24- فضاهای شهری و معماری اردبیل

نوشته شده توسط مدیر سیستم. Posted in سایر مقالات ویژه

Demo Image

 زهره بزرگ نیا
چاپ شده در: فصلنامه "معمار" شماره 26
تاریخ انتشار:مرداد و شهریور 1383

       در بخش اول اين مبحث ابتدا مي­ پردازيم  به معرفي عناصري که شکل  اوليه  شهر را نمايش مي­ دهند از قبيل دروازه ­ها، ارگها، قبرستانها، بازار، حصار و ... اين عناصر،  سازمان شهر را مشخص مي ­نمايند به اين صورت که قبرستانها حدود شهر، دروازه ­ها راههايي را که از شهر عبور مي ­نمايند و بازار هسته مرکزي شهر و ارگ  مقر حکومتي شهر را نمايش مي­ دهند.

       سپس تغييرات و مراحل رشد شهر را با نقشه ­ها و عکس­هاي  هوايي موجود معرفي مي­ نماييم  و بعد وارد جزئيات شده به معرفي فضاهاي شهري و انواع  بافتها، نحوه شکل گيري و تأثير پذيري آن از اقليم و سنت و غيره مي­ پردازيم اين مبحث شناختي کلي از شهر را ارائه مي­ نمايد.

       در بخش دوم نمونه­ هاي معماري موجود شهر که شامل مکان­هاي عمومي از قبيل مساجد، حمامها، آرامگاهها و ... را معرفي و به شناسايي نمونه­ هايي از واحدهاي مسکوني موجود که عموماً قشر متوسط را شامل مي­ شود خواهيم پرداخت. [1]

الف - بافت شهر

وجه تسميه

       در آثار نويسندگان قديم نام اردبيل به صورتهاي (ارتاويت)، (ارتاويل)، (اردويل، اردبيل) قيد شده است. فردوسي و ياقوت حموي چون بناي آنرا به  فيروز ساساني نسبت داده ­اند (مازان فيروز) يا (فيروز گرد) ناميده ­اند. کسروي اصل آنرا (آرتاويل) مرکب از دو بخش آرتا = مقدس و ويل يا بيل= شهر دانسته و با اين توجيه معني آن شهر مقدس است.

دروازه­هاي اردبيل

امروز در اردبيل چهار دروازه در افواه مشهور است.

1-دروازه تبريز 2-دروازه آستارا  3-دروازه خلخال 4-دوازه مشکين شهر.

 از دروازه­ هاي قديم هيچ اثري باقي نمانده فقط در کتب تاريخ از چندين دروازه نام برده شده است. مثلاً در عهد شيخ صفي اين شهر دروازه­هاي متعددي داشته و دروازه رئيس سعد، درب فقاعيان، دروازه نوشهر، اسفريس و مقابر از جمله آنها بوده ­اند که دروازه اسفريس در حوالي مقبره شيخ صفي بوده است. زيرا بر طبق وصيت شيخ، سيد جمال الدين او را غسل داده و در کنار دروازه اسفريس در اردبيل بخاک سپرده است.

 

محلات اردبيل

محلات شش گانه اردبيل با اسامي تاريخي و متداول امروز عبارتند از :

1-گازران (چشمه باشي) 2-عالي قاپو (اونچي ميدان) 3-قنبلان(شيخ قاباغي) 4-پير عبدالملک 5-اوچ دکان

6-تواي ياطوي (تابار) که سه تاي اولي محل سکونت نعمتي­ ها و بقيه حيدري نشين بوده است.

 

طرح جامع[2] شش محله شهر را بنام­هاي 1-گارزان 2-عالي قاپو 3-منصوريه4-پير عبدالملک 5-اوچ دکان

 

6-مسجد جامع معرفي نموده و در نقشه­اي محدوده اين محلات را نمايش داده است ولي به نظر مي­رسد اين مرزبندي دقيق نبوده و بطور کلي تعيين مرز دقيق بين محلات ممکن نيست. در نقشه شماره 1 نام برخي از محلات با توجه به معابر و مساجد مربوطه تعيين شده و حدود تقريبي آنها تعيين گرديده است.

 

طرح تفصيلي براي اين شهر[3] (بافت کهن و محلات نوساز) جمعاً چهل محله معرفي نموده است.

نياز خدماتي هر محله بواسطه يک مسجد و حمام و چند واحد تجاري و گاهي ميداني در مقابل اين عملکردها  تأمين مي­ گرديد که مرکز محله ناميده مي­ شد اين مرکز از تقاطع راسته­ ها حادث مي­ شد. راسته­ ها مرکز يک محله را به مرکز محله ديگر و مرکز شهر مرتبط مي­ کردند.

 

نارين قلعه ( ارگ) 

 

در دوره  قاجاريه به ويژه بعد از سلطنت فتحعليشاه، اردبيل بيشتر به نارين قلعه شهرت داشت زيرا بر اثر  استحکام خاصي که اين قلعه داشت مطمئن ترين محبس براي نگاهداري زندانيان سياسي کشور بوده و بيشتر  بزرگان و شاهزادگان قاجار بخشي از عمر خود را در آن دژ گذرانيده ­اند.

 

قلعه اردبيل قبل از قاجار نيز موجود و بنام ارگ خوانده مي ­شد که در کنار رودخانه بالخلي قرار داشت و برج و باروي آن نيز با توجه به سلاحها و تاکتيک­هاي جنگي قديم ساخته شده بود.  

 

از اين رو وقتي افسران هيئت نظامي ژنرال گاردان در زمان فتحعليشاه به اردبيل آمدند آنرا با جنگهاي آن ايام كه سلاحهاي گرم جانشين شمشير و تير و کمان گشته بود متناسب نيافته و در اطراف آن  باروي  محکمي با برجهاي مستحکم بوجود آوردند و علاوه بر خندقي که قلعه سابق داشت و در داخل ديوارهاي جديدتر  قرار گرفته بود در خارج آن نيز خندق عميق و عريضي کندند و نهر آبي هم از محله ( شاه باغي) بر آن مشرف ساختند.

 

اين دژ که در جنگهاي ايران و روس از محکم ترين  مواضع دفاعي ايران  و مهم ترين مرکز ذخيره لوازم جنگي بود در سال 1315 خورشيدي تخريب گرديد.

