40- بافت تاریخی سوس(کشور تونس)

نوشته شده توسط مدیر سیستم. Posted in سایر مقالات عمومی

Demo Image

زهره بزرگ نیا
چاپ شده در: نشريه"معمار"شماره48
تاریخ انتشار: فروردین واردیبهشت1387

 

       کشور کوچک تونس واقع در شمال قاره آفريقا از سمت شمال و خاور به درياي مديترانه از جنوب خاوری به کشور ليبي واز جنوب باختری و باختربه کشور الجزاير محدود است. مساحت آن حدود 164000 کيلومتر مربع (حدود يک دهم کشور ايران) و پايتخت آن شهر تونس در شمال کشور است. مناطق ساحلي آن داراي آب و هواي  مديترانه­اي و ساير مناطق نيمه خشک و بخشي از جنوب باختری کشور داراي آب و هواي صحرايي است.

مقدمه:

        شهر تونس به فاصله اندکي در جنوب شهر قديمي که مرکز دولت کارتاژ و با همان نام بود و در قرن نهم قبل از ميلاد توسط تاجران فنيقي بنا شده بود استقرار يافته است. نيروي دريايي قوي کارتاژ موجب گرديد که در قرن ششم قبل از ميلاد تمامي سواحل شمال آفريقا تا اقيانوس اطلس را در اختيار بگيرند و امپراتوري خود را بنا نهند. اين قوم هنر اندکي از خود بجاي گذاشتند و هنر آنها تحت تأثير مصريها، يوناني­ها و فنيقي­ها بود. کارتاژ بمدت 150 سال درگير جنگ دائمي با دولت­هاي يونان و روم بوده و براي مدتي منطقه سيسيل و بخشي از کشور اسپانيا را در اختيار داشته است. اين جنگها پيونيک ناميده مي­شد که در سه دوره صورت گرفت و در آخرين نبرد به شکست کارتاژدر سال 146 قبل از ميلاد منجر شد و کشور به دست روميان افتاد. پس از روميها اقوام مختلفي در اين کشور حکمروايي کردند و از سال 705 ميلادي تا اوايل قرن شانزده اعراب حاکم آنجا بودند و آداب و رسوم و مذهب خود را جايگزين فرهنگ و مذهب رومي (مسيحي) نمودند. تونس در سال 1534 ميلادي بوسيله يک دزد دريايي به نام خيرالدين تصرف شد که پس از مدتي او در جنگ با امپراطوري اسپانيا مغلوب و از تونس اخراج گرديد. در سال 1881 ارتش فرانسه از راه الجزاير وارد تونس شد و اين کشور را نيز مستعمره خود نمود. در اوايل سالهاي 1900 تحت تأثير ايده­آل­هاي مردم اروپا، جنبش­هاي استقلال طلبانه در تونس بوجود آمد که توسط فرانسويان سرکوب شد. در سال1920 گروههاي سوسياليست متحد، حزب واحدي را تشکيل دادند که طرفدار اصلاحات مردمي وسيعي بود. اين حزب نيز در سال 1925 منحل گرديد و پس از مدتي حزب جديدي به رهبري وطن پرست تونسي "حبيب بور قيبه" تشکيل شد که به کمک گروههاي چپ و گروههاي ناسيوناليست در فرانسه و مراکش و الجزاير در سال 1938 حکومت ملّي را بنيان نهاد.

 

جمعيّت اين کشور در سال 1997 حدود2/9 ميليون نفر بوده است که 8/34 در صد آن کمتر از پانزده سال سن داشته­اند (اين نسبت در ايران 25% است) زبان رسمي آنها عربي و زبان دوّم آنها فرانسه است. 98% مردم مسلمان و بقيه يهودي و مسيحي هستند. دولت تونس براي اداره امور، کشور را به 23 فرمانداري تقسيم نموده که فرماندارها بوسيله رئيس جمهور انتخاب مي­گردند. در حال حاضر حزب سوسياليست (دستور) که چپ ميانه رو است بر تونس حکومت  مي­کند و احزاب ديگر شامل سوسيال دمکراتها، جنبش اتّحاد مردمي و حزب کمونيست در اين کشور فعاليت دارند.

