12- معماری و روابط فرهنگی بین ایران و چین

نوشته شده توسط مدیر سیستم. Posted in مقالات صفحه نخست


Demo Image

 زهره بزرگنیا
چاپ شده در: نشريه"معمار"شماره 21
تاریخ انتشار: تابستان 1382


       سابقة روابط ايران و چين به حدود دو هزار و پانصد سال قبل، يعني آغاز دوره هخامنشيان مي‌رسد و نخستين سفير چين در ايران در زمان اشكانيان (پارت) به ايران آمد. در دوره حكومت كورش بزرگ و داريوش اوّل، دو كشور مرز مشترك داشته ­اند و در دوره‌هاي اعتلاي كشور، از جمله دوران حكومت انوشيروان ساساني و شاه‌عباس اول صفوي نيز هم‌ مرز بوده ­اند.

       يكي از دلايل عمدة حملة يونانيان به دولت پارس وجود راه بزرگ بازرگاني بود كه يك سر آن در خاور آسيا و كشور چين، و سر ديگر آن در باختر آسيا و در اختيار يونانيان قرار داشت و بخش قابل توجهي از آن در تصرف دولت پارس بود. اين جادة بازرگاني در زمان ماركوپولو راه ابريشم ناميده شد، در مسير خود جريان اقتصادي ـ فرهنگي دو سوية قدرتمندي را به وجود آورد و شاهرگ ارتباطي شرق و غرب گرديد. مسير جاده ابريشم از لويانگ در كشور چين آغاز مي­ شد و پس از عبور از لوان هوانگ، ختن، يارقند، كاشغر به بلخ و مرو و از آنجا به سرخس در داخل مرز فعلي ايران مي‌رسيد و در ايران از طوس و نيشابور، بسطام، دامغان، سمنان، ري، قزوين، طارم، سراب، تبريز و مرند به ماكو مي ­گذشت و از مرزهاي فعلي ايران خارج مي­ گرديد و در ترابوزان پايان مي­ يافت. به نظر مي­ رسد تبادلات فرهنگي چين و ايران در شهرهاي واقع در مسير جاده، بيشتر و سريعتر از ساير نقاط ديگر بوده است. 

ماخذ: فصلنامه سیر و سیاحت

       بجز جادة ابريشم، داد و ستد دريايي نيز ميان دو كشور صورت مي­ گرفته كه مسير آن به سبب حمل و نقل ادويه، به جاده­اي به اين نام مشهور است. فقيه همداني جغرافي نويس ايراني ثروت بنادري مانند سيراف، ابلّه و بصره را مرهون تجارت دريايي با چين و هند دانسته است. اين راه از خليج فارس آغاز مي­ شود و به بندر كانتون درمنتهي‌اليه جنوب‌شرقي چين مي­ رسيد. اين جاده در ايران داراي چند انشعاب بوده كه قاعدتاً اهميت مسير اصلي را نداشته ­اند و يكي از آن انشعابات از مشهد، قوچان، شيروان، بجنورد و سپس از خطّة شمال رشته‌كوه البرز، يعني مازندران و گيلان عبور مي‌كرده است.

مأخذ: مقالة بقاياي جادة سنگفرش درا ستان خراسان، فصلنامة سير و سياحت صفحة 70

 

       در كتاب سير فلسفه در ايران، از معبدي بودايي در باكو ياد شده كه در زمان تأليف كتاب نيز برپا بوده است و هر ساله جمع كثيري به قصد زيارت اين معبد از ايران عبور مي­ كردند و افكار خود را به ايرانيان انتقال مي­ دادند. در اين كتاب، انتقال افكار به طور خاص مربوط به جهان‌بيني و فلسفه دانسته شده و وجوه اشتراك تصوف و بوديسم كه در دو كشور چين و هند نفوذ داشته است، مطرح شده ­اند. در همان كتاب نوشته اي از: گايگر دربارة پيشرفت آيين بودا آمده است: ”مي‌دانيم كه پس از عصر اسكندر، بوداگرايي در ايران خاوري نيرومند بود و حتي در نواحي دورافتاده‌اي چون طبرستان پيروان فراوان داشت و بسياري از كاهنان بودايي به بلخ راه يافتند.“

       در مقالة «خط سير جاده ابريشم» بر ارتباط نزديك حكمرانان طبرستان و پادشاهان چنين تأكيد شده است. ”به هر حال در طي دو سدة اول هجري حكمرانان محلي تخارستان، خوارزم و طبرستان با احساس هراس از سلطة تدريجي اسلام كراراً از سلسله   ”تعنگ“ چين استمداد طلبيده و حتي از ارسال فرمان و دستخط انتصاب پادشاه چين براي حكمرانان طبرستان خبري در دست است.“

       نمونه‌هاي زيادي مبني بر تأثير متقابل فرهنگي در همة زمينه‌ها وجود دارد كه در متن سخن راني دكتر ناصر تكميل همايون در سمينار بين‌المللي جادة ابريشم،‌ با عنوان ”روابط فرهنگي بين ايران و چين“ از آن نام برده شده است. سخنراني شامل دو بخش است: بخش اول شامل 9وجه مختلف اين روابط در دوران قبل از اسلام را در بر مي­ گيرد  و شامل اين مباحث است: نفوذ بودائيان از هند و چين در شرق ايران، پيدايش كيش مانويّت از اختلاط بودايي و نسطوري و زرتشتي در ايران، مبادلة كالا از راه خليج‌فارس، نفوذ داروها وطب چيني به ايران، نفوذ شيوه‌هاي خاص نقاشي چين در هنر ايران، حفاظت كاروانهاي تجاري چيني توسط پادشاهان اشكاني و ساساني و فرار شاهزادگان ساساني به چين پس از حمله اعراب. بخش دوم كه به دورة اسلامي مربوط مي‌شود، داراي 23 وجه است و ازمهمترين مباحث آن اين موضوعها را مي­توان نام برد: نفوذ اسلام خصوصاً مذهب تشيع در چين، استفاده از واژه‌هاي فارسي در نيايشهاي مذهبي مسلمانان چين، مدارك فراوان دال بر همكاري ميان دو كشور، از قبيل دست‌نوشته، نقاشي و…،واژه‌‌هاي مربوط به تجارت چيني در اسامي و نامهاي خانوادگي ايراني، داستان‌هاي شاهنامة فردوسي و اشعاري از سعدي، خاقاني، مولوي بلخي، حافظ و باباطاهر كه از كشور چين در آنها نامبرده شده، تأليف كتاب جامع‌التواريخ توسط رشيد‌الدين فضل‌الله با استفاده‌ از دانسته‌هاي سفرا و بازرگانان چيني، سيستم آبياري قديمي كاريز يا قنات كه در كشور چين هم با نام كارز استفاده مي­ شده است، شباهت در طرز برخورد، رفتار، ادب و سلام‌در دو فرهنگ، تقدُّس بعضي از درختان توت در ايران و كرم ابريشم در چين، و در آخر شباهت در معماري و تزيين خانه‌هاي سنتي.

 مأخذ: مقالة بقاياي جادة سنگفرش درا ستان خراسان، فصلنامة سير و سياحت صفحة 70

شهر ممنوعه پکن 

 

كاخ تابستاني پكن

كاخ تابستاني پكن

 

       در كتاب «نقاشي ايران از ديرباز تا امروز»، ضمن اشاره به اهميت جادة بزرگ ابريشم، بر تأثير متقابل فرهنگهاي ايراني، سكايي، يوناني ـ رومي، هندي و چيني در ماوراءالنهر و خراسان بزرگ پرداخته و در صفحة 37 آمده است: ” اين فرهنگ از چنان قوت و عظمتي برخوردار بود كه توانست حتي تا زمان يورش مغولان تاب آورد و در خلال اين مدت ادبيات و هنرهاي دوره اسلامي را تغذيه كند.“

 

       در اين كتاب نمونه­ هاي متعدد وجوه اشتراك در نقاشي مينياتور دوره‌هاي مختلف ايران و چين به طور مفصل و با جزئيات نشان داده شده و در صفحة 60 آن به نقش ايلخانان در انتقال سنت‌هاي هنر چيني در نقاشي ايران و ايجاد استحكام در پيوند فرهنگي از شرق و غرب ايران (از چين تا فرانكها و ارمنيان) پرداخته شده و آمده است كه حتي در آن زمان نقاشان چيني در تبريز فعاليت داشته‌اند.