 

هم اکنون ميداني که در وسط زمين اين قلعه مکاني که امروز ادارات دولتي در آن محوطه ساخته شده است  احداث گرديده، بر روي طاقهاي ضربي بخشي از آن اطاقها ساخته شده است.

 

گورستانهاي قديمي شهر خارج از محدوده ساخت و سازهاي شهري واقع بوده ­اند و مي ­توانند حدود تقريبي سطح شهر در گذشته را مشخص نمايند. در نقشه شماره 2 نارين قلعه، قبرستان­هاي شهر، بازار و باغ ملي نشان داده شده است.

 

بازار اردبيل

 

       شهر اردبيل نظر به اينکه در مسير جاده ابريشم قرار داشته سالها از موقعيت بازارهاي وسيع و پر رونق برخوردار بوده است. در قرن دهم هجري در زمان شاه طهماسب اول بازارهاي اردبيل داراي دکان­هاي متعددي که تعداد آنها از صدها باب تجاوز مي ­نمايد بوده است. در اين بازار تعدادي دکان از طريق نيابت توليت آستانه شيخ خريداري شده و وقف بقعه گرديده بود.

 

گفته ­اند که بازار اردبيل بشکل صليب در چهار راسته است و مسجد در وسط چهار بازار واقع شده طاق آن جناقي و گنبدها چهار طاقي و ساده است طول طاق نماي مغازه­ ها حدود 9/2 متر و قطر پايه طاق­ها 82/0 متر است.

 

در سال 1326 خورشيدي آتش سوزي در بازار اتفاق افتاد که نه تنها درهاي چوبي دکانها و اشياء و اجناس داخل آن طعمه حريق گرديد بلکه بسياري از سقف­ها و ديوارها نيز فرو ريخت.

 

سراهاي بازار عبارتند از سراي حاجي ميرزا، گلشن، وکيل، نو يا زنجيرلو، حاج احمد، حاج لشگر، مجيديه، امام جمعه، دوکچي[4] .

 

بازار فعلي اردبيل در سال 1364 در فهرست آثار ملي کشور به ثبت رسيد . نقشه شماره 3 الي 6 راسته ­ها و سراهاي بازار را نشان مي ­دهد.

 

 

 

 

 

 

 

بازار اردبیل

 

 

معابر و  فضاهاي شهري

 

       اولين خيابان شهر اردبيل در سال 1307 خورشيدي به مرحله اجرا درآمد و نقشه آن چنان تصويب شد که دروازه تبريز به خط مستقيم به دروازه آستارا وصل گردد و از (تابار قاپوسي) تا (زنجير) (دروازه­اي را که بطرف جاده تبريز چون در قلمرو محله طوي يا تابار قرار داشت تابار قاپوسي و دروازه شهر بطرف آستارا را بدان جهت که از طرف اداره گمرک، زنجيري بر آن بسته مي شد زنجير مي­ گفتند.)خيابان وسيعي بنام پهلوي (امام خميني فعلي – خيابان شماره 1) باز شود. پس از آن خيابان باغ ملي در سمت غرب  نارين (ارگ شهر) احداث گرديد که محل آن بيشه زاري بود که (حصاري باغ) خوانده مي­ شد. و در عکس هوايي مربوط به سال 1337 خورشيدي قابل تشخيص است.

 

       نقشه تهيه شده در سال 1346 نشان مي­ دهد که خيابان  ديگري در جهت شمال غربي به جنوب شرقي در جهت دروازه ­هاي مشکين شهر و خلخال، خيابان شاه (خيابان بهشتي، کاشاني– خيابان شماره 2) و خيابان  مدوري دور بافت قديمي شهر و منطبق بر مسيرجوبي موجود احداث گرديد که از مقابل نارين قلعه (ارگ و محل ساختمان­هاي اداري موجود) عبور نموده، ميدان عالي قاپو را به خيابان بهشتي متصل مي نمود، (خيابان مدرس، شيخ صفي –  خيابان شماره 3)

 

 (خيابان شماره 4 – طالقاني) در نقشه هوايي سال 1354 مشاهده مي­شود و امتداد آن از مقابل جمعه مسجد مي­ گذرد.

 

 (خيابان شماره 5 – مدني) در نقشه هوايي سال 1359 قابل رويت است. (نقشه شماره 7)

 

       - يکي از معابر قديمي شهر کوچه پيرزرگر است که از سمت شرق ضمن عبور از شعبه ­اي از بالخلي و در امتداد آن به روستاهاي آغ بلاغ آقاجان و گل آقا و سپس به سمت آستارا مي ­رود که احتمالاً مسير اوليه اين راه از همين کوچه بوده است. در اين مسير ميدان پيرزرگر  قرار دارد که محوطه­ا ي است باز وسيع و داراي مسجد، حمام و توالت عمومي و چند دکان و از محوطه باز آن نيز براي انجام مراسم عزاداري ماه محرم استفاده مي­شده است. (نقشه شماره 8)

 

       - معبر اوچ تکان (اوچدکان) معبر اصلي ديگري است که از قسمت شمال به راسته قيصريه و از جنوب به پل ابراهيم آباد منتهي مي­ گردد. در اين مسير نيز ميدان کوچکي بچشم مي­ خورد که معبرمتصل به آن، يکي از مراکز تجاري بوده، مسجد و حمامي نيز در آن مشاهده مي­ شود. اين معبر در محله ­اي بهمان نام واقع است که از محلات قديمي و معتبر شهر است. (نقشه شماره9)

 

       - معبر تاوا يا طوي نيز از سمت شمال شرقي به معابر متصل به بازار و از جنوب غربي به ميدان سرچشمه منتهي مي­ گردد اين معبر نيز از محله­ اي بهمين نام عبور نموده داراي يک مسجد و يک ميدان کوچک در مجاورت آن است. (نقشه شماره 10)

 

 

 

 

 

بطور کلي در شهر اردبيل ميادين و فضاهاي شهري با ارزش و قابل توجه به ندرت يافت مي­ شود و نمونه­ هاي  بررسي شده بارزترين آنها است.

