21- معماری مسکن در استان مرکزی

نوشته شده توسط مدیر سیستم. Posted in سایر مقالات ویژه

Demo Image

 زهره بزرگنیا
چاپ شده در: متن سخنرانی در همایش دویستمین سالگرد بنیان شهر اراک ونشريه"معمار" شماره 24
تاریخ انتشار:اردیبهشت 1383

       براي شناخت و معرفي معماري يك شهر ابتدا بايد بگوييم كه منظور، معماري سنتي و بومي شهر، و مربوط به گذشته تا اوايل دوره پهلوي دوم است؛ زيرا معماري امروز در بيشتر شهرها و نقاط مختلف كشور يك شكل و همانند است و هويت مستقلي ندارد و پرداختن به آن در اينجا ضروري نيست

 

در ابتدا به بررسي آثار معماري مي‌پردازيم. اثر معماري داراي دو بخش است: بخش اول عملكرد و بخش دوم زيبايي‌شناسي.

 

يك :‌ عملكرد

الف) بناهاي خصوصي

ب) بناهاي عمومي

مسكوني

بناهاي مذهبي

بناهاي عام‌المنفعه

گورستان‌ها

بناهاي حكومتي

1ـ اقشار مرفه 1ـ‌ معابد و آتشكده‌ها 1ـ دروازة،‌ برجها و باروها 1ـ بقاع متبركه 1ـ كاخ‌ها
2 ـ اقشار مياني 2ـ كليسا‌ها وكنيسه‌ها 2ـ بازارها 2ـ برج مقبره‌ها 2ـ باغشاه
3ـ اقشار كم درآمد 3ـ مساجد و مدارس 3ـ حمامها 3ـ امام‌زاده‌ها 3ـ ارگ
  4ـ تكايا 4- پلها، بندها و سدها 4ـ گنبدها 4ـ قلاع
  5 ـ حسينيه‌ها 5 ـ كاروانسراها 5- مجموعه هاي آرامگاهي  
  6 ـ‌ مصلي‌ها 6ـ‌ آب‌انبارهاوحوض‌انبارها 6-مزار  
    7ـ نارهاوكبوترخانهاوميلها 7-ميل ومنار  
    8ـ ميادين‌ و فضاهاي‌ شهري 8-آرامگاه هاي منفرد  

 

دو : زيبايي‌شناسي

تركيب و نوع مصالح

نظم وتقارن

تناسبات

تنوع

تزئينات

هماهنگي با محيط

حجم و تعادل

 

اثر معماري مي‌تواند عملكرد خصوصي يا عمومي داشته باشد. وجه خصوصي آن شامل مسكن است و وجه عمومي بناهاي مذهبي، بناهاي عام‌المنفعه و بناهاي حكومتي را در بر مي‌گيرد.1

عملكرد بنا بجز دو وجه فوق،‌ وجه ديگري نيز دارد كه آقاي مهندس محمد بهشتي رئيس سازمان ميراث فرهنگي بيان كرده‌اند و در اينجا به آن اشاره مي‌كنم.

“0000 وجه مخاطب مرتبة معماري وجهي است كه در اين دنيا در غربت به سر مي‌برد. معماري پاسخگوي اين وجه است و اگر بنا رنگ و بويي از آن وطن مألوف داشته باشد، انسان در آن آرامش مي‌يابد.”

 اين تعريف نشان مي‌دهد كه اصولاً تحليل اثر معماري از طريق گفتار و نوشتار به سختي ممكن است و شايد تنها راه براي درك يك اثر، حس كردن فضا در مكان باشد.

نتيجة‌ تجربيات ما براي معرفي معماري شهرها تا كنون بدين صورت بوده است كه براي شروع كار ابتدا به شناخت تك بناهاي بارز و انتخابي آن مي‌پردازيم،‌ سپس به تركيب و همجواري آنها توجه مي‌كنيم. تركيب اين همجواريها در نهايت بافت شهر را تشكيل مي‌دهد. و عرصة شهرسازي و شناخت شهر از اينجا آغاز مي‌شود. براي شروع اين بخش بايد تاريخچة‌ شهر، موقعيت طبيعي و محل استقرار آن مورد بررسي قرار گيرد و سپس به سازمان شهر پرداخته شود. سازمان شهر در واقع اسكلت يا استخوان‌بندي شهر را معرفي مي‌كند و محل هستة اوليه شهر، رابطة آن با مسجد جامع و بازار و دروازه‌ها و راهها را نشان مي‌دهد؛ همچنين، اينكه آيا شهر برج و بارو و حصار و خندق داشته،‌ و اگر داشته محل آنها حدوداً كجا بوده است. تقسيمات محله‌اي به چه صورت بوده است و محله‌ها داراي مركزي هم بوده‌اند يا نه. هر مركز محله شامل چه فضاهاي شهري و چه بناهايي است.

پس از دست‌يابي به اطلاعات فوق‌،‌ شناخت اثر معماري نيز كامل‌تر مي‌شود، زيرا در اين رفت و برگشت از معماري به شهرسازي و از شهرسازي به معماري) شناخت عميق‌تر مي‌گردد و هويت هر بنا با مجموعة ‌اطراف آن نيز بررسي مي‌شود.

براي مطالعه معماري مسكن در شهر اراك، با توجه به عمر كوتاه شهر، و در نتيجه نداشتن معماري بومي با سابقه طولاني به مطالعه معماري مسكن منطقه، و از آن جمله خمين و آشتيان پرداختيم و در اين راستا از مطالعات قبلي در مورد اين شهرها سود جستيم. شايان توجه است كه نمونه‌هاي مورد بررسي در اين شهرها نيز عمري طولاني‌تر از نمونه‌هاي موجود در شهر اراك نداشتند و اصولاً در شهرهاي با سابقه تاريخي بسيار طولاني مانند: اصفهان، شيراز و شوشتر نيز از خانه‌هاي قديم، جز شماري اندك مربوط به دوره صفويه يا زنديه، بقيه مربوط به دوره قاجاريه است. شهر اراك نيز در ابتداي حكومت همين سلسله، يعني در زمان فتحعلي‌شاه قاجار ساخته شده است. لذا شماري از نمونه‌هاي با ارزشي كه توسط سازمان ميراث فرهنگي و مهندسين مشاور عرصه رولوه شده، مربوط به همين دوران است. البته در شهرهاي تاريخي هرچند  نمونه‌اي از مسكن در دورانهاي قبل از صفويه وجود ندارد، ولي فرهنگ معماري مسكن در اين شهرها در تداوم با دوره‌هاي قبل از صفويه بوده، ريشه‌دار و داراي استحكام بيشتري است؛ طبيعي است كه چنين پختگي و جاافتادگي در معماري مسكن شهر اراك وجود ندارد.

همانطور كه گفته شد، در اين مبحث ابتدا نگاهي به مطالعات مربوط به معماري مسكن در خمين كه توسط مهندسين مشاور زيستا تهيه گرديده و مسكن در آشتيان كه در سال 1365 در قالب پروژه ديپلم با همسرم (آقای مهندس نادر عاصمی فاخر)تهيه نموده‌ايم، مي‌اندازيم و پس از آن معماري سه شهر خمين، آشتيان و اراك را با يكديگر مقايسه مي‌كنيم.

آـ بررسي معماري مسكن قديم در خمين

در طرح آماده‌سازي پشت بوجه خمين سال 1370 توسط مهندسين مشاور زيستا مطالعه‌اي در مورد مسكن انجام شد كه با حذف بخشهاي كوچكي در ذيل عيناً آورده مي‌شود.

در ابتدا به پلان واحدهاي مسكوني مي‌پردازيم كه روابط فضايي را مشخص مي‌نمايد و آنگاه با تصاويري از نماها و بعضاً جزئيات ساختمان به شناخت حجم و كليت بنا، تناسبات و ديگر جزئيات مي‌پردازيم.

مهم‌ترين تصميم‌گيري در طرحهاي توسعه تعيين جهت ساختمانهاست. در مطالعات اقليمي بهترين زاويه، زاويه جهت‌گيري براساس استفاده از انرژي خورشيد و بادهاي منطقه بين 22 تا 45 درجه جنوب‌شرقي تعيين شده است.

كنترل وضع موجود شهر نسبت به سمت‌گيري فوق نشان ‌مي‌دهد كه اكثريت قريب به اتفاق واحدهاي مسكوني در بهترين وضعيت قرار دارند.

از 80% نمونه‌هاي بررسي شده مشخص مي‌گردد كه در خمين برخلاف مناطق حاشيه كوير ايجاد حياط مركزي در درون واحد، سنت غالب محسوب نمي‌گردد و ساختمان در اكثر موارد با تراكم بيشتر در شمال زمين و حياط در جنوب استقرار يافته است. ولي در بافت،‌ اين هسته‌هاي كوچك به‌ گونه‌اي كنار يكديگر قرار مي‌گيرند كه فضاهاي باز بوسيله فضاهاي بسته مجاور محصور شده و تعريف جديدي از حياط مركزي شكل مي‌گيرد. با توجه به سرد بودن منطقه و لزوم ايجاد آسايش اقليمي،‌ اين شكل تركيب ،كاملاً منطقي به نظر مي‌رسد؛ به ويژه كه عناصر تشكيل دهنده مسكن آنقدر متنوع نيست كه بتواند سطح زيادي را زير ساخت ببرد.

عناصر تشكيل دهنده خانه كه تابعي از اقتصاد خانوار و فرهنگ سكونتي آن است، به طور كلي شامل موارد زير است:

ـ فضاهاي اصلي زندگي مثل اطاق،‌ ايوان

ـ فضاهاي خدماتي مثل پستوها،‌ انبارها، مطبخ و سرويس

ـ فضاهاي دامي مثل طويله‌،‌ بهاربند و كاهدان

عناصر فوق در نمونه‌هاي بررسي شده، از نحوه استقرار خاصي تبعيت مي‌كنند، اطاقها كه اصلي‌ترين بخش ساختمان هستند، در جبهه جنوبي با ايواني آفتابگير در جلو و پستوهاتي كه بعضاً نقش آشپزخانه را نيز بر عهده دارند در پشت، ساخته مي‌شوند.

