46- نمونه اي از معماري و هنر دوره پارتي

نوشته شده توسط مدیر سیستم. Posted in سایر مقالات عمومی

Demo Image

 زهره بزرگ نیا
چاپ شده در: نشريه"معمار"شماره59
تاریخ انتشار:بهمن و اسفند 1388

 

       در كتاب سبك شناسي معماري ايراني تأليف شادروان دكتر محمد كريم پيرنيا و تدوين دكتر غلامحسين معماريان، معماري ايراني را كه شامل كشورهاي ميان رودان (عراق)، ايران، افغانستان، پاكستان، جمهوري­هاي فرارودي (ماورالنهر) ازبكستان، تاجيكستان و ... تا هند و اندونزي است به شيوه پارسي، پارتي، خراساني، رازي، آذري و اصفهاني تقسيم نموده است . بزرگ ترين اثر معماري دوره پارسي تخت جمشيد است كه كتاب هاي زيادي در باره آن تهيه شده و دركتابي به همين نام، دكتر مهرداد بهار با عكس هاي نصرالله كسراييان به معرفي ويژگي هاي اين معماري پرداخته است كه مطالعه اين كتاب ارزنده را به تمام دوستداران معماري ايران پيشنهاد  نموده و در اينجا به معرفي كوه خواجه كه نمونه اي از معماري دوره پارتي است مي پردازم.

 

موقعيت جغرافيايي

       استان سيستان و بلوچستان باوسعتي حدود 187502 كيلومتر مربع در جنوب شرقي ايران واقع شده است. اين استان پهناور از شرق با كشور پاكستان و افغانستان در جنوب با درياي عمان از غرب با كرمان و هرمزگان و شمال غربي با خراسان جنوبي همجوار است. اين استان از دو ناحيه سيستان و بلوچستان تشكيل شده و سيستان در شمال اين استان واقع است و 8117 كيلومتر مربع وسعت دارد و مركز آن شهر زابل است.

 

اين منطقه داراي آب و هواي خشك و گرم است و مردم آن به دو گروه ساكن و عشاير كه عمدتا" بلوچ هستند تقسيم مي­ گردد.

 

پيشينه تاريخي

       سيستان در گذشته­ هاي دور شامل كابل، رخد، كشمير و قسمتي از پاكستان و افغانستان فعلي بود و بر اساس كتاب زرتشت يازدهمين سرزمين آفريده شده توسط اهورامزدا است.

       بنيان سيستان همانند اغلب شهرهاي تاريخي ايران، ريشه در اسطوره و واقعيت دارد. سيستان زادگاه كيقباد و كيكاوس و رستم دستان است.

سيستان نام خود را از سكاها، مردمي از گروه اقوام هند و اروپايي گرفته است.

       سكاها نه ايراني بوده ­اند نه از نژاد واحد ولي با آمدن آئين زرتشت تعداد كمي به اين آئين گرويدند و در شرق ايران مسكن گزيدند در دوره هخامنشي، كوروش و بعد از او داريوش با تورانيان (سكاها) مبارزه كردند و توانستند اين نواحي را به فرمان خويش در آورند و اين ولايت يكي از ساتراپ­هاي هخامنشيان شد و نام زرنگ در كتيبه بيستون و تخت جمشيد و نقش رستم آورده شده است.

       در سال 76 ق.م. سكاها شاهزاده ­اي اشكاني را كه دست نشانده ايشان بود به تخت شاهي برنشاندند و در پيروزي پارتيان بر سردار روم، سواران زره پوش سكايي نقش بزرگي ايفا كردند. در اوايل سده سوّم ميلادي نخستين پادشاه ساساني اردشير بابكان سيستان را به امپراطوري خودالحاق كرد. در سال 23 ﻫ .ق. مسلمانان به اين سرزمين رسيدند و در زمان معاويه به اطاعت كامل اعراب درآمدند.

       ميراث اين قوم(پارتيان) از دره هند تا بين­ النهرين بوده است. در يك قرن گذشته باستان­شناسان تنها شهرهاي نسا، مرو، هترا، تيسفون و آشور را از آن دوره شناسايي كرده ­اند.

       اشكانيان 500 سال در ايران­ زمين حكومت كردند و بقول مورخان تنها سلسله قبل از اسلام هستند كه بعد از انقراض ،كشور را به بيگانه نسپرده بلكه به سلسله ديگر ايراني واگذاشتند.

سبك پارتي

       شهرهاي اوليه اشكانيان در زادگاه آنان هيركانيا بويژه در اطراف دو رود گرگان و اترك ايجاد شده است.