 

       با نگاهي به نقشه ­ها و عکس­هاي هوايي دوران مختلف مشخص مي ­گردد که بافت مسکوني شهر اردبيل مانند اکثر شهرهاي ايران شامل بافت ارگانيک قديمي، بافت نظام يافته مياني و بافت حاشيه ­اي جديداست که اولي در محدوده واقع در بخش مرکزي شهر قرار دارد. در اين بافت مشاهده مي ­گردد که جهت غالب کوچه ­ها شمال شرقي– جنوب غربي بوده (جهت شيب طبيعي شهر)، در اين بافت متراکم، خانه­ ها اغلب به يکديگر متصلند و فضاهاي عموم شهري (ميدان و ميدانچه) در حداقل بوده اين فضاها به علت فشردگي و ترکيب خانه­ها داراي پيچ و خم است ولي عرض نسبتاً زياد معابر نمايانگر اثرات شرايط اقليمي و موقع جغرافيايي منطقه بر فرم يابي بافت فيزيکي شهر است. جهت غالب احداث بنا بسمت جنوب شرقي بوده اين جهت نشان دهنده اين است که استفاده از انرژي خورشيد در واحدهاي مسکوني به علت محدوديت تأسيسات گرم کننده در واحدهاي مسکوني نسبت به معابر در اولويت قرار داشته به همين دليل معابر علي رغم عرض نسبتاً کافي معمولاً در فصول سرد، يخبندان طولاني دارند.

 

      - محدوده واقع  بين بافت قديم و کمربندي اول بافت مياني شهر را تشکيل مي­ دهد در اين نمونه مي­ بينيم که عرض معابر اصلي افزايش يافته ولي جهت همان شمال شرقي– جنوب غربي است. مانند کوي ملاهادي، اسماعيل بيگ، عناصري، معمار، داشچيلار و توپچيلار. در طول اين معابر فضاهاي باز (ميدانچه) گاهي به چشم مي­ خورد مانند ميدانچه مسجد معمار.

 

       تفکيکي­ها در اين نمونه از نظم بيشتري برخوردار بوده و همه به سمت جنوب شرقي هستند. سطح قطعات تفکيکي در اين بخش نيز بين صد تا حدود هزار متر مربع بوده ولي سطح غالب حدود دويست متر مربع است.

 

       - حد فاصل کمربندي اول و دوم بافت نوساز يا حاشيه­اي شهر را تشکيل مي­ دهد. اين بافت فاقد نظم بخش مياني بوده معابر آن را مي ­توان به سه گروه تقسيم نمود. کوچه احمدپور رضا که در جهت شمال شرقي–جنوب غربي است جمع کننده اصلي آن بوده (درجه يک) معبر عمود به آنکه در جهت شمال غربي به جنوب شرقي است، جمع کننده (درجه دو) بافت محسوب مي­ شود.

 

       با بررسي نمونه­ هاي فوق مشخص مي­گردد که جهت معابر تابع واحدهاي مسکوني بوده و در واقع جهت اصلي معابر را واحدهاي مسکوني تعيين مي­ کنند.

 

 ب : معماري

 

در اين بخش ابتدا اشاره­اي داريم به بناهاي با ارزش تاريخي در سطح شهر و سپس به بررسي نمونه­ هاي واحدهاي مسکوني موجود مي­ پردازيم.

 

ساختمانهاي عمومي

 

جمعه مسجد

 

       بازمانده مسجدي عظيم و گسترده و کم نظير است که گمان مي ­رود "در  دوره­ هاي مختلف اسلامي علي الخصوص سلجوقي شکل گرفته و تا اوايل دوره صفويه معمور و آباد بوده است." [5] در کاوش­هايي که انجام شده ردپاي مسجد قرون اوليه اسلامي در آن تشخيص داده شده است. اين مسجد در بالاي تپه ­اي در قسمت شمال شرقي مرکز شهر قرار گرفته است. بناي اصلي آن که داراي گنبد بزرگ آجري با کتيبه ­ها و کاشي­هاي معرق و تزئينات ديگر بوده احتمالاً در اثر زلزله بکلي ويران گشته و امروز جز چند پايه ديوارهاي اطراف آن چيزي برجاي نمانده است.

 

       رواق مسجد نيز فعلاً با پوشش تيرهاي چوبي حفاظت مي­ شود. در سمت غربي مسجد و در وسط قبرستان باقي مانده آثار مناره­ اي در آن مشاهده مي­ شود که احتمالاً مربوط به درب ورودي محوطه مسجد بوده است.

 

       در ديوارهاي ايوان شمال شرق قسمت اول يا رواق سابق مسجد آثار گچ بري و قالبسازي در ملات بين آجرها مشاهده مي­ شود که در زير گچ و خاکي که در تعميرات بعدي روي ديوارها کشيده شده باقي مانده است.

 

نقشه شماره 11و12 محل قرارگيري جمعه مسجد در قبرستان شهر و پلان و مقطع عرضي جمعه مسجد را نشان مي­ دهد.

 

بقعه شيخ صفي الدين اردبيلي

 

       مجموعه زيبا و نفيس بقعه شيخ صفي الدين اردبيلي در سال 753 هجري قمري بوسيله فرزند وي پايه گذاري شده و سپس در طول ايام مخصوصاً پس از شروع حکومت صفويه واحدهايي به صورت بخش­هاي الحاقي به مجموعه قبلي اضافه و در عهد سلطنت شاه عباس اول در جهت تکامل و تزئين اين بناي با عظمت اهتمام کافي و وافي به عمل آمده است.

 

 

 

 

جمعه مسجد

 

"مجموعه بناي کنوني شامل بيرون قلعه(عالي قاپو)، سردر، حياط بزرگ رواق، مقبره شيخ، حرم خانه، مقبره شاه اسماعيل، چيني خانه، مسجد جنت سرا، خانقاه، چراغخانه، چله خانه، شهيدگاه و متعلقات ديگري است که در حال حاضر از جمله زيباترين ابنيه تاريخي و هنري ايران بشمار مي رود."[6]

 

       "سر درب اصلي و کاشيکاري بقعه تا سال 1321 خورشيدي در ضلع شرقي ميدان فعلي قرار داشته که در آن سال بقاياي سر درب به دستور اداره کل باستانشناسي کشور برداشته و کاشي­هاي معرق آن فعلاً در انبار بقعه نگهداري مي شود." [7]

 

       امروز از ضلع شرقي ميدان عالي قاپو با گذاشتن از درب چوبي بزرگ وارد حياط مشجر بشکل مستطيل مي ­شويم. در وسط حياط دو حوض سنگي مشاهده مي­گردد. ضلع شرقي حياط مذکور با دري به حياط کوچکي  باز مي­ شود که اين حياط در بينابين حياط بزرگ مشجر و صحن اصلي قرار دارد.