شمار اطاقها براي هر خانوار معمولاً سه است و اطاق وسطي به ابعادي بزرگتر به پذيرايي از ميهمان اختصاص دارد. رابط بين اين اطاقها ايواني است كه عملكردهاي بسيار دارد و بخشي از اوقات فراغت خانوار و همچنين اوقات انجام كارهاي روزمره خانم خانه در اين مكان مي‌گذرد.

ايوان عامل نظم‌دهنده به شكل معماري است. فضاهاي بسته در ارتباط مستقيم با فضاي باز قرار نمي‌گيرند و عنصري با خصوصيات دوگانه فضاهاي نيم‌باز بين آنها واقع مي‌گردد. ايوان فضايي است كه طي سالها تجربه معماري، جايگاه خود را به درستي يافته و مورد استفاده قرار گرفته است. در مناطق سرد نيز چنانچه عمود بر جهت باد نباشد، مي‌تواند همچون يك لايه عايق جهت كنترل‌ دماي داخلي عمل نمايد.

با توجه به كاركردهاي فوق:

ـ استفاده از ايوان در طراحي فضاهاي سكونتي مي‌تواند در بهبود كيفي فضاي معماري بسيار مؤثر باشد.

فضاهاي خدماتي همچون آشپزخانه، انبار و پستوها معمولاً در پشت اطاقها و در تماس با ديواره شمالي بنا واقع مي‌گردند. بدين ترتيب، فضاهاي اصلي زندگي از جبهه جنوبي با ايوان، و از جبهه شمالي توسط فضاهاي خدماتي در ميان گرفته مي‌شود. در نتيجه تعادل حرارتي بين داخل و خارج به ميزان قابل ملاحظه‌اي كاهش يافته،‌ و فضاها به صورت چندلايه شكل مي‌گيرد.

فضاهاي دامي‌شكل ، طويله، بهاربند و انباركاه و جز آن معمولاً در جبهه شرقي زمين كه به دليل نور و باد نامطلوب غرب براي سكونت مناسب نيستند،‌ قرار مي‌گيرد. در حال حاضر با تغيير نوع معيشت خانوار، سبب پديدآمدن اين فضاها نيز از بين رفته است.

در خانه‌هاي سنتي اغلب چند خانوار با هم زندگي مي‌كنند و برخي از عناصر به طور مشترك مورد استفاده قرار مي‌گيرد كه مطبخ،‌ طويله و سرويس بهداشتي از آن جمله است. دياگرام يك  نحوه ارتباطات را در يك خانه سنتي نشان مي‌دهد.

 

 

● استفاده از انرژي حرارتي خورشيد و امكان نورگيري بهتر، تمايل ساخت در جبهه شمالي زمين را افزايش داده است و اين جناح با تراكم اكثراً دو طبقه اولويت اول ساخت را در بيشتر واحدهاي مسكوني دارا است.

جدول زيروضعيت خانه‌هاي بررسي شده در يك محله قديمي را به لحاظ درصد ساخت جبهه‌هاي مختلف زمين و نيز شمار طبقات آن به خوبي مشخص مي‌نمايد.

 

شماره

واحد

شمـــال

جنـــوب

شــــرق

غــــرب

درصد ساخت

تعداد طبقات

درصد ساخت

تعداد طبقات

درصد ساخت

تعداد طبقات

درصد ساخت

تعداد طبقات

1

100

1

 

 

25

2

 

 

2

100

2

 

 

 

 

 

 

3

100

2

 

 

 

 

 

 

4

100

1

 

 

 

 

100

1

5

100

2

50

1

50

1

 

 

6

100

2

 

 

 

 

100

2

7

100

2

100

1

50

1

100

2

8

100

2

 

 

 

 

 

 

9

100

2

25

1

100

1

100

1

10

100

2

 

 

 

 

 

 

جمع

100

 

5/17

 

5/22

 

40%

 

در بناهاي دو طبقه با توجه به ارتفاع ديوارها و سطح شيشه‌خور پنجره، باد و نوع معماري كه متأثر از شرايط زندگي تابستاني و زمستاني است روبرو هستيم. طبقه فوقاني با ارتفاع بيشتر، پنجره‌هايي با سطح شيشه‌خور زياد و ايواني رو به جنوب،‌ وضعيت كاملاً مطلوب زندگي در فصل تابستان را فراهم مي‌آورد و طبقه همكف با ارتفاع كوتاه، نورگيرهايي كوچك و بعضاً رواقهايي كه نسبت به حياط كمي گود نشسته‌اند به زندگي زمستاني اختصاص مي‌يابد. در واقع مطلوبيت فضا در فصول سرد سال نه از طريق جذب آفتاب،‌ بلكه از طريق چند لايه كردن فضا و بسته بودن هر چه بيشتر آن ممكن است.

تناسب معماري مبحث ديگري است كه مي‌تواند بسيار دقيق و موشكافانه بررسي شود، ولي آنچه در حوصله اين بخش است، به موارد زير محدود مي‌گردد،‌

1ـ ابعاد بازشوها به طور كلي يكسان بوده و تفاوتي بين دربها و پنجره‌ها مشاهده نمي‌شود.

2ـ ايجاد محورهاي توجه در نماهاي اصلي ساختمان به روشهاي زير :

ـ قرينه‌سازي

ـ مرتفع ساختن بنا در محور مورد نظر

ـ تغيير در ريتم دهانه ستونها

ـ به كارگيري نقوش و تزيينات

3ـ ايجاد كنتراست تاريكي و روشنايي در نما از طريق شكستن احجام و وجود ايوان و رواق در نماي ساختمان

4ـ ايجاد تقسيمات فرد ـ معمولاً سه تايي ـ در نما

مصالح به كار رفته با توجه به امكانات محلي عمدتاً خشت و چوب بوده و در موارد نادري آجر نيز بكار گرفته شده، تكنيك ساخت ديوار باربر با سقفهاي مسطح چوبي است.

نوع مصالح با جرم و قطر زياد ديواره‌ها (حدوداً 60 سانتي‌متر ) عامل مؤثري در كنترل دماي داخلي فضاها و ممانعت از اتلاف حرارتي آن است.

نتيجه گيري:

آنچه به معماري بومي خمين شكل داده است مقابله با سرما از طريق چند لايه كردن فضاها،‌ جذب هر چند بيشتر انرژي خورشيد با مصالح سنگين و سمت‌گيري مناسب جغرافيايي است و نيز اقتصاد و فرهنگ سكونتي خانوار كه در وسعت زمين، تعداد و تنوع عناصر تشكيل دهنده آن جلوه‌گر مي‌شود و مباني زيبايي‌شناسي مردم (كه عمدتاً بر قرينه‌سازي و ايجاد محورهاي توجه متكي است). و آنچه همه اين عوامل را در قالبي همگون عرضه مي‌كند، استفاده از مصالح مشابه و موجود در منطقه است، يعني : خاك رس  و چوب.

بررسي شرايط خاص فرهنگي و سنتي سكونت در شهر

يكي ديگر از عوامل مؤثر بر شكل معماري،‌ خصوصيات فرهنگي و سنتي سكونت در شهراست.

با توجه به گسترده‌ بودن شكل خانوار در اين خانه‌ها،‌ فضاهاي خانه‌هاي سنتي شهر در يك ديد كلي به دو عرصه قابل تفكيك است:

1ـ عرصه مستقل هر خانواده

2ـ عرصه‌هاي مشترك

فضاي قسمت تملك هر خانواده خود به چند عرصه قابل تفكيك است:

فضاهاي اصلي زندگي كه در آن زندگي روزمره مثل تربيت فرزندان، استراحت، سرگرمي، غذا خوردن،‌ معاشرت و جز آن صورت مي‌گيرد. ايوان و حياط نيز در هنگام مناسب جزو اين عرصه محسوب مي‌گردد.

عرصه پدر و مادر در فرهنگ سنتي  شهر اگرچه مفهوم امروزي را نداشته است، ليكن در حال حاضر نياز فضايي به چنين عملكردي وجود دارد و بايد فضاي مناسب آن شكل بگيرد.

عرصه فرزندان كه بيشتر محل خواب آنها مورد نظر بوده  و مي‌تواند به صورت فضائي با چند عملكرد مطرح باشد؛ چرا كه ديگر فعاليتهاي كودكان به طور معمول در ديگر فضاهاي خانه،‌ به ويژه ايوان و حياط صورت مي‌گيرد.

عرصه ميهمان كه در معماري سنتي شكل و واژه خاص خود را يافته، معمولاً اطاقي است ميان دو اطاق‌كناري  و با ابعادي بزرگ‌تر از آنها و “ اطاق وسطي ” خوانده مي‌شود.

عرصه خدماتي خانه نيز شامل فضاهايي چون آشپزخانه، انبار و پستو است.

چنانكه اشاره شد در خانه‌هاي سنتي معمولاً چند خانواده با هم زندگي مي‌كنند و فضاهايي وجود دارد كه به طور مشترك استفاده مي‌شود از آن جمله است حياط، مطبخ و سرويس بهداشتي، ورودي نيز به عنوان حريمي بين بيرون و داخل،‌ محل سلام و احوالپرسي و گپ‌هاي همسايگي است كه در بعضي نمونه‌ها شكل تعريف شده‌تري يافته و با نام هشتي از عناصر مشخص معماري به شمار مي‌رود البتّه ذكر اين نكته ضروري است كه رعايت حريم و مفهوم بيروني و اندروني در خانه‌هاي سنتي خمين كمتر به چشم مي‌خورد و گاهي ورودي در ارتباطي بلافصل با حياط و با ديد مستقيم به آن شكل مي‌گيرد.