 

       در اين كتاب از گروهي به نام «گوسان» به عنوان يكي از مهم‌ترين عاملان انتقال فرهنگ مردمان نجد ايران ياد شده كه از زمان پارتيان فعاليت داشته، و نقش بسيار مهمي در اين زمينه ايفا نموده‌اند. در صفحة 41 همان كتاب آمده است:” سنت گوسان‌ها عمدتاً متكي بر روايات شفاهي بود و هر گوسان برجسته‌اي قادر بود بر زيبايي اين روايات بيافزايد، يا رواياتي تازه بيافريند و آنها را در قالب شعر، به همراه موسيقي و آواز بسرايد. اهميت گوسان‌ها خصوصاً در خراسان بزرگ و ماوراء النهر بيشتر از اين لحاظ است كه آنها عاملين تلفيق و تداوم داستان‌هاي حماسي كهن بوده‌اند“.‌  

       در زيرنويس همين مطلب آمده است كه: ” همين سنت‌گوسانها در شرق نجد ايران و خراسان بزرگ است كه به فردوسي مي‌رسد و او با نبوغ هنري و دانش شگفت‌انگيز سخنوري خويش قادر مي‌گردد اين هنر شفاهي را كه اغلب در عصر او به كتابت در آمده بود، به شعر عروضي عصر تازه در آورد“.

                

               کاخ تابستانی در پکن                                                   مقبره شیخ زاهد گیلانی در لاهیجان

 

تصويري از شاهنامة شاه اسماعيلي كه تأثير هنر چين، در چهره­ها، نحوة ترسيم درختان، صخره­ها و كاربرد نقش مايه اژدها را نشان مي­دهد.
(نقل  از نامورنامة صفحة 285)

 

تصوير از شاهنامة شاه اسماعيل، نحوة ترسيم درختان، صخره ­ها، ابر و سيمرغ عناصري از نقاشي چيني هستند كه در اين تصوير مشاهده مي­گردند.
(نقل از نامورنامه، صفحة 290)

 

       سابقة رابطة فرهنگي ميان دو كشور را سيف­الله كامبخش فرد در كتاب " سفال و سفال­گري در ايران" بسيار كهن­ تر از آنچه گفته شده، و از ما قبل تاريخ مي­داند و آثار يافته شده در كاوشها را گواه مي ­گيرد و مي­ گويد:

       " آثار گرانبهايي از اشياي برنزي، آهني، طلا، نقره، ظروف شيشه ­اي . سفالي املش متعلق به دوران سپيده ­دم تاريخ تا پايان دورة ساساني عرضه شده است. بين اين ميراث مشهور، مواد شيشه ­اي آن با ظروف شيشه ­اي امپراطور «شوسوئين» در «نارا» ژاپن وجه تشابه بسياري وجود دارد كه نشاني از ارتباط فرهنگهاي دورة كلاسيك ايران و شرق دور است. ظروف و ابزار برنزي املش با نظايري از اين ميراث كه متعلق به دوران سلسله «تانگ» در چين مي ­باشد، قابل مقايسه است. زيرا هم در اين منطقه و هم در ژاپن برنز از مواد قلع+ سرب+ مس تركيب شده كه به «ساهاري» معروف است و در دوره ساساني طي ارتباطاتي مبادله شده ­اند".

       در صفحة 139 همان كتاب آمده است :"پاره­ اي از باستان شناسان مخالف نظرية ارتباطند، زيرا معتقدند بين فرهنگهاي خاور دور و ايران فاصله بسيار زياد است و صرفاً با شباهتهاي فراوان بين سفالها و اختصاص آنها چه در ماقبل تاريخ و چه در سپيده­ دم تاريخ نمي­ توان قايل به چنان ارتباط تنگاتنگي شد ولي اين مشابهت و اختصاصات را هم نمي­ توان انكار كرد ... در هر صورت از بروز روابط تجاري بين چين و مغولستان با ايران تحت نام جاده ابريشم، آثار اين دو منطقه از قرن يازدهم ق.م مبادله مي­شده ­اند. سر پل اوليه را بايد با حصار Ш دامغان و تورنگ تپه و ياريم تپه محسوب داشت كه هم در انجا و هم در آنو، نمازگاه، آفاق تپه، مرو (مرگيانه)، فرغانه، وادي بخارا و زمين بابا، سفالهاي خاكستري- سپاه و ظروف اختصاصي حوزة تهران يافت شده است".

       در مقاله حاضر ابتدا به معرفي معماري چيني از زبان كتاب تاريخ تمدن ـ مشرق زمين گاهوارة تمدن ـ اثر ويل دورانت جلد اول مي‌پردازيم؛ سپس نمونه‌هايي از تأثير معماري مناطق غرب چين، از جمله ايران بر معماري آن ديار مي‌آوريم و در انتها به معرفي نمونه‌هايي از معماري ايران كه نشانه‌هايي از هنر و معماري چين در آنها مشاهده مي­ شود، خواهيم پرداخت.‌

شهر ممنوعه در پکن

 

           

کاخ تابستانی در پکن

 

       ”در چين هنر ساختاري يا معماري از جمله هنرهاي فرعي بود. از اين رو معماران بزرگي كه از آن ديار برخاستند، بندرت از خود نامي به جاي گذاشتند و ظاهراً كمتر از سفالگران بزرگ محبوبيت يافتند. در چين، عمارتهاي عظيم، حتي براي تعظيم خدايان، بوفور ساخته نمي‌شد. عمارات قديمي معدودند و منحصر به معابدي كه ساختمان آنها پيش از قرن شانزدهم انجام گرفته است. معماران عصر سونگ در سال 1103 ميلادي هشت جلد كتاب مصور زيبا ـ روشهاي معماري ـ انتشار دادند. ولي از عمارات چو بيني كه از روي تصويرها و طرحهاي آنان ساخته شد، هيچ‌گونه اثري بر جاي نمانده است. تصويرهاي خانه‌ها و معبدهاي عهد كنفوسيوس كه در كتابخانة ملي پاريس وجود دارد، نشان مي‌دهد كه معماري چين، در طي زماني بالغ بر بيست‌وسه قرن، تغيير مهمي نكرده است. شايد بتوان گفت كه چينيان به سبب حساسيت هنري خود،از ساختمانهاي تناور روي برتافته‌اند يا، به علت توجه خود به فعاليتهاي عقلي، در حوزه معماري از تخيل بهره نجسته‌اند. تقريباً در ميان همة ملتهاي كهن، سه عامل اصلي هنر معماري را به پيش رانده است: اشرافيت موروثي، دستگاه روحاني نيرومند، و حكومت متمركز تواناي فراخ‌دست.آثار هنري بزرگ پيشين ـ معبدها، كاخها، اپراها، ديوارهاي منقش پرشكوه، و مقبره‌هاي پر مجسمه ـ همه به ميانجيگري اين سه عامل به وجود آمده است ـ و چه بختيار است چين كه از اين سه عامل محروم بوده است!