 

       صحن اصلي حياطي است مستطيل شکل مفروش با تخته سنگهاي صاف که حوضي 12 ترک در وسط آن  خودنمايي مي­ کند.

 

       ساختمان سردر اصلي بقعه و محوطه سه گنبد مزين به کاشي معرق و کتيبه­ هايي به خط کوفي و رقاع است.

 

       "مقبره شيخ صفي الدين برجي است استوانه­اي شکل که گنبدي کوتاه بر فراز آن جاي گرفت، در زير گنبد، صندوق منبت مرقد که از آثار نفيس منقول بقعه است. ملاحظه مي­شود که در حاشيه آن کتيبه­اي بخط رقاع حک شده است.

 

       گنبد مقبره شاه اسماعيل کوتاه تر از گنبد شيخ صفي است، منظره خارجي آن با کاشي­هاي خوش رنگ و کتيبه­اي بخط کوفي تزئين يافته است. "1

 

      بقعه حاوي دهها اثر بديع در مضامين  مختلف  رشته ­هاي هنري از آن جمله کاشي کاري معرق و مقرنس و گچ بري، کتيبه ­هاي زيبا و نفيس به خط خطاطان بزرگ دوره صفويه (ميرعماد، ميرقوام الدين و محمد اسماعيل) منبت­هاي ارزنده نقره کاري، تذهيب و نقاشي است. نقشه شماره 13و14 پلان ساختمانهاي بقعه شيخ صفي الدين را نمايش مي­ دهد. در هيچ يک از بناهاي ايراني سه گنبد به اين شکل در مجاورت هم قرار نگرفته است معمار اين بنا استاد عيوض بن عبدالصمد مراغي است.

 

 

 

 

 

مسجد ميرزا علي اکبر مجتهد

 

       مسجد مجهز و مجلل ميرزا علي اکبر در مرکز اردبيل نزديک بازار واقع شده داراي دو در ورودي در کوچه شهيدگاه است. ساختمان آن احتمالاً خشتي و نماي آن آجري است. کنار  ورودي کفش کن پنجره سه دري  مشبک و از نوع ارسي  ديده مي­ شود، ازاره آن سنگي است. سال احداث آن به حدود 1300 خورشيدي مي­رسد. (نقشه شماره 15)

 

امام زاده اوغلان يا مقبره مير صالح

 

       در دروازه ميران و پشت بقعه شيخ صفي الدين مسجدي وجود دارد که در آن مقبره امام زاده ­اي است بنام  صالح ولي مردم آنرا (اوغلان امامزاده سي) يعني امامزاده پسر گويند. بناي آن مربع شکل و طاق نما و آويزهاي  ساده دارد و قوس طاقهاي چهارگانه داخلي گچ بري کنگره دار و آئينه بندي محدودي دارد. صندوق قبر مشبک  آهني بر مزار امامزاده قرار داده­ اند. (نقشه شماره 16)

 

حمام هاي اردبيل 1

 

       تعداد زيادي حمام­هاي عمومي در سطح شهر اردبيل وجود داشته که زمان احداث برخي از آنها به دوران  صفويه و تعدادي به دوران قاجار منصوب است. اکثر آنها داراي سقف­هاي منقش و زيبا است مانند حمام  صفويه، حاج  شيخ، پير (حاج رحيم) اوچ دکان، ميرزا حبيب (پير عبدالملک)، پيرزرگر، آقانقي، ابراهيم آباد، زينال، منصوريه، ميرزا ايمان، يعقوبيه، صدر، کاظميه، وکيل، يساول ، زندان حاج  محسن، سيدآباد، سرچشمه که  اکنون  تعدادي از آنها تخريب گرديده، سقف همه گنبدي است. (نقشه شماره 17و 18)

 

پل هاي اردبيل[8]

 

       تعدادي پل بر روي رودخانه بالخلي در دوره صفويه ساخته شده که پل قره سو داراي هفت چشمه، پل ججين، پل ابراهيم آباد، پل يعقوبيه داراي پنج چشمه، پل سيد آباد داراي پنج چشمه با طاق ضربي و آجري، پل ساميان داراي شش چشمه، پل کلخوران داراي 6 چشمه، پل نير، پل الماس از آن جمله هستند.

 

مقبره شيخ امين الدين جبرائيل

 

       مقبره شيخ امين الدين جبرائيل پدر شيخ صفي الدين اسحق، جدّ سلاطين صفوي در روستاي کلخوران در شمال شهر واقع شده و بناي آن در نيمه اول قرن دهم هجري صورت گرفته اين مقبره در محوطه محصور  وسيعي واقع شده و داراي بناهاي متعدد است.

 

 

 

 

 

 

مقبره شیخ صفی

       ديوار گلي بلند که باغ بزرگ مقبره را به اضلاع تقريبي 15×200 متر محصور مي ­کند و دو دروازه در اضلاع  شمالي و جنوبي محوطه دارد. دروازه شمالي داراي اطاقهاي متعدد و وسيع و دو طبقه براي مسافرين و زوّار و خدمه و متوّلي است. تمام ديوار و سقف دروازه­ ها آجري و ازاره کوتاه آنها سنگي است. مقدار بسيار محدودي تزئينات کاشي دارد. پنجره­ ها اغلب چوبي مشبک (گروه چيني) است. در نقشه شماره 19 مجموعه مقبره شيخ جبرائيل نشان داده شده است.

"معمار اين بنا شاه طاهر بن سلطان محمد نقاش-1031 يکي از اساتيد مشهور دوره صفويه است".[9]

منازل مسکوني

در اين بخش، به  بررسي ده  نمونه از خانه­ هاي موجود در شهر که پنج نمونه از محل برداشت شده، سه نمونه از کتاب زندگي جديد – کالبد قديم و يک نمونه از برداشت­هاي سازمان ميراث فرهنگي استان و يک نمونه از گزارش طرح بهسازي بافت قديم شهر اردبيل است پرداخته ­ايم.

خانه­ هاي قديمي

خانه نمونه يک

       خانه نمونه يک که نزديک قبرستان سابق هفت تن (هنرستان رازي) و نبش کوچه قهرمان واقع است کوچکترين واحد مسکوني مورد بررسي است. مساحت آن حدود 60 مترمربع بوده و از دو فضاي اصلي دهليز و يک اطاق تشکيل شده که هر دو فضا رو به سمت جنوب غربي دارند. در زيرزمين اين خانه آشپزخانه و انبار قرار دارد و فضاي ارتباطي نشيمن و آشپزخانه و سرويس، حياط است.

