1- معضل معماري امروز ايران

نوشته شده توسط مدیر سیستم. Posted in سایر مقالات عمومی

زهره بزرگ نیا
چاپ شده در: بخش نامه‌هاي فصلنامه” آبادي“ سال دوم شماره هفتم
تاریخ انتشار: زمستان 1371

       در پي گردهمايي كه در وزارت مسكن و شهرسازي تشكيل گرديد وبحث بر سر پذیرش یا رد مدرنیسم در گرفته بود و به تعدادي از مهندسين معمار سرشناس ايران حدود 10دقيقه فرصت داده شد كه درباره معماري معاصر ايران سخنراني كنند بر آن شدم كه در چند جمله نظرات خود كه متكي بر تجربيات چندين ساله در اين حرفه است را بيان كنم.

        در بين هنرهاي هفت گانه، معماري هنري است كه با زندگي روزانه انسان عجين گشته و يك اثر معماري به عنوان ظرف زندگي انسان معرفي گرديده به طوري كه از لحظه اي كه انسان چشم به جهان هستي مي گشايد با فضايي روبرو مي گردد كه ساخته دست يك معمار است. يك انسان شهرنشين تقريباً تمامي لحظات زندگي خود را در يك اثر معماري مي گذراند. اين ارتباط نزديك كه بين انسان و اثر معماري وجود دارد با ساير رشته هاي هنري ديده نمي شود.

براي تهيه ظرف زندگي پنج ميليارد جمعيت كره زمين چند معمار هنرمند و خلاق مورد نياز است؟ و آيا چنين امكاني وجود دارد كه همه آنچه توليد مي شود يك اثر هنري باشد؟

       در اينجاست كه معماري از ساير هنرها جدا مي گردد، هر چند در هر اثر هنري دو عامل نهفته است يكي تكنيك و ديگري خلاقيت و نبوغ، در همه رشته هاي هنري مي بينيم كه تعداد زيادي از افراد با تكنيك هاي هنرهاي گوناگون آشنايي دارند. نوازندگان انواع سازها، افرادي كه به تكنيك طراحي يا استفاده از رنگ روغن و آبرنگ و پاستل و غيره مسلطند، بازيگران سينما و تئاتر، شعرا و نويسندگان و ... آيا همه اين افراد موسيقيدان يا نقاش و در مجموع هنرمند هستند؟ گاهي عمري بر سر آموختن اين تكنيك ها گذاشته مي شود ولي تنها تعداد اندكي در طول تاريخ پديد مي آيند كه مزين به نبوغ و خلاقيت بوده و آثار جاودان هنري را بوجود آورند.

       تاريخ زندگي بشر تنها يك بتهوون، موتسارت، ون گوگ، پيكاسو، ميكل آنژ و رافائل را بياد دارد. در حاليكه نياز بشر به هنر و علاقه و تمايل او به درك آن، افراد زيادي را به خود جلب مي كند. معمولاً در اين آثار برگزيده و هنرمندان بنام نيز گاهي تنها با يك اثر برجسته و درخشان (شاهكار) روبرو مي گرديم، گاهي اين اثر اولين ساخته دست اين هنرمند است و گاهي آخرين، ولي هنرمند در طول عمر خود آثار زيادي را بوجود مي آورد كه شايد تعداد زيادي از آن ها در سطح متوسط قرار داشته وحتي انتقادات جدي بر آن ها وارد باشد.

       آموزش و فراگيري تكنيك هاي هنرهاي گوناگون اولين گام در راه ايجاد يك اثر برجسته هنري است.مثلاً صد نقاش به فراگيري تكنيك هاي نقاشي مي پردازند و آثاري نيز بوجود مي آورند، گاهي در بين آن ها حتي يك نقاش برجسته نيز پديد نمي آيد، پس آيا مي توان گفت كه اثري بوجود نياوردند؟ و آيا وجود چنين محدوديتي بستن راه براي بروز خلاقيت در هنر نمي گردد؟

       در معماري نيز همين امر صادق است، مضاف بر اينكه ضرورت يك اثر معماري به مراتب بيش از نقاشي، موسيقي، ادبيات و سينما و ... است زيرا همانطور كه گفته شد معماري ظرف زندگي بشر است. هزاران معمار، امروزه در جهان مشغول ساختن بناهاي مختلف هستندكه تعداد آن ها هنوز بسيار كم و ناكافي است، شايد در بين آن ها حتي يك لوكوربوزيه و رايت ياگروپيوس هم وجود نداشته باشد چه رسد به ميكل آنژ و داوينچي و ... ولي همه آن ها بايد بسازند و مي سازند.

