خطا
  • ایراد در بارگذاری اطلاعات خوراک

11- تکیه های شهر بابل

Demo Image

 زهره بزرگنیا
چاپ شده در: فصلنلمه فنی-اجتماعی"شهر" سال چهارم شماره26
تاریخ انتشار:تابستان 1382

 

 مختصري از تاريخچه شهر بابل

       مامطير يکي از مناطق کهن طبرستان است. در گذشته­ هاي دور، يعني پس از  ظهور اسلام در کتب تاريخي از مامطير و تريجه (تژير) نام برده شده است که دو منطقه نزديک به يکديگر بوده­ اند و شهري واحد به شمار مي­ آمدند. سفال­هاي کشف شده در اين منطقه بيانگر وجود تمدن دوران اسلامي در آن است.

       سابقه تاريخي مامطير منحصر به عصر اسلامي نيست. کاوش­هاي سطحي به عمل آمده از تپه ­هاي باستاني اطراف بابل حاکي از آن است که قدمت اين شهر به هزاره اول ق. م يعني به عمر تاريخ مدنيت کشورمان مي ­رسد.

       تپه­ هاي موجود در اطراف شهر بابل که جزو آثار  با ارزش باستاني اين شهرستان محسوب مي­ شوند، قدمتي  بيش از سه تا چهار هزار سال دادند.

در تمام دوران علويان، آل زيار، آل بويه و باونديان، در کتاب­هاي تاريخي و جغرافيايي از مامطير به عنوان  شهري مهم ياد شده است. مامطير در اين وقايع، تابع فرمانروايي طبرستان، و مراکز آن گاه ساري و گاهي آمل بوده است.

      برخي صاحب نظران معتقدند نام قديم بابل قبل از مامطير، مه ميترا بوده است، زيرا شواهدي از وجود آيين مهر و ميترائيسم قبل از ظهور اسلام نيز در منطقه ديده مي­ شود و احتمال مي­ رود که پس از استقرار حکومت علويان در طبرستان، نام جديد جايگزين مه ميترا شده باشد.

       نخستين کسي که مامطير را بارفروش ده خوانده، سيد ظهير الدين مرعشي در تاريخ طبرستان است. اين نام تا اواخر دوران صفويه بر اين منطقه اطلاق مي­ شد و در دوران افشاريه، نام آن به بارفروش تغيير کرد.

       ناصرالدين شاه قاجار براي عمران و آبادي بابل اوامر ﻣﺆکدي صادر کرد. وي در دومين سفر خود به آن ديار مي­ نويسد: شهر بار فروش از بلاد معظمه مازندران و پرجمعيت و مرکز تجارت عمده است و کاروان سراها و دکاکين معتبره دارد. تمام کوچه ­ها سنگ فرش، تميز و خوب است. از بناهاي خوب آن خانه ميرزا علينقي ملک التجار ... و مقبره امام زاده قاسم که گنبد مخروطي بزرگي دارد. که از ابنيه قديم است. تکيه خوبي هم در جنب ابن امام زاده است.

       از وقايع مهم بارفروش در اوليل سلطنت ناصرالدين شاه واقعه قلعه شيخ طبرسي است که بر سر راه بارفروش به قائم شهر کنوني قرار دارد و بابيان آن را بصورت قلعه درآورده بودند و با دولتی ها مي­ جنگيدند.

       در يادداشت­هاي ملگونف روسي در سال 1277 ﻫ. ق  شمار محله­ هاي بار فروش 49، مساجد12، امام  زاده­ها6 و مدرسه20 باب قيد شده است. مساجد عبارتند از: مسجد جمعه، مسجد حاجي ميرزا بابا، اجابن، زرگر محله، صدر، چاله، روحي ميا، ميرزا شفيع، قادريه، نايب کلا(نقيب کلا)، مرادبيک و کاظم بيگ.

       در سال 1310 ﻫ. ش که تهيه نقشه شهر بار فروش به دستور رضا شاه پهلوي  آغاز شد، نام اين شهر به بابل تغيير يافت. اين نام از نام رودخانه باول يا بابل گرفته شده است که در غرب شهر جريان دارد.