مصالح عمده خشت و تير چوبي (چهارتراش) و نماي آن آجري، جنس در و پنجره­ ها چوبي، کفسازي اطاق و دهليز و اندود داخلي گچ و فاقد هر گونه تزئين است. ( نقشه شماره 20)

خانه نمونه دو

       خانه نمونه دو در ضلع جنوبي کوچه جمعه مسجد واقع، مساحت آن حدود صد متر مربع است اين خانه از سه فضاي دهليز ويک اطاق و يک پستو تشکيل شده که دو فضاي دهليز و نشيمن رو به سمت جنوب شرقي (جهت مناسب از نظر اقليم) قرار دارند. اين واحد فاقد فضاي مجزائي بعنوان آشپزخانه بوده و از دهليز بعنوان آشپزخانه استفاده مي­ شود.

 

 

 

مقبره شيخ جبرئيل كلخوني

 

 

 

خانه نمونه يك

 

 

قوس پنجره کلافی

 

       مصالح عمده آن خشت و تيرچوبي است که روي تيرچوبي­ها پارچه نصب کرده اند و در و پنجره­ها چوبي، کفسازي اطاقها و اندود داخلي گچ و نماي آن آجر، کف حياط و حوض سيماني است. بر اثر اسفالت کوچه، کف خانه نسبت به کوچه در سطح پائين­تري قرار گرفته است (حدود 6 پله). اين خانه نيز فاقد هر گونه تزئين است. (نقشه شماره 21)

خانه نمونه سه

       خانه نمونه سه در حوالي جمعه مسجد (شمال غربي) آن واقع، مساحت آن حدود 160 متر مربع بوده. اين خانه که دو طبقه است از يک دهليز و دو اطاق در دو سمت راست و چپ (پذيرايي و نشيمن) تشکيل شده که آشپزخانه و پستو در پشت آن واقع شده، پله تيزي دهليز را به طبقه فوقاني متصل مي­نمايد. در طبقه اول يک اطاق بر روي نشيمن مستقر است. فضاهاي اصلي خانه رو به جنوب (متمايل به شرق) داشته يک انبار در زير پذيرايي آن موجود است. مصالح عمده آن خشت و تيرچوبي است اين خانه نيز فاقد هر گونه تزئين است. (نقشه شماره 22)

خانه نمونه چهار  

        خانه نمونه چهاردر محله ارمنستان در کوچه محمديه درانتهاي يک بن بست قرار دارد. مساحت آن 300 مترمربع بوده ترکيب فضائي آن تقريباً مشابه خانه نمونه سه است. يعني از يک دهليز و دو اطاق در سمت جنوب (جبهه اصلي ساختمان) تشکيل يافته و آشپزخانه و پستو در پشت اين فضاها واقع گرديده­اند. دهليز فضاي مرکزي خانه و مرتبط کننده ساير فضاها بهم بوده که بوسيله پلکاني به طبقه فوقاني مرتبط مي­ گردد طبقه اول نيز شامل يک اطاق است که بر روي دهليز ساخته شده است.

مصالح عمده آن خشت و تير چوبي (توفال کوبي شده) نماي آن آجري، جنس در و پنجره ­ها چوبي و دو جداره و اندود داخلي و کفسازي گچ و کفسازي حياط از سنگ است. تزئينات مختصر آجري با طرح خفته و راسته درآن مشاهده مي­ شود. (نقشه شماره 23)

خانه نمونه پنج

       اين خانه نيز در کوچه جمعه مسجد قرار داشته کامل ترين نمونه مورد بررسي خانه ­هاي قديمي از اقشار متوسط که از يک تالار و دو دهليز در سمت چپ و وراست آن و دو اطاق در سمت ديگر دهليزها در جبهه اصلي و پستو و حمام ( نوساز ) و مطبخ در پشت فضاهاي اصلي تشکيل شده، دهليز غربي فضاي رابط بين قسمت ­هاي مختلف خانه بوده که بوسيله پلکاني به قست فوقاني (طبقه اول) مرتبط مي­ گردد. طبقه اول نيز از سه اطاق تشکيل شده که در حال حاضر يک خانواده در آن ساکن بوده و يکي از اطاقها به آشپزخانه تخصيص داده شده است.

خانه نمونه سه

 

قوس پنجره كلاه فرنگي معكوس

 

 

دهليز نمونه دو

قوس پنجره كلاه فرنگي

 

 

خانه نمونه چهار

 

 

خانه نمونه چهار 

 

 

 

 

نمونه پنج- نماي جنوبي ساختمان اصلي

 

 

قسمت جنوبي خانه (باريکه سازي) که بعداً به آن آضافه گرديده نيز از يک دهليز و دو اطاق و يک انبار و يک توالت تشکيل شده است. مساحت خانه حدود 550 متر مربع است ورودي آن داراي يک دالان بوده که پس از بالا آمدن سطح کوچه تخريب گرديده و بوسيله هفت پله به حياط متصل مي ­گردد. جهت فضاهاي اصلي آن بسمت جنوب شرقي است.

 

       مصالح عمده آن خشت و تير چوبي (توفال کوبي) و اندود داخلي و کفسازي اطاقها گچ است. نماي آن آجري بوده و داراي تزئينات مختصري در کتيبه پنجره­ها است. در  و پنجره­ ها چوبي و فاصله پنجره­ ها از کف حدود سي سانتي متر است. (نقشه شماره  24)

 

خانه نمونه شش

 

       منزل آقاي مناف زاده در محله رحمانيه  با مساحتي در حدود 1400 متر مربع واقع است ساختمان آجري دو طبقه در وسط حياط استقرار يافته و حياط را به دو قسمت نسبتاً مساوي تقسيم نموده است. حياط شمالي حياط سرويس بوده و انباري­ها و سرويس در قسمت شمالي آن قرار دارند. طبقه همکف اين ساختمان دو طبقه آجري از آب انبار، آشپزخانه، انباري، سه اتاق، و گلخانه تشکيل شده است.  

 

       پلکاني سرسراي طبقه همکف را به طبقه اول مرتبط مي­ سازد. طبقه اول از يک  سرسرا و هفت اتاق تشکيل شده که يکي از اتاقها، که چهاردري است به پذيرايي اختصاص داده شده است.