       آيين بودايي چند گاهي بر چينيان چيره شد و به ساختن معبدهاي بزرگي كه خرابه‌هاي آنها اخيراً در تركستان كشف شده است، همت گمارد. معبدهاي بودايي نسبتاً مجلل در سراسر چين خودنمايي مي‌كند؛ اما البته در برابر معبدهاي هندوستان جلوه‌اي ندارد. معبدها به راههاي طبيعي زيبايي كه معمولاًَ از سرازيريهاي پيچاپيچ مي‌گذرد و به دروازه‌هايي مزين به نام «پاي‌لوس» مي‌رسد، منتهي مي‌شود. در مدخل برخي از معبدها، براي رمانيدن شياطين بيگانه، صورتهايي كراهت‌انگيز كشيده‌اند. يكي از بهترين زيارتگهاي بودايي، معبد «بوداي خفته» است كه نزديك « كاخ تابستاني» در خارج پكن قرار دارد و به نظر فرگوسن «والاترين اثر معماري چين» است.

       ساختمانهاي ديني بودايي موسوم به پاگودا تقريباً در همة شهرهاي چين به چشم مي‌خورند، و نمودار يكي از وجوه دلرباي معماري خاور دورند. خرافات آئين تائو، كه در دين بودا رخنه كرد، در اين ساختمانها نيز راه يافت: به ديدة چينيان، پاگودا نه تنها كانون تشريفات ديني بود، بلكه مركز « غيبگويي هندسي » يعني پيشگويي آينده از روي خطوط و شكافهاي زمين به شمار مي‌رفت. 

 


دروازة مزين كاخ تابستاني (پاي لوس)

 

 

طبقه كه در زمان سلسله ليائو بنا شده است هنوز حال و هواي دوره ي تانگ را دارد. 
(مأخذ: دائرة المعارف معماري جهان اثر هانري استيرلن- ترجمه نادر روزرخ)

 

       مردم‌ساده باور داشتند كه پاگودا باد و سيل را وا مي‌گرداند و ارواح خبيث را رام مي‌كند و نيكروزي مي‌آورد.پاگودا به شكل برجي هشت‌ضلعي بود. آن را از آجر، ولي بر پايه‌هاي سنگي، مي‌ساختند و، چون عددهاي زوج را منحوس مي‌انگاشتند، تعداد اشكوبهاي آن را معمولاً به پنج يا هفت يا نه يا سيزده مي‌رساندند. قديمترين پاگوداي موجود، كه بر فراز كوه مقدس سونگ‌شان در سونگ يوئه‌سو از ايالت هونان واقع است، در 523 ميلادي پديد آمد. پاگوداي « كاخ تابستاني » يكي از زيباترين پاگوداي چين است. پاگوداي يشمي پكن و پاگوداي كوزه‌اي شكل و تاي‌شان هم از پاگوداهاي زيبا به شمار مي‌روند. اما هيچ‌يك از  اينها همچون پاگوداي برج چيني نانكينگ از شهرت برخوردار نيست. چينيان اين برج را، كه نماي خارجي آن از چيني است، از سال 1412 تا سال 1431 ساختند و در شورش تايپينگ بسرعت ويران كردند.           

       كاخهاي ظريف و آراسته، كه روزگاري اميران و ديوانسالاران  پكن را در خود جاي مي‌داد، از نيايشگاههاي گرانسنگ فريباتر است. در اوان سلطنت چنگ‌تسو (1403ـ 25) نبوغ معماران درخشيدن گرفت، و در نتيجه، « تالار بزرگ » در محل مقبرة فغفورهاي دودمان مينگ برپا شد، و درهمان موضع كه دو قرن پيش قصرهاي قبلاي قاآن ديدگان ماركوپولو را خيره كرده بود، در محوطه‌اي كه «شهر ممنوع» نام گرفته است، كاخهاي شاهانة جديدي پديد آمد. راهي زيبا صحن مرمرپوش كاخها را به خارج «شهرممنوع» مي‌پيوندد. نرده‌هايي از مرمر و شيرهايي از سنگ در دو طرف اين راه به چشم مي‌خورند. در انتهاي صحن مرمرپوش، عمارات درباري و تالارهاي پذيرايي قرار دارند. سراهاي مجلل خاندان سلطنتي و بستگان و ملازمان و زنان و خواجه‌سرايان آن در گوشه و كنار «شهر ممنوع» ساخته شده است. ميان قصرها تفاوت بارزي نيست. در همة آنها ستونها باريك است، پنجره‌ها مشبك و زيباست، سردرها داراي نقش و نگار و كنده‌كاري و رنگهاي درخشان است، و لبة بامها پيش آمده است و رو به بالا انحنا دارد. در چند كيلومتري «شهر ممنوع» كاخ تابستاني ديده مي‌شود. اين كاخ به قصرهاي «شهرممنوع» ماننده است، ولي بر روي هم موزونتر و، از لحاظ نقش و نگار  ظريفتر است.

       اگر بخواهيم كليه ويژگي منازل چيني را به اختصار بيان كنيم، بايد بگوييم كه آنچه در وهلة اول به نظر مي‌رسد، ديوار ناخوشايندي است كه منزل را احاطه و از خارج منزل جدا مي‌كند. به اقتضاي ناامني ديرينه سال چين، ديوارهاي خارجي خانه‌ها ، مخصوصاً در كويهاي فقيرنشين، متصل و ممتدند. در اطراف حياط يا محوطة ميان ديوارهاي خانه،‌ اطاقهاي مجزا يا مجموعه‌هايي مركب از چند اطاق ساخته شده است، و درها و پنجره‌هاي مشبك، آنها را به حياط پيوند مي‌دهد. 

خانه‌هاي تنگدستان غم‌انگيز است. درها، حتي درهاي ورودي، كوچك است، راهروها تنگ است، و سقفها كوتاه است. كف اطاقها، همانند كف حياط، خاكي است. در بسياري از اين گونه خانه‌ها، مرد و زن و كودك، با ما كيان و سگ و خوك خود، در اطاق يا كلبه‌اي زندگي مي‌كنند كه از باد و باران گزند فراوان ديده است. مردمي كه نوايي دارند، كف اطاقهاي خود را با آجر يا حصير مي‌پوشانند، سراهاي توانگران از حوض آب و باغچة گل برخوردار است، و معمولاً در ميان باغي پردرخت و مصفا قرار دارد.“

 


خانة عصر مينگ دهكدة هسي چينان(انهويي). پلان طبقات همكف و اوّل و مقطع  عرضي 1:250. جزئيات مقطع كه روش قاب بندي شاه تيرها را نشان مي­دهد، 1:75. خانة مسكوني چيني­ها محصور بود در ديواري از آجر خاكستري كه نمادي از امنيّت به شمار مي­رفت. حياط به جهان طبيعت باز مي­شود.
(مأخذ: دائرة المعارف معماري جهان)

 

پاگودا شي­چيا، معبد فوكونگ، يينگ هسينِ (شانسي)، ساخت 1056م. نما و مقطع 1:400. سازه­ يي هشت ضلعي و پنج طبقه كه تماما" از چوب ساخته شده است، جز در پي و همكف.
(مأخذ: دائرة المعارف معماري جهان)

 

 

تصاوير دو پاگودا در كشور چين

 

 

        در اين باغها به خيابانهايي كه در حاشية آنها به طور منظم لاله و پامچال كاشته باشند، برنمي‌خوريم و از باغچه‌هاي گرد و چهارگوش و هشت‌بر،كه پوشيده از چمن و گل باشد، اثري نمي‌بينيم. باغ چيني پهنه‌اي است پردرخت كه با پوشش سبز شاخه و برگ، ساختمانها را مي‌پوشاند. شبكه‌اي از راههاي ناراست باريك، كه گاهي از فراز آبگيرهاي سنگچين شده، و گاهي از كنار جويبارهاي پيچاپيچ، و گاهي از ميان درختان مي‌گذرند، سطح باغ را فرا مي‌گيرد.