      شاهان اوليه اشكاني به ايجادشهرهاي متعددي پرداخته وآنها را مركز قدرت و پايتخت خود قرار دادند كه اكثرا در شرق ايران قرار داشتند. ولي به علل گسترش حوزه اقتدار آنها به تدريج شهرهاي ديگري در مركز، غرب و جنوب ايران به مراكز حكومت يا پايتخت آنها برگزيده شد. از شهرهاي اين دوره كوه خواجه، صد دروازه،  مسجد سليمان، شوشتر،كنگاور و ري را مي توان نام برد كه هنوز كاوشهاي باستان شناسي در آنها در مراحل نخستين است. از ويژگي هاي شهرهاي اشكاني داشتن حصار با اشكال مختلف مربع، مستطيل،دايره وبيضي با برج هاي دفاعي و خندق است و معمولا" يكي از دروازه ها از اهميت بيشتري برخوردار بوده است. از اشكانيان آثار معماري بسيار اندكي در ايران بجاي مانده و پس از دشت گرگان و معبد آناهيتا در كنگاور، كوه خواجه شايد مهّم­ترين اثر باشد.

       پارتها هر چند تحت تاثيرمعماري يونان و هخامنشيان بوده اند،  به رغم زيبايي و گيرايي معماري يوناني در تمامي مناطق تحت سلطه خود، از آن تبعيت نكرده و دنباله ­روي معماري دوره هخامنشي نيز نبوده و در آثار خود از سنگ كه از ويژگي هاي معماري يوناني و هخامنشي بوده كمتر استفاده كرده ­اند اين بدان معنا نيست كه معماري گذشتگان بر آن ها تا"ثيري نداشته است ولي آنهامبتكر سبكي ويژه هستند كه توجه خاص به اقليم و مصالح موجود مهمترين ويژگي آن است. پارتها با استفاده از خشت دهانه­ هاي بزرگي را تاق زدند و اين نوع پوشش در ايران اولين بار توسط اين قوم به اجرا در آمد ولي".سيف الله كامبخش فرد" در كتاب معبد آناهيتا كنگاور احداث سقف هلالي و به كارگيري ملات گچ را به ايلاميان خوزستان نسبت داده كه پارتيان آن را از ساكنان خوزستان وام گرفته اند. در تصاوير يك و دو نحوه آجرچيني و در تصاوير سه و چهار نحوه پوشش سقف به شيوه پارتي به نمايش گذاشته شده است.

       بررسي­هاي باستان شناسي نشان مي­ دهد كه در اوايل دوره اشكاني بيشتر از خشت به ابعاد 10*40*40 و يا 10*45*45 و در اواخر آن از آجر با ابعاد 5*40*40 و يا 5*50*50 استفاده شده است.

       استفاده از گچ، اندودآن ومخلوط گل وگچ درمعماري پارتي بسيار متداول بوده كه در كاخ آشور و هترا مورداستفاده قرارگرفته است. بطور خلاصه معماري درون گرا ،حياط مركزي،ايوان سرپوشيده با تاق بشكه اي ،پوشش گنبد بر روي بناهاي چهارگوش با استفاده از فيلپوش ، استفاده از مصالح بومي(بوم آورد) تزئينات گچي و نقاشي واستفاده از ساروج ودر اواخر دوره استفاده از آجر از ويژگي هاي معماري دوره پارتي به شمار مي رود.

كوه خواجه

       كوه خواجه نمونه­ اي از معماري دوره پارتي است. اين كوه تنها عارضه طبيعي مرتفع در سيستان بشمار  مي­ آيد كه 609 متر از سطح دريا بلندتر است و در 17 كيلومتري جنوب غربي زابل و در ميانه درياچه هامون قرار دارد. آثار باقي مانده در آن مربوط به دوره­ هاي اشكاني، ساساني و اوايل دوره اسلامي همانند كاخ، آتشكده، زيارتگاه خواجه مهدي و قبرستان است.

       خرابه ­هاي سراشيبي جنوب كوه خواجه را مي­ توان يك قلعه بزرگ يا شهر كوچك ناميد. اين قلعه دوبار محل اقامت بوده است و آثار مرمت كه در همه ­جاي آن نمودار است قديمي ترين مرمت قلعه به زمان اشكانيان و حكمراني سكاها تعلق دارد. سپس در قرن سوم ميلادي اوايل دوره ساساني قلعه مجددا" مورد استفاده و مرمت قرار مي­ گيرد و اين قلعه مشتمل بر يك قصر و يك معبد است و اهالي آن را قلعه رستم مي­ نامند.

       به نظر" هرتسفلد" اين مكان به قلعه "سه مجوس" معروف بوده است.

بناي قصر در قسمت مرتفع قلعه قرار دارد و يك حياط مركزي وسيع در مقابل آن واقع است فضاي اصلي در ضلع شمالي حياط واقع شده يك دروازه و چهار طاقي در جنوب حياط و دو ايوان در سمت غرب و شرق حياط مشاهده مي­ شود به غير از قصر ساير فضاهاي اصلي نيز در شمال حياط واقع شده است. معبد در مرتفع ­ترين نقطه قلعه قرار دارد.

