاها، ارتباط مستقيم و بدون واسطه آنها باهم است. چنانكه در صورت نبودن سالن نيز اين ارتباط توسط در پنجره تأمين شده است. در همه نمونه ها تنها ، پستو و مطبخ نام مجزا دارند و گرنه همه فضاها اتاق نام دارند. اصولاً در معماري سنتي ايران (مسكن) فضاي خواب و زندگي از هم جدا نشده­اند و از يك فضا مي­توان هم در شب و هم در روز دو يا چند استفاده متفاوت نمود. فضاي اتاق با قرار گرفتن پشتي در كنار ديوارهابه نشيمن، و با گستردن سفره يا رختخواب به ناهارخوري يا اتاق خواب تبديل مي­گردد به ديگر سخن، فضاها چند عملكردي است. اين انعطاف در عملكرد فضاها، در تركيب آنها نيز حفظ شده است، يعني دو اتاق مستقل با باز كردن در- پنجره به فضايي بزرگ براي پذيرايي در مواقع خاص تبديل مي­شوند و حتي گاهي در مواقع ضروري هفت فضاي مستقل يك خانه مي­توانند به شكل واحد عمل كنند.

اين خاصيت براي واحدهاي مسكوني كوچك بسيار مفيد است و فضاي خانه را از سلولهاي كوچك جدا از هم، به فضاي معمولي قابل قبولي تبديل مي­كند؛ مثلاً هنگامي كه زوج هنوز صاحب فرزند نشده­اند، مي­توان دو سلول كوچك خواب را به صورت يك اتاق مورد استفاده قرار داد و برعكس.

 

 


محل استقرار بنا

محل استقرار بناي اصلي در هر 16 واحد (100%) شمال زمين (رو به جنوب) است. در 69% بناها افزون بر شمال زمين، در جنوب زمين نيز بنايي احداث شده است. در 69% در شرق، و در 81% غرب زمين نيز ساختمان موجود است. به عبارت ديگر بيشتر اين واحدها در سه يا چهار طرف داراي ساختمان هستند. تنها در 19% اين واحدها دست كم در دو قسمت ساختمان وجود دارد و در 5/37% در هر چهار طرف زمين ساختمان بنا گرديده است. (شكل شماره هشت و نه).

 

 

 

اتاقهاي اصلي معمولاً در شمال زمين (زمستاني)، يا در جنوب زمين (تابستاني)، و مطبخ و انباري و توالت و جز آن در سمت غرب يا شرق زمين احداث شده­اند. در بعضي از نمونه­ها، نقيصه جدا بودن تأسيسات از زندگي، با اختصاص دادن بخشي از اتاقها به آشپزخانه و توالت و حمام رفع گرديده، و زندگي جديد در كالبد قديم استقرار يافته است.

 

محل استقرار حياط

در همه نمونه­هاي بررسي شده حياط در مركز زمين قرار دارد.

 

شغل مالك

در بيشتر نمونه­هاي بررسي شده، مالكان پيشين كه تاجر يا ملاك بوده­اند، جاي خود را به قشر ديگري كه كارمند و كارگرند، داده­اند.

 

سطح اشغال بنا

حداقل سطح اشغال بنا مربوط به نمونه 5 (55% زمين)، و حداكثر سطح اشغال بنا مربوط به نمونه 16 (78% زمين) است. سطح اشغال بنا در 16 نمونه بررسي شده به طور متوسط 70% است.

 

كلياتي در مورد حجم نما

حجم ساختمانهاي مسكوني بررسي شده­ فاقد شكستگي است و در واقع در هر يك از اضلاع حياط مكعب مستطيلي احداث شده است كه سقف­هاي گهواره­ اي و گنبدي به آن جان مي­ بخشند (شكل ده).

وجود پلكان دو طرفه در مقابل بناي اصلي نيز در ايجاد تنوع در حجم كمك بسزايي مي­ كند (شكل يازده).

در شمار قابل ملاحظه ­اي از بناها نيز وجود تارمي سبب تنوع در حجم و فضا مي­ شود. اين تارمي در بعضي از نمونه­ ها در طبقه همكف و اول نيز تكرار مي­ شود و تفاوت در فرم ستون ها و ارتفاع متفاوت دو طبقه، به تنوع در حجم مي­ انجامد. فرورفتگي و ارتفاع بيشتر در ورودي نسبت به ديگر نقاط نما نيز همين خاصيت را دارد.