سازمان شهري

       علت به وجود آمدن شهر بابل، نياز به مرکزي براي داد و ستد در منطقه بوده، و نام قديم آن، بارفروش نيز گواهي بر اين ادعاست.  

با اين توضيح، قلب شهر همان بازار و کاروانسراها بوده و محله­ هاي مسکوني در جوار آن شکل گرفته ­اند.

       دومرگان فرانسوي مي­ گويد: منطقه آستانه قبل از بناي مسجد، خالي از سکنه بود و همه هفته بازاري در آن تشکيل مي­ شد که در اين هفته بازار بود که مردم متوجه شدند، در آن محل کلاغ­ها گروه گروه جمع مي­شوند. مردم زمين را کندند و آثار و بقاياي امام زاده را يافتند و در آن جا مسجدي ساختند که به مسجد کلاغ يا کلاج  موسوم شد و شهر پيرامون آن بنا گرديد.

       بنابراين مي­ توان گفت که هسته اوليه شهر همان آستانه  امام زاده  قاسم است که در خيابان 22 بهمن قرار  دارد. شهر بابل بر سر راه آمل- قائم شهر، ساري و بابلسر- قائم شهر، ساري، و بابلسر- آمل قرار دارد و آستانه، يعني هسته اوليه شهر نيز در جوار راهي استقرار يافته است که از بابل به سمت بابلسر مي­ رود.

       ساکنان قديم شهر مي­ گويند که بابل فاقد حصار، برج و بارو بوده، و حصار آن را چيرها با درهاي چوبي تشکيل مي­داده ­اند که بافت مسکوني را از اراضي کشاورزي و مراتع جدا مي­ ساخته­ اند، ولي محله­اي قديمي در غرب شهر، به نام "برج بن" وجود دارد که ممکن است از وجود برجي در گذشته حکايت کند.

       در مرآه البلدان آمده است:«و همانا که بار فروش اکنون آن محل است که شهري آباد شده و چون اطرافش جنگل است باره و برج بر نمي­ تابد و مشتمل است بر مساجد، عمارات، مدارس و بيوتات. در خارج شهر ميداني است اخضر، موسوم به سبزه ميدان و ... »    

       بجز خيابان 22 بهمن، دو محور شمالي- جنوبي اصلي، که يکي خيابان امام خميني و ديگري كوچه ملانصيرا در شهر وجود دارد. خيابان امام بر راسته بازار قديم که از چهارراه شهدا تا چارسوق سر پوشيده بود، تخريب و تعريض گرديد و خيابان امام خميني به جاي آن ساخته شد.

       دو بازار مهم اين مجموعه، يکي سبزه ميدان يا ميدان آزادي (ميدان پشت باغ ملي که در حال حاضر شهرداري شده است) و ديگري پنجشنبه بازار است.

مسجد جامع در شرق خيابان سعيدالعلما (امتداد جنوبي خيابان امام) قرار دارد و يکي از گورستانهاي شهر که در حال حاضر تخريب، و به گاراژ تبديل شده، در شمال آن استقرار يافته است. بحرارم يا مجموعه ساختمانهاي سلطنتي که شاه عباس در جزيره ­اي در وسط درياچه واقع در جنوب شهر ساخته بود در زمان رضا شاه تخريب و تسطيح گرديد، زيرا درياچه به باتلاق تبديل شده بود.

       اين منطقه در حال حاضر به ورزشگاه و پارک شهر تبديل شده است. کاخ شاه که در جنوب"بحر ارم" قرار داشت، در حال حاضر دانشگاه شده است. گورستان اصلي  شهر در"گله محله" (غرب شهر) بوده است. محور شمالي جنوبي ديگر، يعني ملانصيرا که هنوز شکل اوليه خود را حفظ نموده است، از خيابان نواب صفوي (به سمت شمال) آغاز مي­ شود و پس از رسيدن به مرکز محله "افراد داربن" دو شاخه مي­ گردد.