       پوشش سقف ايوان­ها از نوع نيم گنبد و كانه­ پوش است. معماري اين بنا درون­گرا بوده و رو بسمت حياط دارد. مصالح به كار رفته در آن خشت و گل بوده، داراي تزيينات گچي و نقاشي است. در كتاب نگاهي به سيستان و بلوچستان از دوبناي "قلعه دختر" و "چل كنجه" نام برده شده كه اولي را آتشگاه و دوّمي را معبد آناهيد معرفي كرده است.

در صفحه 117 كتاب معبد آناهيتا: كنگاور آمده است:

       "هرتسفلد" و" گيرشمن" بر اين باورند كه استفاده از گچ را كه خاصيت انجماد سريع دارد پارتيان به بين­ النهرين برده­ اند و نيز معتقدند كه نقاشي ديواري كوه خواجه با رنگهاي شاد آن و نقش سه ايزد و انسان بالدار كه بر پيكر اسب خود بلند شده است يا سر مرد نيمرخ و شاه و ملكه همه نشاني از هنر وارداتي يوناني دارد، چون قبلا" اين نوع نقاشي در ايران وجود نداشته است. البته اين هنر نه تنها مي­ تواند هنر نقاشي ديواري يوناني قلمداد شود، بلكه مي­ توان آن را هنر نقاشي يوناني- بودايي نيز دانست.

       كوه خواجه آن طور كه از نام آن  برداشت مي­ شود، صخرة سنگي و مقدسي بوده كه صفه­ اي در آن پي افكنده سپس بر فراز آن  بناهايي ايجاد كرده بودند.

"هرتسفلد" كه كاوشگر آن معماري است اظهار مي­ دارد كه:

       «شالوده و بنيان آن از دورة هخامنشي طرح شده است. معبد و پلكان دو طرفه و ساير فضاها از زمان اشكانيان است».

معبد و پرستشگاه و آتشگاه در فضاي باز است كه بر بلندترين نقطة صفه احداث شده سپس به فضاي نيمه باز تبديل شده است. نسخة اصلي معبد و پرستشگاه كنگاور است كه شالوده و هستة اصلي آن هخامنشي و طرح ايوان ستون دار آن پارتي است.

       ديوارهاي كوه خواجه همه از اندود گلي است كه حتي خشت خام هم تلقي نمي­ شود، در اينجا آجر به كار گرفته نشده است. معماري عصر اشكاني تقريبا" در كوه خواجه يك نوع رجعت به اوضاع و احوال اعصار قبل از آن تاريخ است.

"هرتسفلد" معتقد است كه:

       «نمي­توان تصور كرد كه چگونه تكنيك و شيوة هنر دورة هخامنشي به اين گونه از ميان رفته و محل خود را به سطحي اين قدر پايين تر برده باشد. وي علت آن را چنين تعبير مي ­كند كه اين پديده را نمي­ توان تنها در آن دانست كه شرق ايران معمولا" عقب تر از غرب بوده است، بلكه علت و سبب آن همانا اوضاع خارجي و عوامل دور از محيط بوده است».

       كوه خواجه را محلي­ ها "ملك خواجه "و قلعة آن را "قلعه رستم "مي­ نامند و معتقدند كه خواجه به معناي مقدس است و به زيارت اين بنا مي ­روند در حقيقت كوه خواجه محل مراقبه و انتظار مردم بومي است. برخي بر اين اعتقادند كه زرتشت در كوه خواجه مي­ زيسته است.

بعضي از مردم، قلعه رستم را دژي براي" كوك­بن كهزاد" مي­ دانند كه يادآور واقعة تاريخي زمان اشكانيان است كه در شاهنامة فردوسي آمده است.

سيستان و سكستان را فردوسي جايگاه "سورن" سردار اشكاني مي­ داند و منظور "سورنا "است كه در جنگ حران سردار رومي را شكست داده است.

بناي قصر بخش مرتفع قلعه را اشغال كرده كه دور يك حياط وسيع بنا شده است. در ورودي عبارت از يك تاق دروازه در ضلع جنوبي و دهليزها و راهروهايي است كه با پلكان به صفة فوقاني و محل معبد منتهي مي­ شده است.

       در راهروي طولاني واقع در پشت جبهة شمالي حياط اصلي در دورة اشكاني يك رديف ستون كه گفته شده نوع دوريك است در ديوار كار گذاشته شده است." هرتسفلد" اين ستون ها را به سبك يونان باختري تصور كرده مي­ گويد اين نوع ستون را در شهرهاي دور از شهرهاي يوناني كار مي­ كرده ­اند.