       خانة چيني حتي اگر قصر باشد، با هيمنه نيست و بيش از يك اشكوب ندارد. خانوادة مرفه، اگر خود را نيازمند اطاق يا اطاقهايي يابد، به جاي توسعة ساختمان يا ساختمانهاي موجود، بناي مجزاي جديدي مي‌سازد. بنابراين، سراي چيني مشتمل بر يك واحد ساختماني همبسته نيست، بلكه شامل چند ساختمان است. ساختمانهاي اصلي در مقابل در ورودي، و ساختمانهاي فرعي در دو طرف ديگر حياط قرار دارند. مواد ساختماني اساساً آجر و چوب است. ديوار اطاقها را با رنگهاي روشن مي‌پوشانند. در بالاي ديوارها گچبري مي‌كنند. بام بر ديوارها يا ستونها استوار نيست، بلكه بر تيرهاي چوبي اسكلت اطاق تكيه دارد و از لحاظ چينيان درخور اهميت بسيار است. پوشش بام آجركاشي است. براي بامهايي كه بر سرهاي شاهانه سايه مي‌افكنند، كاشيهاي زردفام به كار مي‌برند، و براي بامهاي ديگران كاشي‌سبز، ارغواني، سرخ، يا آبي. از اين‌رو بامها ـ چه در دامن گشادة روستاها وجه در صحنة درهم شهرها ـ چشمان را نوازش مي‌كند.در خاور دور، قرنيز بام به شكلي دلاويز رو به بالا پيچ مي‌خورد. احتمالاً پيش‌آمدگي خيزرانهايي كه سابقاً بر بام خيمه‌ها كار مي‌گذاشتند، منشأ اين ويژگي است.

       مدخل اصلي خانه بر جبهة جنوبي آن قرار دارد، و معمولاً در پشت در مزين ورودي؛ ديوار يا تجيري مي‌كشند، تا از سويي بيرونيان درون خانه را نبينند، و از سوي ديگر، راه ارواح خبيث، كه همواره به خط مستقيم پيش مي روند، سد گردد! سر سراها و اطاقها كم‌نورند، زيرا شبكه‌ها و پوششهاي كاغذي روزنه‌ها سخت از شدت نور آفتاب مي‌كاهند. تهوية درون ساختمان مورد نظر نيست. چينيان در اطاقها با اجاقهاي آجري يا مجمرهاي قابل حمل به گرم‌كردن خود مي‌پردارند، ولي براي خروج دود تدبيري نمي‌كنند و حتي دودكش نمي‌سازند. لوازم اطاقها را از چوب مي سازند و كنده‌كاري مي‌كنند و بر آنها رنگ‌ آبنوسي مي‌زنند. براي ساختن خانه‌افرازهاي ظريف، گاهي از لاك بهره مي‌جويند. مردم چين تنها ملت شرقي هستند كه بر صندلي مي‌نشينند. با اين وصف، لميدن يا چمباته‌زدن را خوش دارند. ظرفهاي خاص قرباني و نذر را، كه براي آمرزش نياكان به كار مي‌رود، روي ميز يا طاقچه‌اي مي‌نهند. حجره‌هاي زنان در عقب ساختمانها قرار دارد. گاهي اطاق يا ساختماني را به كتابخانه يا درسگاه اختصاص مي‌دهند.

       بيگانگان، يا كساني كه از ديدگاه تخصصي به معماري چيني نمي‌نگرند، آن را واجد جذابيتي كم‌مايه مي‌بينند، رنگ به شكل غالب است، و زيبايي عاري از شكوه است. معبد يا قصر بر طبيعت سلطه نمي‌ورزد  بلكه با طبيعت همنوايي مي‌كند. عنصر استحكام و امنيت و دوام در ساختمانها ديده نمي‌شود، تو گويي معماران انتظار مي‌برند كه دسترنجشان با زلزله‌اي از ميان برود.

 

       ساختمانهاي چيني همپاية ساختمانهاي مصري كرنك يا ساختمانهاي تخت جمشيد در ايران يا ساختمانهاي آكروپوليس در يونان يا معماري غربي نيست، بلكه مجموعه‌اي است از چوبهاي كنده‌كاري شده و آجرهاي كاشي و مجسمه‌هاي سنگي. مي‌توان آن را در شمار چيني‌سازي و يشم‌تراشي آورد، و نه در رديف بناهاي معظمي كه، به بركت آميختن مهندسي و معماري، در هند و بين‌النهرين و روم سر برافراشتند. مي‌توانيم بگوييم كه معماري چين يكي از وجوه طبيعي هنر چيني و از جذابترين جلوه‌هاي هنر انساني است، مشروط بر آنكه چشمداشت عظمت و استحكام از آن نداشته باشيم و آن را صرفاً انعكاس لطيفترين قريحه‌ها در شكننده‌ترين صور ساختماني بدانيم.

آنچه كه مي‌توان به عنوان وجه اشتراك معماري چيني در ايران با استفاده از مطلب فوق بيان نمود بصورت عام و كلي به اين شرح است:

  1. معماران بزرگي كه از آن ديار برخاستند به ندرت از خود نامي به جاي گذاشتند.
  2. سردرها داراي نقش و نگار است.
  3. پنجره‌ها مشبك و زيباست.
  4. پوشش بام آجركاشي است.
  5. خانه چيني اگر قصر باشد با هيمنه نيست.
  6. منازل چيني‌ را ديواري احاطه و از خارج منزل جدا مي‌كند.
  7. سراهاي توانگران از حوض آب و باغچه گل برخوردار است.
  8. بالاي ديوارها گچ‌بري مي‌كنند.
  9. معمولاً در پشت در مزين ورودي ديوار يا تجيري مي‌كشند تا درون خانه از ديد بيرونيان محفوظ گردد.
  10. حجره‌هاي زنان در عقب ساختمانها قرار دارند.

       از اين ده مطلب، نخستين آنها تأثيري در شكل معماري ندارد، ولي خصوصيات مشترك معماران دو كشور است. معماران ايران نیز به ندرت نامي از خود به جاي گذاشته ­اند و يا نام آنها چنان كوچك و نامعلوم است كه به سختي مي­ توان آن را تشخيص داد. وجوه دوم، سوم، ششم، هفتم و هشتم به صورتهاي گوناگون در مسكنهاي سراسر ايران مشاهده مي­ شود. پوشش بام كه در چين اكثراً به صورت شيب­دار وبا پوشش كاشي است (مورد چهارم)، در ايران صور مختلفي دارد، از جمله سقف مسطح، كه به دو صورت طاق ضربي يا تير چوبي ساخته مي ­شود؛ و سقف شيب دار، كه معمولا" سازه آن چوبي است و با پوشش سفال، كاشي و لته در گيلان، مازندران و گلستان، شيرواني در بسياري از نقاط ديگر ديده مي­ شود؛ و سقف گنبدي، كه در سراسر ايران تنوع چشمگري دارد و پوشش آن در بناهاي عمومي مانند مساجد اغلب كاشي است. سبب پنجمين وجه اشتراك درونگرا بودن ايرانيان و بدون تزيين بودن ساختمانهاي مسكوني در ايران است. هنگامي كه رهگذري از كوچه ­اي عبور مي­ كند، نمي­ تواند حدس بزند كه پشت ديوارهاي بلند كاهگلي يا سنگي و آجري چيست، كومة فقيرانه ­اي است يا كاخي در پشت آن پنهان است. موارد نهم و دهم نيز در اكثر نقاط ايران رعايت مي­ شود و تنها در خانه­ هاي روستايي تأكيد چنداني بر اين مسأله وجود ندارد.