ويژگيهاي فرهنگي سكونت در خمين

شيوه زندگي جمعي متأثر از سنت و فرهنگ روستانشيني و كمبود امكانات رايج در زندگي شهري امروزي (مثل ميز و صندلي و تختخواب و 000) سبب افزايش قابليتهاي فضاهاي خانه به صورت چند عملكردي مي‌شود. سنت رختخواب پهن‌كردن بخصوص مي‌تواند هر فضايي را در شب به فضاي خواب تبديل كند و صبح با جمع شدن آن عملكردي ديگر داشته باشد. در كل فضاها به دو دسته با عملكرد مشخص و بدون عملكرد مشخص تقسيم مي‌شود.

ب ـ بررسي معماري مسكن در آشتيان

در سال 1354 طرح توسعه شهري آشتيان در غالب پروژه ديپلمي تهيه گرديده و بخشي از آن به معماري (مسكن) اين شهر اختصاص يافته است، اما متأسفانه امكان دست‌يابي به كليه كروكي‌هاي تهيه شده در اين پروژه وجود نداشت و تنها 12 نمونه كروكي از منازل مسكوني اين شهر در اختيار بود كه اين تعداد نيز فاقد نما و مقطع،‌ جهت شمال، نام و شغل مالك و حتي در برخي نمونه‌ها فاقد عكس نيز بود. در اين بخش به تحليل روابط فضاها مي‌پردازيم :‌

ـ خانه نمونه (1) : اين خانه دو طبقه بوده، طبقه همكف آن به فضاهاي خدماتي مانند نانواخانه،‌ آشپزخانه،‌ حوض‌خانه اختصاص دارد. فضاهاي زندگي يعني نشيمن، پذيرايي،‌ قاليباف‌خانه و انبار در طبقه اول بنا قرار دارد. لازم به توضيح است كه در سال 1354ـ كه اين تحقيق صورت گرفت ـ بخش قابل توجهي از فضاهاي خانه به محل زندگي دام و طيور و انبار علوفه تحت عناوين گاوجا، طويله، بهاربند،‌ قاش، كاه‌انبار و هيمه‌دان (انبار سوخت) اختصاص داشته است و اين فضاها به تدريج و در نمونه‌هايي كه مالكان يا ساكنان آنها شغل دولتي داشته‌اند،‌ از فضاي خدمات حذف گرديده است.

در اين نمونه كه داراي دالان ورودي است،‌ حياط فضاي ارتباطي بخش خدمات و مهتابي فضاي ارتباطي بخش زندگي است.

- خانه نمونه (2) : اين خانه نيز دو طبقه است. با توجه به اينكه بخش قديم شهر بر روي بلنديهاي غربي شهر ساخته شده، داراي اختلاف سطح است. طبقه همكف در اين نمونه نيز به نانواخانه، حوض‌خانه،‌ طويله و سرويس اختصاص دارد و بخش زندگي در طبقه اول واقع است. حياط در اين نمونه بسيار كوچك است و در واقع حياط اصلي با عنوان مهتابي در طبقه اول قرار دارد.

خانه نمونه (3) : اين خانه كه در محله محنت‌آباد (محله فقيرنشين) شهر قرار دارد.

متعلق به يك كشاورز است. اين نمونه از دو نمونه قبلي كوچك‌تر است و فضاي زندگي و خدمات در يك طبقه ساخته شده است. بخش زندگي در اين نمونه از دو فضاي نشيمن و پذيرايي تشكيل شده است. آنچه در دو نمونه 2 و 3 چشمگير است نسبت بيشتر سطح فضاي نگهداري حيوانات به بخش مسكوني است.

خانه نمونه (4) :‌ اين نمونه منزل آقاي ذكايي و يكي از قلعه‌هاي آشتيان است كه داراي حياط بيروني و اندروني است. حياط بيروني با يك دالان به اندروني راه دارد و ساختمان در چهار طرف حياط ساخته شده كه احتمالاً بخشي نيز بر روي آب‌انبار قرار داشته و بعداً تخريب شده است.

پذيرايي اين خانه شامل تالار پنج دري و شاه‌نشين است كه به وسيله دو راهرو در جوار تالار به آشپزخانه و اتاق خواب مهمان و قهوه‌خانه راه دارد. دو قسمت ديگر داراي مهتابي هاي مفصل است كه يكي به اتاقهاي نشيمن و ديگري به نانواخانه و گاوجا و كاه‌داني مرتبط مي‌شود. در اين نمونه‌ از مدول چهار اطاق و يك ايوان استفاده شده و طبقه اول ساختمان كلاً به انبار اختصاص يافته است.

خانه نمونه (5) : اين خانه قبلاً قلعه مستوفي الممالك بوده و در حال حاضر مسكوني است. اين بنا داراي چهار برج در چهار كنج است و روابط فضاها در آن كم و بيش مشابه نمونه (4) است. سمت شمال آن از يك تالار سه دري ـ كه مستقيماً با حياط مرتبط است ـ يك شاه‌نشين كه دو راهرو در دو طرف آن قرار دارد و 2 اتاق در شرق و غرب راهروها تشكيل شده است. اين قسمت بخش زمستاني قلعه است. در بخش تابستاني قلعه كه رو به شمال دارد،‌ در مقابل تالار پنج دري يك مهتابي سراسري، و در شرق و غرب آن ـ مانند بخش شمالي قلعه ـ دو راهرو و در دو طرف راهروها 2 اتاق و يك آبدارخانه يا قهوه‌خانه مشاهده مي‌گردد. بخش جنوبي قلعه دو طبقه است كه به وسيله پلكانهايي واقع در انتهاي راهروها به طبقه اول مرتبط مي‌شود. برجها يكي انبار چوب (هيمه‌دان)، ديگري طويله و دو تاي ديگر ورودي را تشكيل مي‌دهند كه يكي به حياط بيروني، و ديگري به هشتي و حياط اندروني متصل مي‌شود. در جنوب حياط بيروني مهمان‌خانه كوچكي قرار گرفته است. بخش تأسيسات، يعني آشپزخانه و نانواخانه و قهوه‌خانه در اين نمونه بزرگ و مفصل است.

 

خانه نمونه (6) : اين خانه به آقاي ذكايي كه معلم است، تعلق دارد. در اين نمونه بخش زندگي در شمال حياط و بخش خدمات و در جنوب آن قرار دارد. قسمت زندگي از يك نشيمن، يك تالار 2 راهرو و پس از دو راهرو 2 اتاق قرار دارد. در انتهاي دو راهرو يك آشپزخانه اصلي و هيمه‌دان و انبار و سرويس در جنوب حياط واقع است. حياط ارتباط دهنده اين دو بخش در فصل تابستان بوده، اين خانه دو طبقه است كه به وسيله پلكان داخلي اين دو طبقه با هم ارتباط پيدا مي‌كنند. در طبقه اول مهتابي نقش ارتباط دهنده فضاها را ايفا مي‌كند. البته فضاهاي فوق به صورت تو در تو نيز با هم مرتبطند.

خانه نمونه (7) : اين خانه مانند خانه نمونه (2) حياط كوچكي در طبقه همكف دارد كه سرويس، هيمه‌دان،‌ طويله، انبار و نانواخانه را با هم مرتبط مي‌كند. در اين نمونه قسمت زندگي كه از يك فضاي سرپوشيد (ايوان) و دو اتاق تشكيل شده است، با مهتابي وسيعي كه در طبقه اول قرار دارد. مشخصات خانه نمونه (8) با مشخصات اين نمونه تطابق دارد. حياط در اين سه نمونه كوچك است.

خانه نمونه (9) :‌ در طبقه همكف اين خانه طويله،‌ كاه‌انبار، نانواخانه و سرويس و در طبقة اول آشپزخانه ، 2 اتاق و يك ايوان قرار دارد. مهتابي كوچكي مقابل فضاهاي طبقه اول مشاهده مي‌شود. مالك اين منزل مستخدم مدرسه است.

خانه نمونه (10) : اين نمونه ـ كه شغل مالك آن بازاري بوده ـ‌ داراي سه طبقه است. زيرزمين به طويله، هيمه‌دان، گاوجا و انبار اختصاص دارد. در طبقه همكف دو ورودي در شرق و غرب است و يك ورودي مجزا براي بهاربند، طويله‌ها، حياط، سرويس، نانواخانه، آشپزخانه در نظر گرفته و… ، تالار و شاه‌نشين و دو اتاق مجاور آن كه رو به شرق دارند و بخش پذيرايي خانه را تشكيل مي‌دهند. نشيمن، شربت‌خانه و آشپزخانه و نانواخانه دوم ـ كه رو به جنوب قرار دارند ـ مشاهده مي‌شود. دو فضاي طبقه اول را هيمه‌دان و كاه‌انبار تشكيل مي‌دهند.

خانه نمونه (11) : اين خانه كه در محله مازوري قرار دارد فقط شامل يك اتاق، يك انبار و يك مهتابي است كه در طبقه اول ساخته شده اند. فضاهاي طبقه همكف به غير از سرويس كه مشترك است كلاً به شيريني‌پزي تعلق دارد. اين تنها نمونه‌اي است كه طويله و گاوجا و … ندارد و چهره روستايي مسكن در آشتيان در اين نمونه به چهره‌اي شهري تبديل شده است.

خانه نمونه (12): در طبقه همكف اين نمونه بجز طويله،‌ هيمه‌دان،‌ سرويس و كاه انبار، يك مغاره بزرگ مسگري مشاهده مي‌شود. حياط كوچك محصوري كه در سه طرف آن ساختمان بنا گرديده است، در طبقه همكف قرار دارد. در طبقه اول چهار اتاق كه دو تاي آن مهمانخانه است، آشپزخانه، انبار، هيمه‌دان،‌ سرويس و آشپزخانه مشاهده مي‌شود كه مهتابي بسيار بزرگي مقابل اين فضاها واقع است.