 

       پنجره­ هاي اين بنا دو جداره است که جداره داخلي کلاً از چوب و جداره خارجي از چوب و شيشه تشکيل شده است .کف بنا سه پله از کف حياط بلندتر است و به ارتفاع 50 سانتي متري داراي ازاره سنگي است. نعل درگاه پنجره­ها داراي تزئينات آجري ساده ­اي است و تزئينات ديوار حياط ترکيبي از آجر و گچ است قوس سردر ورودي و نعل درگاه پنجره ­ها کماني و قوس تزئينات حياط نيم دايره است کف حياط شمالي 9 پله از حياط جنوبي بلندتر است بطوري که ساختمان از شمال يک طبقه به نظر مي­ آيد.

 

ساختمان از سمت شمال و جنوب کاملاً متقارن است و پلکان دو طرفه اي در محور تقارن حياط شمالي را به اطاقها مرتبط مي­ کند. (نقشه شماره 25)

 

 

منزل آقاي مناف زاده

مأخذ: زندگي جديد كالبد قديم

 

منزل آقاي مناف زاده : حياط شمالي

 

 

تزئينات قوس معلق نيم دايره

 

 

 

قوس تزئيني، نيم دايره (كلاه فرنگي مدور) و معلق نيم دايره

 

نماي جنوبي ساختمان اصلي

 

تصاويري از منزل آقاي مناف زاده (صادقي) در محله رحمانيه (حیاط شمالی)

 

 

 

پلكان ورودي به حياط شمالي

منزل آقاي مناف زاده

 

 

 

تزئينات آجري ديوارهاي حياط

 

قوس تزئيني، نيم دايره (كلاه فرنگي مدور)

خانه نمونه هفت

 

       منزل آقاي سيد هاشم ابراهيمي در محله سرچشمه با مساحتي در حدود 420 مترمربع واقع است و ساختمان سمت شمال و شرق حياط را احاطه کرده است. اين  بنا از يک تالار زيبا  با تزئينات گچي (مقرنس) و چهار اطاق و آشپزخانه و انباري تشکيل شده و داراي دو در ورودي است که يکي به ساختمان و ديگري به حياط مرتبط مي­ گردد.

 

       کليه فضاها تودرتوو بهم مرتبط است. تالار داراي تزئينات نقاشي و پنجره ارسي سه بخش زيبايي است پنجره  ارسي دو جداره است. نماي ساختمان، آجري و داراي تزئينات مختصري در سردر ورودي و نعل درگاهها و60 سانتيمتر ازاره سنگي است.

 

       نماي قسمت اصلي ساختمان (مقابل تالار) متقارن است. قوسهاي به کار رفته در داخل تالار قوس کند و تزئيني و قوس سردر ورودي در حياط کليل و کلاله است.حوض کوچک مربع شکلي حياط را زينت داده،کف حياط آجرپوش است. (نقشه شماره 26)

 

 

به ترتیب

منزل آقاي ابراهيمي

مأخذ: زندگي جديد كالبد قديم

و

منزل آقاي مناف وكيلي

مأخذ: رندگي جديد كالبد قديم

 

خانه نمونه هشت

 

       منزل مرحوم هاشم خان وکيلي از بازماندگان مرحوم وکيل الرعايا در محله تابار قرار دارد بخش غربي ساختمان در تعريض قرار گرفته است و تالار کثير الاضلاعي در وسط ساختمان قرار داشته که دو پستو، شاه نشين را از تالار جدا مي­ کنند و دو اطاق در سمت چپ و راست تالار قرار دارد که يکي از آنها  تخريب شده است تالار داراي طاق نما يا مقرنس­هاي گچي است که آئينه بندي ظريفي آنرا پوشش داده است. ايوان سرا سري در مقابل تالار استقرار يافته است. اين بنا شامل يک پنج دري و سه اطاق تودرتو است. سرويس در گوشه حياط است و ساختمان در وضعيت فعلي مطبخ ندارد. سقف بنا شيرواني است. 

 

تالار داراي تزئينات زيباي گچي و آينه کاري و شيشه­ هاي رنگي است. (نقشه شماره 27)

 

خانه نمونه نه

 

       منزل آقاي صادقيان (مرحوم حاج يوسف صادقي) در کوچه فانتازيا قرار دارد پلان آن از برداشت­هاي  سازمان ميراث فرهنگي است اين بنا در سمت شمال و شرق و جنوب حياط ساخته شده است بخش جنوبي بنا کلاً مغازه است و راهروي ورودي در بين مغازه­ ها قرار دارد مساحت خانه 1450 متر مربع است.

 

       قسمت شمالي از يک تالار دو راهرو و دو اطاق در جوار راهروها تشکيل شده که احتمالاً تالار بعداً به دوتا  اطاق تودرتو تقسيم شده است. انتهاي راهروها دو پلکان قرار دارد که طبقه همکف را به اول مرتبط مي­ کند، آشپزخانه در گوشه شمال شرقي استقرار يافته و با راهرويي به شربت خانه و يکي از اطاقها مرتبط مي­ گردد. چهار اطاق در سمت شرق واقع است. کليه فضاها بصورت تودرتو با هم مرتبط هستند.

 

       نيم طبقه اول نيز از يک تالار، دو راهرو و دو اطاق تشکيل شده و روي شربت خانه فضايي است که به غذاخوري اختصاص داده شده است. تالار يا سالن پذيرايي چهارپنجره دارد. معمار اين بنا محمد علي معمار اردبيلي است.[10](نقشه شماره 28)

 

خانه نمونه ده

       منزل آقاي بشرويه ظهرابي در محلّه ملاهادي قرار دارد پلان آن از گزارش طرح بهسازي و بازسازي بافت قديم اردبيل تهيه شده توسط اعضاء گروه دکتر مجتبي رضازاده برداشت شده است. (نقشه شماره 29)

اين بنا نيز از يک تالار که احتمالاً بعداً به دو اطاق مجزا تقسيم شده است و دو دهليز و دو اطاق در جدار دهليزها و دو انباري و يک مطبخ در پشت تالار و چايخانه يا شربت خانه تشکيل شده است.

از ديگر خانه­ هاي قديمي اردبيل در کتاب نگاهي به آثار و ابنيه تاريخي اردبيل به اين ترتيب نام برده شده است: منزل مرحوم حاج ميرزا ابراهيم صادقي در کوچه سرتيپ آباد، حسينعلي صادقي در کوچه رحمانيه، مرحوم حريريان در کوچه پير شمس الدين وآقاي آصف در کوچه معمار.