با توجه به آنچه گفته شد، مي­ توان شيوه­ هاي معماري دو كشور را مقايسه، و عناصر مشابه آنها را تعيين كرد.

 نمونه‌هايي از تأثير معماري ايران و ساير كشورهاي واقع در غرب چين بر معماري آن كشور

       دركتاب معماري اسلامي در چين نوشته ليوجي پينگ ترجمه مريم خرم به زمان راه يافتن اسلام به كشور چين توسط اولين سفير خلافت كه حدود 645 ميلادي (24هـ . ش) است و به راه ارتباطي ديگري به غير از جاده ابريشم كه همان مسير دريايي از خليج فارسبه بندر كانتون در منتهي‌اليه جنوب‌شرقي چين است اشاره كرده و مساجدي را كه در نقاط مختلف كشور چين ساخته شده معرفي نموده است.

       در صفحه 12 كتاب فوق آمده است: “از خارجياني كه مرتباً به چين رفت‌‌و‌آمد مي‌كردند ايرانيان و عربها را مي‌توان نام برد. غالب ايرانيان تاجران ثروتمندي بودند كه از دو مسير مهم‌ براي  كار و تجارت به چين مي‌آمدند.ايرانيان و عربها وقتي براي تجارت به چين مي‌آمدند براي نمازگزاردن مساجدي مي‌ساختند و به اين ترتيب فرهنگ معماري خود را به آن كشور وارد مي‌نمودند. شهرهاي برسرراه آنها كوانگ‌جو، چون جو و هانگ‌جو بوده است“.

       در صفحات بعد تصاويري از چند مسجد چيني مشاهده مي‌گردد. اين مساجد داراي شبستان و منار و رواق و در بعضي از مساجد يا آرامگاهها داراي سقف گنبدي است. مانند مسجد شياوتا در يوآن در شانگهاي (اين مسجد توسط پاكستاني‌ها ساخته شده است.) و مسجد عيدگاه در كاشغر، مسجد سوگون‌تان(سليمان) در شهر تورفان در سين كيانگ و آرامگاه يوسف خاص حاجب و آرامگاه آفاق خواجه در كاشغر در استان سين‌كيانگ كه از نظر نما و نقشه به معماري بناهاي آرامگاهي مساجد ايران بسيار نزديك است.   

 

  

چوبهاي كنده­ كاري شده با نقش­هاي اژدها و فونيكس (سيمرغ)

 

 

 

      

مجسمه­ هاي سنگي و سقفهاي سفال لعابدار
(كاشي) در پكن

 

 

 

   

 

 

 

 

 

 

 

 

 

       در زيرنويس صفحه 10 به نقل از تاريخ تمدن دربارة پاگودا آمده است كه بعضي ريشه‌ آن را از واژه هند و ايراني بتكده شمرده‌اند.

در دائرة المعارف معماري جهان(1) ضمن تأييد اين نظريه آمده است: ” نفوذ دين بودا در امپراطوري چين در قرن اول ميلادي آغاز شد و فرم‌هاي خاصّي از معماري را با منشاء هندي به همراه آورد. ساخت پاگوداهاي آجري يا سنگي از قرن پنجم ميلادي آغاز شد.“  

       در صفحه 264 همان كتاب آمده است:  ”پاگوداي شي‌چيا، معبد فوكونگ، پينگ‌ هسين ساخت 1056 ميلادي ـ هشت ضلعي و پنج طبقه كه تماماً از چوب ساخته شده است، جز در پي همكف. روش قالب‌بندي شاه تيرها توأم با استفادة ماهرانه از دستك‌ها در اين بنا از ويژگيهاي معماري چين است . فرم پاگودا با الهام از استوپا و برج‌هايي كه در هند نماد‌كوه مرو هستند به وجوه آمده است.“

       در نشريه آبادي پلان تعدادي از پاگوداهاي چيني كه با مصالح بنايي ساخته شده است به نمايش گذاشته شده كه فرمهاي مربع، مستطيل، شش ضلعي، هشت ضلعي و دايره است اين پلان‌ها با پلان برج مقبره‌هاي موجود در ايران كه بيشترين تعداد آن به خطّه شمالي ايران مربوط مي‌شود بسيار نزديك است.

 

 

 

معبد فوكوانگ (نزديك كوه ووتاي، شانسي)، تالار اصلي چوبين ساخت 850 تا 860 م. نما و مقطع 1:400 اين بنا قديم ترين بناي چوبي چين است و قدمت آن به دورة سلسلة تانگ مي ­رسد.
(مأخذ: دائرة المعارف معماري جهان)

 

       دير سانچي (هند مركزي)، زيارتگاهي بودايي كه به دست سلطان آشوكا (273 تا 232 ق م) بنيان گذاشته و در قرن­هاي سوم قبل از ميلاد تا دوم ميلادي ساخته شد. منظره بازسازي است. پلان سراسري 1:5000. در جلو منظره استوپاي بزرگ قرار دارد كه در 150 ق م گسترش يافته و توراناها (سردرهاي كنده­ كاري شده) آن در 25 ق م ساخته شده است. (مأخذ: دائرة المعارف معماري جهان)

 

نقشة انواع پاگودا با مصالح بنايي (نقل از نشرية آبادي، بهار 1372)

 

 

 


       

ميل را دكان كردكوي                                                                          گنبد قابوس

 

نقش شمسه و گردونه بازپيرايي در سقف داخل مسجد گائووي در آرامگاه آفاق خواجه نمونه­اي از نفوذ فرهنگ ايران بر چين است.

 

مسجد گائووي در آرامگاه آفاق خواجه

در تصاوير اين صفحه مشابهت سرستون و سقف مسجد گائووي در آرامگاه آفاق خواجه و تكيه مقري كلا در جنوب بابل ديده مي­ شود.

 

       در كتاب آشنايي با معماري جهان(1)، پاگودا در چين به عنوان مكاني براي مشاورة مأموران حكومتي، دعا و نيايش، پيشگويي و طالع بيني، مشخص كردن جهت وزش باد و نيز به عنوان ميل راهنما آماده است كه با منار,و برج در معماري ايران وجه اشتراك دارد. در تصوير مسجد هوهه در مغولستان مشاهده مي­ شود كه منارة آن، در واقع حلقة واسطي بين پاگودا و منار مساجد است.

نشانه‌هايي از تأثير معماري چين بر ايران.

       با توجه به اينكه چوب در معماري چين نقش بسيار مهمي دارد، اشاره­ اي كوتاه به نقش چوب در معماري ايران براي مقايسه بناها ضروري است.

در ايران خصوصاً بخش مركزي آن، در سازة ساختمانها به دو دليل از چوب بسيار كم استفاده شده است: يكي به سبب كمبود آن، چنانكه به هنگام ساخت تخت جمشيد نيز چوب مورد نياز را از لبنان آوردند، و ديگري وجود موريانه­ اي كه چوب را مي ­خورد و از درون مي ­پوساند . در نمونه ­هايي كه چوب در سازة بنا استفاده شده است، اين مشكل آشكارا به چشم مي ­خورد؛ مثلاً در كاخ عالي­ قاپو براي جلوگيري از موريانه خوردگي ستونهاي چوبي ماده ­اي در آنها تزريق شده است، ولي در خانة ملك التجار در يزد كه اين پيشگيري صورت نگرفته ، ستون قسمتي از بنا در حال فروريختن است. در بندر كنگ نيز مشابه اين خوردگي ديده مي ­شود. در نقاط ديگري مانند گلپايگان، اراك، خوانسار، خمين، آشتيان، ابيانه، الموت، جزيرة قشم، و حتي بيرجند نيز براي پوشش سقف از چوب استفاده شده است كه با توفال كوبي و كاهگل روي آن را پوشانده­ اند در ا ين بناها كه تصوير نمونه­ هايي از آنها در صفحات بعد ديده مي­ شود، به رغم آنكه تزييناتي (آجركاري، گچ­بري  و ...) به كار رفته است، تزيين چوبي جايي ندارد و چوب استفاده شده بسيار ساده و بدون تزيين است. در جزيرة قشم و بندر كنگ، چوبها چهار تراش مي­ شود، ولي در ديگر نقاط، اين كار نيز صورت نمي­ گيرد.