جمع‌بندي معماري مسكن در آشتيان

از 12 نمونه مورد بررسي نمونه‌هاي 4 و 5 و 6 و 10 داراي حياط بزرگي هستند كه در سه نمونه آن ساختمان در چهار طرف و در يك نمونه در دو طرف حياط واقع است. به عبارت ديگر در اين نمونه‌ها از الگوي حياط مركزي پيروي شده است.

نمونه­ هاي 2و 7و 8و 12 نيز داراي حياط مرکزي هستند، اما در اين چهار نمونه حياط بسيار کوچک و در حد يک نورگير است.

نمونه‌هاي 1و3و9 حياط فاقد شكل منظمي است و به نظر مي‌رسد فضاهاي خانه برحسب ضرورت يكي پس از ديگري و بدون نظم خاصي به فضاهاي خانه افزوده شده‌اند. نمونه شماره 11 فاقد حياط است. در نمونه‌هاي بزرگ و مفصل مانند قلعه مستوفي و خانه‌هاي آقايان ذكايي‌ها  و خانه بازاري يعني نمونه‌هاي 4 و 5 و 6 و 10 از تركيب تالار و شاه‌نشين راهرو و دو اتاق استفاده شده است كه در برخي مهتابي در مقابل فضاي وسطي قرار دارد. در شكل زير انواع تركيب اتاقها و ارتباطات آنها نشان داده شده است.

 

خانه‌هاي قديمي آشتيان اكثراً خشتي با سقف تيرچوبي و نما تركيبي از كاهگل و آجر و گچ است كه نمونه‌هايي از آجركاري‌هاي ساده در بعضي از آنها مشاهده مي‌شود.

در نمونه‌هاي بزرگ و خانه‌هاي متعلق به خانوارهاي مرفه روي تيرهاي چوبي از داخل توفال‌كوبي و تاريخ احداث بنا نيز حك شده است.

روي سقف‌ها اندود كاه‌گل مشاهده مي‌شود كه تعويض دو يا سه سال يكبار آن ،براي عايق رطوبتي كفايت مي‌كند.

پوشش كف بطور معمول از آجر خشتي است كه در بعضي از نمونه‌ها (10) به صورت قناس فرش با حاشيه در مي‌آيد. باغچه و حوض به شكل‌هاي مختلف در نمونه‌ها مشاهده مي‌شود كه در فصل زمستان روي حوضها را با تير چوبي و كاهگل مي‌پوشانند تا آب يخ نزند و دريچه كوچكي براي استفاده از آب در آن تعبيه مي‌كنند.

در بعضي‌ از نمونه‌ها فضايي بنام حوض‌خانه وجود دارد كه البته عموميت ندارد. ارتباط فضاي حوض‌خانه ـ كه در بيشتر خانه‌هاي بزرگ اردبيل مشاهده مي‌شود ـ با فضاهاي زندگي از طريق يك پله داخلي تأمين مي‌گردد. ولي در سه نمونه موجود در آشتيان ارتباط به اين شكل نيست. اين فضا به طور معمول با آشپزخانه و نانواخانه در ارتباط است.

وجود انواع فضاهاي نگهداري دام از قبيل طويله،‌ بهاربند، گاوجا و قاش حاكي از اين است كه انواع حيوانات اهلي و دام از قبيل گاو، گوسفند، اسب و الاغ در خانه‌ها نگهداري مي‌شود. احداث بهاربند نيز پاسخي به تفاوت درجه حرارت در تابستان و زمستان، و نياز به بهاربند در فصول گرم است.

طاقچه‌هاي متعدد در داخل اتاقها ‌ـ كه در اغلب خانه‌هاي قديم ديگر شهرها مشاهده مي‌شود ـ در آشتيان نيز وجود دارد. در نمونه‌هاي بزرگ طاقچه‌ها منظم،‌ شكيل، متقارن و گاهي داراي تزئينات گچي و در ديگر نمونه‌ها به صورت ارگانيك است.

هيمه‌دان محل انبار كردن خار، هيزم و مدفوع دامها جهت سوخت و كاه‌انبار محل ذخيره علوفه دام است كه در نمونه‌هاي داراي طويله و… مشاهده مي‌گردد. در نمونه 12 سطح اين فضاها كاهش يافته و در نمونه 11 حذف شده است.

تزئينات گچي مختصر در ديوارها و طاقچه‌ها و گاهي در سقف تالارها مشاهده مي‌شود. درها و پنچره‌هاي چوبي سطح شيشه‌خور كوچكي دارند.

ج ـ بررسي معماري مسكن در اراك

در ذيل نمونه‌هايي از معماري مسكن در شهر اراك بررسي مي‌شود.

يك ـ منزل آقاي ستوده

از اين نمونه دو برداشت موجود است، يكي برداشت مهندسين مشاور عرصه در گزارش خانه‌هاي قديم اراك و ديگري برداشت دانشگاه بهشتي، در اين نمونه، ساختمان در سه سمت زمين ساخته شده است. قسمت اصلي كه در سمت شمال و رو به جنوب ساخته شده شامل دو اتاق و يك مطبخ در طبقه همكف است كه سه اتاق پذيرايي در طبقه فوقاني آن قرار دارد. ساختمان واقع در شرق زمين كه رو به غرب است شامل 2 اتاق و يك هال در طبقه همكف،‌ و 2 اتاق و يك هال در طبقه فوقاني است. قسمت واقع در جنوب زمين شامل سرويس، يك اتاق كوچك و ورودي در همكف و يك بالاخانه و راهرو و پلكان در طبقه اول است.

فضاي ايوان در اين نمونه در طبقه همكف با پنجره بسته شده، ولي در طبقه اول باز است. فضاهاي شرقي و شمالي بدون واسطه و به صورت تودرتو با هم در ارتباط هستند. اين ساختمان در حال حاضر تخريب و بازسازي شده است. (امكان بازديد از خانه نبود).

پنجره‌هاي ساختمان شمالي سه دري و هلالي شكل است. ولي در ساختمان شرقي از قوس استفاده نشده و احتمالاً اين بخش بعداً به خانه افزوده شده است. نماي خانه از تركيب آجر و گچ است. در نماي اصلي، يعني ساختمان شمالي آنچه بارز است، رعايت تقارن است كه يك قوس بزرگ بر محور تقارن تأكيد مي‌نمايد. در دو سوي اين قوس بزرگ،‌ دو قوس كوچكتر قرار گرفته كه نماي ايوان را مي‌سازد و در دو قسمت ايوان دو سه دري ديده مي‌شود كه در سه دري‌هاي طبقه همكف وسطي در ـ پنجره است. اين نما از سه بخش تشكيل شده كه در هر بخش بر تقارن و محور تقارن تاكيد شده است.

دو ـ منزل آقاي راستين (برداشت دانشكده معماري و شهرسازي دانشگاه شهيد بهشتي)

ساختمان در سمت شمال زمين‌رو به جنوب ساخته شده و ورودي آن دالان است. به غير از گوشه شرقي كه در آن عدم تقارن مشاهده مي‌شود. نقشه خانه قرينه است و دو ايوان 8 ضلعي متقارن تأكيد زيادي بر تقارن خانه دارد. نشيمن،‌ انبار،‌ مطبخ و پذيرايي در طبقه همكف قرار دارد. در طبقه اول نيز همان فضاها، اما كوچك‌تر (به سبب ايوان سراسري) ديده مي‌شود كه دو واحد به نظر مي‌رسد. طبقه همكف كمي از سطح حياط پايين‌تر است. در نقشه اين خانه ديگر از مدول يك اتاق و يك راهرو استفاده نشده است و پلكان دو طرفه آن،‌ و نيز وجود هال، فرهنگ معماري ديگري بجز معماري سنتي ايران را الغا مي‌نمايد. اين پلان شايد اولين قدم از معماري سنتي به سوي معماري مدرن باشد. نماي اين خانه از آجر و گچ است و تزيينات آجري اروپايي در نماي آن مشاهده مي‌شود. پنجره‌ها در اين نمونه مستطيل شكل است و فقط از سه قوس كماني در پنجره‌ها استفاده شده و سقف از تير چوبي است كه بر ستونهاي آجري چند ضلعي تكيه دارد. در طبقه اول مقابل چند اتاق اصلي يك ايوان ستون‌دار مشاهده مي‌شود. اين ايوان فضاي سر پوشيده‌اي را براي جلوگيري از بارش برق و باران به پنجره‌ها فراهم مي‌سازد. در عين حال كه بلندي سقف آن سبب مي‌شود در زمستان بر پنجره‌ها سايه‌اي نيفتد. اين ساختمان عمارت سالار محتشم در شهر خمين را تداعي مي‌كند. حوض اين خانه به شكل قلب است. در خانه امام خميني در خمين نيز حوض منزل به همين شكل است.

 

سه ـ منزل آقاي مالكي

اين منزل نيز داراي دو برداشت است،‌ يكي توسط دانشگاه شهيد بهشتي و ديگري توسط سازمان ميراث فرهنگي، اين دو برداشت با هم بسيار تفاوت دارند.