 

       در روي ديوارهاي طرفين پنجره­ هاي دهليز و راهروها تمثال چند خدا بي­حركت و ساكن نقش شده است كه به شيوة نقاشي شرقي و به سبك يوناني­انند. طرح چهره­ ها و لباس يوناني و طرح ها و تزئيناتي ايراني و محلي دارند. طرح و تصاوير مجموعه ­اي مخلوط از هنر عصر هخامنشي و يوناني با رنگ محلي است. هم معماري و هم نقاشي موجود در كوه خواجه تاريخ ويرانه­ ها را در دورة اشكانيان قرن اول ميلادي تعيين مي­ كند.

       دكتر" مهرداد بهار"در كتاب از اسطوره تاتاريخ در باره معماري اشكاني و كوه خواجه گفته است:روي هم رفته آنچه در معماري ديني اشكاني جالب توجه است، همان وجود حياط باز در ميان و ايوان هاي عريض اطراف آن و نيم ستون هاي چسبيده به ديوار است. گچ بري ها و نقش هاي پر و رنگي ديوارها نيز عنصر جالب ديگري از اين معماري است كه در تزيينات آسياي غربي از قديم به كار مي رفته است.در طاق زني اين دوره شيوه اي به كار رفته كه در گنبد هاي دوره ساساني و اسلامي درقصر" كوه خواجه" مي توان ديد. هم چنين از طاق هاي ضربي بسيار استفاده شده است. نكته جالب توجه در باره آتشگاه ها و شايد حرمسرا ها شكل مربع آن هاست.اشكانيان اين شكل را از معماري آتشگاه هاي هخامنشي به وام گرفته بودند و اين طرح در طي تمام دوره ساساني نيز دوام آورد.

 

 

 

 

 

 

هنر پارتي

       نقش برجسته­ هاي اين دوران قابل مقايسه با دوران هخامنشي نبوده و از كيفيت پائين تري برخوردار است ولي نقاشي هنر عمده دوران پارتي محسوب مي­ گردد كه متاسفانه، آثار نقاشي اندكي نيز از آن دوران به جاي مانده است.

       روئين پاكباز در كتاب"نقاشي ايران از دير باز تا امروز "درباره نقاشي اين دوره گفته است: تمام رخ نمائي، خشكي و صلابت پيكرها، آذين گري و پرداختن به جزئيات در جامه و جواهرات، از ويژگي­ هاي هنر پارتي به شمار مي­ آيند.

       "هرتسفلد"، باستان شناس آلماني، بقاياي چند ديوار نگاره را در ويرانه­ هاي كاخ كوه خواجه كشف كرد. بنا به گزارش "هرتسفلد"، يك طاق قوسي در كاخ مزبور با نقشمايه يوناني اوروس (خداي عشق) سوار بر اسب و آذين هاي گل سرخي آرايش يافته بود. بر روي يك ديوار، تصوير سه مرد- شايد سه ايزد- در جامه يوناني ديده   مي ­شود (يكي از آن­ها كلاه خود پر دار بر سر داشت). در يك نقاشي نيمه ويران، كه ظاهرا" صحنه جلوس شاه و شهبانو را نشان مي­ داد، شيوه پارتي در شكل جامه ­ها و نوع آرايه ­ها قابل تشخيص بود. نكات شايان توجه در اين نقاشي­ها عبارتند از تجسم پيكرها در نماي روبرو، بازنمائي پيكر زن (كه در هنر هخامنشي ناياب بود) بر هم نهادن پيكرهاي مجاور به منظور القاي عمق، و رنگ گزيني متنوع.

منابع مورد استفاده:

1-سبك شناسي معماري ايراني- دكتر غلامحسين معماريان نشر پژوهنده- نشر معمار چاپ اوّل مهر ماه 1380

2-آشنايي با معماري جهان محمد ابراهيم زارعي- انتشارات فن آوران چاپ اوّل 1379

3-نگاهي به سيستان و بلوچستان- ايرج افشار سيستاني ناشر امين خضرايي چاپ اوّل 1363

4-سيماي ميراث فرهنگي سيستان و بلوچستان معاونت معرفي و آموزش- زمرد رحيمي چاپ اوّل زمستان 1381-

5-پايتخت هاي ايران– محمد يوسف كياني- ناشر سازمان ميراث فرهنگي كشور– چاپ اول تابستان1374

6-از اسطوره تا تاريخ، دكتر مهرداد بهار، گرد آورنده دكتر ابوالقاسم اسماعيل پور، نشر چشمه، چاپ اول 1376

7-نقاشي ايران از ديرباز تا امروز، روئين پاكباز، نشر نارستان، چاپ اول تابستان 1379