       شاخه اصلي که به سمت شمال شرق امتداد مي ­يابد، از مرکز محله­ هاي"شمشيرگر، کليمي­ها، مراد بيگ، ميان کت، همت آباد عبور مي­ کند و به امتداد 22 بهمن متصل مي ­شود. محله ­هاي"پيرعلم، امام زاده عبدالله و ﻣﺅمن آباد" در گذرهاي منشعب از اين شاخه قرار دارند. شاخه دوم آن که از ميدان"افراد داربن" به سمت غرب مي رود، پس از عبور از مقابل مسجد"محدثين، مرکز محله، طوق داربن، يا طاق داربن و باقر ناظر، کاظم بيگ (سرحمام)  و پنجشنبه بازار"، امتداد جنوبي آن از خيابان نواب صفوي به نام کوچه شهيد نصيرايي از مرکز محله آغاز مي­ شود و ره خيابان شيخ طبرسي متصل مي­ گردد.

 محله ­هاي شهر بابل

       همانطور که ذکر شد و در يادداشت­هاي"ملگونف"نيز آمده، بارفروش داراي 49 محله بوده است. در يادداشت­هاي "رابينوي انگليسي" شمار محله ­هاي شهر 63، و درگزارش اولين طرح جامع شهر که توسط مهندسين مشاور ميپلان در سال 1348تهيه گرديده، 76 محله آورده شده است. در کتاب بابل، نوشته صمدصالح طبري شمار محلات بابل بر اساس آمار موجود اداره بازرگاني 149نوشته شده است. در همين گزارش، شمار تکايا 56، و مساجد 70  قيد شده است. در مطالعات مقدماتي مشخص گرديد که بسياري از اين محله ­ها خصوصيات کامل يک محله را داشته، گاهي ساکنان آن مربوط به صنفي خاص بوده ­اند، مانند محله آهنگرکلا، دباغخانه، چيت سازي، رودگرمحله، زرگرمحله، شمشيرگرمحله، کاسه گرمحله، کفشگرمحله، قصاب­کلا، محله قناد. گاهي اسامي محلات از قوم يا مذهب ساکنان آن گرفته شده است، مانند محله کليمي­ها، محله عرب خيل و استرآبادي محله، و گاهي با نام فرد برجسته يا مکان زيارتي آنجا شناخته مي ­شوند، مانند محله پير علم، محله آرامگاه، محله  آستانه، بيژن حاجي، درويش تاج الدين، حمام ميرزا هادي، سيدجلال، شيخ کبير، قاضي کتي، مسجدجامع، مرادبيگ، ملا نصيرا و ...

       ملا نصيرا از علماي اواخر دوران صفويه و اوايل دوره افشاريه (1090الي1160ﻫ.ق) و امام جماعت مسجد محدثين، و معمار مسجد محدثين محمد هادي قزويني بوده است (مقبره ملانصيرا نيز در صحن همين مسجد است.)

اکثر اين محله­ ها داراي مرکزي ميدان مانند است که تکيه، حمام، دکان و بازار در جوار آن قرار دارد و معابري مراکز اين محله­ ها را به هم مرتبط مي ­کنند.

وسعت بسيار بافت قديم،يا به عبارتي پراکندگي بيش از حدعناصر با ارزش تاريخي در شهر بابل احتمالاً بدان سبب است که هر يک از محله هاي حاشيه اي قبلاً روستا بوده، و به عنوان مجتمع زيستي مستقلي که در اثر توسعه به هم متصل شده، عمل مي­ کرده است.

تکيه ­هاي بافت قديم شهر بابل

       اين ساختمانها که معمولاً در مرکز[2] هر محله قرار داردند، مکاني براي عزاداري ماه محرم به شمار مي­ روند که بيشتر مردان در آن حضور مي ابند. اين تکايا معمولاً شامل يک اتاقي هستند که گاهي يک راهرو، گاهي دو راهرو در جنب آن قرار دارد. در بعضي از نمونه ­ها راهرو طبقه همکف با پلکان به فضاي کوچکي در طبقه اول ارتباط مي­ يابد. در شهر بابل معمولاً در جنب هر تکيه ساختمان کوچکي به نام سقانفار يا سقاتالار قرار دارد که خدمات تکيه را تأمين مي­ نمايد. سقاتالارها عموماً در زمان قاجاريه ساخته شده ­اند و مانند سقاخانه ­ها در ديگر نقاط ايران، جز از نظر خدماتي (دادن آب و شربت به عزاداران)، جنبه تقدس نيز دارند و بسياري از حاجتمندان  شب  را در آنجا به  صبح  مي­رسانند.[3] در ذيل  به معرفي چند  نمونه از  اين تکيه ­ها مي ­پردازيم:

 تکيه پنجشنبه بازار

       اين تکيه که در مرکز محله­ اي به همين نام قرار دارد، شامل يک فضاي اصلي و دو کفش کن و آبدارخانه است که در حال حاضر يکي از آنها به مغازه تبديل شده است. در انتهاي دو کفش کن، پلکاني براي دسترسي به طبقه اول (اتاق روي کفش کن) وجود داشته كه در حال حاضر تخريب گرديده است.