در اين نمونه ساختمان در چهار سمت حياط ساخته شده و در آن رواق سراسري مقابل اتاقها تأكيد زيادي بر حياط مركزي مي‌نمايد. با توجه به سردسير بودن منطقه، بدنه رو به حياط اين ايوان با قوسهايي تزيين شده كه جلوي تابش آفتاب و ورود آن به اتاقها را مي‌گيرد و از اين رو در جهت خلاف اقليم منطقه عمل مي‌كند. در مجموع، اين ساختمان خانه‌هاي شوشتر را تداعي مي‌كند. احتمالاً معمار اين خانه نيز از آن خطه آمده و اطلاع دقيقي از اقليم منطقه نداشته است. اكثر فضاهاي طبقه همكف انبار است و مطبخ و سرويس و ورودي نيز در اين طبقه قرار دارد. فضاهاي طبقه اول، را راهرو و اتاق تشكيل مي‌دهد. تركيب فضاهاي طبقه اول،‌ دو راهرو در كنار و سه فضاي زندگي در وسط است. در برداشت سازمان ميراث فرهنگي تركيب يك ايوان و سه فضا مشاهده مي‌شود. در سوي ديگر نيز ايوان سراسري قرار دارد و اتاق وسط يا پنج‌دري از دو سمت دوسري پنجره به سوي شرق و غرب دارد كه كوران شديدي را سبب مي‌شود. اين بخش كه از دالان ورودي داراي پلكان و ارتباط مستقيم است كه به نظر بيروني مي‌آيد. در مقابل آن، يعني در شرق حياط اتاق هفت‌دري قرار دارد كه پذيرايي بوده است و در شمال و جنوب حياط دو اتاق و دو پنج دري ساخته شده كه قسمت جنوبي با بخش شرقي در ارتباط است (اتاقهاي تودرتو) ولي ارتباط با ديگر قسمت‌‌ها تنها از طريق ايوان ممكن است. طبقه همكف حدود 80 سانتيمتر گودتر از حياط است. شماري از انبارهاي طبقه همكف داراي پنجره‌هاي مشبك آجري هستند.

 

چهار ـ منزل آقاي تقي محسني (برداشت دانشكده معماري و شهرسازي دانشگاه شهيد بهشتي )

در چهار سمت اين نمونه ساختمان احداث شده و حياط آن مركزي است. ورودي خانه به يك فضاي هشتي باز مي‌شود كه پس از آن حياط قرار دارد. اين حياط در واقع جعبه تقسيم فضاهاي موجود در اين منزل است. فضاهاي اطراف حياط در طبقه همكف دو به دو با هم ارتباط دارند. ولي در طبقه اول بخش جنوبي و غربي و يكي از اتاقهاي شرقي تودرتو است طبقه همكف و اول هر دو داراي مطبخ هستند و سرويس معرفي نشده است.

چنانچه جهت شمال نقشه صحيح باشد، معمار جبهة جنوبي ساختمان را به ارتباطات (پلكان) اختصاص داده است كه بعيد به نظرمي‌رسد. معمار اين نمونه و منزل آقاي مالكي احتمالاً يك‌نفر است. مشخصه‌هاي مشترك اين دو ساختمان عبارتند از : پخ در چهار گوشه حياط كه موجب سايه‌اندازي مي‌شود. استفاده از پله‌گرد،‌ حوض هشت ضلعي،‌ ورودي هشتي، پنجره‌هاي تو نشسته،‌ ايوان پر سايه و استفاده از تزئينات آجري در نما.

(اين خانه احتمالاً بيروني منزل حاج آقا محسن اراكي بوده كه بعداً مجزا گرديده و مربوط به دوره قاجار است).

پنج ـ‌ منزل آقاي روشن ضمير (برداشت دانشكده معماري دانشگاه شهيد بهشتي )

اين نمونه عمارتي چهار طرف باز است كه در وسط حياط ساخته شده است. جهت اصلي ساختمان شرقي و غربي است و جبهه جنوبي ساختمان نماي فرعي را تشكيل مي‌دهد. در نماي شرقي دو اتاق نيمه هشت ضلعي مشاهده مي‌شود كه در دو سوي يك ايوان قرار دارند و در دو طبقه تكرار مي‌شوند. طبقه همكف شامل ورودي و ايوان و انبار و 6 اتاق است كه در طبقه اول با مختصر تغييري تكرار مي‌شود. نقشه اين خانـه حد واسطـي بين نقشه‌هاي سنتـي و مدرن است. تو در تو بودن اتاقهـا و وجود ايوان وجه سنتي آن، و متمركز بودن و داشتن پلكان داخلي كه ارتباط 2 طبقه را تأمين مي‌كند و هال به عنوان جعبه تقسيم و ورودي عمارت از سمت حياط (غرب) نشانه‌هاي نقشه مدرن است. فضاهاي اين خانه بي‌توجه به جهات چهارگانه قرار گرفته‌اند. در اين نمونه نيز استفاده از قوس به حداقل رسيده و به چند قوس كماني در نعل درگاه اكتفا شده است. سقف اين ساختمان نيز مسطح و نماي آن آجري است.

 

شش ـ منزل آقاي ابراهيمي از نمونه برداشت‌هاي دانشكده معماري دانشگاه شهيد بهشتي

چنانچه جهت شمال درست ترسيم شده باشد، معمار جبهه جنوبي را با احداث يك پله از بين برده و در دو سمت شرق و غرب به احداث بنا اقدام كرده است. طبقه همكف كلاً انباري و سرويس است و در طبقه اول اتاقها و مطبخ بنا شده است. كليه فضاها تودرتو و به هم مرتبط هستند. بخش شرقي و غربي نيز از طريق يك راهرو بهم ارتباط دارند. در اين نمونه سه پلكان حياط را با طبقه بالامرتبط مي كند. اين بناي دو طبقه با سقف مسطح و نماي آجري داراي تزيينات آجري بوده، و پنجره و يا در ـ پنجره‌هاي آن فاقد سايبان است و در آنها از قوس استفاده‌اي نشده است. پلان اين نمونه با منزل آقاي تقي محسني شباهتهايي دارد از جمله گذاشتن پله در جبهه شمالي، استفاده نكردن از نور جنوب و ايجاد حوضي هشت ضلعي در حياط، ولي در اين نمونه سطوح سايه‌دار و قوسهاي متعدد خانه محسني مشاهده نمي‌شود.

هفت ـ خانه نمونه يك گزارش عرصه (خانه‌هاي قديمي اراك ـ 1363)

پلانهاي ارائه شده در اين گزارش فاقد جهت شمال و نام فضاهاست. اين خانه دو طبقه با سقف و تير چوبي نمايي از آجر و گچ دارد. نماي ورودي آن داراي تزيينات آجري ساده و سقف و هشتي ورودي آن آجري و جناقي است. همچنين از قوس در سردر ورودي آن استفاده شده است. ورودي 4 پله پائين‌تر از سطح كوچه است. در نماي اصلي و در طبقه اول ايوان سراسري مسقفي وجود دارد. كه بر ستونهاي چوبي باريكي تكيه كرده است. در اين نما از قوس استفاده نشده است و فضاها به هشتي اين ساختمان گويي از بناي ديگري به امانت گرفته شده است و هيچ‌گونه ارتباط بصري با ديگر فضاهاي خانه ندارد. طبقه همكف و اول را دو پلكان به ‌هم مربوط مي‌سازد.

هشت ـ خانه نمونه دو گزارش عرصه

ساختمان در سه سوي حياط مربع شكل منظمي به گونه‌اي احداث شده كه به نظر مي‌رسد حياط اصل مطلب است و ساختمانها زائده‌هايـي در اطراف آن هستند. ساختمان بالايـي و پايينـي تنها از طريـق حياط با هم ارتباط دارند و سه پلكـان ، طبقه همكف را به طبقه اول مرتبط مي‌كند. اين خانه دو طبقه با سقف مسطح است.

 

نه ـ خانه نمونه 3 گزارش عرصه

اين خانه يك طبقه و داراي حياطي مركزي است كه در دو سوي آن دو اتاق پنج‌دري و هفت‌دري مشاهده مي‌شود. دو فضاي هشتي كه ورودي نيست در دو گوشه ساختمان قرار دارد. تنها در يكي از نماها نظم نسبي و تقارن مشاهده مي‌شود، ولي در سه‌تاي ديگر نظمي ديده نمي‌شود. نعل درگاه پنجره‌ها قوسي است و در ـ پنجره‌هاي فلزي تو نشسته‌ اند.

ده ـ خانه نمونه 3 گزارش عرصه

اين خانه شامل يك طبقه و زيرزمين است كه نماي آجري زيباي تزيين شده آن نظم و تقارن دارد. در محور تقارن يك اتاق پنج‌دري قرار دارد كه دو در آن كور شده است. در نعل درگاهها در اين قسمت از  قوس استفاده شده است. دو بخش كناري كمي  جلوتر آمده و اين پيش‌آمدگي با دو پخ در سقف و نما از نظر ديد و منظر كاهش يافته است. وروديهاي ساختمان توسط دو پلكان كه در زير پخ‌ها قرار دارد، تأمين مي‌گردد. هر دو اين وروديها به فضاي هشتي مانندي راه دارند كه يكي از آنها شامل تغييراتي شده است. دو پلكان ديگر حياط را به زيرزمين ارتباط مي‌دهد. احتمالاً فضاهاي سرويس (مطبخ و توالت) در سمت ديگر حياط قرار گرفته‌اند.

يازده ـ‌ خانه نمونه 5 گزارش عرصه

اين خانه شامل يك طبقه و يك زيرزمين است. نماي اصلي آن متقارن و منظم است و بر محور تقارن با يك قوس بزرگ در وسط و دو قوس كوچكتر در كنار آن تأكيد شده است. قوسها بر دو ستون گرد آجري در وسط و دو ستون نيم‌گرد در كنار تكيه دارند و داراي تزيينات آجري هستند. اين ساختمان و حياط مقابل آن بعداً به وسيله يك ديوار دو قسمت شده است. و پنج‌دري نيز به دو اتاق تبديل گرديده است. يك ايوان سه فضاي قسمت اصلي خانه را به هم ارتباط مي‌ داده است.

اين نمونه به خانه آقاي ستوده شباهت زيادي دارد.