 

نكته قابل توجه اين است كه در زمينهاي قناس نيز تلاش شده است با قطور كردن ديوار، و با ايجاد طاقچه، كمد، پستو و جز آن، فضايي منظم و مربع يا مستطيل به دست آيد. همين تلاش در مورد حياط نيز مانند اتاقها صورت گرفته است.

در بعضي از نمونه­ ها وجود نورگير و بادگير در ايجاد تنوع در حجم بنا تأثير بسزايي دارند دو طبقه بودن بخش اصلي بنا، و يك طبقه بودن بخش تأسيسات (مطبخ و انبار و ...) نيز چنين اثري دارد.

 

كلياتي در مورد تقسيمات نما، پنجره­ها و ديگر عوامل سيماي بنا

بارزترين صفت در نما رعايت تقارن، و پس از آن تقسيم نما به سه، پنج يا هفت المان است. در بعضي از نمونه ها المان وسطي بزرگ­تر، و در برخي ديگر كوچكتر است (شكل شماره 12 و 13).

 

 

       در نمونه يك، نماي شمالي در سمت خيابان از سه قسمت، و نماي جنوبي در سمت حياط از پنج قسمت تشكيل شده است. در بعضي موارد كه امكان رعايت اين تقسيم ­بندي وجود ندارد، با تزئينات آجري و تأكيد بر المان وسطي – از طريق سردر و پلكان مقابل و جز آن – توجه بيشتري به بخش متقارن جلب مي­ شود و المان خارج از تقارن به شكل محو در گوشه­اي قرار مي­ گيرد، مانند نماي شمالي بخش جنوبي نمونه يك كه در آن با تأكيد بر ورودي سالن و چهار پنجره اطراف آن، و با استفاده از قابهاي آجري پيراموني توجه به ورودي سالن جلب، و از در مطبخ منحرف مي­ شود (شكل شماره 14). در بعضي موارد نيز از تقسيم بندي چهارتايي ، مانند نماي شرقي واحد ياد شده استفاده شده است.

 

 

       در نمونه دو، نماي قسمت جنوبي در سمت حياط از پنج قسمت، و نماي قسمت شمالي در سمت حياط از شش قسمت  تشكيل شده است كه اولي كاملاً متقارن است و دومي با كاهش اهميت ورودي زيرزمين و تأكيد بر ورودي اتاق ميهمان متقارن مي­ شود (وارونه شكل شماره 14).

در نمونه سه، نماي قسمت شمالي متشكل از سه قسمت، و محور تقارن بر پله دوطرفه منطبق، و نماي قسمت جنوبي از پنج قسمت تشكيل شده است.

       در نمونه چهار، نماي قسمت شمالي از سه قسمت تشكيل شده، و محور تقارن آن بر ورودي سالن منطبق است. نماي قسمت غربي از سه قسمت تشكيل شده، و محور تقارن آن بر پنجره اتاق منطبق است.

       در نمونه پنج، نماي قسمت شمالي از سه قسمت تشكيل شده، و محور تقارن بر پله دوطرفه منطبق است و نماي ديوار شرقي با پنج تقسيم (قاب آجري) شكل متقارني دارد.

در نمونه شش، نماي قسمت شمالي از سه قسمت تشكيل شده، و محور تقارن بر در اتاق وسطي منطبق است. در نماي قسمت جنوبي، به سبب قناس بودن زمين، ورودي و پله در گوشه جنوب غربي حياط قرار گرفته است، ولي بقيه نما، يعني سه پنجره اتاق واقع در جنوب شرقي ، شكلي متقارن دارد و محور تقارن بر در اين اتاق منطبق است. ديوار شرقي حياط نيز با يك قاب آجري و تقسيم داخل قاب به سه نقش متقارن – كه وسطي مربعهاي قرار گرفته روي قطر، و اشكال جانبي دو  نقش سرو  و دو قلب وارونه است – به نظم درآمده است.