بررسي و استنتاج  

 

       - پلان­هاي مورد مطالعه سه گروه را شامل مي­ شود گروه اول پلان­هايي که از مدل يک اطاق و يک دهليز تبعيت مي­ کند که شامل نمونه­ هاي يک تا پنج و نه و ده است به اين شکل که نمونه يک از يک اطاق و يک دهليز، نمونه دو از يک اطاق و يک دهليز و يک انبار، نمونه سه و چهار از دو اطاق و يک دهليز و يک پستو و مطبخ، نمونه چهار و پنج و ده از يک تالار و دو دهليز و دو اطاق و دو پستو و مطبخ در پشت فضاهاي اصلي تشکيل شده است و کامل ترين تيپ آن خانه نمونه 9 منزل آقاي صادقيان است. گروه دوم و يا تنها نمونه  بررسي بصورت کلاه فرنگي منزل آقاي مناف زاده است. و گروه  سوم منزل آقاي ابراهيمي و وکيل است که هر چند در اين دو نمونه نيز از همان الگوي تالار و دو دهليز استفاده شده ولي پلان­ها داراي شکستگي، سقف و ديوارها داراي تزئينات زياد و با ايوان سراسري است که عموميت  ندارد. در مراجعه به برخي از منازل مسکوني اغلب ساکنين خانه مدعي اند که سبک خانه از منازل روسي اقتباس گرديده است. اين بدان معناست که يا سبک فوق بر فرهنگ و سنت­هاي محلي ساکنين اردبيل منطبق بوده و يا آن را با تغييراتي با نيازهاي خود هماهنگ نموده ­اند. احداث هشتي يا دالان و يا وجود دهليز ميهمان که با تالار در ارتباط است نشانه ­هايي از رعايت سنت در اين واحدهاست. در اين نمونه ­ها فضاي اطاق داراي چند عملکرد بوده بدين ترتيب که شبها به خواب و روزها به نشيمن اختصاص داشته است. قرار گرفتن آشپزخانه در پشت تالار يا اطاق اصلي از ويژگي­هاي معماري اين منطقه است که زمستان­هاي سرد و سخت دارد. مصالح بکار  رفته در نما  آجر و سنگ بوده و داراي تزئينات  اندک است و به مختصر تزئينات آجري، ستونهاي تزئيني  با مقطع دايره، ازاره سنگي ساده و گاهي بشکل صراحي و قوس­هاي تزئيني ساده، نيم دايره و هلالي و گاهي مرکب اکتفا شده ولي در منازل اعيان نشين در داخل  بنا تزئينات گچي، آينه کاري، نقاشي، پنجره ­هاي  تزئيني  با شيشه رنگي  و پنجره ارسي  مشاهده مي­ شود. سقف ساختمانها مسطح و پوشش آن اکثراً تيرچوبي است. در بعضي از نمونه­ ها پنجره­ ها دو جداره است. در کتاب اردبيل در گذرگاه تاريخ تأليف بابا صفري[11] تحليلي از واحدهاي مسکوني قديمي آمده که به علت دقيق و کامل بودن مطلب عيناً آورده شده است.  " برخي از آثاري که بندرت از دورانهاي گذشته در اين شهر باقي مانده حکايت از آن دارد که طراحان  و سازندگان آنها اطلاعات وسيعي در کار خود داشته ­اند. اين آثار معمولاً بصورت اماکن مذهبي و حمام و کاروانسرا است و برخي از خانه­ هاي اعيان و اشراف سابق نيز با سبک معماري قابل توجه بنا گرديده است.سبک اين خانه­ ها بر پايه تقارن بوده بدين معني که علي الاصول در وسط ساختمان تالار بزرگي به شکل  مستطيل مي­ ساختند و در پشت آن به در ازاي تالار آشپزخانه، که آنرا (مطبخ) مي­گفتند بوجود مي­ آورند. تالار محل  پذيرايي بود و بزرگي آن با امکانات مالي و موقعيت اجتماعي صاحبخانه بستگي داشت.امروزه بزرگي و کوچکي خانه ­ها و اطاقها با متر سنجيده مي­ شود ولي در آن تاريخ بزرگي تالارها را با تعداد پنجره­ هاي آن که در طول مستطيل و رو به جنوب قرار داشت، مي ­سنجيدند و بجاي پنجره نيز کلمه (آينه) بکار مي­ برند و مثلاً مي­ گفتند که تالار فلان خانه 7 يا 9 يا 11 آينه است. قسمتي از تالارها را در طول ضلع شمالي به سه قسمت مي­ کردند. قسمت وسط را که اندکي از سطح تالار بلندتر مي­ شد (مخارجه) مي­ گفتند و جزو تالار منظور مي­ داشتند ولي طرفين آنرا بصورت دو اطاق کوچک درآورده در ورودي زيبايي متناسب با زيبايي تالار بين آنها و تالار مي­ گذشتند و آنها را صندوق خانه و گاهي (قولچا)  مي­ گفتند.بعضي از ثروتمندان دو تالار يکي پشت ديگري مي­ ساختند و آنها را بجاي ديوار با پنجره­ هاي زيبا که  شيشه­ هاي رنگين داشتند از هم جدا مي­ نمودند و در اين صورت يکي را تالار و ديگري را (طنابي) مي گفتند و در  اردبيل آنرا به صورت (طنبي) تلفظ مي ­کردند."[12]

 

 

 