            پس به جاي به دنبال يك معمار نابغه و يا يك ناجي آسماني و يا يك سبك پاسخگو گشتن آيا بهتر نيست به دنبال راه حل هايي هر چند موضعي بگرديم؟ (شايد همين تلاش راهگشاي قدم هاي بلند تري در اين زمينه گردد) و چهره زشت شهرهاي ايران را در حد امكان قابل قبول سازيم؟

       حال اين سؤال مطرح مي گردد كه چرا بافت قديم شهرهاي ايران اكثراً هماهنگ و زيبا و با وجود تنوع، يكپارچه و همخوان به نظر مي رسند در حالي كه از اين هماهنگي در بافت اخير شهرها اثري نيز ديده نمي شود؟ آيا همه معماران قديم ايران داراي نبوغ و آشنا به فلسفه بوده و معماران امروز ايران از آن نبوغ و شناخت محرومند؟

       در بافت قديم شهرها چه مي بينيم؟ آيا به كارگيري مصالح مشابه در كليه ساختمان ها اعم از مسكوني و عمومي نقشي در بوجود آوردن اين هماهنگي دارد؟ آيا در بافت قديم با تكنيك ساخت يكساني روبرو هستيم؟ آيا تزئينات و جزئيات فكر شده و متنوع در نما آن تأثير را در ديد عابر مي گذارد؟ آيا تناسباتي كه در خطوط تقسيم كننده نما ديده مي شود عامل آن است؟ آيا پنجره هاي كوچك و تناسباتي كه در طول و عرض درها وجود دارد در اين امر مؤثر است؟ آيا شخصيتي كه براي درهاي ورودي قائل شده اند عامل اين قضيه است؟ آيا پنجره ها تنها روزنه هايي براي كسب نور هستند؟ آيا نامساوي بودن قطعات موجب اين هماهنگي است؟ آيا كوچه هاي كج و معوج ناشي از قرارگيري قطعات نامساوي موجب اين تنوع است و كوچه هاي با عرض يكسان و در مجموع بافت شطرنجي مختل كننده آن است؟

       احداث بنا در صد سال گذشته اجبار سرعت امروزي، استفاده از حداكثر سطح مجاز ساخت و تراكم و ساير ضوابط شهرسازي را پشت سر نداشته  در نتيجه معمار آن روزگار با فراغ بال حتي در كوچك ترين واحدهاي مسكوني تناسبات، تزئينات و زيبايي هاي مورد نظر خود را مي آفريده در حالي كه معمار امروز در واقع اسيرضوابط شهرسازي و خواسته هاي غير واقعي كارفرما بوده و محكوم به حذف كردن يال و دم و شكم آفريده خود است.

       نكته ديگر قابل ذكر اين است كه چرا معماري امروز ايران هويت خود را از دست داده و ارتباط خود با گذشته اش را قطع نموده و تابع سبك هاي غربي گرديده است؟ اين امر نيز اجتناب ناپذير است، تكنيك ها و مصالح جديدي كه غرب به آن ها دست يافته در خود غرب نيز ارتباط با گذشته را قطع نموده حال چه رسد به كشوري مانند ايران كه دست يابي به آن تكنيك ها و مصالح به طور ناگهاني و به صورت خلق الساعه وارد آن شده است. معماري مدرن انقلابي در معماري جهان بوجود آوردكه مي بايست رخ مي داد حال چنانچه معايب و نقطه ضعف هايي در آن مشاهده مي شود (چه بزرگ و چه كوچك) طبيعي است كه بايد رفع گردد، نفي معماري مدرن در واقع دنباله روي از روش معماري مدرن است كه گذشته را ناديده گرفت. امروز ديگر معماري مدرن به گذشته تعلق دارد و نفي آن ناديده گرفتن چندين سال تجربه بشري در اين زمينه است.