 

       توليد مهم کشاورزي اين کشور زيتون است و باغ­هاي وسيع زيتون در مناطق شمالي و شرقي کشور به چشم مي­ خورد. کشور براي صنعت توريسم تجهيز شده و بخش قابل توجهي از درآمد آنها (55% ) از طريق توريسم تأمين مي­ شود.

 

مدينه سوس

 

       شهر ساحلي سوس در خاورکشور تونس و در کنار درياي مديترانه در 140 کيلومتري جنوب خاوري پايتخت واقع است. اين شهر به دليل شرايط ويژه جغرافيايي، اقليمي، طبيعت زيبا، ساحل آفتابي و درياي صاف و سحرانگيز، بافت شهري هماهنگ، تأسيسات توريستي در سطوح مختلف، گروه­هاي مختلف گردشگر را بخود جلب نموده و مرواريد ساحل خوانده مي­شود.

 

ولي آنچه که در اين شهر زيبا مي­درخشد بافت تاريخي کم نظير آن است که بطرز حيرت انگيزي سالم، فعال و سرزنده است. بخش قديمي شهر مدينه ناميده مي­شود. مدينه سوس داراي حصار و برج و بارو است و در گذشته چهار دروازه داشته است مسجد جامع شهر و رباط يا قلعه نظامي در شمال، قبه يا زندان در مرکز و قصبه يا مقر حکومتي در جنوب باختری مدينه قرار دارد که در ادامه به آنها مي­پردازيم.

 

 

 

 

مدينه: احمد اشرف واژه مدينه را واژه­اي عربي و مترادف با شارستان دانسته است[1] و دکتر محسن حبيبي در کتاب از "از شار تا شهر"[2] به نقل از مقدسي سه نوع شهر را در دوره رونق شهرنشيني در قرن سوم تا هشتم ﻫ.ق معرفي کرده که مصر، قصبه و مدينه نام داشته­اند. مصر سکونت گاهي است که اميري در رأس آن باشد، قصبه پايتخت ايالتي بوده و مدينه را که واژه­اي آرامي که با مفهوم شارستان در زبان پهلوي بسيار نزديک است معرفي کرده و گفته است: "مدينه جايگاهي است که عدالت در آن اجرا مي­شود و از نظر مذهبي نقش پراهميتي داشته است و مسجد آدينه يکي از ارکان آن محسوب مي­­گردد."

 

در اينجا اين توضيح ضروري است که در کشور تونس بخش قديمي شهرهاي تونس، سوس، منستير، مهديا، قيروان و .... مدينه خوانده مي­شود.

 

مساحت مدينه سوس حدود 32 هکتار است[3] که بوسيله خيابان­هاي مارشال تيتو، محمد علي و ابن عمر محصور شده و در حال حاضر داراي پنج دروازه به نام­هاي باب­الغربي و باب الفنيگا در مغرب، باب القبله در جنوب، باب الجَبلي در شمال و باب­الجديد در شرق است. ورودي اصلي مدينه دروازه شمالي است که رباط در جوار آن بنا شده است.

 

حصار مدينه سنگي و لبه ديوار آن کنگره دار و داراي چندين برج با نقشه مربع شکل است. بندر سوس در شرق مدينه و به فاصله اندکي از آن واقع است.                   

 

بافت شهري مدينه: اطراف مدينه با خيابان­هايي محصور گرديده و دروازه­ها ارتباط داخل مدينه را بوسيله اين خيابان­ها با ساير نقاط شهر تأمين مي­کنند. (نقشه شماره دو)

 

داخل مدينه حد فاصل ديوار و ساخت و سازها  نيز معبري موجود است که آن را از حصار شهر جدا  مي­کند. سه معبر اصلي دروازه­ها را بهم متصل مي­کند که نسبت به ساير معابر که دسترسي به واحدهاي مسکوني را تأمين   مي­کنند عريض­تر هستند و معابر اصلي مدينه محسوب مي­گردند برخي از معابر اين بافت مانند معابر بافت ارگانيک ساير شهرها از جمله شهرهاي ايران پرپيچ و خم و کج و معوج است و در برخي موارد نيز داراي پله است و هيچ اقدامي براي  مستقيم کردن معابر و يا حذف پله و تبديل آن به سطح شيبدار که شرايط ورود اتومبيل را فراهم نمايد مشاهده  نمي­شود. به عبارت ديگر اين بافت اتومبيل را به درون خود راه نداده است.