دوازده ـ منزل آقاي زردشت

اين نمونه داراي ساختماني دو طبقه و يك زيرزمين بوده، جهت خانه رو به شرق بوده است، فضاهاي فرعي، يعني مطبخ، هيزم‌داني و نانواخانه رو به جنوب ساخته شده است. فضاي واسط در طبقه همكف و اول ايوان است. اتاقها به صورت تودرتو، دو به دو با هم مرتبط بوده‌اند. در اين خانه دو فضا به نام شربت‌خانه و قهوه‌خانه وجود داشته كه اولي در واقع آبدارخانه بوده است. يعني غذا پس از پخت در مطبخ در آنجا در ظرفها كشيده مي‌شده است، همچنين تهيه چاي و شربت و چيدن ميوه در ظرف در اين قسمت صورت مي‌گرفته است. دو پلكان يكي به طبقه اول و ديگري به پشت‌بام راه داشته است. نماي اين خانه كه در حال حاضر تخريب شده از آجر و سقف تيرچوبي بوده كه با صفحات چوبي مربع شكل مزين بوده است. ورودي خانه يك دالان طويل داشته كه بوسيله يك پلكان به دفتر كار صاحب‌خانه مرتبط بوده است. پس از دالان حياط قرار داشته كه چند پله گودتر از كوچه بوده و دسترسي به آن با يك پله و يك رامپ صورت مي‌گرفته است. رامپ براي حمل آب با فرقون بوده است.

كندوله خانه محل نگهداري كندوهاي آرد و تخته‌خانه محل خميركردن و نگهداري لوازم پخت نان و تهيه فتير و غيره بوده در زيرزمين مواد غذايي نگهداري مي‌شده است. در انتهاي حياط يك راه باريك دسترسي به جوي آب را تأمين مي‌كرده دالاني بين اين خانه و خانه غربي قرار داشته است. ساختمان خانه غربي بصورت كلاه فرنگي دروسط باغ ساخته شد ه بود( در اراك به اين نوع خانه‌ها پارك گفته مي‌شد).

سيزده ـ منزل آقاي خاكبار (برداشت سازمان ميراث فرهنگي استان مركزي )

ساختمان دو طبقه اين منزل در وسط حياط واقع است و از چهار سمت رو به حياط دارد. جهت اصلي بنا رو به قبله و ورودي اصلي آن از سمت خيابان عباس‌آباد (شهيد بهشتي) است كه چهار پله از كف حياط بلندتر است. ارتباط طبقه همكف و اول از طريق پلكان داخلي صورت مي‌گيرد. دو مهتابي يكي در جنوب و ديگري در شرق ساختمان قرار دارد كه هر يك با پلكاني به حياط مرتبط مي‌شوند. حد فاصل دو مهتابي اتاق بزرگي مشاهده مي‌شود كه به دو مهتابي راه دارد و پذيرايي محسوب مي‌گردد. دو باريكه‌سازي در شمال و غرب باغ بنا گرديده كه گلخانه و ديگر فضاهاي اين ساختمان كلاه‌فرنگي آجري است و تزيينات زيبايي در آن مشاهده مي‌شود. اين ساختمان در اوايل دوران پهلوي ساخته شده است.

 

چهارده ـ منزل آقاي حسن‌پور (برداشت سازمان ميراث فرهنگي استان مركزي)

ساختمان دو طبقه اين منزل از سه سمت حياط را محصور مي‌كند. چند پلكان ارتباط دو طبقه را تأمين مي‌نمايد. اين پلكانها در قسمتهاي شمالي، شرقي و غربي ساختمان داخلي قرار دارند. در قسمت جنوب غربي ساختمان يك پلكان دو طرفه حياط را به مهتابي طبقه اول مرتبط مي‌كند.

فضاهاي خدماتي مانند توالت، انبار آذرقه و پستو در سمت شرق زمين و رو به غرب احداث شده‌اند. ساختمان قسمت شمالي نشيمن زمستاني است كه در هر يك از اتاقها چاله كرسي وجود دارد. كليه فضاهاي طبقه اول با هم داراي ارتباط داخلي هستند. در طبقه همكف قسمت واقع در جنوب غربي با ديگر فضاها ارتباط مستقيم ندارند و حياط رابط بين آنهاست. اين قسمت كه كمي نسبت به اتاقهاي مجاورش پيش آمده، حياط را دو قسمتي نشان مي‌دهد. مقاطع اين ساختمان نشان مي‌دهد كه دو قسمت شمالي و جنوبي دو هويت متفاوت دارد. گويي كه از نقطه پيش‌آمدگي با ساختمان ديگري مواجه هستيم كه احتمالاً بعداً اضافه شده و يا بيرون ساختمان بوده كه بعدها ديوار بين بيروني و اندروني برداشته شده است.

استفاده از مهتابي مسقف و داراي قوس كه فضاي مهتابي را در استفاده از اشعة خورشيد محدود مي‌كند، و نيز وجود پنجره‌هاي داراي قوس و جرزهاي مثلثي و ذوزنقه شكل در ميان در ـ پنجره‌ها، شخصيتي متفاوت با ديگر قسمتها به اين بخش بخشيده است.

 

 

پانزده ـ منزل آقاي عماد (برداشت سازمان ميراث فرهنگي استان مركزي)

اين ساختمان كه در خيابان محسني قرار دارد،‌ دو طبقه است و ارتباط دو طبقه آن از طريق پلكان داخلي تأمين مي‌گردد. طبقه همكف نشيمن و آشپزخانه، و طبقه اول پذيرايي است. يك باريكه‌سازي در شرق حياط وجود دارد كه شامل انباري و دستشويي است.

شانزده ـ خانه‌اي واقع در ميدان ارگ (برداشت مهندسين مشاور سازمان مسكن)

اين خانه داراي دو حياط است كه بيروني و اندروني بوده‌اند. حياط اصلي با اندروني از چهار طرف توسط ساختمان محصور گرديده است. در مقابل اتاقهاي شمالي آن يك مهتابي سراسري قرار دارد. يك ورودي مفصل با هشتي توسط دو دالان به حياط بيروني و اندروني راه دارد.

ساختمان بيروني در دو قسمت شمال و غرب حياط قرار گرفته، و از نور جنوب و شرق استفاده مي‌كند. كليه فضاهاي اين خانه به صورت تودرتو با هم در ارتباط هستند.

هفده ـ خانه‌اي واقع در محله حصار (برداشت مهندسين مشاور سازمان مسكن)

اين خانه و خانه شماره شانزده كه در قلعه قرار دارند، مانند ديگر نمونه‌هاي بررسي شده در قلعه از تركيب بيروني و اندروني و حياط مركزي تشكيل شده است. ولي ارتباط اندروني به خارج از خانه از طريق حياط بيروني صورت مي‌گيرد و خصوصي بودن ورودي نمونه شماره شانزده در آن مشاهده نمي‌شود.

فضاهاي طبقه همكف از طريق حياط با هم ارتباط دارند. سه پلكان داخلي ارتباط طبقه همكف و اول را تأمين مي‌كند. ولي فضاهاي طبقه اول به صورت تودرتو با هم، و با طبقه اول بيروني ارتباط دارند.

سه طرف حياط بيروني رواقي سراسري در مقابل ساختمان مشاهده مي‌شود و ارتباط طبقه همكف و اول در اين قسمت از طريق پلكان در فضاي باز تأمين مي‌شود. اين الگو بيشتر به خانه‌هاي واقع در حاشيه كوير و يا مناطق گرمسير شباهت دارد.

هجده ـ منزل آقاي سهرابي

ورودي اين ساختمان دو طبقه از سمت غرب است و پلكان طبقه اول در كنار ورودي قرار دارد. كف حياط چهار پله نسبت به سطح كوچه گودتر است. اتاقهاي آن تركيب سه اتاق و يك مهتابي دارند و دو طبقه با اندك تفاوتي مشابه هم هستند. در اين خانه فضاهاي اصلي رو به قبله و فضاهاي فرعي رو به شرق دارند. قرار گرفتن مطبخ در طبقه اول تنها در اين نمونه مشاهده شده است.

 

نوزده ـ‌ منزل آقا شيخ افتخار

اين خانه از سه فضاي اصلي، يعني 2 اتاق و يك مطبخ با يك مهتابي در مقابل آنها تشكيل شده است كه از طريق دالان طويلي به معبر راه دارد. محل استقرار بنا در شمال زمين است.

بيست ـ منزل آقاي معين‌السادات

ساختمان در دو طرف شمال و جنوب حياط ساخته شده كه قسمت شمالي دو طبقه و قسمت جنوبي يك طبقه و زيرزمين است. قسمت شمالي داراي سه اتاق تودرتو است كه با دو پلكان خارجي به طبقه اول دسترسي دارد. در طبقه اول نيز دو اتاق تودرتو و يك مطبخ واقع است. قسمت جنوبي كه احتمالاً بخش تابستاني خانه است، از سه اتاق و يك ايوان تشكيل شده است و در زيرزمين يك اتاق، يك انبار و يك حمام قرار دارد. قسمت جنوبي آن بعداً اضافه شده است.

بيست‌ويك‌ ـ‌ قلعه حاج وكليل (برداشت سازمان ميراث فرهنگي استان مركزي)

قلعه حاج وكيل در حال حاضر ساختمان اداري سازمان ميراث فرهنگي استان مركزي است. اين قلعه داراي يك حياط مركزي و حياطي باريك درسه قسمت است. اين ساختمان يك طبقه داراي زيرزمين است. ورودي آن با پلكاني عريض و سه طرفه به رواقي مي‌رسد كه در سه سمت ساختمان به صورت مهتابي قرار گرفته است.

ورودي ساختمان فضايي مربع شكل است كه به راهرويي منتهي مي‌گردد. اين راهرو ارتباط دهنده فضاهاي داخلي است و ستون‌هاي آجري هشت ضلعي آن بر روي پايه سنگي قرار گرفته است. در نماي آن و در طاق‌نماها از تزئينات آجر و كاشي استفاده شده است. پنجره‌ها كوچك و چوبي هستند كه با كركره دوجداره مي‌گردند تا تبادل حرارتي را كاهش دهند. تركيب فضاها در اين خانه به منزل آقاي خاكباز شباهت دارد.

ـ نمونه‌هايي كه تنها داراي عكس هستند.