ديوارهاي داخلي از آجر با بندکشي سفيد و سياه است و با نقش هاي متنوعي تزئين شده است. سراسر ضلع جنوبي آن پنجره است و رو به روي پنجره­ ها چهار طاقچه مشاهده مي­ شود. سمت شرق و غرب آن، يک در وسط، و دو طاقچه در دو طرف آن قرار دارد که به کفش کن ارتباط مي­ يابد. سقف تکيه از سفال است.

قوس­هاي تزئيني استفاده شده در فضاي داخلي آن مغولي و کليل است.

 

تکيه باقر ناظر ، ملا جعفر ، نقيب کلا

       اين تکيه در مرکز محله ­اي به همين نام قرار دارد و بنايي است يک طبقه با سقف سفالي که ضلع سمت کوچه آن کلاً پنجره است. اين تکيه از يک فضاي اصلي و يک کفش کن تشکيل شده، و داخل آن هيچ گونه تزئيناتي ندارد و رو به روي آن سقانفار دو طبقه­ اي مشاهده مي­ شود.

تکيه ملا جعفر در مرکز محله طاق دار بن قرار دارد و سقانفار نيز در مجاورت آن مشاهده مي­ شود. در اين محل منزل آقاي خليل رحماني نيز وقف عزاداري براي امام حسين گرديده است. يعني در ماه محرم اين خانه به تکيه تبديل مي­ شود.

       چنانکه از نماي ساختمان مي ­توان تشخيص داد، اين بنا از يک فضاي اصلي و يک کفش کن تشکيل شده است. نماي اين تکيه داراي مختصري تزئينات کاشي بوده، فضاي اصلي داراي چهار پنجره چوبي است.

تکيه مرادبيک

       بنايي يک طبقه با سقف مرتفع که دو  ورودي آن با راهرويي به فضاي اصلي تکيه راه مي ­يابد. نماي داخلي آن آجري با بندکشي سفيد است که نقش­هاي متنوعي با رنگ آجري تيره و بندکشي سياه بر روي آن ترسيم شده  است. برخي از اين نقش­ها هندسي است مانند لوزي و مثلث و ... و برخي ديگر گل و بوته و سرو و ... در طاق  نماهاي آجري از قوس سه مرکز پاتوپا استفاده شده است.

       نماي ساختمان کلاًچوبي است و چهار جزر آجري که با نقش سرو تزئين يافته آن را به سه قسمت تقسيم مي­ کند. سقف ساختمان سفالي، و بنيان گذار آن حاج محمد اسمعيل سعيدي است. سه پله سنگي ورودي را از ميدان مقابل جدا مي­ نمايد. کف تکيه حدود يک متر از کف ميدان بلندتر است. اين تکيه در مرکز محله مرادبيک قرار دارد و پلان و نماي آن قرينه است.

تکيه کاظم بيک

       تکيه کاظم بيک بنايي است يک طبقه که نماي آن از آجر با بندکشي سفيد تشکيل شده و سه جزر آجري به رنگ سياه با بندکشي سفيد در دو گوشه و وسط آن قرار گرفته است که مانند ستوني آجري عمل مي­ کند. اين سه ستون داراي سر ستون ساده آجري است که سقف سفالي تکيه بر روي آن قرار گرفته است.

اين سقف در قسمت زيرين با چوب پوشيده شده است.  ارتفاع کف تکيه از ميدان مقابل حدود يک متر، و سکل سنگي و سيماني يک متري آن به رنگ سياه است. در نماي آن چهار در پنجره چوبي که با قوس سه مرکز پاتوپا  تزئين يافته است، مشاهده مي­ شود.