 

 

بيشترين اتومبيل­هاي در حال رفت و آمد در مدينه شهر سوس اتومبيل­هاي خدماتي هستند و به ندرت اتومبيل شخصي در مدينه اين شهر مشاهده مي­شود و از راه بندان، توقف اتومبيل در کنار کوچه و بسته شدن راه و ازدحام و .... خبري نيست.

 

گاري­هاي دستي همانند بازار تهران و ساير بازارهاي قديمي شهرهاي ايران در اين بافت در حال حرکت هستند و انواع سبزي و ميوه و مواد غذايي را ارائه مي­دهند و بيشتر، زنان دست فروشي مي­کنند.

 

مدينه به تعدادي محله تقسيم شده و هر محله مسجد و حمام و قهوه خانه و گاهي زاويه­اي براي خود دارد. قهوه­خانه­ها مانند ساير کشورها مکاني مردانه بوده و مملو از جمعيت است.

 

بخش قابل توجهي از ساختمان­هاي واقع در مدينه به بناهاي عمومي از قبيل دفتر پست، دفتر تلفن، (هاتف عمومي)، رستوران، هتل (فندق)، قهوه­خانه (مقهي) دفتر پليس (شرطه) و بيشتر به فروشگاه­هاي صنايع دستي اختصاص دارد. صنايع دستي در اين کشور مشابه ايران، قالي، گليم، خاتم، نقره کاري، چرم سازي، حصيربافي و سفال است ولي کيفيت آن از مشابه ايراني آن بسيار پايين­تر و قيمت آن نسبتاً ارزان است.

 

در هيچ نقطه­اي از مدينه بناي مخروبه و يا زمين­ باير رها شده و يا ساختمان بلندمرتبه و يا ساختماني با مصالح غير همگون با ديگر ساختمان­ها مشاهده نمي­شود. بافت منسجم و استخوان­بندي مشخص از ويژگي­هاي بافت مدينه سوس است. (نقشه شماره سه)

 

رباط يا ريباط:

 

رابرت هيلن براند در کتاب" معماري اسلامي"[4]  گفته است که رباط از ريشه عربي رَبَط به معني افسار کردن اسب است. "اين واژه در اواخر قرن چهاردهم ﻫ . ق بيانگر نوعي دژ گونه است که به عنوان بنايي براي تداوم جهاد مورد استفاده قرار مي گرفت و بيشتر نمونه­هاي سالم مانده از اين نوع ساختمان در مغرب يافت مي­شدند مانند موناستير، سوسه، طافر طست[5] و طيط[6] " و سپس افزوده است که دلاوران دين در چنين ساختماني براي اقامت کوتاه مدت بر ضد کافران گرد مي­آمدند و رباط­ها در سرتاسر دنياي اسلامي ساخته شدند.

 

 

 

رباط مدينه سوس قلعه نظامي کوچکي است که در شمال مدينه و در مجاورت باب الجبلي بنا شده اين قلعه سنگي با برج­هاي مدور که در سه کنج آن کوتاه و در کنج چهارم  بسيار مرتفع است و سه، نيم برج بر روي اضلاع و چهارمين يک ورودي مستطيل شکل که لبه­هاي آن کنگره دار است.. در ورودي رباط تقريباً در مقابل در ورودي مسجد جامع مدينه قرار داشته است و محوطه بازي در مقابل ورودي دو بنا مشاهده مي­شود.

 

 

 

 

 

مسجد جامع و ساير مساجد: تعداد زيادي مسجد در مدينه موجود است که به هر محله اختصاص دارد و در نقشه شماره 3 محل 18 مسجد که در سراسر مدينه پراکنده هستند مشاهده مي­شود. ساختمان مسجد جامع در سمت جنوب و صحن بزرگ وسيع آن در شمال مسجد قرار گرفته است.

 

در سه طرف ديگر مسجد غرفه­ها و ايوان­هاي سرپوشيده­اي در مقابل آنها قرار دارد. سقف بنا مسطح و داراي دو گنبد تزئيني است. در گوشه شمال غربي آن منار قطوري با طاق گنبدي مشاهده مي­شود و پلکاني بام ايوان را به بالاترين نقطه منار هدايت مي­کند.