بجز نمونه‌هايي كه داراي نقشه هستند. شماري از واحدهاي مسكوني نيز كه فقط داراي عكس هستند، بررسي شده‌‌اند. از آن جمله است:

بيست و دو ـ منزل آقاي يثربي

اين بنا دو قلوي قلعه حاج وكيل است و در مجاورت آن قرار دارد. عمارت آن ينز به وسيله حياط احاطه شده و از سه جهت ساختمان داراي ايواني سراسري است. اين فضاي سرپوشيده با پلكاني عريض ورودي ساختمان را تشكيل مي‌دهد.

 

بيست و سه ـ منزل آقاي طبيب‌زاده (شازده عضد)

ساختمان اين منزل در يك طرف احداث شده است و يك پلكان تزئيني و مفصل حياط و طبقه همكف را به طبقه اول مرتبط مي‌كند. يك ايوان سراسري در مقابل اتاقهاي طبقه اول قرار دارد. نماي ساختمان از آجر و گچ است. ورودي اصلي داري تزيينات باسمه‌اي گچي و ورق كوبي است.

بيست وچهار ـ منزل آقاي حاج‌باشي در محله عباس‌آباد

اين نمونه عمارتي است دو طبقه كه در يك سمت حياط قرار گرفته است. در طبقه اول يك ايوان سراسري در مقابل اتاقها قرار دارد. نماي ساختمان از آجر و گچ است و دسترسي به طبقه اول از همكف داخلي صورت مي‌گيرد.

بيست و پنج ـ منزل آقاي حاج‌باشي در خيابان شريعتي

اين منزل عمارتي دو طبقه و آجري است. ارتباطات آن از داخل است و اطراف ساختمان را حياط احاطه كرده است. اين ساختمان داراي چهره‌اي كاملاً مدرن است، ولي نظم و تقارن در جزئيات بنا مشاهده مي‌شود.

جمع بندي مسكن در شهر اراك

بافت داخل قلعه نشان مي‌دهد كه اكثر قريب به اتفاق خانه‌ها داراي حياط مركزي بوده، ولي در اولين توسعه خارج از قلعه اين تركيب تغيير يافته است. در مجموع، در خانه‌هاي خارج از قلعه مساحت حياط‌ها بزرگ‌تر از خانه‌هاي داخل قلعه است و ساختمانها به ويژه در دو طرف ساحل رودخانه الكه، محله عباس‌آباد و الكه به صورت چهار طرف باز شكل گرفته است.

 از 25 نمونه مورد بررسي،‌ پنج نمونه داراي حياط مركزي و چهار طرف ساختمان،‌ دو نمونه داراي سه طرف ساختمان و 6 نمونه داراي دو طرف ساختمان است. به عبارت ديگر اين گروه از ساختمانها جمعاً 13 نمونه يا حدود  52 درصد ساختمانها را به خود اختصاص مي‌دهند. از 25 نمونه مذكور، 7 نمونه (حدود 28 درصد) داراي يك طرف ساختمان (باريكه‌سازيهاي انتهاي حياط منظور نشده است)، 5 نمونه بقيه (20درصد) به صورت كلاه‌فرنگي است. بدين ترتيب از نمونه‌هاي مورد مطالعه بيشترين درصد مربوط به ساختمانهاي داراي حياط مركزي، پس از آن مربوط به ساختمان يك طرفه و در آخر مربوط به كلاه‌فرنگي است. علّت بالابودن درصد ساختمانهاي داراي حياط مرکزي، همانطور كه اشاره شد، انتخاب بيشترين نمونه‌هاي مورد بررسي از داخل قلعه است.

چهار نوع پلان در نمونه‌هاي مورد بررسي مشاهده مي‌شود  يك ـ 5 نمونه سه اتاق و يك ايوان، دو ـ 11 نمونه داراي پلان نسبتاً بسته و ارتباط عمودي بين طبقه همكف و اول از داخل ساختمان، سه ـ 4 نمونه اتاقها بدون ضابطه خاصي به صورت رديفي با ارتباط تودرتو، چهار ـ 2 نمونه يك اتاق در وسط و دو راهرو در دو طرف. هر يك از اين پلانها به ترتيب 23، 50 ، 18، 9 درصد نمونه‌هاي مورد بررسي را شامل مي‌شوند. اين بدان معناست كه پلانهاي كلاسيك در نمونه‌هاي قديم شهرهاي ايران كه حياط نقش ارتباط دهنده فضاها را داشت، در شهر اراك به سبب اوضاع اقليمي به تدريج جاي خود را به پلانهاي بسته داده است. تغيير در منزل آقاي ستوده و پنجره گذاشتن براي ايوان در طبقه همكف گامي به اين سو است.

 

از 22 نمونه مورد بررسي (داراي پلان) 17 نمونه داراي ايوان است. يعني در 77 درصد نمونه‌ها ايوان مشاهده مي‌شود كه در بعضي از نمونه‌ها از جمله منزل آقاي روشن ضمير، ستوده و خاكبار ايوانها كوچك و در بقيه طويل و بزرگ است. در 5 نمونـه ايوان در دو طبقـه مشاهده مي‌شود و در ديگر نمونه‌هاي دو طبقه، ايـوان فقط در طبقه اول موجـود دارد. بديـن گونه كه طبقه اول نسبت به طبقه همكف عقب نشسته و يك فضاي سرپوشيده در طبقه اول ايجاد كرده است. بجز خانه ستوده، مالكي و محسني ارتفاع اغلب ايوانها آنقدر بلند است كه سايه‌اي براي نورگيرها ايجاد نمي‌نمايد. آنچه در كليه نمونه‌هاي مورد بررسي عموميت دارد. مسأله تقارن است كه در بعضي از نمونه‌ها در پلان نيز رعايت شده و در بقيه به رغم عدم تقـارن در پلان، نماها متقارن طراحي گرديده است. اين تقارن در بعضي از نمونه‌ها با تأكيد بر محور تقارن نيز همراه است. مصالح استفاده شده در نما آجر، سنگ و گچ و در سقف تير چوبي است. بجز منزل آقاي خاكبار، سقف بقيه واحدها مسطح است.

تزئينات آجري به دو صورت مشاهده مي‌شود: گاهي با آجر معمولي نقشهايي ساخته مي‌شود كه در آن از قوسهاي تزئيني و متنوع، و گاه نيز از نقشهاي معمول از جمله خفته، راسته و قناس فرش استفاده مي‌شود.

 

در نمونه‌هايي، مانند منزل آقاي خاكباز و نيز منزل آقايان مهاجراني و نوذري ( كه تنها تصاوير آنها گذاشته شده است) از آجرهاي نقش‌دار و گل برجسته استفاده شده و به كمك آنها نقشهاي بسيار متنوع و متعددي به وجود آمده است. بجز آجر، تزئينات سنگي نيز مدنظر معماران بوده و سنگهاي منقوش در شكل ساختمان خصوصاً در نماهاي معابر به فراواني مشاهده مي‌شود. در و پنجره‌ها همگي چوبي هستند و از اشكال و نقشهاي متنوع در آنها استفاده شده است. نرده‌هاي مورد استفاده تركيبي از چوب و فلز است. در داخل اتاقها از تزئينات گچي،‌ بخاري، طاقچه، رف و جز آن، و در سقف از صفحات چوبي استفاده است.

جمع‌بندي معماري مسكن سه شهر

معماري مسكن اين سه شهر داراي وجوه اشتراك و افتراقي است. به منظور بررسي اين وجوه ابتدا خمين و سپس آشتيان را با اراك مقايسه مي‌كنيم. اين وجوه شامل نام فضا، تركيب فضاها با نوع پلان، نحوه قرارگيري فضاها در كنار هم (از نظر رعايت تقارن و ديگر اشكال نظم) نوع مصالح و نوع تزئينات است.

وجوه اشتراك و افتراق معماري مسكن خمين با اراك

 ■مهم‌ترين وجه افتراق معماري مسكن در اين دو شهر وجود فضاهاي مرتبط به شيوه زندگي روستايي مانند طويله، اصطبل، بهاربند و كاهدان در پلانهاي خمين و فقدان آنها در شهر اراك است. در ديگر فضاها وجه اشتراك وجود دارد. در مورد ايوان ـ كه در شهر اراك 77% خانه‌ها، و در خمين 90% خانه‌ها داراي ايوان هستندـ ارتفاع اكثر ايوان‌ها آنقدر زياد است كه مانع تابش آفتاب به نورگيرها نمي‌شود.

■ در شهر اراك چهار نوع پلان معرفي شده كه سه نوع آن در خمين نيز مشاهده مي‌شود. اولي سه اتاق و يك ايوان است كه 23% خانه‌هاي اراك را شامل مي‌شود و در خمين از 10 نمونه مورد بررسي 2 نمونه يا 20% (نمونه 1 و قسمت جنوبي نمونه 10) آن داراي اين تركيب است. تركيب ديگر پلانهاي بسته با ارتباطات عمودي داخلي است كه در اراك 50% داراي اين تركيب است و در خمين 4 نمونه (2 و 3 و5 و 9) يا 40%  پلانها را شامل مي‌شود. تركيب ديگر اتاقها تودرتو است كه در اراك 18% و در خمين 3 نمونه (4 و 7 و 8) يا 30% را در بر مي‌گيرد.

در آخرين نمونه مسكن در خمين يا نمونه 6 كه 10%‌  پلان‌ها را شامل مي‌شود. يك ايوان سراسري فضاي ارتباطي بين فضاها را تشكيل مي‌دهد. اين تركيب در اراك مشاهده نشده است. در مقابل، تركيب يك تا سه اتاق در وسط و دو راهرو در جوار آنها كه در اراك 9% پلان‌ها را شامل مي‌شود. در خمين مشاهده نشده است.

همانطور كه ملاحظه مي‌شود نسبتهاي 23و50 و18 درصد در شهر اراك به نسبتهاي20و40 و30 درصد در خمين تقريباً نزديك است و در واقع وجه افتراق مسكن اين دو شهر در تركيب فضاها حدود 10% است.