       اين تکيه در محله سر حمام قرار دارد. نماي اين تکيه قرينه است و چهار پنجره چوبي دارد. طاقچه­ هاي روبروي پنجره ­ها پنج تا، طرف مقابل کفش کن سه تا است.

فضاي تکيه از تالار (اتاق بزرگ) و يک آبدارخانه و کفش کن تشکيل شده است. کفش کن که به صورت  زائده ­اي به آن اضافه شده، نمايي کاملاً مجزا دارد و بر ديواره­هاي آن آيات قرآن و تصاويري از ائمه به چشم مي­ خورد (مسجد کاظم بيک در سال 1092 ساخته شده است).

کيجا تکيه

       در حال حاضر ساختمان کيجا تکيه کاملاً تخريب و بازسازي شده و تنها سقانفار آن باقي است. در کتاب از آستارا تا استارباد صفحه 296 آمده است :

... "اما سقاتالار آن بسيار  زيباست و به جرأت مي ­توان گفت که زيباترين و پرکارترين سقاتالاري است که تاکنون ديده شده است. اين سقاتالار شامل دو قسمت اصلي بالا و پايين است. قسمت بالا فضايي است به پهناي سه و درازاي چهار متر که اطراف آن چهارده ستون لاچ لنگري مارپيچ بسيار ظريف است. شش سر ستون آنها اژدري است و در مابقي به جاي  نقش دهان اژدري کلمات يا قاضي الحاجات را با خط عکس حک کرده ­اند. سقف اين قسمت دو رده شير ظريف پرکار ترش دارد و بالاي آنها هشت پلور نيم گرد با نقش تراشيده ­اي در وسط کشيده اند بالاي پلورها تخته کوبي است."

بر تخته ­ها، نقشه اي مختلفي ديده مي­شود :

"جبرئيل، خورشيد، ديو، بدنهاي انساني يا سرهاي نظير سگ،  شغال ماهي- پرندگان مختلف، اژدها، سرطبال که يکي از آنها سبيلي بزرگ دارد، چهار تفنگچي، شيري که بر پشت آهو حمله کرده است، حبس، مردي قليان بدست، شکارچي با تفنگي سرپر دواره کش که با اره­اي کنده­اي را اره مي­کنند، مالک عذاب، پرنده­اي که دم ماهي بزرگي را در دهان گرفته، ماهيگير، رستم و ديو سفيد، دختري که گاوي مي­دوشد اسرافيل مشغول دميدن در صور، سرو، بچه، اسب، نامه عمل خوب که به دست فرشته­اي است و بر آن نامه نوشته است. مشهدي محمدعلي خان و کربلايي يوسف و کربلايي تقي، فرهاد کوهکن، چوپان با گوسفندان، زارع در حال درو، شيرين بر سرجان کندن فرهاد، زن زيبايي که بر گردن او مار پيچيده است، فيل و ماري که دور مرغي پيچيده است :

بر يکي از تخته­ هاي سقف با خطي خوش نوشته است:

باني اين سقا تالار مشهدي علي خان

عمل نجاري از مشهدي داداش نوائي سنه1306

گرداگرد اين فضاي اصلي راهرويي است به پهناي حدود يک متر. چون قسمت زيرين اين سقاتالار را روغن زده ­اند، بسيار تر و تازه است. نقش و نگار اين قسمت کمتر از قسمت بالاست. اين قسمت شامل ده ستون است که دو به دو نقش­هاي کنده کاريهاي آنها يکي است. دو عدد از آنها لاچ لنگري مارپيچ هفت و هشت و مابقي ستونهاي چهار سوي پخ زده است که وسط آنها نقش کند ه کاري دارد. سر ستونهاي چهار کنج، دهان اژدري است که اژدهاي آن را از داخل رنگ آميزي کرده­ اند و سر هر اژدهايي شاخي از چوب دو سه شاخه نظير شاخ گوزن است. شاخهاي اژدها به طرف پايين است.

بر تخته­اي از سقف با خط خوش نستعليق نوشته شده است: هرره القاضي حاجي آقا بار فروش سنه 1306"

تکيه در روستاهاي اطراف شهر

تکيه روستاي مقري کلا، بند پي بابل

       در نشريه صفه شماره 25 مقاله يادگاري از گذشته، اين تکيه به شرح زير معرفي شده است.