 

در قسمت جنوبي مسجد سه برج گرد کوچک که مانند پشت بندي براي نگاه داري ديوار مرتفع آن عمل    مي­کنند مشاهده مي­شود ديوار مسجد نيز مانند رباط کنگره دار و مصالح بکار رفته در آن کلاً از سنگ بوده و مسجد تقريباً فاقد تزيين است.

 

رابرت هيلن براند هواي آفتابي مديترانه­اي و امکان خواندن نماز در فضاي باز را دليل ساخت اين صحن­هاي وسيع در مساجد اين منطقه مي­داند.

 

از ويژگي­هاي مساجد در تونس رديف ستون­هايي است که هر ستون با قوسي به ستون مجاور متصل مي­شود و در مسجد سوس از قوس­هاي کماني و نعل اسبي بوفور استفاده شده است و ستون دو طرف ورودي شبستان دو قلو است.

 

سيد محسن حبيبي2 تاريخ مساجد را به چهار دوره که دوره اول صدر اسلام، دوره دوّم دوران بني اميه، دوره سوّم خلافت عباسيان و دوره چهارم ظهور حکومتهاي قدرتمند از دل امپراطوري عباسي تقسيم نموده است. مساجد جامع را يکي از مشخصه­هاي اصلي شهر اسلامي برشمرده که در ابتدا (دوره اول) مکان استقرار دولت اسلامي نيز محسوب مي­گرديدند و در دوره دوم که قدرت سياسي تا حدودي از قدرت مرکزي جدا مي­شد. دارالاماره (حاکم نشين) را در کنار مسجد جامع و با فاصله اندکي از آن بنا مي­کنند ولي در شهر سوس حاکم­نشين يا قصبه يا کرسي ولايت در دورترين فاصله از مسجد جامع قرار دارد و بجاي آن رباط يا قلعه نظامي در مجاورت مسجد جامع ساخته شده است.

 

بغير از مسجد، بناي مذهبي ديگري در مدينه مشاهده مي­ شود که زاويه خوانده مي­ شود که عملکردي مشابه تکيه در ايران دارد[7] معمولاً قبر ما رابو يا مارابط نيز در آن قرار دارد يکي از آنها زاويه سيد عبدالقادر است. ورود افراد غير مسلمان به داخل زاويه ممنوع است. در حال حاضر از زاويه­ها براي جمع آوري صدقه براي ايتام و کارکردهاي مشابه آن استفاده مي­کنند و قبر پير نيز مورد احترام و زيارت گاه مردم است.

 

 

 

قبه: معني لغوي قبه بارگاهي است که برفراز آن گنبدي ­باشد. اين بنا نيز گنبد خاصي بر بام خود دارد پوشش آن از خطوط شکسته موازي هم شکل گرفته است که قسمت بالاي گنبد به شعاع کره تبديل مي­شود. فضاي زير قبه يک طبقه عميق تر از ساير قسمت­هاي بنا است اين بنا در حال حاضر موزه مردم شناسي و قهوه خانه سنتي است ولي عملکرد اوليه آن مشخص نيست. گمان مي­رود که بخشي از يک قصر يا بخشي از يک حمام و يا زندان باشد.

 