■ رعايت تقارن در پلان نمونه‌هاي مورد بررسي در هر دو شهر به ندرت مشاهده مي‌شود، ولي رعايت تقارن در بخشهاي مختلف نما يا در مجموع كل نما ديده مي‌شود. در بعضي نمونه‌ها محور تقارن مرتفع‌تر يا داراي تزئينات بيشتر است.

■ مصالح به كار رفته در هر دو شهر خشت و آجر و چوب و كاهگل و گچ است. در نمونه‌هاي بررسي شده در شهر اراك، هيچ نمونه‌اي نماي كاهگلي نداشت، ولي در نمونه خانه‌هاي كوچكتر در شهر خمين بيشتر نماها از كاهگل با نرده چوبي است كه اين نيز تأكيدي ديگر بر چهره روستايي معماري مسكن در خمين است.

■ تزئينات معماري در هر دو شهر به صورت استفاده از آجرهاي نقش‌دار و گل برجسته و گچ‌بري و ديگر تزئينات گچي و استفاده از صفحات چوبي در سقف بر روي تيرهاي چوبي و نيز استفاده از نرده با تركيب چوب و فلز است.

از نمونه خانه‌هايي كه در شهر اراك بسيار شبيه به نمونه‌هاي خمين هستند مي‌توان منزل آقايان راستين، شازده عضد، دكتر افلاطون، حاجباشي، زردشت و خانه نمونه (1) مشاور عرصه را نام برد.

بزرگترين وجه افتراق معماري اين دو شهر وجود نماهاي خياباني در شهر اراك با تزيينات مفصل آجري و سنگي بسيار متنوع و زيباست كه نشانگر كامل‌تر و غني‌تر بودن معماري اراك نسبت به خمين است.

 

وجوه اشتراك و افتراق معماري مسكن آشتيان با اراك

■ يكي از وجوه افتراق مهم معماري مسكن اراك با آشتيان مانند خمين وجود طويله، اصطبل، بهاربند و نيز كاه‌انبار و گاوجاست كه از شيوه زندگي روستايي در آشتيان نشأت مي‌گيرد. در ضمن در معماري آشتيان فضاهايي به نام تالار و شاه‌نشين (نمونه خانه‌هاي بزرگ) عموميت دارد كه در اراك مشاهده نمي‌شود. به طور كلي نمونه‌هاي مورد بررسي در شهر آشتيان را مي‌توان به دو دسته تقسيم كرد؛ يكي خانه افراد عادي كه چهره‌اي كاملاً روستايي دارد و بخش مربوط به دام و احشام در آنها عمده‌تر از قسمت مسكوني است و ديگري خانه‌هاي اربابي مانند قلعه مستوفي، خانه‌هاي ذكاييها و خانه بازاري كه بيش از آنكه يك واحد مسكوني محسوب شوند، يك قلعة اربابي هستند.

از 12 نمونه مورد بررسي در شهر آشتيان، در 5 نمونه حياط يا مهتابي ارتباط‌دهنده فضاهاست (40%) ، اين تركيب در اراك مشاهده نشد. در 4 نمونه تركيب تالار و شاه‌نشين با دو راهرو در جوار تالار و دو اتاق در جوار راهرو وجود دارد، اين تركيب با چهارمين تركيب پلان در اراك تقريباً مشابه است، از اين نمونه در اراك 9%،  و در آشتيان حدود 35% موجود است. بدين ترتيب مشاهده مي‌گردد كه در اين وجه موارد افتراق بيش از اشتراك است.

 ■رعايت تقارن در پلان نمونه‌ها در آشتيان حدود 30% است. اين ميزان كه از رعايت تقارن در 4 خانه بزرگ تحت بررسي آشتيان به دست آمده، بيش از نسبت رعايت شده در اراك است.

■ مصالح به كار رفته در ساختمانهاي آشتيان كاملاً مشابه خمين است و در اينجا نيز نوع مصالح به كار رفته بر چهره روستايي شهر آشتيان تأكيد دارد.

تزيينات در معماري آشتيان به اندكي كارهاي گچي در داخل خانه‌ها منحصر است. تنها در خانه نمونه 10 استفاده از قوسهاي نوك‌تيز و تزيينات آجري ساده و تقسيم نما با تركيب گچ و آجر ـ كه از معماري منطقه مركزي ايران اثر پذيرفته است ـ مشاهده مي‌شود. در ديگر نمونه‌ها هيچ‌گونه تزييني ديده نمي‌شود، ‌در حالي‌كه تزيينات در معماري شهر اراك جاي ويژه‌اي دارد.

 

 

در نهايت مي‌توان گفت كه معماري مسكن در شهر اراك ابتدا تحت تأثير معماري مناطق مركزي و جنوبي ايران بوده، و احتمالاً به دست معماران آن ديار ساخته شده است. اين معماري نتوانسته پاسخي مناسب به زندگي در اقليم اراك ارائه دهد و با نقش اقتصادي آن هماهنگ گردد. چرا كه ا قشارمرفه ساكن در اين شهر، هر چند ارتباط خود را با زمين همچنان محكم نگه داشته بود، ولي شغل اصلي آنان تجارت بوده، ارتباطي نزديك با بازار يا مشاغل دولتي داشته است. از اين رو، در مرحله بعدي توسعه شهر كه به طور عمده در خارج از قلعه، و يا در بازسازيهايي كه در داخل قلعه صورت گرفت، رجعتي به معماري منطقه خصوصاً خمين مشاهده مي‌شود. از آن جمله است منزل آقايان راستين، شازده عضد، دكتر افلاطون، حاج‌باشي، زردشت و خانه نمونه (1) مشاور عرصه كه شباهت زيادي هم در نما و تزيينات و نقش ايوان و هم در پلان و حياط‌سازي با خانه‌هاي نمونه 5 و 8 خمين دارند. در اين مرحله اقتباس از معماري ديگر نقاط ايران، خصوصاً آذربايجان كه از نظر اقليم بسيار نزديك به اراك است، مشاهده مي‌شود. به عنوان مثال منزل آقاي خاكباز و روشن ضمير يادآور خانه مناف‌زاده و خانه نمونه (4) عرصه يادآور خانه ابراهيمي در محله گازران اردبيل است.

 

تأثيرپذيري معماري اراک از تهران و فرنگ

نکته قابل ذکر در اينجا مشاهده تأثير معماري تهران بر معماري مسکن شهر اراک است. "ايجاد روابط گسترده سياسي- اقتصادي، با ساير کشورها به ويژه با روس و انگليس و آلمان و ... همچون ديگر عرصه­ ها بر فرهنگ معماري کشور ما تأثير گذاشته و به موازات آن تغيير شکل نهاد خانواده، وزن معماري سنتي اصيل ايران رو به کاهش نهاد، آنچنانکه در مقطعي به ندرت اثري از فرهنگ معماري سنتي در نمونه­ ها مشاهده مي­شود. برخي از نمونه­ هايي که پيشتر در سه شهر مورد نظر بررسي شد مربوط به دوران گذار از معماري سنتي به معماري غربي يا مدرن به همراه گذار جامعه از وضعيت سنتي به وضعيت مدرن است که در برخي از نمونه ­ها تماماً از نقش­ها و تزيينات فرنگي استفاده شده است. بخشي از اين الگوها از طريق تهران و بخش ديگر مستقيماً از طريق 50 کمپاني و دفتر تجارتي که در شهر اراک فعال بودند و واحد­هاي تجاري – توليدي، اداري، مسکوني را احداث نمودند که با آنها فرهنگ جديد معماري نيز به شهر اراک راه يافت تأسيسات کمپاني زيگلر به نام قلعه فرنگي با سالن­هاي بزرگ و کارگاههاي رنگرزي، انبارها و دفاتر تجاري و سياسي و امکانات سکونت و تفريح در جنوب شهر نمونه بارز است. افزون بر اين در پاسخ به نيازهاي اجتماعي و فرهنگي خارجيان، امکاناتي به سبک فرهنگ اروپايي ايجاد شد که گراندهتل در محدوده باغ ملي، آمريکا هتل در محل پاساژ مرکزي و هتل الکساندر در محل اداره آمار از آن جمله بوده­ اند". (1)

آنچه که بسيار بارز و مشخص است درون­گرا بودن معماري سنتي ماست که توجه چنداني به ظاهر و نماي ساختمانهاي مسکوني خصوصاً از جانب معبر ندارد و تنها بخشي که به آن پرداخته مي­شود ورودي ساختمان بودکه معمولاً داراي سردري بود که با نقش­هاي آجر و کاشي تزيين شده بود و دو سکو در دو طرف آن قرار داشت. در اينجا نيز براي مقايسه معماري تهراني ­(فرنگي شده) با معماري اراک و نشان دادن تأثير آن نمونه­هايي از فضاهاي ورودي خانه­هاي تهران قديم که از کتابي به همين نام و نوشته حسين سلطان­زاده برداشت شده را به مقايسه گذاشتيم. در بسياري از اين نمونه­ها سکو که ديگر عملکردي ندارد حذف شده است. تصاوير صفحه 106 تزيينات در ورودي به ساير قسمت­هاي نماي خارجي سرايت کرده و به سمت برون­گرايي پيش رفته که نمونه­هاي مشابه آن در معماري اراک خصوصاً معماري خياباني آن به وفور مشاهده مي­ شود.

 



1 - در معماري و شهرسازي ايران بناي نيمه عمومي يا واسط نيز مشاهده مي‌شود، مثل وروديهاي چندخانه در يك فضا و يا اطاقهاي روي كوچه‌ها (نقل از  آقاي مهندس سهراب مشهودي) ،‌ بامهايي كه با كوچه‌ها هم سطح مي‌شوند،‌ يا منازلي كه در ايام محرّم تبديل به تكيه مي‌گردند و…