(لازم به ذکر است که اين تکيه در روستاي مقري کلا در حدود 20 کيلومتري جنوب شهر بابل واقع است.)    

«تکيه، بناي آجري دو طبقه­ اي است که سقف شيبدار ساده سفالي دارد. محوطه اطراف آنرا ديوار آجري کوتاهي با سرپوشي سفالي از  بيرون جدا مي­ کند. ديوار حصار از داخل طاقنماسازي شده اما از  بيرون ساده است. فضاي داخل چهار ديوار حصار، محوطه مستطيل شکل پر وسعتي است که ساختمان تکيه در غرب آن واقع شده و به اين ترتيب هر چند ساختمان در ميان فضاي باز نشسته است و به هر چهار جنوب اندک است. به اين ترتيب هر چند ساختمان در ميان فضاي باز نشسته است و به هر چهار طرف پنجره دارد اما توجه و نگاه خود را به سمت شرق و به صحن اصلي معطوف داشته و در آن چهره گشوده است.  

       صحن، در سه سوي مقابل ساختمان، سه ورودي دارد. ورودي جبهه شرقي درست مقابل ايوان اصلي بنا قرار گرفته و به مدد آن محور اصلي مجموعه را شکل داده است. کشيدگي صحن در امتداد اين محور اهميت آن را  دو چندان مي ­نمايد. دو ورودي شمالي و جنوبي صحن، محور متعامد با محور اصلي را تشکيل مي­ دهند و به اين ترتيب اصل دو محور عمود بر هم در اين صحن به شکلي متفاوت با معمول تحقق يافته است»

تکيه روستاي شياده پايين محله و بالا محله

       روستاي شياده پايين محله و بالا محله يا سادات محله در 22 کيلومتري جنوب غربي شهر بابل واقع گرديده است. اين دو روستا هر يک داراي تکيه­ اي هستند که اولي يک سقانفار دارد. سقانفار شياده پايين، ساختماني چوبي و دو طبقه است. طبقه همکف کلاً با چوب محصور گرديده ولي دور تا دور طبقه اول با نرده چوبي احاطه شده است. سرستونها و تيرچه­هاي چوبي تکيه داراي تراش زيبايي است و شباهت زيادي با کيجا تکيه دارد. روي چوبها رنگ شده است.

تکيه شياده بالا محله بنايي است يک طبقه و چوبي با سقف شيرواني که در شمال محوطه واقع گرديده و داراي  سه سقانفار است. هر سه سقانفار دو طبقه و داراي تزئينات چوبي هستند که کلاً روي يک سکوي آجري بنا شده ­اند.

       اسکلت هر سه بنا چوبي، و سقف آن نيز چوبي است. طبقه همکف با ديوارهاي چوبي محصور گرديده، و طبقه بالا به وسيله يک پله چوبي کم عرض و شبيه به نردبان با طبقه همکف مرتبط مي­ گردد. ستونهاي چوبي باريکي  دور تا دور  بنا را احاطه نموده و داراي نرده چوبي کم ارتفاعي است. سقف آنها از تير و تيرچه چوبي بوده که تزيينات زيبايي دارد. و روي سقف با شيرواني پوشيده شده است. روي هواکش سقف  يکي از آنها نام استاد  حلب ساز، "جباري" و  تاريخ ساخت آن 1349 قمري نوشته شده است.