       حال به معماري امروز ايران برگرديم. چرا چنين سرنوشتي نصيبش شد؟ با نگاهي به آثار قدما و نقشه هاي منازل مسكوني سنتي در برخي از شهرهاي ايران در مي يابيم كه اكثراً از مدول يك ايوان و يك اطاق و يك ايوان و دو اطاق تبعيت كرده اند. در اقليم گرم و خشك و مناطق كويري (طبس و روستاهاي اطراف آن) اين ايوان به سمت شمال بوده و يا در ايوان يكي رو به شمال و ديگري رو به جنوب، در واحدهاي مسكوني به چشم مي خورد كه به عنوان ايوان تابستاني و زمستاني مورد استفاده قرار مي گرفته و در مناطق سردسير (آذربايجان) اين ايوان دهليز خوانده مي شد و در مقابل آن دري نصب مي گرديد.

       به طور معمول بخش سرويس اعم از مطبخ و حمام و توالت از بخش زندگي كاملاً مجزا بوده ولي در شهر اردبيل مطبخ جاي خود را در بخش زندگي باز نموده است يعني اقليم سخت و سرد اردبيل تأثير خود را بر معماري نهاده است.

در اينجا قابل ذكر است كه پلان هاي نسبتاً بسته و مجاورت و نزديكي تأسيسات (آشپزخانه و حمام) با بخش زندگي در اردبيل تا حدودي تحت تأثير معماري همسايگان شمالي بوده و از آن مرز و بوم به ايران آمده است.

       استفاده از مدول يك ايوان و يك اطاق و جدايي تأسيسات از بخش زندگي ديگر نه ممكن است و نه اقتصادي، راحتي نسبي زندگي در پلان هاي بين المللي خو    به خود حياط مركزي و فضاهاي گسترده در اطراف آن را از رده خارج نموده، ورود تأسيسات سرمايي و گرمايي يعني تأمين هواي مناسب و كنترل شده بادگيرها را بي مصرف كرده و رشد جمعيت روز افزون نياز به معمار با حداقل آشنايي با تكنيك هاي معماري امروز را ايجاب نموده و سرعت تحولات و پيشرفت تكنولوژي باعث گرديده كه معمار قديمي ارتباطش با امروز قطع گردد و نسل جديدي از معماران و مهندسين معمار (در گذشته هر دو نفر را يك معمار انجام مي داد) در اين سرزمين به وجود آيند كه نه تنها دست پرورده معماران قديمي نيستند بلكه آشنايي آن ها با معماري دوره گذشته نيز بسيار اندك و ناچيز است. امروزه ديگر نيازي به معماري كه بتواند گنبد و طاق هاي گهواره اي براي پوشش سقف ها بزند نيز احساس نمي گردد.

چنانچه به مجموعه كتاب هايي كه در زمينه مسكن بومي در ايران تهيه شده نظري بيافكنيم در مي يابيم كه تحقيق بر روي معماري و شناخت مسكن تا چه حد محدود و ناقص است و هر كس در هر شهري مطالعه اي را آغاز نموده بدون توجه به مطالعات قبلي بوده هيچكس حاضر نيست مجموعه موجود را تكميل و مجدداً تنظيم نموده، ذره اي به آن بيافزايد. اين ناديده گرفتن تجربيات ديگران كه در معماران امروز ايران به چشم مي خورد چنانچه در همه ابناع بشر وجود داشت اكنون همه ما در غارها زندگي مي كرديم. حال چه بايد كرد؟ پاسخ به اين سؤال را مجموعه معماران و دست اندركاران اين حرفه و با همكاري و هم فكري مي توانند بدهند. در اينجا نيز در حد توان پيشنهاداتي به شرح زير ارائه مي شود:

1- جمع آوري كليه مطالعات و تحقيقات در زمينه معماري و خصوصاً مسكن، مراجعه به آرشيو دانشگاه هاي معماري و انتخاب پروژه هاي تحقيقاتي و نيز جمع آوري مطالبي در طرح هاي آماده سازي مشاورين مختلف بر روي معماري نقاط مختلف در بند 8-2-1 (معيارها و ضوابطي كه بر مبناي مطالعات و بررسي هاي انجام شده در مورد كيفيت معماري فضاهاي شهري، شرايط اقليمي، فرهنگي و سنتي شهر مورد نظر بايستي در تدوين ايده ها و طرح هاي جزئيات شهرسازي و ساير جنبه هاي مربوط به طراحي شهري اراضي مورد مطالعه در نظر گرفته شود) انجام داده­اند.

2- تكميل مطالعات فوق با استفاده از نظريات مهندسين معمار فعال خصوصاً جامعه مشاوران ايران و رفع نقص و تنظيم مجدد و ايجاد هماهنگي و تحليل و استنتاج از آن مجموعه و مجدداً انتقاد و اصلاح و سپس چاپ و تكثير آن در يك جلد به شكلي كه بتواند شناختي به معماران امروز و معماران فردا كه اكنون در دانشگاه ها مشغول به تحصيل هستند بدهد.

3- شناخت نمونه هاي مسكن خصوصاً آن هايي كه متعلق به اقشار مياني جامعه هستنددر نقاطي كه هنوز مطالعه ­اي صورت نگرفته و تحليل همه جانبه آن ها از نظر روابط فضاها، نوع مصالح، تكنيك ساخت، تعداد ساكنين، سطح فضاها، شغل رئيس خانوار، سطح اشغال بنا نسبت سطح هر فضا به سطح اشغال بنا، محوطه سازي و غيره.

4- معرفي نمونه هاي تزئينات به طور عام و آجركاري به طور خاص، ساده كردن نمونه هاي زيبايي از آجركاري كه در شهرهايي نظير شوشتر و دزفول و تبريز به چشم مي خورد به طوري كه اجراي آن ممكن و تا حدي ارزان باشد.

5- شناخت مجدد مصالح خصوصاً سنگ كه خواهي نخواهي وارد معماري ايران گرديده و بخش وسيعي از نماي ساختمان ها با آن ساخته شده و مي شود و تهيه جزئيات قابل قبول و متنوع سنگي و تركيب سنگ هاي مختلف در كنار هم.

6- جايگزين كردن برخي از مصالح جديد به جاي انواع مشابه آن در قديم مثلاً تركيب آجر و سيمان به جاي آجر و گچ و تهيه جزئيات مربوطه.

7- بازنگري ضوابط شهرسازي با مقايسه ضوابط اعلام نشده در معماری بومی در هر شهر.

8- اختصاص دادن هريك از محلات مختلف و یا هر کوچه به يك نوع مصالح خاص به همان ترتيبي كه تراكم تعيين مي گردد، نوع مصالح مورد استفاده در نماي ساختمان ها نيز مشخص شود.

9- اختصاص بخش قابل توجهي از شرح خدمات طرح هاي جامع و تفصيلي به شناخت معماري بومي هر شهر خصوصاً مسكن در آن، كه در نتيجه آن اجراي بند هفت امكان پذير خواهد بود.

10- تهيه طرح نماي ميادين و خيابان ها و گذرگاه ها به صورتي كه كليات طرح ميدان يا خيابان مشخص باشد و براساس آن اراضي و املاك بر خيابان براي كاربري هاي گوناگون طراحي گردند.

11- استقرار كاربري هاي عمومي در بر خيابان هاي اصلي كه  ساختمان با طرح قابل قبول و نماسازي شده در خيابان احداث گردد.

12- معرفي نمونه هاي خوب از ساختمان هاي عمومي و مجتمع هاي بزرگ تا منازل تك واحدي در نمايشگاه ها و مجلات معماري كه تعداد آن ها هم كم نيست.

 

تاريخ تهيه 1370 خورشيدي

تاريخ چاپ 1371 خورشيدي