       در بعضي از ساختمانهاي شيراز، چوبهاي مزين و تراش­دار به كار رفته، و در بخشي از آنها روي پوشش چوبي سقف (تخت كوبي) كلاً نقاشي شده است، ولي بين نقاشي و تزيينات چوبي اين شهر و بناهاي چيني، تشابهي وجود ندارد. اين تشابه فقط در معماري مناطق شمالي ايران ديده مي شود که نمونه هايي از آن را معرفي مي کنيم.

 

 

       

 

 

 

 

 

      

                                                                                                                  استفاده از چوب در خوانسار                                                                                                                            يكي از بناهاي مذهبي در قشم                                                                                                                                                   

           

                                                                                                          مسجد جامع خوانسار                                                                                                                          استفاده از چوب در بنا                                                                        

 

 

         

                                        استفاده از چوب در بندر كنگ                                                                                                             موريانه خوردگي در خانة ملك التجار در يزد

 

      

                                        موریانه خوردگی در بندر کنگ                                                                                                             استفاده از چوب در بندر كنگ

 

      
تزئينات چوبي و نقاشي روي سقف(چوبي در خانه زينت ­الملك شيراز)

 

       

                          استفاده از چوب در الموت                                                                                                                          استفاده از چوب در ابیانه

 
استفاده از چوب در شيراز (خانه زینت المالک)

 

 
خانه زينت­ المالك

 
ارگ کریم خان

 

    
استفاده از چوب در اراك

 

 

 

استفاده از چوب در اراك

 


 

 
استفاده از چوب در بابل

 

 
استفاده از چوب در شهر بابل

 

 

 

 

 


استفاده از چوب در بابل

 

       شهر بابل (مامطير) يکي از مناطق کهن و تاريخي طبرستان است و کاوشهاي به عمل آمده از تپه هاي باستاني آن از قدمت اين شهر تا هزاره اول ق.م حکايت دارد برخي از صاحب نظران مامطير را همان مه ميترا دانسته اند که از وجود ميترائيسم قبل از ظهور اسلام در آن ديار حکايت مي کند. اين شهر که بعدها به نام بارفروش مشهور شد، مرکز تجارت عمده بوده، و کاروانسراها و دکانهاي معتبري داشته است. در اين شهر تکيه اي متعلق به دوره قاجار قرار دارد. که در حال حاضر تخريب و بازسازي شده است؛ "سقانفار" يا "سقاتالار" اين تکيه بناي چوبي دو طبقه کوچکي است که اسکلت و سقفهاي آن چوبي و داراي يک ديوار آجري است که احتمالاً بعدها به دور آن ساخته اند.

       طبقه همکف  آن ده ستون، و  طبقه  اول آن 14 ستون  باريکتر از طبقه همکف  دارد. اين ستونها دور تا دور فضاي داخل آن قرار گرفته اند و وسط سقانفار ستوني ندارد.

       در نمونه  پلاني که در مقاله  ويژگيهاي  زمين لرزه برتابي آورده  شده، نسبت طول و عرض و طريقه ستون گذاري با سقانفار کيجا تکيه مشابه  است. در آن مقاله عوامل ﻣﺆثر  بر  مقاومت  بنا در مقابل  زلزله در معماري  چين، تقارن بنا، شکل مربع  يا مستطيل آن با نسبت 5 به 8 يا 7 به 10، شکل شش گوش، هشت گوش، يا دايره اي و ... معرفي شده است. اين سقانفار نيز مانند اغلب بناهاي ايراني داراي تقارن محوري است و در فرم مستطيل آن نيز  نسبت 3 به 4 مشاهده مي شود؛ در کتاب  از آستارا تا استارباد سقانفار کيجا تکيه به شرح زير توصيف شده است :

 « قسمت بالا فضايي است به پهناي 3 و درازاي 4 متر که اطراف آن چهارده ستون لاچ لنگري مارپيچ بسيار ظريف است. شش سرستون آن دهان اژدري است و درمابقي به جاي نقش دهان اژدري کلمات يا قاضي الحاجات را باخط عکس حک کرده اند. 

 

 

 

 

مقاطع و جزئيات كيجا تكيه بابل

 

 

 نقش دهان اژدها

 

 

سقف اين قسمت دو رده شير ظريف پرکار تراش دار دارد و بالاي آنها هشت پلور نيم گرد با نقش تراشيده اي در وسط کشيده اند. بالاي پلورها تخته کوبي است.»

 

       در کتاب « تاريخ نقاشي ايران » ، صفحه 62 آمده است : "مي دانيم که اژدها در چين نمايانگر قدرت باروري و نيروي کيهاني آشکار در طبيعت است. نقاشي ايران بدون توجه به اين معناي نمادين، از الگوي چيني استفاده مي کند و جانور را در حالت شکست خورده به دست بهرام نشان مي دهد."

       اژدها در نقاشي مينياتور ايران و در شاهنامه فردوسي، نيرويي اهريمني است، ولي در حکاکيهاي اين ساختمان به صورت پايه و نيروي نگهدارنده سقف متجلي شده، و يا در گوشه ديگر اين بنا، مانند نيروي محافظت کننده خورشيد، در دو سوي آن قرار رفته است؛ و با احاطه همه جانبه اي که اژدها بر سازه و  نقشهاي اين ساختمان مقدس دارد، به نظر نمي رسد مبين نقش منفي سنتي جانور در فرهنگ ايران باشد.

چوبهاي كنده ­كاري شده به شكل اژدها و شير و ... در كيجا تكيه

 

عبارت يا قاضي الحاجات


       تزئينات چوبي که بر روي اين ستون مشاهده مي شود، بسيار شبيه عمارتي است که در کاخ تابستاني پکن قرار دارد، و نيز مشابه مسجدي در استان چينگ خي يا شبستان  مسجد خه بي لين در شهر  لهاسا در تبت است. محل اتصال تير و ستون در کيجا تکيه  با عبارت يا قاضي الحاجات و معکوس آن  تزئين يافته، و در نمونه هاي  چيني  با نقشهاي  اسليمي مزين  شده است. قابل توجه است  که  تکيه روستاي آقا ملک  بابل نيز همان  تزئينات اسليمي  را دارد. و نماي آن به شبستان  مسجد خه بي لين در شهر لهاسا  بسيار شبيه است. 

کاخ تابستاني پکن

 

 

تكيه روستاي آقا ملك

 

شبستان مسجد خه­ بي­لين در شهر لهاسا

 

مسجد دونگ­د در شهر شي­نينگ

 

در کتاب « از آستارا تا استار باد »، نقاشيهاي کيجا تکيه چنين توصيف شده است : 

 "جبرئيل، خورشيد، بدنهاي انساني با سرهايي نظير سگ، شغال، ماهي، پرندگان مختلف، اژدها، سه طبال و سه سرناچي که يکي از آنها سبيلي بزرگ دارد، چهار  تفنگچي، شيري که  بر پشت  آهو حمله کرده است، جن، مردي  قليان  به دست، شکارچي  با  تفنگي سرپر، دواره کش که  با اره ها کنده اي را اره مي کنند، مالک عذاب، پرنده اي که دنبال ماهي بزرگي را در دهان گرفته، ماهيگير، رستم و ديو سفيد، دختري که گاو مي دوشد، اسرافيل مشغول دميدن در صور، سرو، بچه اسب، نامه عمل خوب که به دست فرشته اي است و بر آن نامه نوشته شده است. مشهدي محمد علي خان  و کربلايي يوسف و کربلايي تقي، فرهاد کوهکن، چوپان با گوسفندان، زارع در حال درو، شيرين  بر جان کندن فرهاد، زن  زيبايي که بر گردن او  مار پيچيده  است. فيل، ماري که دور مرغي پيچيده است."