در نمونه هفت، نماي قسمت شمالي از هفت قسمت متقارن تشيكل شده كه محور تقارن آن بر پله دو طرفه و ورودي سالن منطبق است (نماي پشت تارمي از سه قسمت تشكيل شده است).


 

در نمونه هشت و نه، نماي قسمت شمالي حياط از پنج قسمت متقارن – كه محور تقارن آن بر پلكان دوطرفه ورودي سالن منطبق است – تشكيل شده است.

در خانه نمونه ده، به سبب تغييرات مكرر در ساليان متمادي، نظم و تقارن نخستين به سختي پديدار مي­شود.

در نمونه يازده، نماي قسمت شمالي از سه قسمت، و پشت تارمي از چهار قسمت متقارن تشكيل شده، و محور تقارن بر پله منطبق است. نماي قسمت شرقي و جنوبي نيز از سه قسمت، و نماي قسمت غربي از دو قسمت تشكيل شده است.

در نمونه دوازده، نماي قسمت شمالي از سه قسمت متقارن تشكيل شده است و در نماي قسمتهاي ديگر، هر چند در كل تقارن و تقسيم به سه و پنج و هفت مشاهده نمي­شود، ولي در جزء اين تقارن و تقسيم­بندي وجود دارد.

در نمونه شانزده، نماي قسمت شمالي از چهار قسمت، نماي پشت تارمي از هفت قسمت تشكيل شده كه محور تقارن آن بر سالن، و محور اتاق دست راست و دست چپ بر در پنجره­اي منطبق است كه دو پنجره كوچك دو طرف آن قرار دارند.

       در مجموع مي­ توان گفت رعايت نظم، رعايت تقارن در كل و در جزء تقسيم نما به سه، پنج يا هفت قسمت، و تأكيد بر محور تقارن  با قرار دادن پله و سردر و تزيين و محدود ساختن هر واحد متقارن با قاب، از اصول اساسي ساختن اين نماها هستند. ناگفته پيداست كه كف پنجره و بالاترين نقطه پنجره ­ها يا درها، تزيينات آجري اطراف آنها و تقسيمات و تركيب اجزاء پنجره ­ها و درها در هر مدول متقارن كاملاً مشابه است، ولي همه مدول­هاي متقارن مشابه يكديگر نبوده و در جزئيات آنها تنوع وجود (به تصاوير خانه نمونه چهار، تقسيمات و ارتفاع درها مراجعه شود).

ابعاد بازشوها

به طور معمول، بازشو حداقل داراي يك كتيبه يك متري آجري است كه فاصله آن از دو سمت چپ و راست تا محور قاب حدود 5/0 تا 5/1 متر است. در مورد پنجره­ها ارتفاع از كف پنجره متفاوت است و گاهي به حدود 20 سانتي­متر و حتي يك متر از كف نيز مي­رسد. نسبت سطح پنجره و در به سطح نما حدود يك به پنج است. اين نسبت در نماي خارجي كاهش مي­يابد و به حدود يك به هفت مي­رسد. اين قاعده در مورد درهاي ورودي نيز صادق است. با وجود تزيينات و سكو وسردر و جز آن، سطح در ورودي و ارتفاع آن كم است و همان نسبت يك به هفت درباره آن صدق مي­ ند. پنجره­ ها معمولاً داراي تقسيمات كوچك هستند و از 60*40 تا 20*10 سانتي متر سطح شيشه خور دارند. در سطح درها نيز، حدود 50% قسمت زيرين چوبي، و بقيه شيشه­ اي است. در بعضي از نمونه­ ها نيز كل در چوبي است و فقط يك كتيبه سي سانتي شيشه­ اي دارد (شكل شماره 15).

 

 

 

 

 

در جنوب قلعه و در حدفاصل خيابان مطهري، منتظري و حكيم نزاري، بافت قديم و بعضاً با ارزش شهر قرار دارد.     6 واحد مسكوني داراي كروكي از اين بخش انتخاب شده ­اند. بافت اين بخش نيز ارگانيك، و تابع توپوگرافي زمين و اقليم گرم بيرجند است. معابر اين بخش در بعضي از نقاط به وسيله ساباطهايي به صورت سرپوشيده درآمده است. خيابان برق بافت قديم را به دو نيم تقسيم مي­ كند. پس از احداث اين خيابان واحدهاي تجاري به دو سوي آن كشيده شده ­اند. به سبب وجود تپه در نقاط مختلف شهر جهت دسترسي از بافت به خيابان، پله­ هايي مشاهده مي­ شود كه شمار آن گاهي به بيست نيز مي ­رسد.