" در طرفين شرقي و غربي تالار دو دهليز بزرگ و وسيع منظور مي­ داشتند و در کنار هر يک از آنها و روبروي تالار يک اطاق  مي­ ساختند. هر دهليز با يک درگاه وسيع که در ضلع جنوبي داشت به حياط خانه مربوط مي ­شد و در ورودي براي ساختمان به حساب مي ­آمد. در شمال دهليز يک در، آدمي را به مطبخ هدايت مي ­کرد و يک پلکان براي رفتن به طبقه دوم ساخته مي ­شد.در طبقه دوم چهار بالاخانه وجود داشت که دو تا از آنها روي دهليز و اطاق شرقي و دو تاي ديگر روي اطاق و دهليز سمت غربي تالار بود و چون پوشش سقف­ها عموماً با تيرهاي چوبي صورت م ي­گرفت از اين رو از ساختن طبقات ديگر در بالاي تالار و طنابي و مطبخ خودداري مي­گشت و براي حفظ زيبايي ظاهر معمولاً سقف آنها بلندتر ساخته م ي­شد. زير تالار معمولاً زيرزميني بود و در قسمتي از آن حوضي با چاه آب و تلمبه دستي بچشم مي ­خورد. اين کار براي آن بود که در زمستان سرد اردبيل که حوض آب در حياط يخ مي­ بست، شستن دست و صورت و گرفتن وضو براي اهل خانه در آنجا مي سر شود.زيرزمين با دري به حياط مربوط مي­ شد و در ديگري هم به مطبخ داشت و بدون آنکه شخص مجبور شود از راه حياط به آنجا برود با پائين رفتن چند پله به زيرزمين مي­رسيد. مطبخ  محوطه بزرگي بود که به شکل مستطيل در سمت عمارت قرار داشت. در وسط آن تنوري براي پختن نان مي­ ساختند و در طرفين آن دو انبار براي ريختن هيزم و ذغال منظور مي­ کردند. در پشت ديواري که بين تالار و مطبخ مشترک بود تخته بند بزرگي نصب مي­ کردند و ظروف و لوازم آشپزخانه را روي آن مي­ چيدند. سمت مقابل تخته بند معمولاً جاي پخت و پز بود. در يک طرف آن اجاق­ها را مي­ساختند و در طرف ديگر کوره­هاي کلي بزرگ و کوچک براي پختن غذا تعبيه مي­نمودند. در فاصله بين اجاقها و کوره­ها، جايي مانند حوضچه کوچک مي ­ساختند و آنرا با يک مجري به چاه فاضلاب مربوط مي ­کردند و آنجا را که براي شستن ظروف و ريختن آب و غيره بود (حمام خانه) مي­ ناميدند.مصالح ساختماني غالباً خشت و آجر و آهک بود ولي پي­هاي خانه ­ها را هميشه با سنگ و آهک مي گرفتند و  نماي ساختمان را تا ازاره يعني تا زير پنجره ­ها با سنگ حجاري شده و از آن ببالا با آجر مي ­ساختند و جرز آجرها را با گچ بند مي­ کشيدند و سالهاي بعد که نماي ساختمان بر اثر باد و باران و آفتاب و گرد و خاک رنگ خود را مي­ باخت روي آجرها را با رنگ روغن به رنگ آجري و روي بندها را نيز با رنگ سفيد  نقاشي مي­ کردند.حياط بزرگي در جلوي ساختمان منظور مي­ داشتند و در وسط آن حوض سنگي بزرگي بوجود مي­ آورند که بوسيله تلمبه دستي از چاه آبي که در کنار آن کنده بودند پر مي­ کردند. در دو طرف حوض باغچه مي ­ساختند و درختان و گلهاي آنها را با آب حوض آبياري مي­ نمودند. قسمت خالي بين عمارت و حوض و باغچه ­ها را با آجرهاي خطائي فرش مي­ کردند.اين سبک خانه ­ها مخصوص اعيان و اشراف بود ولي براي طبقات متوسط، خانه ­هاي کوچکتري مي­ ساختند و اين خانه ­ها معمولاً عبارت از دو اطاق و يک بالاخانه و يک مطبخ بود. در وسط دو اطاق دهليز قرار داشت که در ورودي آن به حياط باز مي ­شود و راهروي اطاقها نيز از اين دهليز بود. در انتهاي راهرو دري به مطبخ باز مي شود ­و در سمت ديگر آن پلکاني آدمي را به بالاخانه­ اي که روي دهليز مي­ ساختند راهنمايي مي­ نمود، مطبخ و حياط نيز متناسب با وسعت عمارت بود و اگر حوضي در محوطه آن ساخته مي­ شد کوچکتر از حوض خانه­ هاي پيش گفته منظور مي­ گرديد. اين بناها بيشتر با خشت بود و فقط در نماي آنها آجر بکار مي­ رفت.

 

 

 

 

 

 

منابع مورد استفاده

 

- گزارش طرح آماده سازي کوي رضوان و سينماي اردبيل – مهندسين مشاور زيستا ديماه 1370

 

 - گزارش طرح جامع اردبيل – مهندسين مشاور توسعه و عمران سال 1355

 

 - گزارش طرح تفصيلي اردبيل – مهندسين مشاور آ – ال – پ  سال 1362

 

 -  فهرست بناهاي تاريخي و اماکن باستاني ايران نگارش نصرت الله مشکوتي اولين نشريه سازمان ملي حفاظت آثار باستاني ايران اسفند 1349

 

 -  نگاهي به آثار و ابنيه تاريخي اردبيل – بيوک جامعي زمستان 1369

 

 - اردبيل در گذرگاه تاريخ تأليف بابا صفري جلد سوم ديماه 1362 مرکز پخش شرکت شپه

 

 - زندگي جديد – کالبد قديم، گزيده اي از بناهاي با ارزش تاريخي – وزارت مسکن و شهرسازي با همکاري  سازمان ميراث فرهنگي کشور پائيز 1372

 

  - گزارش طرح بهسازي بافت قديم اردبيل (دکتر رضازاده)

 



[1] گزارش طرح آماده سازی کوی رضوان و سینمای اردبیل – مهندسین مشاور زیستا دیماه 1370 .

1مهندین مشاور توسعه و عمران سال 1355

2 مهندسین مشاور آ – ال – پ سال 1362

[4] نگاهی به آثار و ابنیه تاریخی اردبیل

[5] نگاهی به آثار و ابنیه تاریخی اردبیل – بیوک جامعی زمستان 1369

[6] فهرست بناهای تاریخی و اماکن باستانی ایران نگارش نصرت الله  مشکوتی اولین  نشریه سازمان ملی حفاظت آثار باستانی ایران اسفند1349.

[7] نگاهی به آثار تاریخی اردبیل- بیرک جامعی زمستان 1369.

[8] نگاهی به آثار و ابنیه اردبیل – بیوک جامعی

[9] نگاهی به آثار و ابنیه تاریخی اردبیل

[10] نگاهی به آثار و ابنیه تاریخی اردبیل

1 جلد سوم – دیماه 1362 مرکز پخش شرکت شپه

2 جلد سوم – دیماه 1362 مرکز پخش شرکت شپه