قصبه: قصبه يا کازبا به معني کرسي ولايت است و در سوس به بناي بزرگي گفته مي­شود که در جنوب غربي مدينه و  بر روي صفه­اي بنا شده است و خانه حاکم يا دژ حکومتي است. در شهرهاي قديم ايران دژ حاکم در مرکز شهر قرار داشت ولي در مدينه سوس در حاشيه شهر قرار دارد شايد بيشترين خطري که شهر را تهديد کرده است از سمت دريا و دزدان دريايي بوده­اند و احتمالاً مدينه از سمت شرق  نيز که به سمت دريا راه دارد دروازه نداشته و بعداً دروازه جديد از آن سمت باز شده است و قلعه نظامي يا رباط نيز در جوار دروازه شمالي بنا شده که به دريا نزديک است و قبل از حمله مهاجمين به مدينه دفاع از آن را به عهده داشته است. ولي در کتاب شهرهاي عربي – اسلامي درباره قصبه چنين آمده است "(به سکون يا فتح حرف دوم) اين واژه ابتدائاً در آفريقاي شمالي و اسپانياي دوره اسلامي مورد استفاده قرار گرفته است. قصبه اساساً قلعه­اي است که، در عين حال که به شهر داراي استحکامات (مدينه) ضميمه است، با استقلال کامل به مقاومت خويش، حتي پس از سقوط شهر، ادامه مي­دهد و يا به عنوان پناهگاهي براي فرماندار در مقابله با مردمي که بر عليه او يا بر عليه امير شورش کرده­اند مورد استفاده قرار مي­گيرد. مکان قصبه با مناسب ترين موقعيت سوق الجيشي تطبيق داده شده، و در تپه بر شهر مسلط است و گاهي در جوار مسير آب، صخره و يا دريا قرار مي­گيرد. در تونس مکان قصبه بر بلندترين ارتفاع مجموعه شهر اشراف دارد".

 

قصبه در حال حاضر موزه شهر است اين ساختمان از دو قسمت تشکيل شده و داراي دو حياط کوچک و بزرگ است که حياط اولي در مرکز قرار گرفته و دور تا دور آن رواقي مشاهده مي­شود و پشت رواق اتاق­ها قرار دارند. (نقشه شماره پنج)

 

 

 

 

 

 

خانه ­ها: خانه­هاي واقع در مدينه کوچک و يک تا سه طبقه بوده برخي از نمونه­ها داراي حياط مرکزي هستند و به يک خانوار اختصاص دارند و در برخي از نمونه­ها در طبقه دوم خانوار ديگري زندگي مي­کنند در اين نمونه­ها نيز تراسي مقابل اتاق قرار دارد و نقش حياط را ايفا مي­نمايد از يک نمونه خانه که متعلق به يک خانواده مرفه بوده در حال حاضر تبديل به موزه شده است امکان بازديد فراهم شد. نکته قابل توجه اين است که کل اثاثيه خانه، ظرف و ظروف، لباس­ها و حتي عکس­هاي قاب شده يادگاري نيز به همان صورت حفظ شده است. انگار که صاحب خانه از دنيا رفته و کل زندگي و خانه خود را براي موزه وقف نموده است. در اين خانه يک مرد با دو همسرش زندگي مي­کرده است که هر کدام يک اتاق بزرگ در اختيار داشتند و يک اتاق نيز به فرزندان اختصاص داشته اين خانه نيز بصورت حياط مرکزي است. ورودي خانه بسيار بزرگ و مفصل با لوازم پذيرايي است که احتمالاً نقش بيروني را ايفا مي­کرده خانه داراي حياط ديگري نيز هست که حياط سرويس محسوب مي­شود و بخش عمده آن سرپوشيده است در يک طرف حياط آشپزخانه مفصل و در طرف ديگر چاه آب و در بخش ديگر سرويس و حمام قرار دارد. پله گردي در کنار چاه آب موجود است که حياط سرويس را  به طبقه اول متصل مي­کند در طبقه اول اتاق مستخدمين واقع است. اين پله بهمان صورت به بالا صعود کرده و به بالاترين قسمت منار که براي رويت ماه در روز آخر ماه رمضان استفاده مي­کرده­اند مي­رسد. اين خانه در نزديکي قصبه قرار دارد.

 

از مشخصه­هاي نماي خانه­هاي شهر سوس بطور خاص و ديگر شهرهاي کشور تونس سادگي آنهاست که تنها در بعضي از نمونه­ها داراي مختصر تزئينات سنگي و يا کاشي هستند.

 

در حال حاضر ساير مشخصه­هاي اين ساختمانها پنجره­هاي کوچک با نرده، سايبان و يا پنجره­هاي پيش آمده در کوچه (مشربيه) استفاده از رنگ سفيد در نماي ساختمانها و رنگ آبي براي درها و پنجره­ها، کوتاه بودن ارتفاع   خانه­ها، نرده­هاي چوبي، نحوه استقرار آزاد بنا در زمين و هماهنگي واحدهاي همجوار باهم، استفاده از مصالح مشابه و ... را شامل مي شود.