       نجار بنا "استاد اسمعيل نجار" است. يکي از اين سه سقانفار که اولين سقانفار محسوب مي ­شود، داراي نقاشي هاي بسيار زيبايي است که در آنها از رنگ لاجوردي، سفيد، قهوه ­اي، اخرايي و مشکي استفاده شده است. نقش­هاي آن شامل گل و بوته و پرنده و بته جقه­هاي زيبايي است که نقش­هاي اصلي را احاطه کرده ­اند. نقش­هاي اصلي شامل تصوير فيل و جانوري افسانه ­اي است که سر انسان (زن)، بدن پرنده و دم عقرب دارد، خيمه گاه، فرشته­ اي در حال پرواز که ظرف پر ميوه­اي را حمل مي­ کند، دو مرد در حال کشتي گرفتن، پرنده­اي که گلي را به منقار گرفته، حضرت ابوالفضل، دو جنگجو با کلاه خود و زره که سر گاوي را در نوک نيزه دارند، چهار مرد مسلح، کشته شدن ديو سفيد به دست رستم، فرشته ­اي که نامه اعمال کسي را نشان مي­ دهد، زني با شليته و  شلوار که به زن ديگري چاي تعارف مي­ کند، زني در حال دوشيدن شير، مردي در حال کشتن اژدها، گرگي که آهويي را شکار کرده، يک ماهي که سر انسان (زن) دارد (پري دريايي). دو مرد در حال خفه کردن عمر، مردي در حال کشتن شير، مردي در حال شکار پرنده با تفنگ، قايقي با چهار سرنشين، ماري پيچيده به دور يک ماهي، ماري که پاي قورباغه­اي را در دهان دارد، ساربان و شترش، تصوير مردي که دو زن او را احاطه کرده و در گوشش صحبت مي ­کنند، خورشيد خانم، سه پرنده با سر انسان (زن) و دهها نقش ديگر. علاوه بر آنها اشعاري نيز با خط خوش نوشته شده است. يا رب زکرم بر من درويش نگر، بر حال من خسته دلريش نگر، هر چند نیم لايق بخشايش تو و ... و نيز تاريخ سنه 1310.

روستاي کبرياکلا

      روستاي کبرياکلا در20 کيلومتري جنوب شهر بابل قرار دارد. اين روستا تکيه زيبايي دارد که بنايي يک طبقه با سقف چوبي و پوشش ايرانيت است. سه بدنه آن با مصالح بنايي ساخته شده و يک سمت آن فاقد ديوار است و زمستانها با چادر و پرده پوشيده مي­ شود. ستونها و سرستونهاي اين ساختمان داراي تراش­ه اي زيبا و ظريفي است و روي سقف آن پر از نقاشي­هاي متنوع و زيبا است.

      نقاشي­هاي اين تکيه شامل اينهاست : دو مرد در حال کشتي، مردي در حال کشتن اژدها، دو مرد زره پوش با کلاه خود و سر نيزه، حيواني که سرشتر و بدن پرنده دارد (شترمرغ)، انساني با دو سر، يک ماهي که گوسفندي را بلعيده، فيل، اره ماهي، کجاوه و ساربان، زنان با حجاب در حال زيارت، خيمه و زني محجبه و مردي با هلال نوراني،  پرنده­اي در حال خوردن ماهي، 4 مرد مسلح در کنار هم، فرشته­اي که نامه اعمال به دست دارد، دو  مرد در حال تيراندازي با تير و کمان، هفت مرد با لباس فرم، چهار پرنده با سر انسان (زن) در کنار هم، چهار مرد مسلح با کلاه خود و زره، حوري بهشتي، مردي است سوار، ماري که به دور زني پيچيده است، صحنه هايي از جنگ کربلا، نقش­هاي گل و بوته و تاريخ سنه 1312 و جملات و اشعار مذهبي و ...

       تکيه کبرياکلا يک سقانفار دارد که مطابق معمول دو طبقه است و اهالي سطح آن را توسعه داده ­اند و در حال حاضر تقريباً سه برابر اندازه معمولي است. قسمت قديم اين تکيه نيز تغيير داده شده و بر روي نقاشي­هاي آن روغن زده ­اند. تزيينات چوبي قسمت توسعه يافته کاملاً مشابه قسمت قديم، ولي فاقد نقاشي است. تصاوير روي سقف اينهاست، فيل، مار، شتر، ملائکه، پرنده،  نقش هاي اسليمي  گل و  بوته، انسان دو  سر، پرنده­اي در حال خوردن  يک ماهي، گرگي در حال  شکار بز کوهي، انساني داراي 12 دست، مردي در حال  شکار پرنده  با تفنگ، اژدهايي  با دهان  باز و در حال  شکار  يک حيوان، انساني  به شکل عنکبوت، زني که سر مردي را در دامان دارد و اسب زين شده­اي در کنار تصوير، چوپاني با چهار گوسفند و عبارت "عمل نقاشي از آقا جان نوايي" و « عمل نجاري ازكربلايي نجف قلي و استادحاجي آقا غلامعلي حيدري...». 