آنچه در نماي عمومي بافت قديم شهر مشاهده مي­ شود، نماي كاهگلي، سقفهاي گنبدي و گهواره ­اي، و سردرهايي با آجركاري است. به علت درون­گرا بودن معماري، ارتباط داخل منازل با كوچه و معبر حداقل، و بيشتر منحصر به ورودي اصلي است.

ميدان يا مركز شهري چهار درخت در مركز بافت قديم بيرجند قرار دارد. اطراف اين ميدان را مسجد جامع – كه متعلق به قرن 6 هجري است  1– آب انبار، حمام – كه اكنون ورزشگاه سنتي است – و چند مغازه محصور ساخته ­اند. نقشه شماره دو موقعيت ميدان چهار درخت را در بافت قديم شهر نشان مي­ دهد.

مدرسه طلاب و حسينيه نواب كه از بناهاي باارزش بيرجند هستند، در معابر منتهي به ميدان فوق احداث گرديده ­اند. حسينيه نواب كه توسط سازمان اوقاف در دست مرمت است، ساختماني است دو طبقه با حياط مركزي و به شكل هشت ضلعي كه نماي آن كلاً پوشيده شده است و سردر ورودي آن داراي تزيينات گچي (گچ­بري)، و به شكل مقرنس است. اين ورودي مفصل به وسيله دري نسبتاً كوچك كه دو طرف آن سكوهايي قرار گرفته است، به داخل راه مي­يابد. كف حياط با آجر خشتي پوشيده شده است و باغچه ­اي به شكل هشت ضلعي در  وسط آن قرار دارد. حجره­ ها و اتاقها و طاق­نماها با رعايت تقارن در جزء و در كل – كه تنوع بسياري دارد – به طور منظم حياط را محصور نموده ­اند.


 

 



قوسهاي طبقه همكف در بعضي از قسمتها با قوس طبقه اول متفاوت است. مثلاً در طبقه همكف يك قوس مربع شكسته در قسمت وسط قرار دارد و دو قوس خنچه پوش تخت با همان دهنه در دو سمت آن قرار گرفته است، اما در طبقه اول هر سه قوس تخت است. در مجموع مي توان گفت اكثر قوسهاي اين بنا خنچه پوش تخت است و تقسيمات سه و پنج در آن كاملاً رعايت شده است. شكل اين بنا از آجر و كف­پوش، و پله ­هاي آن نيز از آجر است. بقيه نما با گچ پوشيده شده است و بالاترين قسمت آن در لبه بام آجر هره چيده­ اند. در مجموع مي­ توان گفت كه اين بنا نيز مانند ديگر بناهاي بيرجند پايه، بدنه و سر دارد.

بناي باارزش ديگر حسينيه شوكتيه است. اين بنا نيز، مانند حسينيه نواب بنايي است دو طبقه كه حياط هشت گوشي را محصور نموده است. دهنه اصلي اين حسينيه حدود 14متر، و ارتفاع آن حدود 12متراست. بقيه قسمتهاي اين ساختمان حدود هشت متر ارتفاع دارد. ارتفاع طبقه همكف از طبقه اول بيشتر است. قوس دهانه ساختمان اصلي كلاله ده و دوازده است كه دو قوس مشابه و كوچك­تر را در خود جاي داده است. اين دو قوس به وسيله چهار قوس با ارتفاع كوتاهتر و نيم دايره، تركيب منظم و متقارني را به وجود آورده­ اند كه با گچ­بري هايي تزيين شده است.

به طور كلي نماي اين حسينيه تركيب آجر و گچ است. قسمتهاي آجري به صورت قابي بخشهاي مختلف گچي را محصور نموده­ اند. در برخي از قسمتهاي سه قوس نيم دايره با ارتفاع نامساوي، ولي متقارن بر روي قوس كلاله ده و دوازده قرار گرفته ­اند. قسمتهاي آجري داراي نقش خفته راسته است.