 

 

 

 

 

 

پايان سخن:

 

کشور تونس بطور عام و شهر سوس بطور خاص از فرهنگ معماري غني و پيچيده­اي برخوردار نيست پلان­ها ساده و نحوه اتصال ستون به طاق و پوشش بام، گنبدها، گوشه سازي­ها، مقرنس­ها، کاشي کاري­ها، نقش­هاي آجري همه و همه با ساده ترين شکل و بدون دقت و وسواس ساخته شده و يا در کنار هم چيده شده است کاشي­ها خشتي است و با نقشهاي متنوع بدون نظم خاصي در کنار هم نصب شده و حتي حالت وصله و پينه دارد. استفاده از تزئينات سنگي و نيز ترکيب سنگ و کاشي به وفور مشاهده مي­شود تزئينات گچي با استفاده از نقش سرو و نيز استفاده از نقش پنجه دست در کاشي کاري چشمگير است. پنجه در مذهب تشيع نشانه پنج تن آل عبا و يا دست بريده حضرت ابوالفضل است و در تونس و مراکش دست حضرت فاطمه و در مذهب يهود با تصوير چشمي که روي آن ترسيم شده براي جلوگيري از چشم زخم بکار مي­رود.

 

قوس­ها ساده هستند و از قوس­هاي مرکب و پيچيده معماري ايران در معماري تونس خبري نيست با اين حال هماهنگي و يکدستي معماري در اين بافت شهري، زيبا و جذاب است و تمام افرادي که يکبار به تونس سفر کرده­اند آرزوي ديدار مجدد آن را دارند.

 

در ابتداي سفر پس از بازديد از مدينه شهر سوس اين شبهه ايجاد گرديد که شايد بافت قديم اين شهر بطور استثناء و براي نمونه حفظ گرديده است. ولي پس از خروج از مدينه و ملاحظه هماهنگي ساختمان­هاي جديد ساخته شده در خارج مدينه با داخل آن و استفاده بسيار از موتيف­ها و المان­هاي معماري سنتي در معماري جديد متوجه شديم که نظام معماري در اين شهر بسيار سامان يافته است. بخش قابل توجهي از ويلاهايي که براي اجاره به گردشگران اروپايي و شايد حتي با سرمايه غير بومي تهيه شده­اند نيز کاملاً اقتباس شده از معماري بومي و سنتي اين شهر است و اين نشان از رشد و امروزي شدن معماري تونس بدون قطع ارتباط با گذشته آن دارد به همين دليل اين وضعيت تنها به شهر سوس اختصاص ندارد بلکه در ساير شهرها از جمله تونس، قيروان، منستير، مهديا، جم و روستاي سيدي بوسعيد، نيز مشاهده مي­شود. داخل مدينه آنها کاملاً بهمان شکل سنتي حفظ شده و هيچ گوشه­اي از آنها تخريب نشده و در صورت تخريب بازسازي ­با هماهنگي با ساير قسمتها صورت گرفته است هيچ معبري براي عبور اتومبيل تعريض نشده و هيچ شکستگي در بدنه نما صاف نشده است و در نهايت يک فضاي گرم و آرام و دوستانه براي زندگي ساکنين و پذيرايي از گردشگران تدارک ديده شده است.

 

لحظه­اي حضور در چنين فضاهاي خودماني، آرام، زيبا و اصيل براي انساني که تحت انواع و اقسام فشارهاي روحي و رواني ناشي از سرعت و ازدحام و تصادف اتومبيل­ها و ساختمانهاي غول آسا است فرصتي مغتنم است که مردم و حاکميت تونس براي زندگي خود در محيطي انساني و براي حفظ هويت خود و براي بازديد به همه مردم جهان اهدا کرده­اند.

 

حال مي­توان پرسيد که آيا اکثريت مردم تونس از نعماتي!! که پيشرفت­هاي تکنولوژي نصيب انسان کرده است همانند ما بهره مند هستند؟ و چرا بافت تاريخي شهرهاي کشور تونس حفظ شده و بافت تاريخي شهرهاي ايران يکي پس از ديگري رو به ويراني گرائيده است؟ پاسخ اول منفي است! طاعون مصرف گرائي گريبان مردم تونس را نگرفته است.