تصاويري از قرار گيري دهان دو اژدها در دو سوي خورشيد

 

سقانفار كيجا تكيه

 

       در شهر بابل تکيه ها و سقانفارهاي بسياري وجود دارد، اما سقانفار کيجا تکيه به سبب مشابهتي که با معماري چين دارد، بسيار قابل توجه است. البته، اين سقانفار در آن منطقه منحصر بفرد نيست. روستاي « شياده» که در جنوب شهر بابل قرار دارد، داراي دو تکيه به نامهاي « شياده سادات محله » و « شياده پائين محله » است که به نظر مي رسد توسط نجار و نقاش کيجا تکيه تهيه شده است، اما نجار کيجا تکيه " مشهدي داداش نوايي "( سنه 1306 ) و نجار تکيه شياده"استاد اسماعيل" ( سنه 1310 ) است. اين تکيه داراي سه سقانفار چوبي است که هر سه دو طبقه هستند و سقانفار اصلي که زيباترين تزئينات چوبي و نقاشي را دارد، در وسط آن قرار گرفته است. دور تا دور سقانفار، در يک طرف 4، و در طرف ديگر 5 ستون قرار گرفته است و پله مانندي  نردباني  به آن افزوده شده است. پوشش  سقف در حال حاضر  شيرواني است. استاد " حلب ساز " جباري سقف اين بناها را شيرواني کرده است . در دو سقانفار ديگر اين تکيه  تزئينات چوبي با ريزه کاريهاي  فراوان ديده مي شود، اما اين دو سقانفار فاقد نقاشي است.

 

 

 

 

 

 

 

       در اين دو تصوير  قسمتي از نقاشي هاي  روي سقف  تکيه شياده مشاهده  مي گردد. تصاوير روي سقف تکيه عبارتند از : دو اژدها در حال خوردن ديو ( نقش مثبت اژدها ) ، پري دريايي، ماهي، 4 مرد سرباز، ماري که دور ماهي پيچيده است، ماري که مار ديگري را به دهان برده، مراسم خواستگاري، بيژن و منيژه، رقابت 4 مرد بر سر يک زن، مقابله دو نفر براي تاج و تخت، کشتن ديو سفيد به دست رستم، شکار پرنده، نگهبان دوزخ، کشتن دو مرد، فرشته اي در حال پرواز، مرغ و خروس در حال خوردن دانه، ماري در حال خوردن قورباغه، شکار آهو توسط شير، چهار مرد قايق سوار، زني در حال دوشيدن گاو، نقش استيليزه شده سرو به صور بته جقه، دو زن با دم عقرب، فيل، شتر، پرندگان متنوع، انواع گل و بوته، شماري سر بريده شده، جهنم، حوري، حضرت ابوالفضل و اشعاري به اين شرح يا رب ز کرم بر من درويش نگر/ بر حال من خسته دلريش نگر/ هر چند نيم لايق بخشايش تو و ...

تصوير دو اژدها ( بدون دندان و زبان ) در دو طرف تصوير خورشيد، تصوير زني در حال دوشيدن گاو و دو پرنده 

 

 دهان باز دو اژ دها با دندان برجسته و زبان تيز، تصوير چهار مرد يک حيوان افسانه اي

 

       در اين تصاوير نقاشيهاي روي بدنه و سقف کولوناد هاي کاخ تابستاني شامل زن و بچه و پيرمرد، ظرف ميوه، پرندگان رنگارنگ مرد و زن و دو فرزندشان  بر روي ابرها، زنان در حال نوعي  بازي چيني، مردي درحال مبارزه با ببر، پرنده و جوجه هايش، صحنه هايي  از جنگ  و مبارزات  خاقان، صحنه هايي  از زير  دريا  و ماهي هاي  دم دار و  قرمز  و آبي، سيمرغ  و اژدها، گل  و پرنده، بامبو  و درنا و شکوفه هاي صورتي و سفيد است که مشابه آن بر سقف کيجا تکيه و تکيه شياده ترسيم شده است. اگرچه نقاشيهاي اين دو تکيه در ترکيب، پختگي نقاشي هاي کاخ  تابستاني را ندارد، ولي داراي  گرافيک بسيار غني است.

  

 

 

 

 

 تصاوير از سقانفار تكيه شياده بابل

 

سرستون در سقانفارتكيه شياده

 

سرستون در سقانفارتكيه شياده

 

يكي ديگر از سقانفارهاي تكية شياده (بدون نقاشي)

 

 

قسمتي از سقف سقانفار شياده

 

      نمونه هايي از تزئينات چوبي و نقاشي روي چوب در شهر گرگان در استان گلستان نيز شناسايي شده است که حکاکيها و نگاره هاي سقانفار کيجا تکيه و شياده را ندارد، ولي از نظر مايه و زمينه به آن شباهت دارد که تصاوير آن مشاهده مي گردد.

       گورستاني قديمي در دشت گوکلان گرگان، به نام گورستان خالد نبي وجود دارد که هر چند اثر معماري به شمار نمي رود، ولي به عنوان نمونه اي از انتقال فرهنگها با خاور دور اهميت فراوان دارد.

       در کتاب از آستارا تا استارباد آمده است :"اين گورستان از عجايب گرگان، بلکه عجايب ايران است. در شرق مرقد عالم بابا، بر يک رشته تپه هاي خاکي که ارتفاع آن به مراتب کمتر از ارتفاع محل مرقد خالد نبي است، گورستاني عظيم است که سنگ قبرهاي آن به شکل استوانه هايي به ارتفاع دو متر و بيشتر ديده مي شود. تعداد اين سنگها که بيشتر آنها بر خاک افتاده است، در حدود سيصد عدد است.

       شکل سنگها  از دو نوع  خارج  نيست: سنگهاي استوانه اي  بلندي که به شکل  احليل مردان  ساخته اند،  حدس  زديم  مخصوص گورمردان  است و سنگهايي که به شکل نيم کره و شبيه دو پستان بزرگ است، حدس زديم گور زنان است. همانطور که احليل علامت بارآوري مردانست، دو پستان هم در زن نشان بارآوري اوست."

قدمت اين گورستان معلوم نيست، ولي وجود آن به معني فاليسم يا ذکرپرستي است که بنا به گفته ويل دورانت در بيشتر کشورها در دوره هاي مختلف رواج داشته است و در کشور هند هنوز ادامه دارد. شيوا، خداي پرستش آلت رجوليت در معابدي در بنارس هند و نپال مشاهده مي شود. در جنوب هند، در معابد منسوب به شيوا لينگه هاي عظيمي را قرار داده آن را مي آرايندو نيز گروهي تصاوير آن را به بازو مي بندند، يا به گردن مي آويزند. درکتاب از آستارا تا استارباد نيز به نقل از آرمينوس وامبري در سياحت نامه درويش دروغين از ترکماناني ياد مي کند که آلت مردي را از طلا و نقره ساخته، به گردن مي آويختند.

       بنا به گفته آقاي جواد محمدي خمک در کتاب از آستارا تا استارباد، مشابه اين گورستان در کوه خواجه سيستان وجود دارد. او تأکيد کرده که اين ستونها را در کوههاي راز و جرگلان در شمال بجنورد خراسان نيز مشاهده نموده است.