ساختمان كلاه فرنگي بنايي است يك طبقه با نماي ‌آجري كه ورودي آن به صورت منشوري از ساختمان اصلي جدا شده است. دست انداز بام در اين ساختمان از صراحي­هايي تشكيل شده است. در وسط اين بنا ساختمان كثيرالاضلاع چهار طبقه­اي با نماي گچي مشاهده مي­شود. چنانكه مجموع آن هرمي را تشكيل مي­ دهد. اين ساختمان در حال حاضر فرمانداري است.

قوس ورودي آن كليل سه مركز و دو و نيم، و قوس دو دهليز مجاور آن نيم دايره، و قوس دو سه دري اطراف آن پنج و نه قسمت است.


 

 

 



 

عمارت باغ اكبريه كه در حال حاضر موزه بيرجند و دفتر سازمان ميراث فرهنگي است، بنايي است دو طبقه كه نماي آن (سطح خارجي) از آجر، و سطح پشت تارمي طبقه اول آن از گچ است. پله اين بناي متقارن در محور تقارن قرار گرفته، از دو سو به تارمي طبقه اول راه دارد. نماي طبقه همكف سه قسمتي، و نماي طبقه اول پنج قسمتي است. قوس محور تقارن كماني، و دو قوس مجاور آن در طبقه اول كه دهانه اش نصف قوس وسطي است – نيم دايره است و دو قوس مجاور آن دهنه كمي بزرگ تر و كماني است. در طبقه همكف دو دالان در دو طرف ورودي اصلي ساختمان قرار دارد كه به بخش تأسيسات ساختمان راه داشته است. نماي اين بنا تقريباً فاقد تزيين است.ولي داخل آن آينه كاريها و گچ بريهاي بسيار متنوع و زيبايي ديده مي­ شود. حوض شكيلي در مقابل در ورودي اين بنا ساخته شده كه باغچه هايي در جوار آن قرار گرفته­اند.

ساختمان اداره ثبت بناي زيبايي است كه در خيابان شهيد نزاري قرار دارد. طراح آن بيرجندي نبوده و نماي آن نيز آجري نيست، ولي بسياري از اصولي كه در عموم بناهاي بيرجندي رعايت شده در اين بنا نيز مشاهده مي­گردد. اين اصول عبارتند از: نما و حجم منظم و متقارن، استفاده از رنگ سفيد در نما و انتخاب پنجره­هاي نسبتاً كوچك، با تقسيمات متعدد.

مقبره حكيم نزاري نيز كه در حال حاضر عملكرد فرهنگي دارد، ساختماني جديدالاحداث است با نماي آجري و تزيينات ساده و حجم متقارن كه در آن از قوس نيم دايره استفاده شده است. اين بنا به رغم آنكه در اصول تفاوتهايي با معماري منطقه دارد، به سبب متانت و سادگي و نظم با معماري شهر همگون است.

از ساير بناهاي عمومي مي توان از عمارت زيباي رحيم آبادو قلعه اميرآباد شيباني ويخچال قديمي شهر نام برد.

 

 

 

 

 


جزئيات و تزئينات در فضاهاي شهري و ساختمانهاي مسكوني

       بارزترين و بيشترين تزييني كه در شهر بيرجند مشاهده مي ­گردد. سردرهاي آجري واحدهاي مسكوني است. اين سردرها داراي تزيينات متنوعي هستند كه به كارگيري آجرها از انواع گوناگون (حاشيه، لوله، شش، چهار، سرلوح  وخشتي) به تنوع نقشها مي­افزايد.

خطوط كلي طرح آجري در نما با يك رج آجر لوله، يك رج آجر حاشيه و يك رج آجر لوله به عنوان آخرين رج ساخته مي­ شود و در داخل طرح تركيبهاي مختلف از چند آجر چهار، چند آجر شش، تركيب شش و چهار به صورت مربع و به صورت لوزي قرار مي گيرد. نقشهاي كلي شامل، مربع ايستاده روي قطر، مثلث، مربع، مستطيل، سرو، قلب و تاج است.