       بخشي از نقاشي­هاي اين ساختمان از بين رفته و بخشي از تخته­ هاي سقف آن تعويض شده است. روغن کاري نيز بخشي از نقاش­ها را محو کرده است. در اين قسمت از طرح گل و بوته و پرنده به ندرت استفاده شده و در هر تخته تنها يک تصوير است در حالي که در نقاشي­هاي تکيه در هر تصوير چندين سوژه مشاهده مي ­شود، مثلاً تصوير پنج مرد يا تصوير چهار نفر و يک اسب و سوارکار و …

تکيه روستاي گوني کلا

       روستاي گوني کلا در جنوب شرقي شهر بابل و در نزديکي کبرياکلا قرار دارد. تکيه آن بنايي يک طبقه با سقف چوب و پوشش سفالي است و فضاي آن يک کفش کن و يک تالار تشکيل شده است.

       تزئينات چوبي سر ستون­هاي آن با ديگر تکاياي معرفي شده تفاوت­هاي اندکي دارد، ولي نقاشيهاي آن کاملاً متفاوت است و مسلماً نقاش اين تکيه با تکاياي معرفي شده ديگر يکي نيست.

       رنگها مورد استفاده آبي و نارنجي و سفيد و کرم و مشکي است و نقش­هاي آن شامل حضرت يونس در دهان  ماهي و دو طاووس که دم خود را جمع کرده و روبروي هم ايستاده­ اند، است. تصاوير نيم تنه سه زن زيبا با موهاي افشان در کنار هم، شيري در حال دريدن يک حيوان و در نقش ديگر در حال بلعيدن يک ماهي که خورشيد از پشت آن مشاهده مي­ شود، اژدهايي در حال بلعيدن حيواني، جانوري افسانه­اي با نيم تنه انسان بالدار  و بدن شير و دم اژدها که نيمه انسان بالدار با تير و کمان اژدها را نشانه گرفته است، پرنده­اي در حال شکار مار، ملائکه در حال پرواز، گلهايي که پرچم­هاي آن مار است، خورشيد خانم با صورت قرص کامل و خالي در ميان دو ابر، تصاوير زنان زيبايي که روي صندلي نشسته ­اند و ... در اين تکيه ديده مي­ شود. سقانفار اين تکيه نيز حدود سه برابر ديگر تکايا، ولي فاقد نقاشي است.

 

تکيه روستاي کردکلا

       روستاي کردکلا در شمال شرقي شهر بابل و شمال شهر جويبار قرار دارد. تکيه اين روستا از نظر نقشه تقريباً مشابه تکيه مقري کلاست، يعني بنايي دو طبقه است که تالاري مرتفع در وسط آن قرار دارد و دو گوشوار در کنار تالار ساخته شده است و تفاوت آن در نقشه با مقري کلا آن است که پلکان در دو جنب ساختمان قرار گرفته، در حالي که در مقري کلا، راهرو و پلکان و دو اتاق مجاور است.

       ستونهاي چوبي تالار نيز چهار عدد است. سقف بنا چوبي و پوشش آن سفال است. پنجره ­هاي مشبک چوبي آن از نظر طرح کلي مشابه تکيه مقري کلاست. تفاوت عمده اين دو بنا در نقاشي­هاي روي سقف آن است که بسيار زيبا و متنوع و متفاوت با ديگر تکيه هاست. در تصاوير اين تکيه از اسب و سوار استفاده بسيار شده است. تصاوير آن بدين شرح هستند: سواري بر اسب که گرگي به او حمله کرده است، دو مرد سوار بر اسب در حال جنگ با شمشير، دو سوار که در کنار هم حرکت مي ­کنند (در تصاوير معمولاً يک اسب به رنگ سفيد و ديگري به رنگ سياه، و دو مرد با لباس مشکي، حيواني زين شده که شباهت کمي به اسب دارد، شمار بسياري قايق با بادبانهاي افراشته و دو تا سه سرنشين، ملائکه نيمه برهنه گل و بوته­ ها و پرنده ­هايي نيز در سراسر نقاشي ­ها ديده مي­شود که به نقشه­ هاي قالي نزديک شده و به اندازه­ هاي کوچک ترسيم شده است.

 

 

Gallery Icon

گالری عکس

Weather Icon

آب و هوا

Contact Icon

تماس