 

فروشگاه­هايي که کالاهاي لوکس اروپايي و مارک دار در آنها عرضه مي­شود و يا سوپرمارکت­ها و مجتمع­هاي تجاري بزرگ لوازم صوتي – تصويري و کامپيوتري و مراکز فروش موبايل به ندرت در آنجا ديده مي­شود. گردشگراني که به اين کشور مي­روند نيز اکثراً اروپايي هستند و آنها نيز به دنبال اين قبيل کالاها در کشور تونس نيستند. در نتيجه مردم تونس هر چند که براي پذيرش و جذب گردشگران تأسيسات توريستي و امکاناترفاهي فراواني تدارک ديده­اند ولي مجبور نيستند براي جلب رضايت مسافران دست به چنين کاري بزنند. مواد غذايي، ميوه، سبزي و پوشاک همه منشأ محلي دارند،و هر­چند تاکسي­ها، جديد، تميز و مجهز به کولر هستند ولي از اتومبيل­هاي لوکس و متنوع شخصي در حال تاخت و تاز در شهر خبري نيست.

 

انواع وسايل برقي با تکنولوژي جديد، که هر روز شکل تازه­اي مي­يابد، استفاده از اتومبيل مُد روز و پوشاک و لوازم خانگي، انواع موبايل و مصرف غريب­ترين ميوه­ها و سبزيجات و مواد غذايي (شکلات و نوشابه و ...) که در سراسر دنيا توليد مي­شود و از تنوع بي حد و حصري برخوردار بوده (و بسيار جذاب و اغوا کننده است) و در ايران به وفور يافت مي­شود در کشور تونس بچشم نمي خورد. استفاده از اين امکانات اولاً در هيچ کشوري براي همه مردم ممکن نيست، همانطور که در ايران نيز اين­گونه است. و تنها بخش قليلي به شيوه لجام گسيخته مي­توانند مصرف کنند ولي اين عارضه گريبان کل جامعه را گرفته و هر روز شدت بيشتري مي­يابد تا جائي که براي تأمين درآمد بيشتر و رفع عطش مصرف، هر کاري مجاز  مي­گردد.و پاسخ پرسش دوّم اين است که ولع کسب درآمد بيشتر براي استفاده از امکانات رفاهي و تجمل بيشتر به نقطه­اي کور مي­رسد که در آن نقطه، ارزش­هاي فرهنگي که تکيه به آنها به راحتي مي­تواند بازده اجتماعي و حتي مالي مناسب خود را نيز داشته باشد تحت الشعاع سودهاي آني و کوتاه مدت قرار مي­دهد و رفته رفته به خاري در چشم بدل مي­گردد و سيل خانمان برانداز تخريب و نوسازي در بافت­هاي قديمي چهره مي­نمايد چنان که در اينجا رخ داده است. شايد هنوز فرصت باقي باشد و بتوانيم با عزم ملّي جلوي اين پديده مخرب را بگيريم و ولع سيري ناپذير مصرف و سودجويي ناشي از آن را متوقف کنيم تا زمينه حفظ و توسعه فرهنگ مادي و معنوي از جمله باقي مانده بافت­هاي تاريخي و با ارزش شهرها را فراهم کنيم.

 

 

منابع مورد استفاده:

 

  1. ويژگي­هاي تاريخي شهرنشيني در ايران – دوره اسلامي، احمد اشرف، نامه علوم اجتماعي دوره 1 شماره 4 تيرماه 1353
  2. تحليلي تاريخي از مفهوم شهر و سيماي کالبدي آن تفکر و تأثر انتشارات دانشگاه تهران 2304 چاپ پنجم 1383
  3. شهرهاي عربي اسلامي اصول شهرسازي و ساختماني، بسيم سليم حکيم، ترجمه محمد حسين ملک احمدي، عارف اقوامي مقدم، سازمان چاپ و انتشارات وزارت ارشاد اسلامي 1381
  4. تکيه­ها و حسينيه­هاي ايران، زهره بزرگ­نيا، انتشارات صوفيان 1385 مراجعه شود.
  5. معماري اسلامي، رابرت هيلن براند، ترجمه دکتر ايرج اعتصام، حوزه معاونت شهرسازي و معماري چاپ اوّل 1377