 

 

تزئينات چوبي و آثاري از نقاشي روي سقف (روي چوب) در شهر  گرگان

 



 

منزل نيما در يوش


روستای آلاشت

روستای کپ

 

       با اين اطلاعات قطعي به نظر مي رسد که اين گورستان، ياگروهي که در سياحت نامه درويش دروغين به آن اشاره شده است، حامل انديشه فاليسم بوده اند.

پس از معرفي آثار موجود در استان گلستان و مازندران به نمونه هاي موجود در استان گيلان مي پردازيم و ابتدا مطلبي با عنوان نقش و تصوير در گيلان اثر استاد جليل ضياءپور که درباره نقشهاي سرستونهاي استان گيلان تهيه شده است، مي آوريم :

       "تا حدود چهل سال پيش در گيلان خانه هاي بيشتري با اين گونه سرستونها وجود داشت بي توجهي مالکان نوپسند، و ناآشنايي مهندسين و معماران  تازه کارنسبت به هويت ملي وقومي، باعث شده است که کاربردهاي سنتي مطبوع، مهمل بماندو نوخواهيهاي نامناسب با محيط جغرافيايي خاص، سليقه هاي سالم را هم از ديدن بناهاي مأنوس و دلپسند سنتي(با ترکيب نو)محروم بدارد. سازمان ميراث فرهنگي رشت با درخواست نگارنده براي عرضه داشت عکسهايي ازاين سر ستونهاي نمونه (با طرح سنتي-تاريخي آنها) همکاري نشان داد که از نظر مشتاقان مي گذرد. لازم به تذکر است که تصاوير مزبور را با حفظ امانت خوانا کرده و طرح روي آنها را بازسازي نموده است. ظاهر نقش اين ستونها که احتمالاً بن مايه هايي براي پيچک مشهور به اسليمي بوده، در ايران، قدمتي داشته است ومحققان امورباستاني، براي همين نوع سرستونها، سابقه دوري قائلند. ما امروزه، حدود شانزده نمونه از انواع نقش سرستونهاي مورد ذکر ازبناهاي ايراني را به کوشش محققان علاقه مند به آثار باستاني در اختيار داريم، و پروفسور هرتسفلد آنها را در کتاب خود،«تاريخ باستاني ايران بربنياد باستان شناسي» تحت عنوان «سرستونهاي چوبي بناهاي روستايي» آورده است. ازين شانزده نمونه که براي مزيد آشنايي ذکر شده، در اين بررسي ارائه داده شده است."

       لاهيجان قديم ترين و مهم ترين بخش گيلان است. حمدالله مستوفي در قرن هشتم لاهيجان را دارالملک جيلانات خوانده که"حاصلش برنج و ابريشم و اندک غله مي باشد و نارنج و ترنج و ميوه هاي گرمسيري فراوان دارد."

اين شهر در سال 705 ﻫ.ق به دست اولجايتو فتح شد. لاهيجان در دوران زندگي خود گرفتار زمين لرزه ها، آتش سوزيها، طاعونها و امراض واگيردار ديگر بوده است.

بنا به روايات محلي، "در ابتداي سلطنت صفويه آتش سوزي بزرگي در شهر روي داد و خانه هاي شهر و پانصد دکان قلاب دوزي ابريشم را تبديل به خاکستر کرد. بازار آن مانند بازار آمل، پر از مال التجاره است. ابريشم مال التجاره اصلي است.

       در شهر لاهيجان بر روي ارتفاعات جنوب جاده، مقبره اي قرار دارد که متعلق به شيخ زاهد گيلاني، پدرزن و مراد شيخ صفي الدين اردبيلي است. اين مقبره که امروزه نيز زيارتگاه دراويش است و خانقاهي در جوار آن قرار دارد، بنايي است منحصر بفرد و بسيار زيبا که معماري آسياي جنوب شرقي، مخصوصاً کشور چين را تداعي مي کند.

در اين شهر بناي ديگري است به نام مقبره چهار پادشاهان که در مرکز شهر قرار دارد. بدنه بنا تا حدود 80 سانتي متر کاشي کاري شده است که هر کاشي آن نقش خاصي دارد. يکي از کاشيها ساختماني چيني را نشان مي دهد، دومي مرغي در حال پرواز است و شش قطعه ابر، مشابه آنچه در نقاشيهاي چيني ديده مي شود، آن را احاطه کرده اند، نقاشي سوم درخت سروي است که پرنده اي روي آن نشسته و ... چهارمي تصوير دو درنا با چند شاخه گل و ...

در مجله پيام يونسکو درباره درنا آمده است :

       درنا در ميان نمادهاي سنتي چيني نشان درازي عمر است و دريک دائره المعارف چيني آمده است: درنا زماني که به هزار سالگي رسيد، رنگش سرمه اي مي گردد. پس از هزار سال ديگر سياه مي شود.

درناها عاشق صداي عود هستند و به همين مناسبت در بسياري از آهنگهاي عود ويژگيهاي والاي درنا سروده اند و گفته شده است که بهترين عودها را نيز مي توان از استخوان ران درناها ساخت."

       درکتاب از آستارا تا استارباد تصوير دو اژدها مربوط به علم بقعه سيد علي کيا در دهکده اژدها بلوچ لشت نشاه، و ديگري علم بقعه آقا سيدحسن درد هکده لاکمه سر رود بنه لاهيجان نشان داده شده است با تصوير اژدها در شهر ممنوعه در کنار هم، و در يک صفحه گذاشته شده، و مشابهت اژدهاي چيني با تصوير نخست بسيار است. اين دو اژدها که بر روي علم بقعه نصب شده، در ايران نقش منفي سنتي ندارد در آخر نيز تصوير بقعه ادهم و روح الله در دهکده سيار ستاق اشکور با بنايي در شهر پيونگ يانگ کره در کنار هم آمده اند و تشابه بسيار آنها به وضوح قابل رﺅيت است.

در روزنامه حيات نو مورخ پنجشنبه 14 آذر 1381، صفحه 5 مطلبي با عنوان کشف حجاريهاي نفيس در معبد تارخي زنجان به اين شرح به چاپ رسيده است :

"به دنبال کاوش در معبد صخره اي «داش كسن» در استان زنجان، و يا کشف حجاريهاي بسيار نفيس، باستان شناسان به شناخت بيشتري از نحوه کار هنرمندان قرن 7 هجري تا دوره صفوي رسيدند."

 

 

 

 

 


مقبره شیخ زاهد گیلانی

 


كاخ تابستاني در پكن

 

 


مجسمة اژدها در چين

 

 

 

يكي از دو اژدهاي علم مفرغي قديمي بقعة آقا سيد حسن در دهكدة لاكمه سر رودبنة لاهيجان

 

به گفته دکتر «سيد علي اصغر مير فتاح» سرپرست هيئت کاوش، شکل گيري اين معبد که پس از مرگ «ارغون شاه» و با پشتکار «اولجاي خاتون» ، خواهر سلطان «محمد خدابنده» آغاز شد و هرگز به پايان نرسيد، از نظر نقشه و نقوش تزئيني يکي از با ارزش ترين نمونه هاي معماري صخره اي در طول تاريخ معماري ايران به شمار مي رود.

در اين معبد نقوشي از هنر چيني به کار رفته است.نقش هاي اژدها به طول 5 متر و عرض 5/1 متر در زمره بزرگ ترين نقوشي تزئيني اين معبد است که در پيچ و خمهاي شگفت انگيز خود، رموز نهفته اي دارد.

ميرفتاح گفت: در ساخت اين معبد، همواره پيروي از تقارن طولي مدنظر بوده، و اين تقارن در همه بخش هاي معبد به چشم مي خورد."

و در اينجا جمله معروف ويل دورانت مصداق پيدا مي کند.

"رود خروشان تمدن بشري به پيش مي رود و تمدن ملل مختلف شاخه اي از آن است."